بايد جلوي مصرفگرايي، فرسايش خاك و فقر و نابرابري را گرفت
هفت كار مرگبار كه زمین را دربوداغان میكند
1395/12/18
2510
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مصرفگرایی بیش از حد، پدیده بسیار مخربی است كه در فعالیتهای امروزی دست بالا را دارد و به همراه مدل اقتصادی ناكارآمدی كه آن را پشتیبانی میكند، زباله و تخریبهای زیستبومی در مقیاسی عظیم تولید میكند.
يك بچه بز كوهي بر لبه خطرناك يك پرتگاه. كفتارهاي شهر «هرار» در اتيوپي که از دستهاي انسان غذا ميخورند. پلنگها در بمبئي، شيرجه رفتن نهنگها و رفتن بچهلاكپشتها بدون اینکه بتوانند ببينند به سمت دريا. ما از ديدن اين تصاوير كه زيباترين فيلمهاي تاريخ مستندهاي طبيعت تاکنون هستند لذت ميبريم. آنها آگاهي، سرگرمي، اطلاعات و تفريح را نزد ما افزايش ميدهند. ما وقتي كه ميشنويم پرندگان كمتري در آسمان هستند يا هزاران گونه جانوري به شدت در معرض خطر قرار گرفتهاند، اشك به چشم ميآوريم. اما گلهاي از حيوانات عظيم الجثه استعاري هم هستند كه بيبيسي و ما در رسانهها اصلا نميخواهيم آنها را ببينيم.
من بعد از اینکه نيمي از عمرم را در گاردين صرف نوشتن درباره كوچك شدن جهان طبيعي كردم، بايد گزارش بدهم كه گلهاي از فيلهاي استعاري عظيم در جنگلها هستند كه دوروبر خود را دربوداغان ميكنند. ما چشمانمان را ميبنديم و وانمود ميكنيم كه آنها آنجا نيستند. اميدواريم كه اين گونهها از بين بروند اما ظاهرا در حال رشد و نمو هستند. با اين حال، اكنون روشن است كه اين موجودات در حال مرتكب شدن تخريبهاي زيادي هستند كه تاکنون با آن مواجه نشده بودهاند؛ بنابراين شانس كمي وجود دارد كه بقيه حيوانات، از جمله ما، خيلي طولاني در كره زمين دوام بياوريم. در ادامه، به هفت كاري اشاره ميكنم كه اين دسته از موجودات عظيمالجثه استعاري انجام ميدهند و كره زمين را به شدت تخريب ميكنند.
استقبال از مصرفگرايي بيش از اندازه
مصرفگرايي بيش از حد، پديده بسيار مخربي است كه در فعاليتهاي امروزي دست بالا را دارد و به همراه مدل اقتصادي ناكارآمدي كه آن را پشتيباني ميكند، زباله و تخريبهاي زيستبومي در مقياسي عظيم توليد ميكند. سوپرماركتهاي امریکا به طور ميانگين نزديك به 50 هزار محصول را ارائه ميكنند. در انگلستان، ما ميليونها تن غذا را سالانه دور ميريزيم. تلفنهاي همراه طول عمري كمي بيشتر از يك سال دارند. رايانهها و خودروها تنها چند سال بيشتر عمر ميكنند. اقتصاد بازار آزاد كه چنين وضعيتي را ايجاد كرده، از سرعت، كهنهشدگي سريع و كميت فراتر از ديرپايي و بهرهوري قدر دانسته ميشود. اما ما ميدانيم كه مصرفگرايي بيش از اندازه به طور مستقيم به سمت جنگلزدايي، استخراج بيش از حد از معادن، هدر رفتن منابع طبيعي و آلودگي حركت ميكند. ما به سادگي اشياي زياده از حدي داريم كه هيچكس احتمالا به آنها نياز ندارد. براي اجتناب از فجايع زيستبومي، بايد جلوي آن را بگيريم.
اجازه دادن به شركتها براي در دست گرفتن مهار دنيا
قدرت شركتي يك گونه نر بزرگسال از گله موجودات خرابكاري است که دنيا را دربوداغان ميكند. 200 شركت اول جهان از نظر بزرگي اكنون بر جهان حكومت ميكنند و از نظر اقتصادي بزرگتر از مجموع اقتصادهاي حدود 180 كشور جهاناند. آنها تنها چند ميليون مردم را به استخدام درآوردهاند اما قدرتي فراتر از كشورها و نهادهاي جهاني دارند و روي بيش از 80 درصد بشريت تاثير اقتصادي ميگذارند. آنها به همراه هم، مسير فني و اقتصادي جهان را مشخص ميكنند، تجارت و صنعت را اداره ميكنند، سوختهاي فسيلي را ميسوزانند و بيشتر آنچه را كه ما ميخوريم و با آن رشد ميكنيم ميفروشند و توزيع ميكنند. بنابراين آنها به همراه هم، بايد مسئوليت بيشتري در قبال صدمه زدن به طبيعت بر عهده بگيرند. آنها به طور مستقيم با تخريب زيستبومي و جرايم اقتصادي رابطه دارند، از پرداخت ماليات طفره ميروند و عمدتا ميتوانند با دولتهاي ملي كنار بيايند. پلاستيكهاي آنها دورترين درياها را آلوده ميكند، نفت آنها باعث تغييرات اقليمي ميشود و ابزارهاي الكترونيكي آنها بيامان روي هم تلنبار ميشوند. قدرت شركتي بايد مهار شود.
رانندگي خطرناك
خودرو جوان سركش اين گله فيلهاي مجازي است. به زودي 2 ميليارد خودرو در خيابانهاي جهان حاضر خواهند بود كه از بين آنها، كمتر از يكدهم نيمي از یک درصد آنها احتمال دارد كه سبز ناميده شوند. اما تنها هوا نيست كه آنها مسموم ميكنند يا تنها گازهاي گلخانهاي نيست كه آنها هنگام ساخته يا رانده شدن متصاعد ميكنند. بيشترين تخريبي كه آنها براي طبيعت و حيات وحش داشتهاند جادههايي بوده كه طي يك قرن به عمق هر منطقه از كره زمين نفوذ و جنگلها و سواحل را تخريب و سكونتگاهها را تكهتكه كردهاند. خودرو همگام با مسيري كه شهرها رشد ميكردند بر زندگي مسلط شده است اما اكنون خودروها هستند كه مشخص ميكنند مردم كجا زندگي كنند و چطور به سفر بروند و حتي بميرند. انتظار ميرود كه در مدت 20 سال، تعداد خودروهاي خيابانها دو برابر شود. اما خودروها اين حق مطلق را ندارند که آلودگي ايجاد كنند يا اينچنين تكثير شوند. جلوي آنها نيز بايد گرفته شود.
كسي كه هيچكس نميخواهد دربارهاش صحبت كند
جمعيت انساني. هيچكس نميخواهد درباره آن صحبت كند اما بين سالهاي 1960 تا 1999، تقريبا بدون جلب توجه ديگران، جمعيت زمين از 3 ميليارد نفر به 6 ميليارد نفر رسيده است. اين جمعيت اكنون نزديك به 7.5 ميليارد است و تا سال 2050 ميلادي به 9 يا احتمالا به 10 ميليارد نفر خواهد رسيد كه همه خودرو، رايانه و موارد ديگري را ميخواهند. مسئله زيستبومي اين اتفاق، هم شيب تند رقم جمعيت هم چگونگي مصرف هر انسان است. يك ميليارد نفر از مردم جهان در فقر مطلق زندگي ميكنند كه ممكن است تاثير وسيعي روي جهان طبيعت نداشته باشند. اما به اندازه همين تعداد با سبك زندگي يك امریکايي يا اروپايي زندگي ميكنند كه براي طبيعت بسيار مخرب هستند. چون مردم در هرجايي ترغيب ميشوند كه سوداي مصرف بيشتر و بيشتر را در سر داشته باشند، اميد كمي وجود دارد كه فشار روي منابع و محيط زيست بتواند به زودي برداشته شود. فشار جمعيتي به ندرت نقطه تمركز سياسي يا اقتصادي در هر كشور ثروتمندي است.
فرسايش خاك
خاك فيل زيستبوميِ ديگري در اين اتاق است كه هيچكس نميخواهد دربارهاش صحبت كند. خاك مملو از زندگي است اما به دليل كشاورزي و فعاليتهاي جنگلباني نامناسب، چندين برابر ميزاني كه احيا ميشود شسته ميشود. بيشتر غذاي كره زمين و تهيه آب آن، رشد بخش اعظم اين سياره و زندگي حشرات و بنابراين غذاي حياتي آنها، به سلامت خاك وابسته است. بر اساس برخي مطالعات، فرسايش فزاينده آن اكنون بعد از رشد جمعيت دومين مسئله زيستمحيطي بزرگ است كه جهان با آن روبهرو شده است. شايد 30 درصد از زمينهاي قابلكشت جهان در نتيجه مستقيم تحليل رفتن خاك، در تنها 40 سال اخير به زمينهاي نابارور تبديل شده است كه اين اتفاق باعث نابودي جدي حيات پرندگان و حيوانات شده است. خاك كه گرانبهاترين منبع طبيعي به شمار ميرود در كشوري پس از كشور ديگر، به راحتي اجازه داده ميشود كه با آب شسته يا با باد فرسوده شود. تاريخ نشان داده است كه تمدنها هنگامي كه كارايي مزارع – معمولا در نتيجه مديريت نامطلوب خاك - كاهش يافته از پا درآمدهاند. بنابراين خاك بايد حفظ شود.
ميدان دادن به نابرابري
نابرابري كه اكنون روي جهان طبيعت اثر گذاشته، خواهر كوچكتر گله فيلهاي مجازي به شمار ميآيد. سواي ميدان دادن به كينه و تنفر جاري بين مردم پولدار و فقير، شواهد روي هم انباشتشدهاي وجود دارند كه ميگويند نابرابري باعث انحطاط زيستمحيطي هم شده است. هرچه تفاوت درآمدي بين گروهها يا كشورها بيشتر شود، زباله بيشتري هم توليد ميشود، گوشت و آب بيشتري هم مصرف ميشود و تنوع زيستي نيز از بين ميرود. مردم در جوامعي با بيشترين ميزان نابرابري، داراي استرس و اضطراب بيشتر و تحت فشار زيادتري براي مصرف هستند. مصرف بيش از اندازه به وسيله تعداد اندكي از افراد، با نشان دادن احساس تحقير در اكثريت جامعه، باعث كاهش رضايت نزد بسياري ديگر از افراد از آنچه كه دارند ميشود. نابرابري همچنين ممكن است واكنشهاي جمعي مورد نياز براي حفاظت از طبيعت را تضعيف كند.
... و فقر
فقر در كشورهاي در حال توسعه و تجارت بيحدوحصر حيات وحش به صورت غيرقانوني فرزندان يك ايل و تبار هستند. فقر اكنون بزرگترين تهديد واحد براي بسياري از گونهها است. اين تجارت كه چند صد ميليارد دلار در سال ارزش اقتصادي دارد، تنها منحصر به كندن شاخ يا عاج حيوانات عظيمالجثه مثل كرگدن يا فيل نيست بلكه شامل لخت كردن سيستماتيك مكانهاي حيات وحش در مقياسي صنعتي هم ميشود. طبق شبكه رصد جهاني «ترافيك»، حدود 88 ميليون گل اركيده وحشي، 6.2 ميليون پرنده وحشي زنده شكارشده و 7.5 ميليون لاكپشت زنده شكارشده، بين سالهاي 1996 تا 2001 در سطح جهان خريدوفروش شدهاند. ديگر آمار ثبتشده نشان ميدهد كه بيش از 100 ميليون تن ماهي، 1.5 ميليون پرنده زنده و 440 هزار تن گياه دارويي، هر سال به طور غيرقانوني خريدوفروش ميشوند. اين تجارت را مشتريان ثروتمندي رونق ميبخشند كه تمايل شديدي به مواد به دست آمده از حيوانات، درختان، گلها و ماهيها دارند تا با آنها دارو، سوغاتي، نمادهاي خشكشده، مصالح ساختماني و غذا درست كنند.
ما اجباري نداريم كه با اين غولها زندگي كنيم. آنها ميتوانند از جنگل بيرون رانده شوند، جلويشان گرفته شود يا مورد نظارت قرار بگيرند. فيلمهاي مستند هرگز انگشت اتهام را به سوي آنها نميگيرند و اين كار ما را مجبور ميكند كه فراموش كنيم ما انسانها نيز در طبيعت زندگي ميكنيم. ما هم ميتوانيم دستهايمان را از نگراني به هم بماليم و به ديدن تصاوير حتي زيباتر از حيات وحش ادامه بدهيم و طبيعت هم به نابود شدن خود ادامه دهد، يا اینکه ميتوانیم در آن دخالت كنيم و نجاتش دهيم.
نظر خود را بنویسید