چین یکی از کشورهایی است که مدل توسعهای آن میتواند در ایران دنبال شود. یکی از فعالیتهای توسعهای این کشور در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر است که میتواند درسهای بزرگی برای ایران داشتهباشد.
مترحم:نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی: اکونومیست
هیچکس نمیتواند با طبیعت مذاکره کند. از مزارع بادی بزرگ در نزدیکی دریای شمال تا پنلهای خورشیدی که در صحراها میدرخشند، همه وسایل تولید انرژی تجدیدپذیر در اکثر مواقع در نواحیای دور از دسترس شهرها و مراکز صنعتی برای مصرف واقع شدهاند. برای اینکه وضعیت تولید انرژیهای تجدیدپذیر تقویت شود و میزان انتشار کربن به حداقل برسد باید راههایی پیدا شود که به کمک آن انرژی را از نقاط دوردست به مناطق مورد نیاز بفرستند.
تکنولوژی برای این کار در حال حاضر وجود دارد. برقی که امروز تولید میشود به عنوان برق اِیسی انتقال داده میشود. این نوع از برق هم برای راههای کوتاه و هم برای مسافتهای متوسط جواب میدهد. اما انتقال برق در مسافتهای بسیار طولانی، به ولتاژهای خیلی بالایی نیاز دارد. این کار را نمیتوان برای برقهای اِیسی به سادگی انجام داد. اتصالاتی وجود دارند که به آنها یواچویدیسی (UHVDC) میگویند و برای این موقعیت بسیار موثر هستند. در واقع اینها تنها نوع استفاده برای مسافتهای طولانی به شمار میآیند. این اتصالات نهتنها به خلق دنیایی سبز کمک میکنند بلکه در ثبات و استمرار در عرضه برق نیز بسیار موثر هستند. این اتصالات میتوانند در توربینهای آبی نیز بسیار موثر باشند.
اتصالات یواچویدیسی میتوانند در دنیای انرژی در سرتاسر کره زمین مورد استفاده قرار بگیرند. البته آنها کاملاً تازهوارد به شمار میآیند. هرچه هست اکنون یک کشور، ظرفیت آنها را به خوبی درک کردهاست و آن کشور چین است. دولت چین تصمیم گرفته در فاصله سالهای 2009 تا 2020 حدود 88میلیارد دلار برای این اتصالات هزینه کند و تاکنون این کار را با موفقیت انجام دادهاست. این کشور قصد دارد تا سال 2030 به 23 خط از این اتصالات دست پیدا کند.
اینکه چین در این زمینه پیشرفت بسیار زیادی داشته اصلا جای تعجب ندارد. از خطوط راهآهن گرفته تا شهرها، اشتهای چین برای ساخت پروژههای بزرگ زیرساختها همیشه زبانزد خاص و عام بودهاست. دیوارهای انرژیهای تجدیدپذیر چین هنوز کمی دور و پراکنده است. نمونههای بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد. نگرانیها در مورد آلودگی هوا باعث شده دولت به فکر دور کردن نیروگاههای با سوخت زغالسنگ از دل جمعیت بیفتد. حالا آلودگی هوا آنقدر زیاد شده که دولت برای انجام این کار دشوار انگیزه کافی داشتهباشد. اما چگونگی برخورد این کشور با تکنولوژی، دو درس بزرگ برای سایر کشورها دارد. نخستین درس، تأثیر نمایش است. چین میتوان این خطوط اتصالی را در مقیاسهای بسیار بزرگی اجرایی کند.
دومین درس به مشکلات هماهنگی در زمینه انتقال در درازمدت مربوط میشود. هزینه ساخت بسیار بالاست. لوازمی که در حال حاضر وجود دارد برای این مسئله کفاف نمیدهد. امکان دارد برخی از مصرفکنندگان مجبور شوند هزینه بیشتری برای تهیه برق پرداخت کنند. بهعلاوه چین نوعی وضعیت انحصاری در این زمینه برای خودش ایجاد کردهاست.
ماجرا پیچیده است
اینها یعنی برخی از کشورها میتوانند به شیوه سادهتری با رهبری چین ماجرا را دنبال کنند. کشورهای در حال توسعه که هنوز در زمینه زیرساختهای برق پیشرفت نکردهاند میتوانند برنده این ماجرا باشند. تمامی مزارع خورشیدی که در افریقا وجود دارند و همچنین تأسیسات آبی میتوانند از این اتصالات جدید بهره بگیرند. هند یکی از کشورهایی است که دو خط را در این زمینه در دستور کار خود قرار دادهاست.
اما در دنیای ثروتمندان، قضیه قدری پیچیده است. اروپا با تجهیزات فعلی خود میتواند پیش برود اما برای استفاده از چنین اتصالاتی باید چهارچوب جدیدی را تنظیم کند. حتی امریکا که اقتصادی به بزرگی یک قاره دارد در این زمینه با مشکلاتی روبهرو خواهد بود. به این ترتیب با یک واقعیت مهم روبهرو میشویم و این درس بزرگ را از چین میگیریم که خطوط اتصال یواچویدیسی با وجود همه خوبیهای خود، نمیتوانند مشکل انرژی را در همهجای دنیا حل کنند؛ ایجاد شبکهای از این خطوط کاری بسیار دشوار است. امنیت عرضه انرژی همچنان به عنوان یک معضل و مشکل باقی خواهد ماند. البته راههای بسیار زیادی برای داشتن انرژی پاک در دسترس است. اما اگر انتشار کربنِ معادل صفر را بخواهیم تنها خطوط یواچویدیسی هستند که میتوانند نقش مهمی را ایفا کنند. چین در این عرصه وارد شدهاست. دیگران هم باید کمکم راه این کشور را دنبال کنند حتی اگر بسیار دشوار باشد.
نظر خود را بنویسید