اوضاع جهان همیشه به سمت بهبود حرکت می‌کند و سال ۲۰۱۶ هم از این روند مستثنا نبود

در دفاع از خوش‌بینی

...

احتمالا شما هم مثل ما با دیدن اخبار دنیا دلهره می‌گیرد و حس می‌کنید به سمت نابودی در حرکتیم. این بحث و جدل را بخوانید تا ببینید خوش‌بینی به آینده دنیا خیلی هم غیرمنطقی نیست.

دیوید راتکوف، استاد روابط بین‌الملل و سردبیر مجله فارن پالسی: هر آدم معمولی‌ای که به دنیای امروز نگاه کند، به احتمال زیاد اوضاع را تیره و تار می‌بیند. دنیا غیرقابل فهم شده. بخش‌های بزرگی از سوریه با خاک یکسان شده و تراژدی انسانی در مقیاسی غیرقابل تصور به وقوع پیوسته است: میلیون‌ها نفر بدون دسترسی مناسب به غذا، آب، سیستم فاضلاب یا الکتریسیته ماه‌هاست که رنج می‌کشند و اوضاعشان بهتر نمی‌شود. در امریکا و اروپا رهبران دست‌راستی داستان افول و آسیب‌پذیری تمدن غربی را به خورد مردم می‌دهند و رأی‌دهندگان باورشان می‌کنند. ظهور ترامپ و راهیابی‌اش به کاخ سفید روی موج نفرت و نژادپرستی بهترین مثال این روند است. این‌طور به نظر می‌رسد که در بدترین دوره جهان قرار گرفته‌ایم. با این‌همه، توماس فریدمن، مقاله‌نویس نیوریورک‌تایمز که در سال ۲۰۱۳ در لیست صد متفکر مهم جهان مجله فارن پالسی قرار گرفت کتاب جدیدش را با نقل قولی از ماری کوری آغاز می‌کند: «در زندگی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. چیزها برای فهمیدن‌اند. حالا زمان بیشتر فهمیدن است، تا شاید کمتر بترسیم.»

فریدمن از این هم جلوتر می‌رود. اسم کتابش «از اینکه دیر آمدید متشکرم: راهنمایی خوش‌بینانه برای موفقیت در عصر شتاب» است. کسی که ۳۰ سال اخبار خاورمیانه و دیگر مناطق ناآرام دنیا را گزارش داده و سه جایزه پولیتزر برده، از خوش‌بینی دفاع می‌کند. چرا؟

اسم کتاب به ما سرنخی می‌دهد. «از اینکه دیر آمدید متشکرم» اشاره دارد به افرادی که با فریدمن قرار می‌گذارند و کمی دیر سر قرار می‌رسند. و اینکه آنها با دیرآمدنشان سر قرار، لحظاتی آرام را نصیب فریدمن کرده‌اند، فشار زندگی روزانه را برای او به تاخیر انداخته‌اند و به او فرصت فکر کردن داده‌اند. کتاب نمایانگر تلاش فریدمن است برای فهمیدن اینکه چه بر سر دنیا آمده است. این «شتاب» که به سرعت دارد دنیا را تغییر می‌دهد و باعث شده تعداد زیادی از مردم وحشت‌زده و متعجب، قدرت فهم تغییرات را از دست بدهند چیست؟ فریدمن سه سال و نیم وقت صرف کرده تا این شتاب عجیب را درک کند و معنایی در آن بیابد. او این شتاب‌ها را در سه حوزه دسته‌بندی کرده: پیشرفت‌های تکنولوژیک، گرمایش زمین و جهانی‌سازی. همه با او هم‌عقیده‌ایم که این شتاب‌ها باعث شده‌اند نظم سابق آشنای زمین از بین برود.

فریدمن اصولا در کتاب‌هایش عادت دارد که دنبال معنایی بزرگ‌تر بگردد و قواعدی را پیدا کند. و بعد از خواندن کتابش این حس را پیدا خواهید کرد که با اینکه تغییرات اخیر بزرگ هستند، سیاره‌مان را از نو می‌سازند و چالش‌‌هایی عظیم به حساب می‌آیند – به‌خصوص در حوزه گرمایش زمین – و هم‌زمان فرصت‌های بزرگ‌تری برای مردم در تقریبا تمام نقاط زمین به وجود می‌آورند.

البته نمی‌توانیم به راحتی ادعاهای فریدمن را باور کنیم و برای هرکسی چند سؤال پیش می‌آید. اول: آیا آمار و اطلاعات موجود این ادعا را که اوضاع جهان در کل دارد بهتر می‌شود – نه‌فقط در حوزه تکنولوژی یا علم - تایید می‌کند؟ سؤال دوم: آیا تاریخ هیچ سرنخی درباره ذات و دوام این تغییرات به ما می‌دهد؟

جهان امروز امنتر و آرامتر از همیشه است

برای پاسخ به این سؤالات، بهتر است با این نکته شروع کنیم که فریدمن اولین تحلیل‌گری نیست که خوش‌بینی پیشه می‌کند. در واقع، با وجود آنکه به نظر می‌رسد بدبین‌ها و افول‌گراها دسترسی بیشتری به رسانه‌ها دارند، این ایده که جهان کنونی چیزهای فراوانی برای عرضه دارد و آینده از این هم بهتر خواهد بود کم‌طرفدار نیست. به علاوه، این شکل از خوش‌بینی روی امیدواری ساده‌لوحانه بنا نشده. برعکس، امیدواری‌های اخیر تحلیل‌گران بر پایه آمار و اطلاعات بنا شده. در واقع، از حالا به بعد، من هم خودم را جزو خوش‌بین‌ها به حساب می‌آورم چون از دید من بعد از سال‌ها مطالعه تاریخ این موضع منطقی‌ترین، استوارترین و قابل دفاع‌ترین موضع به حساب می‌آید.

ما در جهانی بی‌نقص زندگی نمی‌کنیم. اما در جهانی تکامل‌پذیر هستیم. تاریخ نشان داده که، در بلندمدت، ما به صورت دسته‌جمعی توانسته‌ایم پیشرفت را امکان‌پذیر کنیم.

استیون پینکر، دانشمند مشهور علوم شناختی از دانشگاه هاروارد، در سال ۲۰۱۱ با انتشار کتاب جنجالی‌اش «فرشتگان بهتر ذات ما: چرا خشونت افول کرد» جهانی ترسیده از جنگ و تروریسم را غافلگیر کرد. در این کتاب او با تحلیل اطلاعات موجود اثبات می‌کند که خشونت در جوامع انسانی در طول تاریخ روندی کاهشی داشته و ما امروز در دنیایی آرام‌تر و امن‌تر زندگی می‌کنیم.

پینکر می‌نویسد: «می‌خواهید باور کنید یا نه، خشونت طی دوره‌ای طولانی کاهش داشته و ما امروز در آرام‌ترین عصر موجودیت نژاد بشر زندگی می‌کنیم.» اگر شما به قول پینکر در عصر «پیشا- دولت» زندگی می‌کردید شانس مرگ بر اثر خشونت انسانی ۱ به ۶ بود. در قرن بیستم، با تمام خشونت‌های وحشت‌آورش، این رقم فقط به ۳ درصد کاهش پیدا کرد. و البته دوره کنونی کم‌خشونت‌ترین دوره تاریخ به حساب می‌آید. پینکر چند عامل اصلی را که باعث شده‌اند بشر متمدن‌‌تر شود برمی‌شمرد: از ظهور نهادها، تا حاکمیت قانون، تا کناره‌گیری کنونی‌مان از جنگ‌های جهانی تا نشان بدهد که چطور چنین چیزی رخ داده.

اطلاعات دیگر این نظریه را تایید می‌کنند. مثلا در سال ۱۹۵۰ بین ۵۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر در جنگ‌ها کشته شدند. طبق آمار PolitiFact در سال ۲۰۰۸ این رقم به ۳۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است. محققان مستقل در پروژه امنیت انسانی دانشگاه سایمون فریزر، نتیجه گرفته‌اند «امروز در بین جامعه محققان و پژوهشگران این اتفاق‌نظر وجود دارد که تعداد و میزان مرگباری جنگ‌های بین کشورها از زمان جنگ جهانی دوم به این سو به طور بی‌سابقه‌ای کاهش پیدا کرده و از زمان پایان جنگ سرد تعداد جنگ‌های داخلی هم به طرز اساسی پایین آمده است.» آنها نتیجه می‌گیرند که میانگین تعداد جنگ‌های بین کشورها از ۶ جنگ در هر سال در دهه ۱۹۵۰ به یک جنگ در هر سال رسیده و این اهمیت فراوان دارد چرا که اصولا جنگ‌های بین کشورها بیشتر از جنگ‌های داخلی قربانی می‌گیرد. نیاز به تحلیل خیلی پیچیده‌ای نداریم تا به این نتیجه برسیم که تهدیدهایی که جهان امروز با آن روبه‌روست - مثل داعش - واقعی‌اند اما بسیار بسیار کوچک‌تر از خطر جنگ اتمی یا جنگ جهانی هستند.

کیفیت زندگی در جهان امروز بهتر از همیشه است

دیگر تغییرات مثبت را هم نمی‌توان نادیده گرفت. هیچ‌ آماری در مورد کیفیت زندگی، بهتر از میزان طول عمر نیست. در دنیای پیشامدرن، میزان امید به زندگی حدود ۳۰ سال بود. از زمان آغاز انقلاب صنعتی، گام‌های بلندی در حوزه‌های بهداشت عمومی و پیشرفت‌های علمی برداشته شده و میزان امید به زندگی به طرز قابل توجهی بالا رفته و هم‌زمان آمار مرگ و میر کودکان به شدت کاهش یافته است. میانگین امید به زندگی در سراسر دنیا از سال ۱۹۰۰ تاکنون دو برابر شده است. امید به زندگی در هیچ‌ کشوری در دنیای کنونی کمتر از بالاترین میزان امید به زندگی در سال ۱۸۰۰ نیست.

انقلاب صنعتی تاثیرات عظیم دیگری بر کیفیت زندگی گذاشته است. مثلا لوله‌کشی اواسط قرن نوزدهم وارد خانه‌های ثروتمندان در امریکا شد. امروز در امریکا هیچ خانه‌ای بدون لوله‌کشی نیست. در سراسر دنیا حتی تا ۱۹۹۰، فقط ۷۶ درصد مردم به منابع بهبودیافته آب دسترسی داشتند. این رقم حالا به ۹۱ درصد رسیده است. در ۱۹۲۰ فقط یک درصد خانه‌ها در امریکا لوله‌کشی و الکتریسیته داشتند، امروز تقریبا همه خانه‌ها این را دارند. در سراسر دنیا، پیش از اواخر قرن نوزدهم، هیچ‌کس به الکتریسیته دسترسی نداشت، امروز ۸۳ درصد جمعیت دنیا از الکتریسیته استفاده می‌کنند.

در ۱۸۵۰، تقریبا همه مردم یا در مستعمره زندگی می‌کردند یا در کشوری استبدادی. حتی معدود دموکراسی‌های جهان هم به شدت غیرانتخابی بودند. امروز اکثریت مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که حکومت‌های دموکراتیک دارند - بیش از 4.1 میلیارد نفر - و فقط 1.7 میلیارد نفر در کشورهای استبدادی زندگی می‌کنند.

سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی در طول هزاره گذشته برای اکثر مردم جهان حدودا بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ دلار در سال در نوسان بوده است. بعد از آغاز انقلاب صنعتی در جهان توسعه‌یافته این روند کاملا تغییر کرد. اما تغییر اصلی با آغاز جهانی‌شدن در ۵۰ سال گذشته آغاز شد. طبق آمار بانک جهانی، میانگین جهانی سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی از ۴۴۹ دلار در ۱۹۶۰ به ۱۰هزار دلار در سال ۲۰۱۵ رسیده است. نتیجه اینکه میزان جمعیت جهان که در فقر مطلق زندگی می‌کنند از ۹۴ درصد در ۱۸۲۰، به زیر ۱۰ درصد در دنیای کنونی رسیده است.

در ۱۸۰۰، از هر ۱۰ نفر مردم جهان ۹ نفر بی‌سواد بودند. امروز، از هر ۱۰ نفر ۹ نفر می‌توانند بخوانند. در ۱۹۷۰، فقط ۶ درصد مردم جهان در خانه‌هایشان تلفن داشتند. در سال ۲۰۱۴ تعداد تلفن‌های همراه از جمعیت جهان پیشی گرفت. طبق آمار بانک جهانی، در سال ۲۰۱۵ به طور میانگین 98.6 درصد مردم دنیا از تلفن همراه استفاده می‌کردند.

نگاهی به آینده

مورخان به آینده خوش‌بین‌اند. کسانی که تغییرات کنونی را بررسی می‌کنند می‌گویند دنیا به پیشرفت خود ادامه خواهد داد، اما نسل کنونی باید آزمون‌هایی جدی را پشت سر بگذارد. یکی از این چالش‌های بزرگ وضعیت کارگرانی است که به خاطر ورود تکنولوژی‌های جدید کار خود را از دست می‌دهند. اندرو مک‌آفی و اریک برینیولفسن در اثر مهمشان «مسابقه با ماشین» و «عصر دوم ماشین» به این موضوع اشاره کرده‌اند. اما آنها این را هم پیش‌بینی کرده‌اند که در دنیای جدید ماشینی کارهای شاق و کمرشکن کمتر می‌شوند، زمان کار پایین‌تر می‌آید و تاثیر کارها بالاتر می‌رود. طبق بررسی انجمن امریکایی بازنشستگان (AARP) وضعیت رابطه نیروی کار با مسئله بازنشستگی در طول چند سال اخیر تغییرات جدی کرده است و افراد سالمند جامعه، کم‌کم به جای آنکه باری بر دوش جامعه باشند، به یکی از نقاط قوت آن تبدیل می‌شوند. بازنشستگی یکی از مفهوم‌هایی است که به طور جدی در حال تغییر است: در دنیای کنونی شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای می‌توانند از باتجربه‌ترین کارکنانشان زمان بیشتری بهره بگیرند چرا که به لطف تکنولوژی‌های اطلاعاتی افراد مسن می‌توانند مربوط‌تر، فعال‌تر و در تولید ارزش درگیرتر باشند.

طبق برآوردهای کنونی، کل جمعیت دنیا بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ عملا به اینترنت دسترسی خواهند داشت و برای اولین بار در طول تاریخ، سیستمی ساخته‌شده توسط بشر، کل مردم دنیا را به هم مرتبط خواهد کرد. ما در حال شکست دادن سرطان هستیم و در طول زندگی یک نسل از بشر توانسته‌ایم میزان مرگ و میر ناشی از سرطان را ۲۳ درصد کاهش دهیم. درمان کامل سرطان هنوز دور از دسترس است اما همان‌طور که اوتیس براولی، از مقامات ارشد جامعه سرطان امریکا تایید کرده این امکان به وجود آمده که «افراد بیشتری با وجود سرطان عمر با کیفیت طولانی‌تری داشته باشند. در دنیای کنونی همزیستی آرام‌تر با سرطان ممکن شده است.»

با پیشرفت‌هایی نظیر این، نه فقط اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDG) که در سال ۲۰۱۵ تعریف شد دست‌یافتنی به نظر می‌رسد، که زمان دست‌یابی به آنها کوتاه‌تر خواهد شد. در میان این اهداف می‌توان به پایان دادن به فقر و از میان برداشتن گرسنگی اشاره کرد و اینکه در طول یک دهه و نیم آینده همه دختران و پسران جهان بتوانند به رایگان تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان برسانند. اطمینان از اینکه همه جهان به آب پاکیزه و انرژی‌های پایدار ارزان دسترسی خواهند داشت از دیگر اهداف این سند است.

شاید به همین خاطر باشد که نظرسنجی اخیر مجمع جهانی اقتصاد از ۲۶ هزار نفر کسانی که پس از دهه ۸۰ میلادی به دنیا آمده‌اند نشان می‌دهد آن بدبینی که در رسانه‌ها و مباحثات سیاسی دیده می‌شود در دنیای آنها جایی ندارد. وقتی از آنها درباره دنیای اطرافشان سؤال شد، ۷۰ درصد آنها آن را پر از فرصت می‌بینند و فقط ۳۰ درصد آنها جهان را پر از تقلا و سختی می‌دانند. ۸۶ درصد آنها معتقدند که تکنولوژی باعث به وجود آمدن شغل‌های تازه می‌شود و ۱۴ درصد می‌گویند تکنولوژی باعث نابودی مشاغل می‌شود.

با این حساب باید پذیرفت که بیست‌وچند ساله‌ها و سی‌وچند ساله‌ها به آینده خوش‌بین هستند. آنها به همان دلایلی که فریدمن و پینکر و تکنولوژی‌بازهای سیلیکون‌ ولی به آینده خوش‌بین هستند به آینده خوش‌بین‌اند. آنها امیدوارند چون داستان تاریخ بشر، داستان یک پیشرفت مداوم است و ما نه فقط در لحظه‌ تداوم این پیشرفت، که در لحظه‌ای از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم که این پیشرفت به طرز بی‌رحمانه‌ای در حال شتاب‌گیری است. در واقع، زندگی در «یک» جامعه جهانی و در «یک» اکوسیستم فرهنگی باعث می‌شود که به فهم بهتری از یکدیگر برسیم، به انبار نامحدودی از اطلاعات وصل باشیم، به ظرفیت رو به افزایشی از ارتباط با بهترین و خلاق‌ترین مغزهای جهان دسترسی داشته باشیم. ما این امکان را داریم که جهان را با جزئیات بیشتری ببینیم و همه اینها برای اولین بار است که در تاریخ بشر اتفاق می‌افتد. خوش‌بینی در چنین جهانی عجیب و غریب نیست، لازم است. حالا خوش‌بینی همان واقع‌گرایی است.

*آن هم در صورتی که چین را با معیارهای غربی استبدادی تصور کنیم که تعداد زیادی از تحلیل‌گران چنین نظری ندارند. 

 

ترجمه: کاوه شجاعی/مجله آینده نگر

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?48440

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط