گفتگو سایت خبری اتاق تهران با حمیرا ریگی، فرمانداری که عضو افتخاری کانون زنان کارآفرین و بازرگان ایران شد
مردم استان سیستان و بلوچستان در دولت یازدهم به جایگاه واقعی خود دست پیدا کردند
1395/04/19
4382
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در استان سیستان و بلوچستان نقشی که زنان در بحث اقتصاد داشتند، یک نقش کاملا نامرئی و اثرگذار بوده است. یعنی کسی که اقتصاد خانوادهاش را مدیریت میکند اما به چشم هیچ کس هم دیده نمیشود.
سیستان و بلوچستان را همیشه با محرومیتش می شناسند. اما حالا زنی از این دیار، با اعتماد به نفس کامل در سمت فرمانداری شهرستان قصر قند حضور دارد و به خود می بالد. همیشه لباس های سوزن دوزی مختص سیستان و بلوچستان به تن دارد و می گوید: «علت اینکه همیشه لباس سوزن دوزی شده میپوشم این است که زنان ما خودشان را باور کنند.» حمیرا ریگی، فرماندار شهرستان قصر قند از شهرستان سیستان و بلوچستان و عضو افتخاری کانون زنان کارآفرین و بازرگان ایران در گفتگو با سایت خبری اتاق تهران از وضعیت اشتغال و کارآفرینی زنان می گوید. به گفته ریگی، زنان سیستان و بلوچستان در اقتصاد این شهر، نقشی نامرئی دارند. به همین دلیل هم او امیدوار است که نقش این زنان در اقتصادشان مرئی شود و مرئی شدن نقشهایشان هم این است که بالاخره بیایند هنر خودشان را وارد بازار کنند و در اقتصادهای دیگر هم حضور فعال داشته باشند.
اگر بخواهیم بیشتر در حوزه زنان صحبت کنیم؛ شما به عنوان خانمی که در سیستان و بلوچستان کار میکنید و سمت فرمانداری هم دارید، موضوع کارآفرینی زنان در این منطقه را چطور ارزیابی می کنید؟
در بحث حضور زنان در عرصههای مختلف جامعه، حالا چه از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی این حضوری که امروز میبینیم به صورت یک مساله در جامعه مطرح میشود، یکی از دلایش این است که هنوز جامعه مدیریت زنان را در عرصههای مختلف تجربه نکرده بود و بعضا هم حتی تجربههای تلخی از جنس مخالف در این عرصهها را دارند. مخصوصا در استان ما شاید این قضیه بیشتر خودش را نشان بدهد. از طرف دیگر جامعه باورهایی نادرست آن هم به دلیل شناخت ناکافی از مخلوقات الهی (یعنی از زن) و شناخت سطحی از دین اسلام دارند. به این دو دلیل در واقع نگاه به زن یک نگاه ضعیفهای است. به این ترتیب افراد احساس میکنند واقعا حضور زنان در عرصههای مختلف یک مساله است؛ و تجربه هم که نکردند. اما من تجربه در این زمینه دارم. ابتدای سال 93 یعنی حدود دو سال پیش وقتی که بحث مدیریت سیاسی و برای نماینده عالیه دولت انتصاب یک زن در استان سیستان و بلوچستان مطرح بود، شما می توانستید نگرانی را در نگاه مردم بخوانید. با اینکه فردی قرار بود، فرماندار شود که از فرزندان خودشان هم بود؛ بالاخره من خودم از بطن جامعه آن منطقه هستم. اما آنها واقعا احساس میکردند که این یک مصیبت و بلای آسمانی است که بر سرشان نازل شده و امروز بالاترین رده مدیریتی یک شهرستان به یک زن سپرده میشود.
اما نتیجه عملکردها و رفتارهای خود زنان باعث شد که آن نگرانی مردم و جامعه رفع شود و ظرف 2 سال یک دفعه نگاه آن جامعه سنتی بسته با آن شرایط اجتماعی، متحول شود. یعنی نگاه درست نقطه مقابل قرار بگیرد و بعد بگویند که این زن واقعا رحمت و فرشته الهی است و این را یک نعمت از طرف خداوند بدانند. میخواهم این نکته را بگویم که جامعه و مردم ما در واقع اینجا بیتقصیرند؛ به خاطر اینکه تجربه نکردند و یکسری باورها و خاطرات تلخی از مدیریت آنها را دارند.
پس در اینجا جامعه تقصیری ندارد و اگر هم ما نتوانستیم واقعیت را به جامعه ای با آن شرایط اجتماعی و فرهنگی نشان بدهیم، در بخش اعظمی از آن خود ما زنان مقصر بوده ایم؛ یعنی بالاخره باید ابراز وجود کنیم و توانمندیهای خودمان را به جامعه خودمان نشان دهیم. البته از یک طرف دیگر هم بالاخره بستر و فرصت کار مهیا نبوده است. بنابراین باید فرصت ها را فراهم کرد، الان به همت دولتمردان تدبیر و امید این فرصت مهیا و فراهم شده است. وقتی شرایط آن استان را نسبت به کل کشور به عنوان پایلوت در نظر بگیرید، مشخص می شود که که اگر بسترها فراهم باشد و فرصتها برای حضور داده شود، جامعه ما میتواند نسبت به جامع دیگر به خوبی پیشرو باشد. چراکه ما بالاخره مسلمان هستیم، ما زنانی چون حضرت خدیجه و فاطمه زهرا و حضرت زینب را داشتیم. من همیشه هم گفتم کربلا، کربلا میماند اگر زینب نبود. که امروز ما داریم با افتخار به وجود امام حسین داریم افتخار میکنیم، به برکت حضرت زینب.
از بخش ایرانی بودن هم بالاخر می دانید که بااصالتترین تمدن را داشته ایم. ایران آغازگر خیلی از حرکتهای نو امروز در قرنها پیش بوده است. پس یک زن ایرانی مسلمان به نظر من باید خیلی پیشتازتر از زنان جوامع دیگر باشد. این تجربه ثابت میکند که ما میتوانیم فضا را باز کنیم. وقتی میتوانید زنان توانمند و شایستهای را در نقاط دوردست با آن محدودیت امکانات و دسترسی به منابع و با آن شرایط اجتماعی پیدا کنید که بتوانند مدیریت قابل قبولی در جامعه داشته باشند و رضایتمندی مردم را فراهم کنند، پس دیگر در کلانشهرها و استانها برخوردار که امکان پرورش استعدادها وجود دارد، حتما میتوانید زنان شایستهتر و نخبهتر و توانمندتر بیشتر را همراه کنید.
وضعیت اقتصادی و کارآفرینی زنان سیستان و بلوچستان را چطور ارزیابی میکنید؟
در استان سیستان و بلوچستان نقشی که زنان در بحث اقتصاد داشتند، یک نقش کاملا نامرئی و اثرگذار بوده است. یعنی کسی که اقتصاد خانوادهاش را مدیریت میکند اما به چشم هیچ کس هم دیده نمیشود. من بهترین مثالی که میتوانم بزنم این است که؛ واقعا اقتصاد خانواده ها را زنان بر پایه توانایی خود مدیریت می کنند، اما نقشش دیده نمیشود. این مساله در زندگی روستایی و شهری ما وجود دارد. یک نمونه برایتان میگویم؛ زنی با هنر خود، حالا سوزن دوزی یا هر هنر دیگری، بخشی از نیازمندیهای خانواده خودش را برطرف میکند؛ یعنی دارد بخشی از سبد کالایی خانوادهاش را تامین میکند و این یعنی اینکه دیگر لازم نیست مرد خانواده برای پوشاک زن و فرزندش، دخترش و همسرش باید یک مبلغی را هزینه بکند.
نکته بعدی هم اینکه باز هم همین زن با همان حداقلهایی که وارد خانهاش میشود، زندگی اش را جوری مدیریت میکند که از آن حداکثر بهره را داشته باشد. یعنی همان چیزی که ما به عنوان اقتصاد مقاومتی داریم از آن یاد میکنیم، زنان استان سیستان و بلوچستان به خوبی با آن آشنا هستند. چون واقعا نیازهای مجموعه زندگی اجتماعی و خانواده خودشان را با تواناییهای ذاتی و درونی خودشان که هیچ گونه هزینهای هم برای آموزشش نشده است، برطرف می کنند. این توانایی نسل به نسل چرخیده است و میبینید واقعا یک پیرزن کاملا بیسواد با همین سوزندوزی که نیاز به فرمولهای ریاضی دارد بدون محاسبه، کاملا نقشآفرینی میکند و نقشهایی را طراحی میکند.
اما آرزوی من این است که نقش این زنان در اقتصادشان مرئی شود و مرئی شدن نقشهایشان هم این است که بالاخره بیایند هنر خودشان را وارد بازار کنند و بعد از طرف دیگر بیایند در اقتصادهای دیگر هم حضور فعال داشته باشند. البته این دستاورد نیاز به کار دارد. ما باید حتما الگوسازی نیاز داشته باشیم، در این بخش از قضیه زنان را باید از خانوادهاش بیرون بکشیم و وارد اجتماع کنیم. البته شاید در این مرحله زنان دچار ترس شوند و گمان کنند که بالاخره شاید در این بازار پرسروصدای اقتصاد که هنرهای زیادی را میطلبد نتوانند رقابت کند. این مساله به خودباوری و اعتماد به نفس خودش در بحث مسائل اقتصادی برمیگردد که خوشبختانه زنان ما در سطح ملی خیلی خوب توانستند در این زمینه بدرخشند و ثابت هم کردند و نشان دادند که میتوانند با خیلی از اقتصاددانان و بازرگانان نسبت به خودشان با شرایط یکسان موفقتر باشند.
چه آیندهای برای فعالیت زنان و کارآفرینیشان در سیستان و بلوچستان متصور هستید؟
همین که ما این حس را در بین زنان و دختران خودمان ایجاد کنیم افقهای دید خودشان را بلند بگیرند به نظر من جای امیدواری دارد. افراد و زنانی امثال ما و دیگر دوستان که در بحث عرصه اقتصادی در واقع توانستند حرفی برای گفتن داشته باشند باید این بخش قضیه را کمک کنند. مهمترین قضیه این است که ما باید حسآفرینی را در بین زنان و دختران خودمان تقویت کنیم و در واقع می شود گفت که هم علاوه بر حسآفرینی، خودباوری آنها و افق دیده شان را ارتقا ببخشیم. این موضوع میتواند آینده خیلی خوبی را در بحث اقتصادی رقم بزند. البته در این مسیر نیاز به حمایت افراد و دستگاههای اثرگذار است که از لحاظ حقوقی دارای جایگاه هستند، ما نیاز داریم که حمایت بی دریغ دولت را و حتی حمایت مضاعف دولت را نسبت به جنس زن داشته باشیم؛ چراکه گاها ما با برنامهریزیهای خودمان باعث شدیم که این قشر از جامعه از توانایی های خودش غافل شود و هم اجازه بروز استعدادها را ره او نداده ایم.
تا الان حمایتهای خاصی انجام شده است؟
مردم استان سیستان و بلوچستان در دولت دکتر روحانی واقعا توانستند به آن جایگاه واقعی خودشان دست پیدا کنند و استان سیستان و بلوچستان هم امروزه آهنگ توسعه و صنعتیشدنشان به برکت نظام دولت تدبیر و امید نواخته شده است. امروز برای همه ثابت شده که استان سیستان و بلوچستان بهعنوان یک استان مرزی که بالغ بر هزار کیلومتر مرز خشکی و سیصد کیلومتر مرز آبی دارد، میتواند به عنوان یک دروازه ورود فرصتها بالاخص در بحث اقتصاد برای کشور عزیزمان باشد. امروز چابهار به عنوان یک نقطه مشترکی برای بحث ترانزیت جهانی مطرح میشود. این مساله در واقع جایگزین آن نگرانیها شد که همیشه به استان سیستان و بلوچستان به چشم تهدید نگاه می کرد. از طرف دیگر در همین دولت پروژههای کلانی و در واقع مگاپروژههایی در استان کلنگ زده شد و در حال اجراست؛ مثل بحث راهآهن، گاز، پتروشیمی و بحث ترانزیت. آغاز این پروژههای امیدبخش در استان خودش باعث شده که ما امروز شاهد یک آرامش و امیدی باشیم که خود همین آرامش و امید امروزه برای آن استان سرمایهساز شده است. این اتفاقات را تکتک مردم این استان گواهی می دهند که در هیچ مقطعی مثل دوران امروز شرایط خوب و تعامل، وحدت و حتی زیبایی نگاه نسبت به همدیگر را شاهد نبوده و تجربه نکرده اند. خب این یک فرصت واقعا بسیار استثنایی است که انشاءالله هم با همت خود مردم استان و با همت و تلاش خود دولت انشاءالله ما باز شاهد بهرهبرداری این نگاهها و این مگاپروژهها را در سطح استانی داشته باشیم.
انتظاری هم که باز از خود دولتمردان دولت تدبیر و امید داریم که همان طور که حمایتهای خودشان از بانوان را خوب آغاز کردند، همان طور خوب هم ادامه دهند و مخصوصا بانوانی که امروز سکانداران اولیه و در عرصه مدیریتهای سیاسی هستند. خب نیاز هست که اینها به طور ویژه حمایت شوند تا ما هم بتوانیم به عنوان آن سکانداران معرفیکنندههای خوبی برای بحث توانایی جامعه زنان باشیم.
نظر خود را بنویسید