گزارش آماري آينده نگر از نيروي کاري که دانشگاهها توليد ميکنند
نسل بیکار
1395/06/09
5426
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در یکی از گرمترین روزهای خردادماه، عابران بهسرعت از خیابان انقلاب عبور میکنند و بعضیها سری به سمت سردر دانشگاه تهران میچرخانند. مردی که موهای بلوند و چشمهای آبی از نژاد اروپاییاش حکایت میکند، با دوربینی مقابل دانشگاه ایستاده و از تماشای دانشجویان به وجد آمده است. دخترها و پسرهای جوان، شنلهایی بلند و یکشکل پوشیدهاند و سرگرم پوشیدن کلاههای منگولهدارشان هستند. کنار هر کلاه بلند مشکی، منگولهای قرمزرنگ آویزان شده است. بعضیها از دیدن دوستانشان در لباسهایی گشاد میخندند و ...
ریحانه یاسینی
صدای خندههای بلندشان تمام فضای پیادهروی مقابل دانشگاه را پر کرده است. کلاههایشان را روی سر میگذارند، کنار هم میایستند و بعد از چند عکس رسمی، جیغ میکشند و خودشان هم همراه کلاههایی که از روی سر برداشته و به هوا انداختهاند، بالا میپرند. توریست اروپایی، از آنها بیشتر به وجد آمده و پشت هم از بخشی از جشن فارغالتحصیلی دانشجویان، عکس میاندازد.
تمام آنها دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی هستند و در رشتههای پژوهشگری اجتماعی، برنامهریزی و رفاه اجتماعی، انسانشناسی و علوم ارتباطات اجتماعی درس خواندهاند. رشتههایی که با نرخ بیکاری ۱۹.۷ درصدی، در دسته بیکارترین رشتهها جای میگیرد.
پسر لاغراندامی که موهایش را بهدقت آرایش کرده و کلاه فارغالتحصیلی را از سر برداشته است، میگوید: «من حتی لباسهای تنم هم برای پدرم است. از خودم چیزی ندارم. اما حاضر نیستم هرکاری انجام دهم.»
هنگام صحبت، دستهایش را به طرزی خاص تکان میدهد و تلاش میکند تا فرم بدنی و گفتاریاش خاص به نظر برسد. او در یکی از روستاهای ایلام زندگی میکند و تبارش به قوم کرد میرسد. پدربزرگش خان روستا بوده و اوضاع مالی خوبی دارند. چهار سال در رشته ارتباطات تحصیل کرده و حالا میگوید: «دخترهای کلاس از ما پسرها بیشتر کار میکنند. یعنی آنها کار میکنند ولی ما نه. البته خبرنگار هستند و من اصلا حاضر نیستم خبرنگاری کنم. من بزرگ فکر میکنم، باید دکترا بگیرم و بعد از آن یکسره سردبیر شوم.» او برنامههای دیگری هم در سرش چیده است و میخواهد در دور آینده مجلس، کاندیداي نمايندگي شهرش شود. البته بدون آنکه از کارهای پایهای شروع کند، مسیر زندگیاش را آنطور ترسیم کرده که درس بخواند و از گذر مدرک دکترا، مقامهای بالا را در اختیارش قرار دهند.
یکی از دخترهای همکلاسی او که مدتی در خبرگزاری دانشجویان ایران مشغول به کار بوده است، میگوید: «آمارها متناقضاند. بعضی میگویند ۱۱۰ هزار دکترای بیکار وجود دارد، بعضی هم ۶۰ هزار بیکار با مدرک دکترا را تایید میکنند. هرچه باشد، کاملا نشان میدهد نمیتوانیم روی حساب مدرک دانشگاه صبر کنیم.»
آنها درس جامعهشناسی سازمانهای رسانهای و تاریخ تحول ارتباطات را با علی ربیعی گذراندهاند، پیش از آنکه دولت یازدهم رأی بیاورد و او به سکانداری وزارت کار و رفاه اجتماعی منصوب شود. ربیعی که وارد چهارمین سال دوری از دانشگاه شده و هنوز هم در سخنرانیهایش از کلاسها و دانشجوهایش خاطره میگوید، درباره آمار فارغالتحصیلان بیکار میگوید: «میزان بیکاری در فارغالتحصیلان دانشگاهی ۲ برابر بیشتر از نرخ بیکاری در کل کشور است و این در حالی است که میزان تطابق رشتههای دانشگاهی با جهتگیریهای استانی تنها ۱۰ درصد است.»
اما صریحترین اظهارنظر را درباره وضعیت بیکاران دانشگاهی، عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور داشته است. او چند وقت پیش نه با زبان آمار بلکه با لحنی آمیخته به درددل و اعتراض مردم عادی، گفته بود: «مردم امروز در خانه بیکارانی دارند؛ خود من سه بیکار فوق لیسانس در خانه دارم.»
دانشجویان سرخوش از پایان دوره کارشناسی در مطرحترین دانشگاه سراسری کشور لباسهای فارغالتحصیلیشان را عوض میکنند و توریست اروپایی حسابی با آنها گرم گرفته است. بعضیهایشان بهتازگی کنکور کارشناسی ارشد دادهاند و منتظر نتایج آن هستند. دختری که در رشته پژوهشگری اجتماعی تحصیل کرده و برای مقطع ارشد نیز در رشته جامعهشناسی کنکور داده است، میگوید: «بدیاش این است که اگر قبول نشویم و ادامه تحصیل ندهیم، دیگر نمیدانیم باید چه کنیم. برای ما که دانشجوی شهرستان هستیم، این وضعیت سختتر است.»
چقدر فارغالتحصيل بيکار در کشور وجود دارد؟
«سال ما کنکور خیلی سخت بود. هرکسی نمیتوانست دانشگاه برود. شما که پاسخنامه سفید هم بدهید، قبول میشوید.» از میانههای دهه 80 به بعد، همزمان با رشد قارچگونه دانشگاههای علمی-کاربردی و پیام نور، این جمله ترجیعبند توصیه جوانهای نسلهای پیش به کنکوریها و دانشجوهای هر سال شد. توسعه کمّی دانشگاهها به حدی بالا بوده است که حسین توکلی، مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور، به داوطلبان کنکور سراسری امسال توصیه کرده بود نگران نباشند، چرا که همه آنها مجاز به انتخاب رشته خواهند شد.
توکلی میگوید: «تعداد 796 هزار و 128 نفر در آزمون سال گذشته مجاز به انتخاب رشته شدند و حدود 37 یا 38 نفر مجاز نشدند. از مجموع این تعداد افراد مجاز به انتخاب رشته در سال گذشته نیز فقط 574 هزار و 317 نفر انتخاب رشته کردند در حالی که ظرفیت پذیرش 770 هزار نفر بود. کل پذیرفتهشدگان نهایی رشتههای متمرکز آزمون سال 94 به تعداد 428 هزار 475 نفر بودند و بقیه ظرفیتها خالی ماند.»
بالا رفتن ظرفیت پذیرش دانشگاهها و میزان بیکاری، طی سالهای اخیر رابطهای مستقیم با هم داشتهاند. هرقدر فارغالتحصیلان بیشتر شدهاند، میزان بیکاری نیز افزایش یافته است. براساس آمار مرکز آمار ایران، مبتنی بر سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1375 نرخ بیکاری دارندگان مدرک دانشگاهی تنها 3.9 درصد بوده است. در سال 1385 این رقم به بیش از 21 درصد و در سال 1390 به بیش از 20 درصد رسیده است.
آمار رسمی سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 نشان میدهد که در ایران حداقل 15.3 درصد از نیروی کار دارای مدرک دانشگاهی نتوانسته بودند شغل مناسب خود را پیدا کنند و بیکار مانده بودند. حدود 53 درصد از شاغلان، مزد و حقوق بگیر دولت و 26 درصد مزد و حقوق بگیر بخش خصوصی بودند، حدود 10.7 درصد از نیروی کار دارای مدرک دانشگاهی به طور مستقل (خوداشتغالی) کار میکردند و تنها 3.2 درصد از آنها به عنوان کارفرما مشغول به فعالیت اقتصادی بودند. در بعضی از رشتهها (از جمله رشتههای کشاورزی) تنها 10.6 درصد دانشآموختگان در شغلهای مرتبط شاغل بودند. از میان شاغلان مرتبط نیز سهم کمی سطح دانش، مهارت و گرایششان با دانش، مهارت و گرایش مورد نیاز برای انجام شغل تطبیق داشت.
جدیدترین گزارش تفصیلی مرکز آمار ایران از وضعیت نیروی کار نیز نشان میدهد ۵.۸ میلیون مدرک دانشگاهی تنها قابی روی دیوار شده است. از بین ۱۱ میلیون و ۳۹۲ هزار و ۲۲۷ نفری که مدرک دانشگاهی گرفتهاند، ۴ میلیون و ۵۴۴ هزار و ۷۷۵ نفر شاغلاند و یک میلیون و ۳۴ هزار و ۱۲۹ نفر هم به دنبال کار میگردند. ۵ میلیون و ۸۱۳ هزار و ۳۲۲ نفر که دانشگاه رفته و مدرک هم دارند غیرفعالاند و هیچگونه تحرکی در جریان کسبوکار و فعالیتهای اقتصادی کشور ندارند. این تعداد، برابر با ۵۱ درصد از کل فارغالتحصیلان کشور میشود.
ربیعی در روزهای ابتدایی امسال گفته بود: «هماکنون 40 درصد از بیکاران کشور دانشآموخته دانشگاهی هستند. با فارغالتحصیلی حدود چهار میلیون دانشجو از دانشگاههای کشور، تعداد فارغالتحصیلان بیکار در آینده افزایش مییابد.»
ربیعی البته سال گذشته آماری هولناکتر از این میزان ارائه کرده بود. او گفته بود ۹۶ درصد از فارغالتحصیلان، فاقد هرگونه مهارتی جهت اشتغال هستند. به روایت او، تنها مدرک ۴ درصد از فارغالتحصیلان متناسب با نیازهای بازار کار است: «سال گذشته 300 هزار نفر از طريق كاريابيها براي فعاليت معرفي شدند كه 100 هزار نفر از آنها به دليل نداشتن مهارت از فعاليت انصراف دادند. حدود 4 درصد از فارغالتحصيلان كشور متناسب با بازار كار تحصيلات كسب كردهاند.»
طبق آمارهای موجود در فاصله سالهای ۸۳ تا ۹۱ از مجموع ۲.۶ تا ۳.۵میلیون بیکار کشور، ۱.۷ تا حدود ۲.۳میلیون نفر در سنین ۱۵ تا ۲۹ سال قرار داشتهاند. به عبارت دیگر، کشور در ۸ سال گذشته در اوج تقاضای کارجویان برای کار قرار داشته و طبق گفته کارشناسان، فشار تقاضا برای ورود به بازار کار تا حداقل نیمه دهه ۹۰ نیز ادامه خواهد یافت. در سالهای اخیر بالاترین نرخ بیکاری مربوط به گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال بوده که رقمي حدود ۲۵ درصد بوده است، رقمي که دو برابر میزان بیکاری عمومي است. فاصله و شکاف نرخ بیکاری جوانان و نرخ بیکاری عمومي در کشور حداقل ۱۰ درصد است که فاصله قابل توجهی است. طبق آمار رسمي و اظهار نظر مقاماتی مانند وزیر کار، در حال حاضر نیز ۶میلیون جویای کار در کشور وجود دارند و در سالهای پیشِ رو ۷میلیون دیگر به این تعداد اضافه خواهند شد. ۴میلیون و۵۰۰هزار نفر آنها را نیز فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند. بهاینترتیب پیشبینی میشود در صورت حل نشدن بیکاری این دسته از جوانان طی ۲ سال آینده، یک سونامي ۵میلیون نفری از بیکاران مطلق در کشور به راه افتد.
در چنین شرایطی، بعضی جوانها برای همیشه فرصت شاغل بودن را از دست دادهاند. در روزهای ابتدایی آخرین سال دوره اول ریاستجمهوری حسن روحانی، بحث بیکاران و انتقامی که آنها از دولت خواهند گرفت، داغ شده است. یک سال پیش، محمد طبیبیان، اقتصاددان برجسته کشور، چنین روایتی در اتاق تهران ارائه داده بود: «آمارهای رسمي اقتصادی نشان میدهد ما در ازای درآمدهای نفتی که خرج میکنیم، شغل ایجاد نمیکنیم. دکتر نیلی یکبار حرف جالبی زد، ایشان گفت بسیای از جوانهای ما برای همیشه فرصت داشتن شغل را از دست دادهاند. جوانهايي که در ۲۴سالگی دنبال کار بودهاند و حالا در ۳۲سالگی هنوز بيكار هستند، دیگر فرصت پیدا کردن شغل هم ندارند. آنها کسانی هستند که بهترین دوران عمرشان را در جستوجوی کار بودهاند. گزارشهای مرکز آمار نشان میدهد بیشترین نرخ بيكاری برای گروه جوانان ۲۴ تا ۲۹ سال است. این بحران بزرگی است که جوانهاي ما کار ندارند و درجه کارآفرینی تا این حد پایین است.»
بيکارترين رشتهها و مقاطع تحصيلي کدام هستند؟
«آمارها نشاندهنده این است که تمام هزینههایی که صرف توسعه دانشگاهها شد نهتنها به توسعه و رفاهی منجر نشد، بلکه با مکانیسمهای غلط عرضه نیروی کار انتظارات فارغالتحصیلان را بالا برد و سبب بیکاری آنها شد. سیاستهای غلط از قدیم وجود داشته اما در دولت قبلی به اندازه چند دهه به این روند اشتباه سرعت داده شد. ما باید از دانشگاه، دانشجو و مدرک تحصیلی تعریف دقیقی ارائه دهیم و مرزبندیهای جدی داشته باشیم. مراکزی آموزشی مانند علمی-کاربردی نباید دانشگاه محسوب شوند و بهجای آموزش مهارتهای کاربردی فنی و حرفهای آدمهای نظری بسازند. توسعه دانشگاه باید قاعدهمند باشد و اصول سختگیرانهای به تبعیت از تقاضای بازار کار رعایت شود.» مهدی منتظرقائم، مدیر گروه علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران، چنین تحلیلی از وضعیت بیکاری دانشگاهیان دارد. او رشد قارچگونه مراکز علمی-کاربردی و دانشگاههای پیام نور را كه توقع جوانها را از مدرک تحصیلیشان بالا میبرد، یکی از اصلیترین مسائل بازار کار میداند. منتظرقائم، خود استاد رشتهای است که فارغالتحصیلان آن اوضاع بهتری در بازار کار دارند.
جدیدترین آمارهای ارائهشده از سوی وزارت کار درباره اوضاع بیکاری در رشتههای مختلف تحصیلی نشان میدهد که در برخی از رشتهها مانند علوم رفتاری و اجتماعی با نرخ بیکاری ۱۹.۷ درصد، بازرگانی و امور اداری با ۱۹.۵ درصد، حقوق ۲۱.۸ درصد، علوم زیستی ۲۲ درصد، علوم طبیعی ۲۲.۴ درصد، کامپیوتر ۳۹.۹ درصد، صنعت و فرآوری ۳۲ درصد، معماری و ساختمان ۲۵.۹ درصد، کشاورزی، جنگلداری و شیلات با ۲۲ درصد و محیط زیست با ۴۹.۱ درصد، بالاترین میزان بیکاری فارغالتحصیلان وجود دارد.
همچنین در برخی رشتهها مانند تربیتمعلم با ۸ درصد، روزنامهنگاری ۸.۸ درصد، بهداشت ۷.۹ درصد، خدمات امنیتی ۸.۴ درصد و خدمات حمل و نقل با ۱۰.۸ درصد اوضاع بهتری برای اشتغال و جستوجو برای کار وجود دارد.
نرخ عمومی بیکاری زنان و مردان فارغالتحصیل دانشگاهی کشور هماکنون ۱۸.۵ درصد بوده، در عین حال نرخ بیکاری مردان ۱۳ درصد و این نرخ در مورد زنان درسخوانده ۶۵.۵ درصد است. نکته اینکه تعداد زنان درسخوانده در جستوجوی شغل در حال حاضر از تعداد مردان درسخوانده در جستوجوی شغل بیشتر است.
هماکنون ۵.۸ میلیون نفر فارغالتحصیل دانشگاهی معادل ۵۱.۰۲ درصد غیرفعالاند و هیچ نقشی در بازار کار کشور ندارند، ۴.۵ میلیون نفر معادل ۳۹.۹ درصد شاغل و ۱.۰۳ میلیون نفر معادل ۹.۱ درصد نیز بیکار هستند. محیط زیست با ۴۹.۱ درصد بالاترین درصد بیکاری را در کنار رشته علوم کامپیوتر با ۳۹.۹ درصد و رشته صنعت و فرآوری با ۳۲ درصد دارا است. کمترین نرخ بیکاری مربوط به رشته بهداشت با ۷.۹ درصد است.
از مجموع فارغالتحصیلان کشور ۵۳.۴ درصد مرد هستند که از این میزان، ۶۱.۶ درصد فعال (۸۷ درصد شاغل و ۱۳ درصد بیکار) و ۳۸.۴ درصد نیز غیرفعال هستند. زنان ۴۶.۶ درصد کل فارغالتحصیلان کشور را تشکیل میدهند که از این میزان ۳۴.۵ درصد فعال (۷۰.۱ درصد شاغل و ۲۹.۹ درصد بیکار) و ۶۵.۵ درصد غیرفعال اقتصادی هستند.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ایران از نظر جذب دانش، اشاعه دانش، خلاقیت و نوآوری در میان 145 کشور جهان به ترتیب رتبههای 125، 138، 127 و 120 را دارد. این عقبماندگیها باعث شده است که بهرهوری نیروی کار در سطح نازل باقی بماند. بررسی نماگرهای بینالمللی نشان میدهد که ایران از نظر بهرهوری نیروی کار در میان 148 کشور جهان رتبه 130 را دارد. قرار گرفتن کشور در رتبه 130 از نظر بهرهوری نیروی کار حکایت از این دارد که آموزش عالی در ایران از اثربخشی و ثمربخشی لازم برخوردار نیست.
جواد هروی که سال گذشته ریاست کمیته آموزش عالی مجلس را برعهده داشت، چنین از وضعیت بیکاری مقاطع مختلف تحصیلی روایت کرده بود: «22 درصد از بیکاری فارغالتحصیلان مربوط به دورههای کاردانی است و 67 درصد مربوط به دوره کارشناسی است و این موضوع یعنی زنگ خطر بیکاری فارغالتحصیلان در مقاطع بالاتر از کارشناسی به صدا درآمده است.»
آمارهای دیگر نیز از سونامی بیکاری در میان تحصیلکردهها حکایت میکنند. بر اساس نتایج آمارگیری نیروی کار سال 1393 از سوی مرکز آمار ایران، بیکاری لیسانسيهها بیشتر از بیکاری سایر مقاطع بوده که بخش اعظمی از بیکاران این مقطع را زنان به خود اختصاص دادهاند. همچنین نتایج این بررسی نشان میدهد بیش از 110 هزار نفر با مدرک دکترا در کشور بیکارند که البته در این مقطع، بیکاری مردان بر زنان پیشی گرفته است.
نشستن پای صحبت کارآفرینان و تحلیلگران، نشان میدهد ماهر نبودن نیروی کار، یکی از مهمترین علتهای بیکاری دانشگاهیان است. محمدامین سازگارنژاد، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، فقدان مهارت را از مهمترین عوامل بیکاری نیروی کار در کشور میداند و چنین تحلیل میکند: «فقدان مهارت مهمترین عامل بیکاری در کشور است. بخش قابلتوجهی از دانشآموختگان دانشگاه فاقد مهارتهای لازم برای کسب شغل هستند و این مسئله نیازسنجی آموزشهای فنی و حرفهای را برای مهارتآموزی نیروی کار دوچندان کرده است.»
نظر خود را بنویسید