یادداشت طنز رئیس اتحادیه واردکنندگان دارو درباره چالش های روز اقتصاد کشور
قاچاقچی هم بیشتر از واردکننده احترام دارد
1395/04/26
4410
این مطلب را به اشتراک بگذارید
بعضیها نیز میگویند تا وقتی که همه چیز کارخانهات از ماشین آلات گرفته تا کامپیوتر و حتی جیامپی داخلی نباشد تو هنوز واردکننده هستی بیچاره!
ناصر ریاحی
ساعت ۲ بامداد است و هنوز نتوانستهام بخوابم. دو سالی میشود که دچار افسردگی شدهام و به خاطر خجالت از شغل سخیف و اعمال زشت خود در گذشته حتی نمیتوانم روی خودم در آینه نگاه کنم. خجالت میکشم. چه خوب شد مسئولین جلوی مرا گرفتند و مرا محدود کردند، والا هم الان هم مشغول ادامه اعمال زشت خود بودم.
چند روز پیش پسر ۸ سالام میگفت، پدر بهتر نبود تو هم مثل پدر دوستم به جای واردکننده رسمی، واردکننده فوریتی دارو میشدی؟ ظاهرا او هم در بین دوستانش شرمنده شغل من است.
تعجب نکنید، من واردکننده دارو هستم!
اکثرا شبها سوالات زیادی به ذهن من خطور میکند و مانع خوابم میشود. از خود میپرسم؛ آخر داروی وارداتی من که بیماران را درمان میکرده و در اکثر مورد اصلا اقلام وارداتی من مشابه تولید داخل نداشته، پس چرا بدنام هستم؟ بلافاصله یادم میآید که مسئولان میگویند برای اینکه شما با روش القائی دارو میفروشی و از همین طریق بیمار و بیمه را فریب میدهی.
میپرسم، پس اینهمه خودرو لوکس، وسایل منزل لوکس و خوراکیهای عجیب و غریب که علیرغم داشتن تولیدکننده داخلی وارد میشود چرا مورد اعتراض نیست و تنها واردات دارو بد است؟ بلافاصله پاسخی که بارها به من داده شده است یادم میآید؛ فروش آن چیزها القائی نیست، چون کسانی که آنها را میخرند خود القاء هستند! اما در مورد دارو، پزشکان پس از ملقا شدن توسط شما به مصرفکننده القای مجدد میکنند و در زمینه سلامت اصولا مصرف مجدد هر چیز یکبار مصرف ممنوع است!
میپرسم یعنی پزشکان........؟ به خود میگویم هیییییس...
میپرسم پس مشکل قاچاق اقلامی که واردات رسمی نمیشود چه؟ به خود میگویم مگر نشنیدی که موضوع قاچاق به مسئولان سلامت ربطی ندارد و تنها محدودیت واردات به ایشان مربوط است.
آخرین سوالم در خواب و بیداری معمولا این است که، آخر برخی از این داروها اصلا مشابه تولید داخل ندارند و از طرفی وقتی واردکننده رسمی نمیآورد به واردکننده فوریتی واگذار میشوند؟ خودم پاسخ این سوال را دارم! چند بر باید به تو بگویند که اصلا میخواهند که نباشی!
ممکن است به خاطر شرم از رفتار گذشتهام به زندگی خود خاتمه بدهم.
اخیرا هیچکس جواب سلام مرا نمیدهد. همسایگان از من رو برمیگردانند، مگر در مواقعی که نیاز به داروی نایابی دارند. دوستانی که دیگر القادانشان پر شده است از من فرار میکنند و گاهی بیمارانی را میبینم که در حال نفرین کردن من هستند به خاطر القاء در گذشتهها!
چندی پیش رفتم و صنعتی راه انداختم و شروع به تولید دارو کردم اما به دلیل سوءسابقه کسی حاضر به خرید تولیدات آن نیست. برخی هم میگویند حتما حقهای در کار است. بعضیها نیز میگویند تا وقتی که همه چیز کارخانهات از ماشین آلات گرفته تا کامپیوتر و حتی جیامپی داخلی نباشد تو هنوز واردکننده هستی بیچاره!
خلاصه که حتی اگر کار را کامل هم رها کنم هنوز تا سالها مسئولیت کمبود یا زیادبود دارو، عوارض دارو، کمبود صادرات دارو،کیفیت داروی ساخت داخل و حتی قاچاق دارو بنده خواهم بود! چرا که فرافکنی و اهمال من باعث قاچاق شده است!
خب این روزها حتی قاچاقچی هم بیشتر از واردکننده احترام دارد و فعلا کارها با عمده فروش ترک راه میافتد، پس لزومی به بودن من نیست.
نظر خود را بنویسید