اوباما به پایان ریاستجمهوری خود در امریکا رسیدهاست. او هشت سال مشغول به کار بود و حتی نوبل صلح دریافت کرد. اکونومیست در این گزارش نگاهی به فعالیتهای جنگآمیز و صلحآمیز او داشتهاست.
کسانی که باراک اوباما را تحقیر میکنند و حتی کسانی که او را تحسین میکنند شاید تعجب کنند از اینکه چهلوچهارمین رئیسجمهوری امریکا ترجیح میداد خودش فرمانده کل باشد. اوباما در حالی دفتر ریاستجمهوری امریکا را ترک میکند که منتقدانش میگویند او ناظری منفعل در برابر دنیای بحرانزده بودهاست. این نظریه از سوی دونالد ترامپ رئیسجمهوریِ جدید امریکا با اشتیاق پذیرفته شدهاست. ترامپ معتقد است اوباما با پیگیری سیاستهای احمقانه از جمله حمله به داعش، امنیت را در امریکا به خطر انداختهاست.
ترامپ وعده داده که پول خرج کردن در کشورهای خارجی را متوقف کند و به جای آن در امریکا جاده، پل و فرودگاه بسازد. او قول داده که بیشتر، منافع ملی امریکاییها را در نظر بگیرد و متحدانی داشتهباشد که به امنیت امریکا کمک کنند. از همه مهمتر اینکه ترامپ قصهپرداز بسیار قدرتمندی است و داستانهایی برای وطنپرستان امریکایی دارد در اینباره که چرا کشور مورد علاقهشان 15سال علیه تروریسم جنگیده اما هیچگاه به پیروزی دست نیافتهاست. او در داستان خود به کسانی مانند جرج دبلیو بوش اشاره و تأکید میکند رژیمهایی وجود دارند که هیچگاه نباید شناخته میشدند.
ترامپ هر روز تلاش میکند به بقیه ثابت کند پس از رفتن او به دفتر ریاستجمهوری، امریکا به کشوری امنتر تبدیل خواهد شد. او اوباما را رئیسجمهوری شکنجهگر معرفی کردهاست. اما قصههایی که او به هم میبافد، دکترین نظامی حقیقی اوباما را نشان نمیدهد. اگر بخشی از نقاط دنیا از جمله سوریه در تنش و خونریزی قرار گرفته ارتباطی به ملایمتهای رئیسجمهور ندارد.
اوباما سازنده یک ملت نیست. هرچه از زمان رهبری او گذشت، بیشتر به کسانی روی آورد که چندان دموکراتیک نیستند. او قطعاً تمرکز خود را روی منافع امریکا قرار دادهاست. او هر حرکتی را که امکان دارد اختلال ایجاد کند یا عواقبی داشتهباشد، متوقف میکند. تمرکز او روی سیاستهای داخلی باعث شده قدم در هرجایی بگذارد. اوباما واقعاً صلحطلب نیست. او دستور قتلعام دشمنان را میدهد، فرقی نمیکند با موشکهای هوایی یا با نیروهای محلی، به هر حال همه باید کشته شوند؛ هیچکس زنده نمیماند.
ابهام غیرمعمولی در شیوه جنگ اوباما را میتوان در غرب منطقه قیاره دید؛ جاییکه در عراق و در صحرایی در نزدیکی موصل قرار دارد. در این منطقه 5هزار نیروی داعش با نیروهای عراقی مشغول جنگ تنبهتن هستند. اینجا یک منطقه ویژه است. یکی از سربازهای امریکایی در توصیف وضعیت این منطقه به سرمای زمستانی در غروب آفتاب اشاره میکند که فضایی سنگین را ایجاد میکند و راه را برای دید به کلی میبندد. اطلاعات بهدستآمده از پنتاگون نشان میدهد منطقه قیاره تا ماه جولای نیز قلمرو اصلی داعشیها بودهاست. اما آنچه جالب توجه است این است که منطقه قیاره تنها یک نقطه کوچک روی نقشه است. این جنگ را میشود به راحتی مدیریت کرد. هرچند بقیه آنجا در حال جنگ هستند اما فرماندهها با وسایل نقلیه بخصوصی به آنجا میروند که ضدگلوله نیز هستند. وقتی خبرنگاران در این منطقه حضور ندارند، صفحهنمایشهای بزرگی مسیرها و سکوهای مختلف را نشان میدهند و خطر هر لحظه در کمین است.
برخی از امریکاییها در خط مقدم قرار دارند. فرماندههایی که در خط مقدم قرار دارند بیش از سایر افراد در خطر حملههای متعدد قرار دارند. بخش زیادی از موصل از این ناحیه آزاد شدهاست. بیش از 2هزار نیروی داعشی در این مسیر کشته یا زخمی شدهاند. برای همه این یک جنگ تمامعیار بوده که باید هرچه سریعتر تمام شود.
*نه، ما نمیتوانیم
وقتی ترامپ به میلیونها دلاری اشاره میکند که در عراق و افغانستان خرج شده از یکسو درست میگوید و از سوی دیگر اطلاعاتی میدهد که تاریخ آن گذشتهاست. دکترین اصلی اوباما این است که با افزودن فشار بر دیگران، بار اضافی را از میان بردارد. فرماندههای امریکایی اجازه نمیدهند مردم محلی در این منطقه بجنگند و تلاش میکنند تمامی قدرت را در اختیار خود بگیرند. هدف کاملاً مشخص است، آنها قصد دارند منطقههای جنگی را بعد از آزادسازی به قلمروی خود تبدیل کنند. در واقع آنها با داعش میجنگند تا آن منطقهها را از آنِ خود کنند.
اما ترامپ تفاوت زیادی با رئیسجمهوری پیشین نخواهد داشت. او قصد دارد با روسیه همدست شود و علیه داعش بجنگد. روسیه اما هدف دیگری را از جنگیدن با داعش دنبال میکند که به سوریه مربوط میشود. به هر حال دو مردی که سیاستهای امریکا را برای جنگ تعیین کرده یا در آینده تعیین خواهند کرد، بسیار شبیه به هم هستند اما کسی نمیخواهد به آن اقرار کند. هردو یک هدف را با جنگافروزی دنبال میکنند.
نظر خود را بنویسید