گفتگو با مژده مهدوی، نواده امین الضرب، بنیانگذار اتاق بازرگانی
حاج محمدحسین سرمایه اش را برای نجات بانک ملی صرف کرد
1395/11/09
8864
این مطلب را به اشتراک بگذارید
امین الضرب، لقب تاریخی اصیلی است که در هفته گذشته، زیاد شنیده شد. مردی از نسل اصیل ترین بازاریان و البته آگاه ترین و پیشروترین آن ها، که 133 سال پیش، مجلس وکلای تجار را تشکیل داده بود. این تاریخ، 23 سال قبل از آن است که مظفرالدین شاه مجبور به صدور فرمان مشروطیت برای تشکیل مجلس شورای ملی شود .
ریحانه یاسینی: امین الضرب، لقب تاریخی اصیلی است که در هفته گذشته، زیاد شنیده شد. مردی از نسل اصیل ترین بازاریان و البته آگاه ترین و پیشروترین آن ها، که 133 سال پیش، مجلس وکلای تجار را تشکیل داده بود. این تاریخ، 23 سال قبل از آن است که مظفرالدین شاه مجبور به صدور فرمان مشروطیت برای تشکیل مجلس شورای ملی شود . در دوران ناصرالدین شاه تجار در یکی از عرایض خود از او میخواهند که وزارت تجارت را به کسی بسپارد که «متدین، بیطمع، بیغرض، مستغنی و مقتدر باشد؛ گرسنه نباشد و تجار را مرجع مدخل خود قرار ندهد.» از آن زمان و آن نسل، تنها مژده مهدوی، نتیجه حاج محمدحسن امین الضرب، و نوه حاج محمدحسین امین الضرب، بازمانده است. او در مراسمی که هفته پیش از سوی اتاق تهران برگزار شد، نشان ویژه اجدادش را دریافت کرد. این بانوی 46 ساله، حالا پای گفت و گو با «صدا» نشسته و از پیچ و خم های تاریخ اقتصاد، روایت کرده است.
امینالضرب، پیش از رسیدن به سال 1277 شمسی فوت کرد. با توجه به اینکه بیش از یک قرن میگذرد، شما دقیقا چه نسبتی با ایشان دارید؟
دقت کنید که ما دو شخص امینالضرب در تاریخ تجارت داریم.اولین امینالضرب، حاج محمد حسن امینالضرب است، دومی حاج محمدحسین که پسر اوست.
حاج محمدحسن، همان شخصیتی است که هفته گذشته مراسمی با نام او برگزار شد و موسس مجلس وکلای تجار ایران بود. محمدحسین، فرزند ایشان است که مجسمهاش در اتاق ایران قرار دارد. ایشان هم در تجارت فعالیت داشتند و کسی است که برق را به ایران آورد و عنوان پدر برق ایران را به او دادند. البته کارهایی که حاج محمدحسن در تجارت ایران انجام دادند، بسیار دوراندیشانه تر بود و چند دهه جلوتر از زمان خودش حرکت میکرد. من نتیجه حاج محمدحسن، و نوه حاج محمدحسین هستم.
نام فامیل شما مهدوی است، اما امینالضرب از کجا میآید و به چه معناست؟
پدربزرگ حاج محمد حسن، حاج مهدی صراف بود. در نتیجه فامیلی را از اسم مهدی وام گرفتند. اما دلیل عنوان امینالضرب، این است که در زمان ناصرالدین شاه، ضرب سکه را به حاج محمدحسن سپردند. ایشان از طرف ناصرالدین شاه برای ضرب سکه منصوب شده بود و به همین دلیل، این عنوان رویشان ماند. کتابی هم با عنوان زندگینامه محمدحسن کمپانی منتشر شده است.
کمپانی؟ چرا حاج محمد حسن، با عنوان فامیل کمپانی هم شناخته میشده است؟
کمپانی از تجارت میآمده است. ایشان قبل از اینکه به ریاست ضرابخانه منصوب شود، مربوط به کمپانی بوده است. به این دلیل که تجارت خانه داشتهاند و یکی از معتبرترین تجارتخانههای زمان ناصرالدین شاه را اداره میکردهاند.
محمدحسن امینالضرب دقیقا در چه حوزههای اقتصادی فعالیت میکرد؟
فعالیت اصلی ایشان تجارت بود. در آن زمان در ایران هرچیزی را تجارت میکردند. پارچه، مواد خوراکی و … اما نکته خیلی مهم این است که او دنبال ایجاد صنایعی بود، که در ایران وجود نداشت. مثل ایجاد بندر محمود آباد و ابریشمکشی در رشت. این کارهای مهم را ایشان در زمان خودش انجام داده و با وجود مشکلات آن زمان و شکستهایی که خورده، توانسته بعضی از این کارها را به نتیجه برساند. هنوز باغ ابریشمکشی ایشان در رشت وجود دارد.
هرقدر در پیشینه خانوادگی شما عقب میرویم، به فعالیتهای تجاری میرسیم که از عنوان آباءتان هم پیداست. اما بعد از حاج محمدحسین چطور؟ فرزندانش در حوزه فعالیت اقتصادی وارد نشدند؟
حاج محمدحسین خیلی علاقه داشت که فرزندانشان در علم تخصص پیدا کنند، همه پسرهایشان دنبال کار علمی رفتند. دکتر اصغر و دکتر یحیی مهدوی، هر دو فوت کردهاند و از اساتید دانشگاه تهران بودند، در دهه هشتاد در حدود نود سالگی فوت کردند. اما متاسفانه جد و پدربزرگم، در حدود ۶۰ سالگی فوت کردند.
بعضی چیزها را در فیلمها زیاد دیدهایم که خانوادههای اصیل با چهرههای مطرح، عکس بزرگی از اجدادشان در خانههایشان دارند و به آنها احترام زیادی میگذارند. فضای خانوادگی شما چطور بود؟ چطور با امینالضربها آشنا شدید؟
ما از طریق پدر و عمویمان، و مطالب و اسنادی که نزد آن ها بود، آشنا شدیم. از مطالبی هم که دست آنها بود، کتابهایی چاپ شده است.
شما الان چه فعالیت شغلی و تحصیلی دارید؟
من لیسانس مدیریت بازرگانی دارم. اسناد و مدارکی را که از حاج محمدحسن و حاج محمدحسین باقی مانده و پدرم به ترتیب آنها را مرتب کرده بودند، برای چاپ به عنوان مطالب تاریخ تجاری آماده می کنم. دهمین جلد اسناد استان مازندران را با توجه به اسناد امین الضرب به همین ترتیب به چاپ رساندم.
در این اسناد و مدارک دقیقا چه چیزهایی آمده است؟
آنها مربوط به تاریخ تجارت هستند. بیشتر نامهنگاری بین خودشان با کارگزارهایی است که در شهرستانهای مختلف داشتند. مثلا زمانی سیل آمده، شرح دادهاند که دقیقا چه شده و چه خساراتی وارد شده است. یا دخالت خارجیها در فعالیتهایشان را شرح دادهاند. اینها مسائلی است که برای کسانی که در رشتههای تاریخ فعالیت می کنند، باید جالب باشد. برای بررسی مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.
با این پیشینه خانوادگی که از بچگی با آن آشنا و بزرگ شدید، میل به خلق کسبوکار بزرگ در شما ایجاد نشد؟
مطمئنا به این کارها ترغیب و تشویق شدیم. اما اینها، کارهای بزرگی است. شاید هرکسی دل و جرئت انجام این کارها را نداشته باشد و شاید شرایطی که در کشور ما وجود دارد، اجازه این جرئت به خرج دادنها را نمیدهد.
اما حاج محمدحسن در زمانی مجلس وکلای تجار را راه انداخت که شرایط بسیار سختی وجود داشت و دقیقا جذابیت شخصیتاش به شکستن همین سد شرایط است.
من واقعا عاشق شخصیت حاج محمدحسن هستم و بسیار متاسفم در زمانی نبودم که ایشان را ببینم و درک کنم. شخصیت منحصر به فردی بوده و وقتی داستان زندگیاش را می خوانی، متوجهشان میشوی. شجاعت و جرئت در شخصیتشان بسیار مهم است و هیچوقت خودشان را متوقف به شرایط زمان نکردند.
از این شکستهایی که میگویید، چیزی به طور مصداقی در خاطرتان هست؟
بله، یکی از شکستها مربوط به همین راه آهن محمود آباد است. این راه آهن را کشیدند تا بتوانند از بندر محمودآبادبرای انتقال مواد اولیه به کارخانه ذوب آهن استفاده کنند. ولی متاسفانه کارشکنی های دولت ایران و دولت روسیه اجازه نداد این کار به سرانجام برسد، ولی حتی خط آهن آن تا چند سال پیش در محمودآباد موجود بود.
اما به جز امینالضرب بزرگ، وارد کردن برق به ایران توسط پسرش اقدام بسیار بزرگی است. خاطرهای از موانعی که در آن زمان برای اینکار وجود داشته، به شما منتقل شده است؟
مسلما برای وارد کردن برق مشکلات داشته است. تا جایی که برایم تعریف کردهاند، حتی خیلی از علمای آن زمان موافق ورود برق نبودهاند. خیلی ها شاید حتی حرام اعلام می کردند، ولی به مرور زمان این بین مردم جا افتاد. این خیابان چراغ برق که بعدها به امیرکبیر تبدیل شد، اولین خیابان دارای برق بود. کارخانه برق هم در همین خیابان بود و در نزدیک خیابان توپخانه قرار داشته است.
در همه این سالهای کذشته، پرداخت سازمانها و نهادهای مختلف به امینالضرب چگونه بوده است؟
اتاق بازرگانی در مورد حاج امینالضرب فعالیتهای مختلفی داشته است. در دانشکده اقتصاد هم یکبار بزرگداشتی برای حاجحسن برگزار شد. اما اینکه بگویند مدال و نشانی به عنوان حاج امین الضرب تقدیم کارآفرینهامی شود، امسال برای اولین بار اتفاق افتاد.
۱۳۳ سال از پارلمان بخش خصوصی که امینالضرب پایه گذاشته بود، میگذرد. همچنین از آوردن برق به ایران توسط پسرشان و کارخانههایی که ایجاد کردند، دههها میگذرد.
شما به عنوان بازمانده ایشان، میراثی را که از آنها باقی مانده چطور میبینید و شرایط این روزها به نظرتان چطور میآید؟
از صنایعی که ایشان پایه گذاری کردند، تقریبا هیچ چیزی نمانده است. چرا که این صنایع در طول زمان مثل ذوبآهن، راهآهن، ابریشمکشی و بانکداری تغییرات زیادی کرد و آسیبهای سختی هم دید. فرض کنید، حاج محمدحسین بیشتر سرمایه زندگیاش را برای نجات بانک ملی داد. از آن چیزی که به عنوان صنعت یا تجارت اسم ببریم، شرایط خوبی را نمیبینم.
ماجرای نجات بانک ملی توسط حاج محمدحسین چه بوده است؟
ایشان جزء اولین نفراتی بود که طرح ایجاد بانک را دادند. در ایران آن زمان بانکی وجود نداشت، تنها بانک شاهی بود که آن را انگلیسها اداره میکردند. بانک ملی به بانک روس بدهکار بو و تقریبا ورشکست شده بود. حاج حسین آقا برای نجات آن و حفظ آبروی مجلس شورای ملی که خود نایب رئیسش بود، املاک خود را در گروی بانک روس گذاشت و مبلغ بدهی بانک ملی را پرداخت کرد تا بعد آن را جبران کنند که البته جبران هم نشد.
از تمام چیزهایی که از هر دو پدربزرگ و جدتان شنیدهاید و خواندهاید، چه چیزی بیشتر نظر شما را جلب کرده است؟
اینکه هر دوی آنها دارای حسن خلق با زیردستان بودند و صرفا دنبال منافع شخصی نبودند. به طوری که در زمان قحطی در ایران، حاج محمدحسن تقریبا زندگیاش را برای نجات مردم صرف کرد. حدود سال ۱۲۸۸ قمری، احتکار گندم اتفاق افتاد، قطحی شد و ایشان ثروتش را در این راه داد.
چیزهایی که من شنیدم، ایشان بسیار آدم متدینی بوده است. در دهه محرم در منزلش حدود هزار نفر را غذا میداده است. اینها را من جسته و گریخته از پدر و عمویم شنیدهام. اینرا هم میدانم که در زمان مشروطیت، فرمان مشروطه از قصر مظفرالدین شاه به منزل حاج محمدحسین آورده و قرائت شد. عکسش هم در کتابهای تاریخ وجود دارد.
چرا؟ جایگاه حاج محمدحسین در آن دوران از نظر سیاسی چه اهمیتی داشته است؟
او هم از مشروطه خواهان بود و در صدور فرمان مشروطه دخالت داشته است. بعد هم که مجلس تشکیل میشود، حاج محمدحسین نایب رئيس مجلس اول و دوم مشروطه میشود.
از برنامههایی که طی این سالها برای شناساندن این شخصیتهای تاریخی انجام شده، راضی هستید؟
تنها ارگانی که به امینالضربها پرداخته، اتاق بازرگانی است. اما سازمانهای دیگری مثل اداره برق یا خود مجلس هم باید به این شخصیتها بپردازند. فقط نباید اتاق بازرگانی پرچم دار باشد. چرا که اینها کارشان تنها تجارت نبوده، با مردم آمیخته بودهاند.
ابتکار ایجاد و اهدای نشان امینالضرب به نظر شما چطور است؟
این کار خیلی تشویق کننده است. اگر اتاق بازرگانی بتواند این نشان را برای تجار و کارآفرینان جا بیندازد و به شخصیتهای این چنینی اهمیت دهند، میتواند افتخار باشد. برای اینکه این افراد اجداد من بودهاند این حرف را نمیزنم. مثل گرفتن نشانهای دیگر است. در جنگ هم به کسی که رشادت نشان میدهد، مدال میدهند. این مدال ارزش معنوی دارد. ارزش معنوی مدال امینالضرب هم باید برای کارآفرینان مملکت جا بیفتد.
به عنوان آخرین سوال، الان هم فعال اقتصادی یا به عبارت مرسوم انگلیسی آن، بیزینسمن زیاد داریم. اما چهره شناختهشده و محبوب از تجار خیلی کمتر داریم. چند چهره محدود از نسل پیران بازاری باقی ماندهاند. فکر میکنید چرا دیگر چهره اسطورهای تاریخی از تجار، متولد نشد؟
بر اساس چیزی که من میبینم، الان خیلی تغییر کرده است. امینالضربها، جرئت کمک کردن به دیگران را داشتند، الان این جرئتهای مردمی وجود ندارد. البته آن ها شروع کننده بودند، ولی در حال حاضر هم کسانی هستند که کارهای خوب انجام می دهند، مانند همان هایی که نشان و تندیس امین الضرب را گرفته اند. البته شروع کنندگان چون هم از نظر فکری و ذهنی زحمات بیشتری داشته اند، دارای امتیازات و نام بلندی هستند.
نظرات کاربران