آیا تاکسیهای مخصوص کودکان میتواند به استارتآپی بزرگ تبدیل شود؟
کوچولو! با ماشین من برو
1395/12/17
4147
این مطلب را به اشتراک بگذارید
این روزها استارتآپها نقش مهمی در اقتصاد بازی میکنند و یکی از استارتآپهای مهم «اوبر» بودهاست؛ تاکسیهایی که حملونقل را متحول کرد و حالا قرار است اوبرهایی برای کودکان راهاندازی شود.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
این روزها کودکان به والدینی نیاز دارند که 24ساعته در اختیار آنها باشند؛ آنها را صبح به مدرسه ببرند، ظهر از مدرسه به کلاس فوتبال ببرند و عصر به کلاس پیانو؛ بعد از آن هم، صحیح و سالم به خانه بازگردانند. در فصل مدرسه زندگی پدر و مادرها تعطیل میشود. دائم باید فرزند خود را از این کلاس به آن کلاس ببرند. حملونقل کودکان کاری بزرگ، سخت و پرهزینه است. این کار بهویژه برای خانوادههایی که هم پدر و هم مادر از صبح تا شب مشغول کار هستند امری تقریباً نشدنی و طاقتفرسا است. البته استارتآپهایی مانند اوبر و لیفت زندگی را برای بزرگترها آسان کردهاند؛ آنها هر ساعت در هرجایی که لازم باشد حضور پیدا میکنند اما کسی هنوز فکری به حال آدمکوچولوهای همراه آنها نکردهاست. رانندگان به لحاظ قانونی اجازه ندارند مسافران کودک داشتهباشند؛ هرچند برخی از آنها هنوز هم قانون را زیر پا میگذارند و گاهی این کوچولوهای پرسود را جابهجا میکنند.
بچهها به عنوان فرصت جدیدی برای کسبوکار ظاهر شدهاند. رساندن آنها به مقصد میتواند بازاری به ارزش دستکم 50میلیارد دلار را در امریکا به همراه داشتهباشد. ریتو نارایان یکی از کارآفرینهایی است که به دنبال جایزه میگردد و اکنون معتقد است میتواند راهی از دل یک استارتآپ برای این بازار پرسود پیدا کند. این سرویسهایی که او پیشنهاد داده تقریباً مثل همان اوبر معروف هستند با این تفاوت که به والدین اجازه میدهند برنامه کلاسی و کاری کودکان خود را مشخص کنند و برای آنها اقدام کنند. کودکان نیز در مقابل یک کد امنیتی دریافت میکنند که هنگام سوار شدن باید آن را بگویند تا اطمینان حاصل کنند که سوار ماشین درست شدهاند. والدین نیز از طریق گوشی همراه خود در هنگام سوار و پیاده شدنِ کودکان، زنگ هشدار دریافت میکنند و به این ترتیب در جریان تمام فرآیند قرار میگیرند. بهعلاوه آنها از سرعت خودرو نیز میتوانند مطلع شوند. این سرویس مورد چکهای چندباره قرار میگیرد؛ آموزشهای خاصی دریافت میکند و با تاکسیهای معمولی تا حدودی فرق دارد. تمامی سوابق آنها نیز مشخص میشود.
آنت یولاس در یک مرکز فروش تلویزیون کار میکند؛ او برآورد کرده که هر ماه در کالیفرنیا 200 دلار پرداخت میکند تا سرویسی برای سه کودک خود داشتهباشد تا سر وقت به کلاسهای خود برسند. او این سرویسها را منجی روزهای سخت زندگی میداند چراکه به او اجازه میدهند ساعتهای طولانیتری در محل کارش مشغول باشد. بهعلاوه کودکان نیز در زمان مشخص به مدرسه میرسند و دچار اضطراب یا ناراحتی در برابر معلمهای خود نمیشوند.
راه دراز اوبر کودکان
اما ممکن است سرویس کودکان هیچگاه به بلوغ کافی دست پیدا نکند و در همین مرحله باقی بماند چرا که چالشهای بسیاری بر سر راه آنها قرار دارد. نخستین مورد، یافتن تعداد کافیِ رانندگان است. همه این افراد باید در یک زمان مشخص حضور داشتهباشند یعنی پیش از آغاز مدرسه و بعد از پایان مدرسه؛ به این ترتیب شرایط اولیه بسیار دشوار است. در کنار آن، راضی کردنِ والدین نیز کمی دشوار است؛ آنها باید اعتماد پیدا کنند. آنها همیشه به کودکان خود یاد میدهند که هیچگاه سوار ماشین غریبهها نشوند؛ حالا کاری بسیار دشوار است که از آنها بخواهند در نبودشان سوار تاکسی فردی غریبه بشوند.
شرکتها مشکلات دیگری نیز خواهند داشت. مثلاً آنها برای لغو سفر افراد بزرگسال میتوانند چارهاندیشی کنند اما وقتی پای کودکان به میان میآید قضیه خیلی پیچیده میشود. واضح است که قضیه بسیار پیچیدهتر از اوبر است. اما به هر حال قرار است اوبری مخصوص افراد زیر 18 سال نیز در نظر گرفته شود. والدین نیز وقتی با آنها آشنایی کامل پیدا کنند احتمالاً بهتر میتوانند آنها را در زندگی خود بپذیرند و ازشان استفاده کنند. این کارها احتمالاً به بودجهها و سرمایههای جدیدی نیاز دارد. فعلاً در سیلیکونولی از استارتآپهای خاص و کوچک استقبال میشود و استارتآپهای بزرگتر و هزینههای بالا کمی سخت راه میافتند. اما استارتآپهایی مانند تاکسی یا ماساژدرمانی یا خوراکی جزو موفقترینها در عصر حاضر هستند. شان بیر یکی از کارآفرینهای امروزی میگوید: «امروز دیگر وارد مرحله جدیدی شدهایم که باید به فکر کودکان باشیم و استارتآپهایی برای آنها خلق کنیم.» شاید حق با او باشد، آدمبزرگها دیگر خیلی کسالتآور شدهاند.
نظر خود را بنویسید