گزارش میدانی- تحقیقی آینده‌نگر از وضعیت بیماری‌های روانی در ایران و جهان

در هزارتوی روان‌های بیمار

...

به گفته انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی ایران، ۳۴ درصد جمعیت کشور در سنین ۱۹ تا ۶۰ سال دچار اختلالات روانی‌اند. حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور نیز اعلام کرده است که ۵۰ درصد اختلالات روانی زیر سن ۱۴ سال و ۷۵ درصد در سنین کمتر از ۲۴ سال شروع می‌شود. این اظهارنظرها تا جایی ادامه دارد که آمارهای متناقض نشان‌دهنده رقم‌های متفاوتی در خصوص وضعیت سلامت روانی مردم جامعه است: از هر چهار نفر، یک نفر اختلال روانی دارد، تا یک‌سوم بزرگسالان در کشور اختلال روانی دارند

ریحانه یاسینی/ آینده نگر

 

کلافه‌اند و بی‌حوصله؛ می‌توان از حرکاتشان بی‌قراری را خواند. به منتظرانی می‌مانند که اگر به طول بینجامد انتظارشان، اختیار از کف می‌دهند و همه‌جا را به هم می‌ریزند؛ بی‌توجه به دخترک معصومی که انگشت‌به‌دهان روی دیوار بیمارستان سکوت را به آنها یادآور می‌شود.
یکی روی زمین سرد راهروها سر در گریبان کرده و زار می‌زند،. آن‌یکی با فاصله نه‌چندان دوری، نگاهش را به نقطه‌ای کور گره زده و فارغ از آنچه در اطرافش می‌گذرد، انگار با چشمان باز به خوابی عمیق فرورفته است و چشمان خیره اطرافیانش به او، نگرانی آنها را از حال و روزش تصویر می‌کند. این چشمان بی‌رمق و کم‌سو با صدایی به خود می‌آیند؛ سکوت می‌شکند با صدایی که به فریاد نمی‌ماند و چیزی ورای آن است. صدایی که با ناسزاگویی درآمیخته و دست‌هایی که بازوان فریادزننده را چسبیده‌اند که مبادا کاری دست خود و اطرافیانش بدهد؛ حالش شبیه هیچ‌کس نیست. یکی از منتظرانی است که کاسه صبرش لبریز شده و عنان از کف داده است. درِ شیشه‌ای بین قسمت پرستاران و بیماران اگر نشکن نبود، احتمالاً حاضران هزاران بار تکه شدنش را به نظاره می‌نشستند. حالش وخیم است و بی‌انتظار وارد اتاقی می‌شود که دیگران انتظار ورود به آن را می‌کشند. اتاقی سرد و بی‌روح که به اتاق اعترافات بی‌شباهت نیست، با این تفاوت که میز و صندلی‌اش به زمین چسبیده که مبادا زور مریض به آنها برسد. مریض می‌نشیند؛ نشستنی که شبیه به نشستن هیچ‌کس نیست و بی‌قرارتر از قبل. اینجا دیگر دیوار شیشه‌ای نشکنی بین مریض و پزشک حایل نیست که خودش را سپر کند. پزشک و بیمار، رودرروی هم می‌نشینند؛ پزشک می‌خواهد وارد مذاکره شود و گزینه‌های مختلف اعم از دارو و پرونده و آرام‌بخش روی میز است؛ احساس خطر از حرکت سریع مردمک چشمان پزشک به خوبی نمایان است؛ همچون فردی که هنوز به مذاکره‌کننده مقابلش اعتماد ندارد.
بی‌تابی بیمار فزونی می‌گیرد و آشوب به پا می‌شود. کد 100؛ درخواست پزشک است که مرتب فریاد می‌زند. به رمز و رموزی می‌ماند که در اتاق اعتراف بین پزشک و اطرافیان ردوبدل می‌شود. کد 100 نقش همان دیوار شیشه‌ای را در اتاق ایفا می‌کند که مانع آسیب دیدن دیگران در برابر بیمار می‌شود. پزشک پرونده به دست از بیمار فاصله می‌گیرد و مرد قوی‌هیکلی وارد اتاق می‌شود که جثه‌اش یارای غلبه بر توان بیمار را دارد. اطرافیانش ترسیده‌اند و گویی که نسبتی با مریض خود ندارند، به سمت عقب گام برمی‌دارند. مرد قوی‌جثه وارد میدان می‌شود و اینجاست که باید کمر رقیب را به تخت بچسباند؛ رقابت نفس‌گیر است و مرد آبی‌پوش پیروز میدان؛ کانه کمر حریفان سخت‌تر از این را به تخت چسبانده باشد. کارش که تمام می‌شود و دست و پای مریض را مهار می‌کند، پرستار برای تزریق داروی بیهوشی به کمکش می‌آید و صدا می‌خوابد.
اینجا اورژانس بیمارستان روزبه است و حال بیمارانش اورژانسی؛ حکایت بیماران اینجا فرق دارد با بیمارانی که هرروزه در کوچه و خیابان از کنارمان بی‌سروصدا می‌گذرند؛ بیمارانی که روز به روز بر تعدادشان اضافه می‌شود و با مشکلات اعصاب و روان دست به گریبان‌اند. حالا تعدادشان آن‌قدر زیاد شده که بنابر نتایج تحقیقات مختلف، از هر چهار نفری که از کنارشان می‌گذریم، یکی مشکلات و اختلالات روان را تجربه کرده‌ و خیلی دور از ذهن نیست که یکی از آن چهار نفر، خود ما باشیم.

اختلالات روانی در ایران به روایت آمار و ارقام
اختلالات روانی هم مثل دیگر حوزه‌های حساس همچون مصرف الکل و خودکشی است که نه‌تنها آمار جامعی درباره آن ارائه نمی‌شود، بلکه ارقام بعضاً متناقضی در این حوزه به چشم می‌خورد.
به گفته انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی ایران، ۳۴ درصد جمعیت کشور در سنین ۱۹ تا ۶۰ سال دچار اختلالات روانی‌اند. حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور نیز اعلام کرده است که ۵۰ درصد اختلالات روانی زیر سن ۱۴ سال و ۷۵ درصد در سنین کمتر از ۲۴ سال شروع می‌شود. این اظهارنظرها تا جایی ادامه دارد که آمارهای متناقض نشان‌دهنده رقم‌های متفاوتی در خصوص وضعیت سلامت روانی مردم جامعه است: از هر چهار نفر، یک نفر اختلال روانی دارد، تا یک‌سوم بزرگسالان در کشور اختلال روانی دارند و از هر 5 نفر، 1 نفر اختلال روانی دارد؛ از جمله آمارهای متفاوت ظرف دو، سه سال اخیر.
جعفر بوالهری رئیس دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان، با عنوان این مطلب که در حدود یک‌چهارم جامعه دچار اختلالات روان‌پزشکی هستند گفته است: «بر اساس آمارهای رسمی۲۱ تا ۲۳ درصد مردم ایران اختلالات روان‌پزشکی دارند و نسبت به گذشته استرس در جامعه شیوع پیدا کرده و پراکندگی آن نیز بیشتر شده است.»
اما از سوی دیگر، آخرین آمار وزارت بهداشت گویای این مسئله است که 34 درصد مردم تهران به یکی از انواع اختلالات روانی دچار هستند. تمامی این آمارها در یک سال اخیر اعلام شده و انگشت تعحب به دهان خیلی‌ها برده است. اما باید توجه کرد که این اعداد و ارقام متناقض، اینکه یک‌سوم جامعه دچار اختلال باشند یا یک‌چهارم آنها، چیزی از تهدید پیش روی ایران در این زمینه و اهمیت چاره‌اندیشی کم نمی‌کند.

افسردگی؛ بلای ویرانگر خانه‌ها
واژه افسردگی امروز دیگر همه‌جا کاربرد دارد. تا کوچک‌ترین حالتی از مسائل و مشکلات روحی و اعصاب را در خود یا دیگران می‌بینیم، سریع به سراغ کلیدواژه‌هایش می‌رویم؛ از زمان شکست عشقی گرفته تا دیدن نمرات امتحانات و شاید همین روزمره شدن استفاده از نام این بیماری و همه‌گیر شدن آن، باعث شده تا مبتلایانش به فکر چاره نیفتند و با سهولت از کنار آن عبور کنند.
طبق پیش‌بینی سازمان بهداشت جهانی تا سال ۲۰۳۰ افسردگی مهم‌ترین بیماری ناتوان‌کننده در کل دنیا خواهد بود که البته پیش‌بینی بعضی کارشناسان هم این است که این اتفاق تا سال ۲۰۲۰ خواهد افتاد. بررسی داده‌های جهانی حاکی از آن است که 5 نفر از هر 100 نفر ممکن است دچار بیماری افسردگی ‌شوند؛ بااین‌حال، بالای 10 درصد از مردم در معرض خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی هستند. دو عامل سن و شغل ازجمله تاثیرگذارترین عوامل ابتلای فرد به افسردگی محسوب می‌شوند. احتمال ابتلای افراد به این اختلال در گروه سنی 50-54 سال بسیار زیاد است و علاوه بر آن، احتمال ابتلای افرادی که مشاغل درآمدزایی ندارند، 8 درصد بیش از همتایان خود با حقوق و مزایای بالا است.
روابط یکی دیگر از عواملی است که نقش مهمی در توسعه افسردگی ایفا می‌کند؛ طلاق و جدایی منجر به احتمال 27 درصدی شروع افسردگی می‌شود در مقایسه با رقم 16 درصدی کسانی که ازدواج کرده‌اند و در زندگی مشترک به سر می‌برند. یعنی احتمال اینکه فرد طلاق‌گرفته دچار افسردگی شود، 11 درصد بیشتر از همتایان خود است.
بنابر آمارها، بیماری افسردگی تک‌قطبی، علت 5/12 درصد از بیماری‌های روحی و روانی مردم جهان شناخته شده است و بیش از 150 میلیون نفر از مردم دنیا از بیماری افسردگی رنج می‌برند.
محمد اربابی دبیر علمی سی و سومین کنگره سالیانه انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، با عنوان این مطلب که اضطراب و افسردگی بیشترین اختلالات روانی به شمار می‌رود، گفته است: «۹۵ افرادی که دست به خودکشی می‌زنند از بیماری‌های روان‌پزشکی مثل افسردگی رنج می‌برند. البته مشکلات اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و ژنتیک نیز در این مسئله مؤثر است.»
بر اساس نتیجه آخرین پایش سلامت روان که در سال‌های ۸۹ و ۹۰ انجام شد و جمعیت ۷ هزار و ۸۸۹ نفری را مورد مطالعه قرار داد، ۶/۲۳ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله کشور به یکی از اختلالات روانی مبتلا هستند. شیوع ابتلا به افسردگی هم در جمعیت مورد مطالعه ۶/۱۳ درصد برآورد شده است.

کدام اختلال روانی بیشتری دارند: زنان یا مردان؟
زنان و مردان همواره تجارب مختلفی را در طول زندگی پشت سر می‌گذارند که منجر به پیامدهای متفاوتی می‌شود. مردان راحت‌تر سمت مواد مخدر می‌روند و به اختلال روانی دچار می‌شوند و زنان به دلایل بیولوژیک، بیشتر افسردگی را تجربه می‌کنند. بر اساس آمار و ارقام، از هر ۵ بزرگ‌سال یک نفرشان در طول حیات بیماری‌های روحی را تجربه می‌کند، اما زنان و مردان مستعد اختلالات متفاوتی هستند.
فرید براتی سده، روان‌شناس و رئیس پیشین ستاد ساماندهی بیماران روانی مزمن در مورد شیوع بیماری‌های اختلال روان در زنان و مردان گفته است: «میزان و نوع بیماری‌های ناشی از اختلال روان در زنان و مردان متفاوت است. مثلاً اختلالات شخصیت ضداجتماعی در مردان بیشتر است. افرادی که هنجارشکنی و قانون‌شکنی می‌کنند و حتی با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران احساس گناه و پشیمانی نمی‌کنند. همچنین اختلالات خلقی و عاطفی در زنان بیشتر است به‌عنوان مثال زنان بیشتر مبتلا به افسردگی، وسواس و اختلالات اضطرابی هستند.»
محققان دریافته‌اند که مردان بیشتر مستعد اعتیاد و مشکلات جامعه‌ستیزی هستند، حال آنکه زنان بیش از هر بیماری روحی دیگری در معرض اضطراب و افسردگی قرار دارند.
در این راستا ماه گذشته بندپی، رئیس سازمان بهزیستی کل کشور اعلام کرده است که زنان 1.3 درصد بیشتر از مردان در معرض اختلالات روانی و افسردگی هستند. پرویز مظاهری، روان‌پزشک نیز گفته است که آمار اسکیزوفرنی و اختلالات دوقطبی در زن و مرد یکسان و اضطراب در میان زن‌ها بیشتر است؛ به‌طوری‌که 10 تا 17 درصد مردها و 30 درصد زنان اضطراب دارند.
دکتر مریم عباسی‌نژاد، روان‌پزشک، کارشناس سلامت روان در دفتر سلامت روانی- اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در این‌باره به ماهنامه آینده‌نگر می‌گوید: «در مجموع اختلالات روانی مردها بیشتر از زنان است. اما در برخی بیماری‌ها مانند افسردگی، زنان گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند که این تنها مختص به ایران نیست و در تمام دنیا همین است. در بعضی اختلالات مانند اختلال دوقطبی و اختلالات اضطرابی نیز زن و مرد با هم برابر هستند و فرق جنسیتی وجود ندارد.»
طبق نظر انجمن اضطراب و افسردگی امریکا، بین۱۰ تا ۱۵ درصد از زنان از بلوغ تا سن 50 سالگی سطوح مختلف افسردگی را تجربه می‌کنند که این آمار دو برابر مردان است و علایم آن در قالب نگرانی، تنش، خستگی و ترس بروز می‌کند.
چندی پیش دکتر علی باغبانیان، روان‌پزشک نیز اظهاری مشابه اظهار دکتر عباسی‌نژاد داشت که اختلالات روانی مردان را بیش از زنان می‌دانست. او گفته است: «مردان ایرانی 5 برابر زنان دچار بیماری‌های روانی می‌شوند و دلیل آن مشکلات اقتصادی است.» به عقیده باغبانیان، مشکلات اقتصادی در جامعه موجب شده است مردان ایرانی برخلاف مردهای جوامع دیگر که تفریحاتی نظیر ورزش، گردش با دوستان و مسافرت را جزو برنامه‌های ضروری خود می‌دانند، به صورت دو یا چندشغله از صبح تا شب کار می‌کنند؛ این شرایط موجب شده آنها از توجه به سلامت جسم و روح خود غافل شوند.
این استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران همچنین گفته است: «افسردگی‌های خفیف تا 20 درصد در بین زنان شایع است، اما افسردگی‌های شدید که در بسیاری از مواقع منجر به بستری و درمان‌های دارویی طولانی‌مدت می‌شود، در بین مردان پنج برابر زنان است. از سوی دیگر، اقدام به خودکشی در بین زنان پنج برابر مردان است، اما میزان خودکشی‌های منجر به فوت در بین مردان پنج برابر زنان است.»
عده‌ای از مسئولان و کارشناسان هم معتقدند که پژوهش دقیقی درباره وضعیت بیماری‌های روحی و روانی در ایران در دست نیست که نداشتن آمار از بیمارانی که به پزشک مراجعه نکرده‌اند می‌تواند این موضوع را تأیید کند و از طرفی بسیاری از مسئولان و روان‌شناسان اذعان می‌کنند که نوع بیماری‌های روانی بین زنان و مردان متفاوت است و در هر گروه یک نوع بیماری خاص بیشتر دیده می‌شود.

دلایل افسردگی بیشتر زنان چیست؟
مادر شیرازی، نوزاد ۵ ماهه خود را سوزاند. این مادر در بازجویی‌ها به ماموران گفته است: «روز حادثه از گریه‌های دخترم خسته شده بودم، از روزی که او به دنیا آمده بود شرایط مناسبی نداشتم و فکر می‌کردم او باعث بدبختی‌های من است. روز حادثه در حالی که گریه می‌کرد مقداری نفت روی او ریختم و کبریت را روشن کردم. دخترم آتش گرفت و گریه کرد. یک لحظه متوجه شدم که چه‌کاری انجام داده‌ام و از کارم پشیمان شدم. از همسایه‌ها کمک خواستم اما بی‌فایده بود و دخترم فوت کرد.» این هم یکی از انواع حاد افسردگی است که البته روان‌پزشکان از آن به عنوان جنون یاد می‌کنند تا افسردگی.
بسیاری از کارشناسان شیوع افسردگی در میان زنان را در ارتباط مستقیم با شرایط خانوادگی و پیرامونی و مسائل اجتماعی و اقتصادی می‌دانند و برخی تحقیقات نشان می‌دهد شرایط زندگی و مشکلات اجتماعی- روانی می‌تواند با شیوع بیشتر بیماری افسردگی در میان زنان رابطه داشته باشد. به‌طورکلی فشارها می‌توانند در ابتلا به افسردگی در افرادی که از نظر بیولوژیکی نسبت به این بیماری آسیب‌پذیر هستند، مؤثر باشد. شیوع بالاتر افسردگی در زنان ناشی از فشارهای ویژه‌ای است که با آن مواجه‌اند. این‌گونه فشارها شامل مسئولیت‌های اصلی زنان در خانه و در محل کار، تک‌والدی و مراقبت از کودکان و والدین سالمند می‌شود.
مریم عباسی‌نژاد در این زمینه به ماهنامه آینده‌نگر توضیح می‌دهد: «حاملگی و زایمان باعث تغییرات گسترده‌ای در هورمون‌ها می‌شود که تاثیرات خلقی روی بعضی زنان دارد. در مجموع ساختار روانی زنان نسبت به مردان تحریک‌پذیرتر است و آنها فشار اجتماعی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می‌کنند. به طور کلی عوامل بیولوژیک را می‌توان علت اصلی بروز افسردگی بیشتر در زنان دانست.» او معتقد است بار اقتصادی بیماری افسردگی بالاست و اگر افراد مبتلا در زمان مناسب اقدام به درمان بیماری خود نکنند، با افت عملکرد شغلی مواجه خواهند شد. به گفته عباسی‌نژاد، افسردگی در مراحل حادتر خود می‌تواند زمینه‌ساز مصرف مواد مخدر نیز بشود. در همین راستا پرویز مظاهری گفته است که زنان به دلیل هورمونی، زایمان و نقش مضاعفی که در جامعه و خانه دارند، بیشتر دچار افسردگی می‌شوند.

اختلالات روانی ایرانی‌ها بیشتر است یا دیگر کشورها؟
هم‌زمان با اعلام آمار و ارقام اختلالات روانی در ایران، کسانی بوده‌اند که آه و فغان به راه انداخته‌اند از وضعیت اسف‌بار بیماری‌های ذهنی مردم ایران. این در حالی است که مسئولان رصد وضعیت سلامت روان در وزارت بهداشت و همچنین انجمن‌های تخصصی آسیب‌شناسی اختلالات روانی در کشور فاصله بسیاری بین آمار شیوع اختلالات روانی در کشور با آمارهای جهانی نمی‌بینند. چنان‌که بنابر اعلام فرید براتی سده، میزان بروز اختلال روان در ایران مشابه سایر کشورهای جهان است. او گفته است: «آمار 21 درصدی مبتلایان به اختلال روان در ایران که از سوی وزارت بهداشت اعلام شده، در مقایسه با کشورهای دیگر طبیعی است. البته این میزان به نسبت سال‌های قبل افزایش پیدا کرده است به طوری که جلوه‌های مختلف طلاق، خشونت، پرخاشگری، استرس‌های شغلی و خودکشی در جامعه ما از افزایش اختلالات روانی خبر و نشان می‌دهد وضعیت سلامت روان در کشور ما مطلوب نیست.» البته او معتقد است که احتمالاً تعداد افراد مبتلا به اختلال روانی از این میزان هم بیشتر باشد.
عباسی‌نژاد نیز این ارقام را عجیب نمی‌داند و به آینده‌نگر می‌گوید: «ممکن است ایران در چند دهه اخیر با افزایش آمار اختلالات روانی مواجه بوده باشد، اما باید از دو منظر به این موضوع نگریست: اول اینکه آمار دیگر کشورها نیز در سال‌های مختلف متفاوت است و ممکن است این افزایش ارقام، در مهر و موم‌های دیگری برای آنها رخ داده باشد. از سوی دیگر نظام ثبت ایران در 20 سال گذشته فرق کرده و مراجعه بیشتر شده است؛ لذا تشخیص بیشتری داده می‌شود و آمار ظاهراً بالاتر می‌رود.»
عباسعلی ناصحی، مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت نیز معتقد است در مقایسه با آمار جهانی شیوع اختلالات روان در ایران بالا نیست و ما در وضعیت میانگین قرار داریم، چنان که در بعضی کشورها همچون استرالیا، شیوع کمتری دارد اما در کشوری همچون امریکا شاهد شیوع بالاتر از آمار ایران هستیم.
نگاهی به آمار و ارقام اختلالات دیگر کشورها مهر تایید بر گفته این افراد می‌زند. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی که در سال 2015 منتشر شده حدود 450 میلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می‌برند و در سال گذشته میلادی، درصد زیادی از مردم سراسر جهان، به دلیل بیماری‌های عصبی در بخش‌های روان‌پزشکی بیمارستان‌ها بستری شده‌اند. همچنین سالانه حدود یک میلیون فقره خودکشی منجر به مرگ در جهان ثبت می‌شود و حدود 25 میلیون نفر از مردم جهان از اسکیزوفرنی، 38 میلیون نفر از صرع و بیش از 90 میلیون نفر از یک بیماری وابسته به مصرف الکل یا سایر موارد رنج می‌برند.
از آن سو، آمار و ارقام دیگری هم وجود دارد که احتمال استناد افراد نگران از وضعیت بیماری‌های روحی و روانی، به این اعداد است؛ چنان که این ارقام حاکی از آن است که اختلالات روانی در ایران به اندازه 8 درصد بیشتر از متوسط جهانی آن است؛ یعنی بر اساس آن حدود 4/23 درصد مردم به این بیماری‌ها مبتلا هستند.
البته حسن حسینی، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس معتقد است مقایسه کردن جوامع با یکدیگر درست نیست. او گفته است: «هر کشور و افراد جامعه آن خصوصیات خودشان را دارند. اگر شما جامعه ایران را با جامعه آلمان، امریکا، فرانسه و... مقایسه کنید جامعه‌ای بیمار است؛ اما اگر با کشورهایی مانند افغانستان، پاکستان، عراق و... مقایسه کنید جامعه ما نسبتاً حالت طبیعی دارد.»
سامان توکلی، روان‌پزشک و دبیر انجمن علمی روان‌پزشکان ایران گفته است که تقریباً در همه دنیا اختلالات روان شیوع بالایی دارد و برخی فراتحلیل‌ها نشان می‌دهد که حدود یک‌پنجم مردم دنیا دچار یکی از اختلالات شایع روان‌پزشکی بوده‌اند و حدود ۳۰ درصد مردم هم طی عمر خود دچار این اختلالات می‌شوند.

انگ اختلالات روان‌پزشکی، علت اصلی عدم مراجعه بیماران
«برم روان‌پزشک؟! من که دیوانه نیستم.» متاسفانه آگاهی دقیق و روشنی از اختلالات روانی در اختیار مردم قرار داده نشده و همین باعث شکل‌گیری طرز تلقی غلطی شده است. با وجود شیوع بالای افسردگی در جمعیت کشور، حدود ۵۰ درصد از مبتلایان به این اختلال روانی که می‌تواند زمینه‌ساز بعضی آسیب‌های اجتماعی هم باشد برای درمان مراجعه نمی‌کنند زیرا از بیماری خود اطلاع ندارند یا خود را بیمار نمی‌دانند. بسیاری از مردم هنوز اختلالات روانی را به رسمیت نمی‌شناسند و آن را به تنبلی یا ضعف شخصیتی و بی‌مسئولیتی فرد ربط می‌دهند. چنان که براتی گفته است بسیاری از خدمات و داروهای روان‌پزشکی بیمه نیست و مردم به دلیل مسائل اقتصادی و ترس از انگ خوردن به متخصصان سلامت روان مراجعه نمی‌کنند. برخی از رسانه‌ها به‌ویژه صداوسیما به‌نوعی بیماران مبتلا به اختلال روان را به تصویر کشیده‌اند که افراد از مراجعه به پزشک خجالت می‌کشند. عباسی‌نژاد معتقد است برای انگ‌زدایی اقدامات مختلفی می‌تواند صورت گیرد. او توضیح می‌دهد: «آموزش از طریق رسانه‌های عمومی یا مدارس باید صورت گیرد تا کودکان از همان ابتدا با انواع اختلالات روانی آشنا شوند و بدانند آنها انگ نیستند. آموزش مهارت‌های زندگی برای گروه‌های مختلف سنی نیز از دیگر اقدامات است تا مردم بدانند به چه مرحله برسند نیاز به روان‌پزشک دارند و چه زمانی باید به روان‌شناس و چه زمان به پزشک مراجعه کنند.» این کارشناس سلامت روان معتقد است رسانه گاهی با ساختن برنامه‌های ضعیف با موضوع اختلال روان‌شناختی، نتیجه‌ای خلاف انگ‌زدایی در پی می‌آورد. سلامت روان موضوعی پیچیده و چندعاملی است و برای پرداختن به آن هم باید تمام جامعه، سیاست‌گذاران، سازمان‌ها، نهادها و قوای مختلف وارد عمل بشوند. بی‌شک هر سرمایه‌گذاری‌ای که در این حوزه انجام شود، درنهایت سود آن به تمام افراد جامعه خواهد رسید. 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?48554

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام