گفتگو با مهدی حجت، یکی از بنیان‌گذاران سازمان میراث فرهنگی درباره چالش های پیش روی صنعت گردشگری

از ثروتی که داریم غافلیم

...

در حال حاضر تمام کشورهای منطقه به نحوی با جنگ دست و پنجه نرم می‌کنند و ایران جزیره آرامشی در میان دریای آتش و خون است.

بمانجان ندیمی/ مجله آینده نگر

 مهدی حجت، یکی از بنیان‌گذاران سازمان میراث فرهنگی، در گفت‌وگویی با آینده‌نگر به بررسی چالش‌های موجود در صنعت گردشگری پرداخته و البته در برخی از زمینه‌ها نگاهی متفاوت به صنعت توریسم در ایران دارد. وی به مشکلات زیرساختی در ایران اشاره دارد و می‌گوید: صنعت گردشگری در ایران مانند مانند فردی است که غذایی برایش مهیا شده اما قاشق و چنگال برای خوردن آن ندارد. در عین حال پتانسیل‌های گردشگری ایران را هم گنج دربسته‌ای می‌داند که هنوز کشف نشده. اما نکته قابل تامل در صحبت‌های او، تاکیدی است که بر دانش دارد. حجت عنوان می‌کند: بزرگ‌ترین چالشی که می‌توان از آن یاد کرد، آگاهی نداشتن از ثروتی است که در دست داریم. امروزه شرایط تغییر کرده است. در این وضعیت ما نمی‌توانیم نیازهای گردشگر امروز را تامین کنیم. میراث فرهنگی در وهله اول به پژوهش، بعد نگهداری و در نهایت به معرفی نیاز دارد. ما بخش پژوهش و نگهداری را رها کرده و تنها به نمایش داشته‌های خود بسنده کرده‌ایم. این رفتار برای ما توریسم پایدار ایجاد نخواهد کرد. در ادامه مشروح گفت‌وگو با مهدی حجت را می‌خوانید.

علی‌رغم اینکه صنعت توریسم در دنیا یکی از قطب‌های اقتصادی مهم به شمار می‌رود، چرا در ایران به عنوان یک صنعت ارزآور و درآمدزا مطرح نشده است؟

اول اینکه استفاده از چنین صنعتی ملزومات و مقدماتی لازم دارد که در گذشته فراهم نبود. در ایران اتفاقات ناگهانی و تغییردهنده‌ای طی چند دهه اخیر افتاده است. انقلاب و بعد از آن در مدت‌زمان کوتاهی، هشت سال جنگ تحمیلی در ایران تجربه شد و پس از آن، تبلیغات منفی‌ای علیه ایران صورت گرفت. در این وضعیت، شرایطی به وجود آمد که انتظار ورود توریست به ایران، انتظار زیادی بود. نمی‌شد انتظار داشت توریست‌ها ایران را به عنوان مقصد گردشگری انتخاب کنند، چرا که فضای منفیِ به‌وجودآمده، ذهنیت توریست‌ها را نسبت به ایران منفی کرده بود. البته در این میان برخی از توریست‌ها هم به ایران می‌آمدند. آنها کسانی بودند که یا دوست داشتند شرایط ایران را ببینند یا با فرهنگ تاریخی ایران آشنا بودند و حاضر نبودند با تبلیغاتی که علیه ایران در دنیا انجام می‌شد، سفر به ایران را فراموش کنند. اما مگر چند درصد از تورییست‌ها از چنین آگاهی‌ای برخوردار بودند؟ عمده گردشگران خارجی تحت تاثیر تبلیغات قرار می‌گرفتند و نسبت به انتخاب ایران به عنوان مقصد گردشگری، نگاه خوبی نداشتند. توجه داشته باشید که در این شرایط نامساعد بود که صنعت گردشگری در ایران بسیار مهجور واقع شد. اما حالا ورق برگشته آن هم به نفع ایران. کشورمان به امن‌ترین کشور منطقه بدل شده است. اتفاق کمی نیست که آن را نادیده بگیریم. تصور کنید در حال حاضر تمام کشورهای منطقه به نحوی با جنگ دست و پنجه نرم می‌کنند و ایران جزیره آرامشی در میان دریای آتش و خون است، در این شرایط طبیعی است که گردشگران زیادی به اینجا بیایند و این‌بار ایران به عنوان یکی از مقاصد اصلی گردشگری مطرح شود.

همان‌طور که اشاره کردید شاید همان ذهنیت ایران‌هراسی تا حد زیادی مانع از ورود گردشگران خارجی به ویژه اروپایی‌ها به ایران شده است. اما دلیل دیگری که به عنوان مانعی برای ورود گردشگر از آن یاد می‌شود و بارها شاهد بحث‌های زیادی در این خصوص بوده ایم، زیرساخت‌هاست.

دقیقا همین‌طور است؛ دلیل دیگری که مانع رشد این صنعت شده، نبود زیرساخت‌های کافی برای جذب گردشگر است. در ایران زیرساخت‌های لازم را برای جذب گردشگر در کشور نداریم. این یک واقعیت تلخ است. این صنعت به زیرساخت‌های بسیار مهمی مانند آمادگی سایت‌های تاریخی برای ارائه اطلاعات درست و دقیق به گردشگران، وسایل ارتباطی برای حمل و نقل افراد، تجهیزاتی برای پذیرایی از گردشگران در بین راه، پرسنل مسلط به زبان و فرهنگ گردشگران، وجود هتل‌ها، تسهیلات بانکی و محل‌های پذیرایی و موارد این‌چنینی نیاز دارد که چون اینها به عنوان زیرساخت‌های لازم برای صنعت توریسم شکل نگرفته، خودبه‌خود این صنعت گسترش پیدا نکرده است.

الان به نظر می‌رسد دولت به اهمیت و پولساز بودن صنعت گردشگری پی برده است. این موضوع را تایید می‌کنید؟

خوشبختانه بله. با سرعتی که الان دولت برای احیای این صنعت در پیش گرفته امیدواریم که این صنعت رشد قابل قبولی داشته باشد. در این میان جا دارد به این موضوع نیز توجه شود که برجام هم در رونق صنعت گردشگری تاثیر زیادی داشته آن هم به دلیل اینکه ذهنیت‌های منفی نسبت به ایران را در دنیا تعدیل کرده است.

به مسئله برجام اشاره کردید. اتفاقی که پس از برجام مورد توجه همگان بود ورود هیئت‌های زیاد خارجی به خصوص اروپایی‌هایی بود که سال‌ها از مذاکره با ایران طفره می‌رفتند. تقریبا در تمام هیئت‌ها شرکت‌هایی فعال در زمینه گردشگری نیز حضور داشتند. این موضوع را چگونه تحلیل می‌کنید؟ با توجه به اینکه شرکت‌های بین‌المللی تمایل دارند به صنعت گردشگری ایران ورود کنند، چقدر در داخل کشور این رغبت وجود دارد؟

در این‌باره باید بگویم همان ضعف زیرساختی ایران، چنین رغبتی را برای خارجی‌ها به وجود آورده است. تمام کسانی که در حوزه گردشگری و صنعت توریسم صاحب‌نظرند متوجه این موضوع هستند که ظرفیت‌های بنیادینی برای کار گردشگری در ایران موجود است. با توجه به سرمایه‌های مادی و معنوی گردشگری به جهت تنوعی که در طبیعت و تاریخ این سرزمین وجود دارد و همچنین قدمت، زبان‌ها و اقوامی که در ایران زندگی می‌کنند، ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای گسترش این صنعت در کشور موجود است. سرمایه‌گذاران می‌دانند که تنها نقطه‌ضعف در صنعت گرشگری ایران، نبود زیرساخت‌های لازم در این حوزه است. مثالی که می‌توان در این مورد استفاده کرد این است که گردشگری در ایران مانند فردی است که غذایی برایش مهیا شده اما قاشق و چنگال برای خوردن آن ندارد. طبیعی است در این شرایط سرمایه‌گذاری ضروری خواهد بود. رونق گردشگری با توجه به پتانسیل‌هایی که در ایران موجود است مستلزم سرمایه‌گذاری برای ایجاد زیرساخت‌هایی مانند ایجاد هتل، بهبود سیستم حمل و نقل هوایی و زمینی و... است تا بتوان از این ثروت عظیم بهره‌برداری شایسته‌ای کرد. این موضوع مسلما از نگاه سرمایه‌گذاران خارجی دور نمانده است. بیخود نیست که آنها تلاش می‌کنند به بازار ایران ورود پیدا کنند.

بنابراین مهم‌ترین چالش‌های ما زیرساخت‌هاست. علاوه بر این مواردی که به آن اشاره داشتید در بدنه دولت چه چالش‌هایی در خصوص این صنعت وجود دارد؟

بزرگ‌ترین چالشی که می‌توان در این‌باره از آن یاد کرد، آگاهی نداشتن از ثروتی است که در دست داریم. ما اشراف لازم و عمیقی نسبت به دارایی‌های فرهنگی خود نداریم. برخی افراد همین تعداد آثار باستانی و میراث فرهنگی را می‌شناسند و می‌خواهند آن را به دنیا عرضه کنند. اما دارایی ما چندین برابر چیزی است که مکشوف است و مانند گنج دربسته‌ای است که هنوز آن‌طور که انتظار می‌رود کشف نشده است. بزرگ‌ترین مشکل ما عدم شناخت دارایی‌های فرهنگ کشورمان است. صنعت توریسم بدون آگاهی تداوم پیدا نمی‌کند. زیرا باید معارف، اطلاعات علمی و شگفتی‌هایی که در این مجموعه آثار وجود دارد بررسی شود، ارزش‌های آن نمایان و برای بازدیدکنندگانی که روزبه‌روز عطششان به اطلاعات پیچیده بیشتر می‌شود، عرضه شود. شاید سی سال پیش برای توریست‌ها فقط قدم زدن در تخت‌جمشید و لذت گردش در میدان نقش‌جهان کافی بود. اما امروزه به دلیل وسعت فعالیت رسانه‌ای شرایط تغییر کرده است. امروزه می‌توان صدها مقاله درباره میدان نقش‌جهان در اینترنت پیدا کرد. با این شرایط ما نمی‌توانیم نیازهای گردشگر امروز را تامین کنیم. میراث فرهنگی در وهله اول به پژوهش، بعد نگهداری و در نهایت به معرفی نیاز دارد. ما بخش پژوهش و نگهداری را رها کرده و تنها به نمایش داشته‌های خود بسنده کرده‌ایم. اما این موضوع، در جذب توریسم تاثیر مثبتی ندارد. تسلط بر اطلاعات کافی در مورد هریک از داشته‌های فرهنگی است که گردشگران را برای ورود به ایران ترغیب می‌کند.

با توجه به آنچه گفتید نیاز توریست‌ها در دنیا تغییر کرده است. فکر می‌کنید عمده‌ترین نیاز توریست‌های امروز برای ورود به کشور چیست؟

یک نکته را باید توجه داشته باشید که امروز اگر توریستی بخواهد لذت ببرد و خوش‌گذرانی کند، مناطق بسیار زیادی در جهان برای این کار وجود دارد. اما بحث گردشگرانی که ایران را برای تفریح انتخاب می‌کنند، متفاوت است. توریسم ایران، توریسم فرهنگی است؛ همان‌طور که پیش از این هم گفتم. با قوانین و ملاحظات فرهنگی‌ای که در ایران وجود دارد، توریست‌هایی که ایران را به عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب می‌کنند، برای برداشت فرهنگی از مکان‌های دیدنی و تاریخی وارد ایران می‌شوند. ما باید برای تغذیه فرهنگی توریسم خود را آماده کنیم که در حال حاضر خلأ چنین دانشی کاملا احساس می‌شود. اگر توجه کنید، توریستی که به ایران می‌آید توریست دانشمند و فرهنگی است که با قبول شرایط و ضوابط خاص این کشور، تصمیم گرفته به ایران سفر کند. اگر پژوهشی درمورد توریست‌های ایران صورت بگیرد متوجه می‌شویم که اغب افرادی که به عنوان توریست به ایران پا می‌گذارند یا دانشجو هستند یا محققانی که به دنبال کسب دانش به ایران می‌آیند. دسته دیگری از توریست‌ها، توریست‌های مذهبی و توریست‌های سلامت هستند.

حتی بعضا دیده می‌شود که برخی از توریست‌ها اطلاعاتشان بیشتر از راهنمایان تورهاست.

دقیقا همین‌طور است. من چند سال پیش در یکی از بناهای تاریخی شاهد چنین صحنه‌ای بودم. ما باید بدانیم فردی که وارد تخت‌جمشید می‌شود به دنبال دانش، معرفت و روح زیبایی‌شناسی ایران است. اما به‌جز اطلاعاتی که در هر بروشوری پیدا می‌شود، چیزی کسب نمی‌کند و این مانعی برای توریسم پایدار است. اگر ما بخواهیم توریسم پایدار داشته باشیم، باید دانش خود را نسبت به آثار باستانی و فرهنگی ایران بیشتر کنیم.

در بحث زیرساخت‌ها، گفته می‌شود صنعت هتل‌داری در ایران بسیار ضعیف است و عمدتا مطرح می‌شود که در ایران هتل‌های در سطح استاندارد جهانی وجود ندارد. این ادعا تا چه اندازه درست است؟

داشتن هتل در سطح جهان احتیاج به مقدماتی دارد. اگر فردی سوار هواپیمای توپولوف شود و در فرودگاه به دنبال تاکسی بدود و حتی نداند که کیفش را کجا بگذارد، اگر وارد هتل پنج‌ستاره هم شود نقص صنعت گردشگری را احساس می‌کند. پس، از همان ابتدای ورود گردشگر به کشور باید زیرساخت‌های لازم ایجاد شود. همین الان در فرودگاه بین‌المللی تهران هنگام خروج بوی نامطبوعی استشمام می‌شود و با ورود به تهران فرد با هوای آلوده مواجه می‌شود و اینها خود مانع رشد این صنعت است. بنابراین باید مقدماتی فراهم شود.

البته در این میان یک نکته هم قابل توجه است و آن علاقه‌مندی توریست‌های اروپایی به خانه‌های سنتی و روستایی برای اسکان است.

دقیقا. این را آمار هم نشان می‌دهد. آمار نشان می‌دهد توریستی که به ایران مراجعه می‌کند، اهل اسکان در هتل‌های لوکس و گران‌قیمت نیست. بنابراین این سرمایه‌گذاری‌ها خیلی فایده ندارد. توریست‌ها تمایل زیادی به اسکان در هتل‌های خانگی روستایی دارند تا با فرهنگ مردم نیز آشنا شوند. اسکان در منزلی که افراد بومی در آن زندگی می‌کنند و غذای محلی عرضه می‌شود برای آنها لذت‌بخش‌تر است. توریست‌ها دوست دارند به بازار شهرهای مختلف ایران بروند و مثلا فالوده بخورند. چون اینها همان چیزهایی است که در کشورهای دیگر وجود ندارد و با زندگی روزمره خود توریست‌ها متفاوت است. توریست‌های فرهنگی اغلب به تجربه‌های جدید علاقه‌مندند.

اما به نظر می‌رسد این موضوع در مورد توریست‌های مذهبی چندان صدق نمی‌کند.

توریست‌های مذهبی ثروتمند از کشورهای عربی هم داریم که به قم و مشهد سفر می‌کنند و هتل‌های لوکس برای این افراد مناسب است. بنابراین باید برنامه‌ریزی درستی برای انواع توریست‌ها انجام داد تا سرمایه‌گذاری سودمند و ارزآوری شکل بگیرد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?48672

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط