مسعود كرباسیان، محسن صفایی فراهانی، عبدالناصر همتی،احمد خرم وزیر، طهماسب مظاهری و ... از آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشتند
بخشی از شخصیت ها و مسئولان اقتصادی کشور که طی سال های گذشته روابط نزدیکی با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشتند در یادداشت هایی از نگاه اقتصادی آیت الله و از عملکرد اقتصادی دولت های سازندگی به روزنامه های شرق، اعتماد، ایران، فرهیختگان و... نوشتند.
او نابغه بود
مسعود كرباسيان رييس كلگمرك
اواخر دوران رياستجمهوري دور دوم آقاي هاشمي در سفري همراه ايشان به ٥ كشور آفريقايي رفته بودم. آن زمان معاون بازرگاني خارجي بودم. در سفر به اوگاندا بود. مرحوم آيتالله هاشميرفسنجاني هنگام بازگشت به شهر جين جا كه شهري مسلماننشين در اين كشور است، از كنار سد برقابي عبور ميكرد كه دستور توقف داد. ايشان از ماشين پياده شد و درخواست كرد تا درباره ويژگيهاي سد برايش توضيح بدهند. مهندس سازنده سد درباره ميزان برقي كه سد توليد ميكرد، توضيحاتي داد. بعد از پايان توضيحاتش، آقاي هاشمي كه به دقت به صحبتهاي مهندس سازنده گوش ميكرد، گفت كه اين سد چنين حجمي از برق را توليد نميكند، چون اين سد ٧ دريچه ورودي آب دارد و اين رقم برق اعلام شده غيرواقعي است. مهندس سازنده سد كه بسيار متعجب شده بود، مجبور شد اطلاعات ارايه شده را اصلاح كند. او سپس به همراهان آقاي هاشمي گفت قدر اين مرد را بدانيد، او بسيار نابغه است.
در دوران رياستجمهوري آقاي هاشميرفسنجاني، تركمنستان با بحران غذا روبهرو شد. آقاي نياز اف، رييسجمهور اين كشور از ايران درخواست كمك كرد. آقاي هاشمي دستور داد كه به اين كشور آرد و گندم ارسال شود. اما تركمنستان پولي براي پرداخت به ايران نداشت. دولت تركمنستان پيشنهاد كرد به جاي پول آرد و گندم، پنبه به ايران صادر كنند. آن زمان به لحاظ قانون حمايت از توليد داخلي، واردات پنبه ممنوع بود. در نتيجه با تصميم آقاي هاشمي بنا شد، پنبه را دريافت كرده و دوباره صادر كنيم. آقاي نياز اف هميشه خود را مديون آقاي هاشمي ميدانست. اين موضوع هيچوقت خبري نشد، اما تدبير آقاي هاشمي سبب شد تا روابط ايران با همسايگان ريشهدار و عميق شود. آقاي هاشمي به لحاظ حسن همجواري به همسايگان احساس تعلق ميكرد.
نقش ماندگار هاشمي در نهادينهسازي جمهوريت
محسن صفايي فراهاني فعال سياسي اصلاحطلب
فوت ناگهاني آيتالله هاشميرفسنجاني بسيار تاسفبرانگيز بود. ايشان سياستمداري باهوش و دقيق در طول سي و هفت سال عمر انقلاب اسلامي بود كه از ايشان يك استثنا ميساخت. آيتالله هاشمي از معدود سياستمداران ايراني بودند كه با خصلت برتر فردي در مجموعه نظام نقشآفريني كردند. نقش ايشان در ايجاد نظم و سازمان نظام جمهوري اسلامي ايران بسيار تعيينكننده و ستودني بوده است. اين فقيه سياستمدار گرانقدر در طول عمر انقلاب عرصههاي مختلفي را تجربه كرد. از دوران عسرت جنگ تا حضورش در مجلس شوراي اسلامي و قانونگذاري، رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، رياست خبرگان و جايگاه رياستجمهوري كشور فراز و فرودهاي بسياري را پيموده است. به قول قدما ايشان در ديكته ننوشته بيغلط بود. البته طبيعي است كه اين ليوان بخشهايي خالي و پر دارد. مهمترين حسن شخصيت آقاي هاشميرفسنجاني دقت نظر ايشان و اعتدالطلبي و صلحجويي بود. اهميت به قانون و صندوق راي از ديگر خصايص خاصه ايشان بود كه باعث شد تا اين تصوير از ايشان ثبت شود كه همانقدر كه دل در گروي اسلام دارد به جمهوريت نظام هم اعتقاد دارد. بارها خود را در معرض راي و انتخاب مردم قرار داد و حتي تا همين اواخر يعني در سالهاي ٩٢ و ٩٤ بالا رفتن سن نيز ايشان را از اين مهم بازنداشت. اين مساله نشات گرفته از نگاه ايشان بود. در روش و منش هاشمي آموزگاري نهفته بود و به فعالين سياسي ميآموخت كه خودشان را در معرض انتخاب مردم قرار دهند و به راي مردم احترام بگذارند. همين مساله سبب شد كه حتي در سالهايي كه از تندروترين گروهها تا گروههاي معتدل آقاي هاشمي را با شدت ميكوبيدند كنج عزلت و قهر سياسي را پيش نگرفت و در ميدان سياست باقي ماند تا رسالت و تكليف خود را انجام دهد. به ميزاني كه شخصيت آقاي هاشمي در سياست ايران بزرگ بود، ديگر شخصيتها براي اينكه خودي نشان دهند به تخريبش ميپرداختند ولي اين نوع تخريبها در جامعه اثر چنداني نداشت. زماني كه در سال ٩٢ از آقاي روحاني حمايت كرد تاثير حمايتش در راي آقاي روحاني بسيار زياد بود. زماني كه ايشان در معرض كانديداتوري خبرگان قرار گرفت راي بالاي ايشان نشان از اثرگذاري شخصيتشان داشت. شايد بتوان اين ويژگي را ماندگارترين بخش شخصيت ايشان ناميد كه عملا به جمهوريت نظام التزام داشت و برايش ارزش قايل بود. امروز در نبود آقاي هاشمي نگرانيها از اين حيث از بين رفته است و مردم به صندوقهاي راي اعتماد پيدا كردهاند. اين باور امروز مرهون آقاي هاشمي است. خاطرات ريز و درشت بسياري از زمان جنگ تا پس از آن با آيتالله هاشمي داشتهام. يكي از دلچسبترين اين خاطرات برخورد آقاي هاشمي با شركت مپنا بود. وقتي شركت مپنا شكل گرفت، توفيقاتي به دست آورد و نيروگاه اراك به بهرهبرداري رسيد. آقاي هاشمي خواست تا توضيحاتي پيرامون آن به ايشان داده شود. آن زمان وزير نيرو آقاي زنگنه بود. ما در اين جلسه كه در دفتر رياستجمهوري برگزار شد به ايشان توضيحاتي داديم. جلسه يك ساعته، دو ساعت و نيم به طول كشيد و وزير صنايع سنگين، وزير نفت، رييس سازمان برنامه و وزير نيرو به اين جلسه دعوت شده بودند. در اين جلسه سوالات زيادي پرسيده شد كه چه امكاناتي دارد؛ چطور توانستهايم اين نيروگاه را ارزانتر بنا كنيم و همكاري با شركتهاي داخلي چه تفاوتي با شركتهاي خارجي دارد. همه و همه را كه شرح داديم ايشان به آقاي روغنيزنجاني رو كرده و گفت كه من اگر جاي شما باشم همينجا دست ايشان را ميگرفتم و به سازمان برنامه ميبردم كه آييننامه اين شركتها را بنويسد. سپس آقاي هاشمي رو به وزير نفت گفت كه بيشتر از اينكه وزارت نيرو به چنين شركتهايي نياز داشته باشد، شما نياز داريد تا كشور در حوزه نفتي وابسته به ديگر كشورها نباشد و بتوانيم از پتانسيلهاي داخلي كشور استفاده كنيم. اين مساله نشان ميدهد كه آقاي هاشمي با وجود اينكه يك شخصيت روحاني بود و به كارهاي فني عليالقاعده آشنايي چنداني نداشت اما بحث را كاملا دريافته بودند. ايشان به مباحث به دقت و با حوصله گوش ميداد و كاركرد ويژه آنها را به خوبي در مييافت. وقتي خانم بينظير بوتو به عنوان نخست وزير پاكستان به تهران آمده بود، از دفتر آقاي هاشمي تماس گرفتند كه كاركرد شركت را براي خانم بوتو توضيح دهم و خانم بوتو هم علاقهمند شده بود كه با اين مقوله آشنا شود. ايشان پيگير مساله بودند و نميخواستند كه امكانات كشور هرز برود. آخرين ملاقات بنده با آقاي هاشمي چهار يا پنج ماه پيش بود كه به خوبي مشخص بود ايشان همچنان با همان حوصله و دقت مسائل كشور را بررسي و پيگيري ميكند. البته هر مسوولي در طول دوران فعاليت خود اشتباهاتي دارد كه به جاي خود قابل مطرح است اما نميتوان انكار كرد كه نام هاشمي در تاريخ ايران در نهادينهسازي جمهوريت در كشور ماندگار خواهد شد.
كارشناسي توسعهگرا
عبدالناصر همتي رييس بيمه مركزي ايران
صحبت كردن در مورد آيتالله هاشمي مرد بزرگي كه هم در كسوت روحاني و مجاهدي نستوه، هم سياستمداري با تدبير و داراي سعهصدر باشد هم اقتصادشناسي با تسلط و فهم برنامهريزي باشد، هم جامعهشناسي دردشناس و سنگ صبوري براي همه گروههاي اجتماعي و سياسي باشد و از همه مهمتر مصالح و منافع ملي، نظام را هميشه به قدرت و منافع شخصي ترجيح بدهد، بسيار سخت است و بيان آن در چند خط و جمله ناممكن! در مدت ٣٥ سالي كه به علت مسووليتهاي اجرايي خصوصا در دوره مسووليت خبري و سياسي در صدا و سيما با ايشان ارتباط داشتم ايشان را بسيار دقيق، كارشناس، توسعهگرا و مهربان ديدم. در همه مسائل سياسي، اقتصادي و اجتماعي داراي نظر كارشناسي بودند. يكبار به ايشان عرض كردم موقع گزارش دادن به شما خيلي بايد مواظب باشيم چون خيلي سريع نواقص گزارشها و مطالب ارايه شده را تشخيص داده، با طرح سوال، گزارش دهنده را گير ميانداختند. بسيار اهل مطالعه بودند. معمولا كتاب جديدي كه در زمينه اقتصاد مينوشتم يك نسخه به ايشان تقديم ميكردم و با اظهاراتي كه در ديدارهاي بعد ميكردند متوجه ميشدم كتاب را كامل مطالعه كردهاند، در حالي كه مشغله بسيار زيادي داشتند. ايشان با گذشت زمان و مشاهده مشكلات اقتصاد دولتي به تدريج ديدگاه قويتري نسبت به اقتصاد غيردولتي پيدا كردند و تلاش جدي در مجمع تشخيص براي تصويب قانون مربوط به خصوصيسازي موارد ذيل اصل ٤٤ انجام دادند و همواره در طول يك دهه گذشته در خيلي از ملاقاتها از اينكه اين سياستهاي مصوب مجمع و تاكيدات مقام معظم رهبري در اين زمينه اجرا نميشود ناراحت و نگران بودند. به عدالت اجتماعي خيلي اهميت ميدادند و يكي از آرزوهايش تصويب لايحه فقرزدايي بود كه متاسفانه با تغيير دولت معوق ماند و عملا به نتيجه نرسيد همانطور كه مقام معظم رهبري در پيامشان تاكيد كردند بهرغم داشتن اختلاف ديدگاههاي نظري همواره مطيع نظرات رهبري بودند. يادم ميآيد چند سال پيش در اوج بحثهاي سياسي و اجتماعي و تنشهاي موجود در جامعه در پاسخ به اين سوال كه نظر شما چيست و شما چه اقدامي ميخواهيد بكنيد ايشان تاكيد كرد من هر تصميم و نظري داشته باشم از طريق مقام رهبري انجام ميدهم. هيچ اقدامي را بدون پذيرش و تصميم مقام رهبري براي جامعه مفيد نميدانم. روحشان شاد و يادشان گرامي باد
٥ اقدام اقتصادي آيتالله
علي آقامحمدي عضو مجمع تشخيص مصلحت
آيتالله در دوران بعداز جنگ مسائل مهمي را در اقتصاد ايران تعقيب ميكرد كه فصلهاي اقتصاد بلندمدت را ترسيم ميكرد. ايشان در دوران بعد از جنگ يكي از نخستين بحثهاي كه مطرح و پيگيري كردند بحث ساخت سدهاي مخزني بود. ايشان به آقاي فروزنده رييس قرارگاه خاتمالانبياي وقت دستور دادند تا تمام مناطقي كه امكان ايجاد سدهاي مخزني وجود داشت را بررسي كند. يك گروه مشاور طراحي براي اين امر نيز مستقر شدند تا بعد از پايان جنگ كشور داراي سدهاي مخزني باشد. حتي در بازديدي كه با ايشان به غرب كشور داشتيم ايشان تاكيد داشتند كه نفت يكباره ميآيد و بعد ميرود و تمام ميشود اما آب ميآيد و ميرود به اين جهت بايد ياد بگيريم از آبهاي عبوري استفاده بهينه را بكنيم. ايشان معتقد بودند كه بايد بتوانيم آب را به جريان بيندازيم تا در كشاورزي از آن بهره ببريم.
تدبير ايشان اين بود كه بتوانيم همزمان با درگيريهاي زمان جنگ موضوع سدسازي را نيز پيش ببريم تا بعد از جنگ مقداري آب مهار كرده داشته باشيم و الان طرحهاي بزرگي كه در غرب كشور در اين مورد نهايي شده است به همت آن زمان ايشان انجام شده و پيريزي شده است.
يكي ديگر از توجههاي خاص ايشان به موضوع آموزش نيروي انساني و آموزشهاي علمي بود. آيتالله هاشمي در زمينه آموزش معتقد بود كه ولو به اينكه هزينه بيشتري براي اين بخش انجام شود؛ ضروري است كه گامهاي بلندتري برداشته شود به همين جهت در جاهايي كه لازم بود از بودجههاي دولتي استفاده شود دستور استفاده از آن را ميداد و در عين حال نيز دانشگاه آزاد اسلامي هم در همين راستا ايجاد شد تا كشور در مسائل علمي عقب نماند، به همين جهت هم اين اقدامات به فرصت خوبي براي كشور مبدل شد تا نيروي انساني تحصيل كرده ايجاد شود و نقطه عطفي در موضوع دانش و علم در كشور شد.
در همين حال سومين اقدام تاثيرگذار آيتالله در بعد از دوران جنگ به موضوع كشاورزيهاي نوين باز ميگردد. در زمان ايشان و بابرنامهريزيهاي كه ايشان انجام دادند و توجهي كه به موضوع كشاورزيهاي نوين و آبياريهاي نوين داشتند پيشرفتهاي بسياري حاصل شد. در آن زمان فرهنگ استفاده از آبياريهاي قطرهاي و باراني بسيار كم جا افتاده بود كه با اقدامات و برنامهريزيهايي كه انجام شد و تاكيداتي كه آقاي هاشميرفسنجاني داشتند فرهنگ استفاده از آبياريهاي قطرهاي و باراني بيشتر در بين كشاورزان پيادهسازي شد و پيشرفتهاي خوبي در بخش كشاورزي حاصل شد.
چهارمين اقدام موثر آيتالله هاشميرفسنجاني در دوران بعد از جنگ، درخصوص موضوع صادرات غير نفتي بود. در زماني كه ايشان رياست مجلس را بر عهده داشتند در زمان نهايي شدن برنامه اول توسعه در مجلس سوم حجم صادرات غير نفتي ايران تنها به ٥/٠ ميليارد دلار ميرسيد كه ايشان معتقد بودند بايد اين ميزان به ٥/٢ ميليارد دلار در يك برنامه ٥ساله برسد. و در زمان تدوين برنامه سوم مقرر شد تا ميزان صادرات غيرنفتي كشور به ٥/٢٩ ميليارد دلار برسد. در آن زمان بسياري منتقد بودند كه اين حجم ايجاد بحران خواهد كرد ولي ايشان گفتند عدد را تغيير ندهيد. بزرگ ببينيد تا تلاشمان را مضاعف كنيم اگر حتي نصف اين عدد هم محقق شود اقدام بزرگي صورت گرفته است و گام مهمي برداشته شده است و اين دستور براي عدم تغيير عدد محاسبه شده در برنامه سوم موجب شد تا در انتهاي برنامه عدد صادرات غيرنفتي به ١٥ ميليارد دلار برسد كه ٦ برابر عدد ٥/٢ ميليارد دلار برنامه نخست توسعه است. آقاي هاشميرفسنجاني كلا ذهن توسعهاي داشتند. ايشان بسيار بيباك، جسور، بسيار خوشفكر بودند و علاقه داشتند توسعه ايران با سرعت انجام شود و به همين جهت نيز موضوع استفاده از سرمايهگذاري خارجي در كشور از سوي ايشان مطرح شد و با وجود مخالفتي كه آن زمان با اين موضوع ميشد، پافشاريهاي ايشان موجب شد تا اين سرمايهگذاري خارجي در يك جلسه غيرعلني و رسمي مجلس مصوب شود و در نهايت با گرفتن اعتبارات از خارج براي طرحهاي اقتصادي در پايان برنامه سوم ٢/٧ درصد رشد كرد.
چرچيل خاورميانه و آسيا
احمد خرم وزير راه و ترابري در دولت هشتم
علاقهمند به اجراي طرحهاي توسعهاي بود. نه فقط در حوزه اقتصاد كه در حوزههاي فرنگي، سياسي و اجتماعي هم معتقد به دنبال كردن چنين طرحهايي بود. طرحهاي بزرگي مانند انتقال آب خليج فارس به داخل كشور در زمان رياستجمهوري ايشان آغاز شد. حتي پس از دوره رياستجمهوري خود نيز با حساسيت ويژهاي توسعه كشور را در وجوه مختلف دنبال ميكرد. سال ١٣٨١ به خوزستان سفر كردند. در ابتداي سفر مصاحبهاي تند عليه برنامههاي دولت هشتم با خبرنگاران داشتند. نقد به ناديده گرفتن توسعه و بيتوجهي به آنچه در دولتهاي قبل انجام شده بود. سفر آيتالله هاشميرفسنجاني پنج روز به طول انجاميد. در كنارش بودم، اين چند روز و تمام طرحهايي كه در خوزستان دنبال ميشد را بازديد كرديم. در آن زمان هفت طرح بزرگ در خوزستان دنبال ميشد. مثل طرح توسعه نيشكر، فولاد، سد مارون، كرخه و كارون ٣ از جمله اين طرحها بود. سفر كه تمام شد نشست خبري مجددي برگزار شد. گفتههاي آقاي رفسنجاني متفاوت از روز نخست سفر عنوان شد. ١٥ روز بعد در روز عيد مبعث خدمت مقام معظم رهبري رسيده بوديم. ديدم آقاي رفسنجاني دست آقاي خاتمي را فشرد و با او گفتوگويي كرد. چند روز بعد در جلسهاي، آقاي خاتمي از من پرسيدند: «در خوزستان چه گذشت كه آقاي هاشميرفسنجاني از من تشكر ويژه كردند. ايشان گفتند توجه دولت شما به سازندگي از دولت من هم بيشتر است. » بايد بر اين نكته تاكيد كنم كه آقاي رفسنجاني سياستمداري بسيار زيرك بودند و از ايشان ميتوان به چرچيل خاورميانه و آسيا نام برد.
مسعود نیلی، مشاور رئیسجمهوری
مردي تكرار نشدني
درگذشت ناگهانی و جانگداز شخصیت بزرگ و کمنظیر، حضرت آیتالله هاشمیرفسنجانی، برای اینجانب نیز مانند همه دلسوزان و علاقهمندان به بهروزی و پیشرفت کشور، موجب تأثر عمیق شد. اگر کسی بخواهد در مورد آیتالله هاشمیرفسنجانی حق مطلب را ادا کرده و بدون هیچگونه اغراقی تنها عناوین ویژگیهای ایشان را ذکر کند، به فهرست بلندی میرسد که نهتنها هریک از اجزای آن برای آنکه فردی را به یک شخصیت ماندگار تاریخی تبدیل نماید، کفایت میکند؛ بلکه این مجموعه وزین و منحصربهفرد صفات است که از ایشان چهرهای ممتاز و تکرارنشدنی میسازد.
در این مجال عمدتا عاطفی که امکان تمرکز کامل برای ادای حق مطلب وجود ندارد، شاید بتوان تنها به ذکر چند نمونه اکتفا کرد. اول، کسانی که با ایشان در حوزههای مدیریتی و کارشناسی آشنایی داشتهاند، بهویژه کارشناسان و مدیرانی که در معرض سؤالات دقیق ایشان قرار گرفتهاند، مطمئنا هوش و دقت آماری و ذهن محاسباتی ایشان را تحسین میکنند. نکته جالب آن است که این ذهن فعال و دقیق، با گذر زمان و رسیدن به سنین بالا هم دچار آسیب نشد و تا آخر همچنان از پرسشها، نشانههای هوش و استعداد سرشار نمایان بود.
دوم، آیتالله هاشمی در تمام ایام حیات مؤثر خود، به اقتضای شرایط و ضرورتهای محیط پیرامونی، همواره در زمان تقسیم کارها، سختترین امور را داوطلبانه برای خود انتخاب میکرد. کشور ما در تاریخ طولانی و پربار خود، شخصیتهای بسیاری را تجربه کرده که برای تعالی کشور فداکاریهای زیاد داشتهاند. کم نبودهاند کسانی که جان خود را بر سر این راه گذاشتهاند و شمار آنانی که از سرمایه مادی خود گذشتهاند، بسیار است؛ اما اینکه یک شخصیت سیاسی برای پیشرفت کشور، مهمترین سرمایه یعنی سرمایه سیاسی و محبوبیت خود را به میدان آورده و آن را هزینه کند، شاید بینظیر باشد. آن زمان که لازم بود و تنها راه توسعه کشور برخورداری از چنین ویژگیای بود، ایشان چنین کرد.
سومین ویژگی بارز شخصیتی و فکری آیتالله هاشمیرفسنجانی را میتوان اعتقاد، جدیت و اهتمام ایشان بر ایفای نقش مردم در اداره امور دانست. ویژگیای که هرچه زمان گذشت بارزتر و نمایانتر شد.
اینجانب ضمن عرض تسلیت ارتحال این مرد بزرگ به خانواده محترم ایشان، مقام معظم رهبری و مردم شریف ایران، از خداوند متعال برای ایشان رحمت و غفران الهی و برای بستگان و مردم عزیز، صبر و اجر آرزومندم.
سه گام بزرگ و همزمان هاشمی
طهماسب مظاهری
دوران مســـــئولیتهای آیـــتالله هاشــــــــــــمی رفسنجانی با فرازهای بسیاری همراه بوده است، یکی از این فرازها در دوران 8 ساله جنگ تحمیلی است. دراین دوران که کشور با جنگ نابرابری مواجه بود، دولت باید سیاستهای خاصی را دردستور کار قرار میداد تا علاوه بر پشتیبانی از جنگ حداقل معیشت مردم را نیز تأمین کند.
در این هشت سال آیتالله هاشمی ریاست مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشتند و با وجود اعتقاد به نظام اقتصاد رقابتی برای اجرایی کردن سیاستهای خاص دوران جنگ بشدت از دولت حمایت کردند. این درحالی بود که در بدنه دولت و میان کارشناسان برخی معتقد بودند که حتی در دوره جنگ نیز باید سیاستهای اقتصاد رقابتی دنبال شود، اما حمایتهای کامل ایشان از دولت باعث شد قوه مجریه بتواند سیاست منطقی را دراین دوران خاص دنبال کند.
درهمین دوران درکنار پشتیبانی از شرایط ویژه دوران جنگ از توسعه کشور هم غافل نبودند،برای مثال درآن دوران ایشان ساخت متروتهران را با نگاهی به آینده پایتخت مد نظر داشتند و با وجود مخالفتهای زیادی که دراین زمینه وجود داشت یک تنه این ایده را پیش بردند و امروزه مردم تهران از مترو بهرهمند هستند. پس از پایان جنگ تحمیلی که آیتالله هاشمی بهعنوان رئیس جمهوری انتخاب شدند، نظام اقتصادی کشور به دلیل شرایط خاص دوران جنگ به سمت اقتصاد متمرکز و دولتی پیش رفته بود و باید به حالت عادی خود بازمی گشت که در قالب سیاستهای تعدیل اقتصادی این کار انجام شد و گامهای بلندی برای اصلاح ساختارها انجام شد.
درکنار این بخشهای بزرگی از کشور در هشت ساله جنگ تحمیلی ویران شده بود و به بازسازی نیاز داشت و برهمین اساس بازسازی مناطق جنگی هم طرح دیگری بود که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در دستور کار قرار گرفت.سومین پدیده دراین دوران ،سازندگی کشور بود. درحالی که در دوران جنگ و به منظور تأمین هزینههای آن بودجه کمی به طرحهای عمرانی اختصاص یافته بود، پس از جنگ ،ایشان تحرک طرحهای عمرانی را در اولویت دولت خود قرار داد و دراین سالها شاهد اجرای طرحهای بزرگی درسطح کشور بودیم.
این سه فعالیت همزمانی بود که در دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی اجرا شد. این درشرایطی است که به طور معمول دولتها یکی از اولویتها را بهعنوان برنامه اصلی خود انتخاب و بتدریج به سایر اولویتها میپردازند اما ایشان یکی از معدود مدیرانی بود که توانست هر سه اولویت را به صورت همزمان پیگری و به سرانجام برساند. بدین ترتیب دراین دوره آقای هاشمی سیاستهای تعدیل اقتصادی، بازسازی و توسعه زیربناها را که به دوران سازندگی مشهور شد دنبال کرد.
البته دراین دوره نیاز به نقدینگی بالا باعث شد حجم نقدینگی افزایش یابد و نرخ تورم نیز رشد کند که از نتایج طبیعی این سیاستهای توسعهای بود اما از سال 1374 به بعد با اتخاذ سیاستهای دیگری این شاخصها نیز مدیریت شد.
بنابراین به نظر میرسد اثرات و نتایج مثبت و البته سختیهای این دوران میتواند موضوع مناسبی برای تحقیقها و پژوهشهای دانشگاهی باشد. پس از دوران ریاست جمهوری نیز آیت الله هاشمی بهعنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب شدند که دراین دوره نیز سیاستهای راهگشایی درعرصه اقتصاد دنبال کردند. یکی از این سیاستها که تأثیر زیادی در اقتصاد کشور داشت تدوین سیاستهای اصل 44 قانون اساسی بود که زمینه حضور بخش خصوصی در اقتصاد را فراهم کرد. همچنین قوانین بسیار دیگری که بدون حمایتهای ایشان به ثمر نمیرسید دراین دوران به نتیجه رسید. از جمله قانون جلب سرمایهگذاری خارجی که بارها میان مجلس و شورای نگهبان رفت و آمد کرد و درنهایت در مجمع تشخیص مصلحت به تأیید رسید و منشأ تحرکهای مثبتی در اقتصاد ایران شد.

نظر خود را بنویسید