گفت‌وگوی ماهنامه آینده‌‌نگر با محمد طبیبیان، اقتصاددان

واقعیت این است که مدیریت منابع آب نداریم

...

بررسى‌هاى سازمان ملل نشان داده كه مشكل آب در كشورهاى در حال توسعه مشكل مدیریت منابع آب و مهم‌تر از همه قیمت‌گذارى آب است.

 فریده عنایتی

تغییرات اقلیمی گریبان‌گیر تمام کشورهای دنیا شده است. حالا آنها تصمیم گرفته‌اند تا با امضای توافق‌نامه‌ای این تغییرات را کاهش دهند. در این میان ایران هم با مشکلاتی مثل کمبود آب دست و پنجه نرم مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. البته که عده‌ای معتقدند این کم‌آبی کشور تنها به دلیل تغییرات اقلیمی نیست و در این میان سوءمدیریت‌ها هم بی‌اثر نبوده است. درباره تغییرات اقلیمی و مشکلات کمبود آب در ایران با محمد طبیبیان گفت‌وگو کردیم. طبیبیان در تحلیلی فرامرزی مسائل آب را یک بحران در سطح بين‌المللى و مناطق داخلی كشور می‌داند. او برای اثبات مدعای خود به سدسازی‌های ترکیه بر روی رودهای دجله و فرات اشاره مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. موضوعی که مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند برای ایران و عراق مشکل‌ساز شود. چرا که این اقدام روى ورودى آب اروندرود تاثير مي‌گذارد. او همچنین در تحلیل مشکلات آب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «ده‌ها سال است كه بررسى‌هاى سازمان ملل نشان داده كه مشكل آب در كشورهاى در حال توسعه مشكل مديريت منابع آب و مهم‌تر از همه قيمت‌گذارى آب است.»

‌چندی پیش هم‌زمان با چهل و ششمین سالروز «روز زمین» در مقر سازمان ملل توافق‌نامه تاریخی تغییرات اقلیمی پاریس به امضای کشورهای جهان رسید. با توجه به شرایط موجود ایران، سال‌های تحریم و دور بودن از تکنولوژی‌های به‌روز جهانی، کشور چقدر مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند در اجرای این توافق‌نامه مطلوب عمل کند؟
متن اين موافقت‌نامه در واقع براساس اين است كه حدود 170 كشور امضاكننده آن مي‌پذيرند تغييرات آب و هوايى و گرم شدن كره زمين يك خطر واقعى است. حتی نماينده ويژه سازمان ملل گفته است حدود ٩٠ درصد حوادث مصيبت‌بار در جهان را مي‌توان به تغييرات آب و هوايى نسبت داد. به این ترتیب بنا شد تا هركدام از كشورها اقدامات خود را براى كنترل تخليه گازهاى آلاينده و ساير عوامل موثر بر گرم شدن زمين تنظيم و برنامه‌هاى خود را به كميسيونى كه سازمان ملل تعيين مي‌كند، ارائه كنند. هدف كمى هم اين است كه افزايش دماى متوسط كره زمين را در حد پايين‌تر از دو درجه سانتي‌گراد نگه دارند. در اين چارچوب محدوديت يا وظيفه الزامى براى هيچ كشورى تعيين نشده است. برخى از كشورهايى كه آلودگى زيادى ايجاد مي‌كنند مانند چين و هند مي‌پذيرند كه مشكل وجود دارد، ليكن ديگران بايستى اقدام كنند. در واقع اين توافق يك برنامه ادارى را براى تداوم بحث و پيگيرى تدارك ديده است. در اين چارچوب به نظر مي‌رسد يك طيف با بازه وسيع از تعهد عملى كشورها مي‌تواند مطرح باشد. از يك طرف به شرايط موافقت‌نامه عمل كنند بدون كار جدى و یا از سوی دیگر عمل كنند با جدى گرفتن مطلب و اقدام در راستاى مقابله با آلاينده‌ها (از جمله گازهاى گلخانه‌اى) به نحو اصولى. در كشور ما كه آلودگى هوا در تهران و شهرهاى بزرگ به سطح خطرناكى رسيده اقدامات اساسى ضرورى است، نه‌تنها در امر بهبود تكنولوژى سوخت اتومبيل‌ها و توليد سوخت مرغوب همراه با بازنگرى شيوه‌هاى حمل و نقل، بلكه در ايجاد استانداردهاى مصرف انرژى در ساختمان‌ها و كارگاه‌ها و مميزى كارآمد آن. در زمان دولت اصلاحات يك لايحه توسط سازمان صرفه‌جويى مصرف انرژى تهيه شد كه لايحه مناسبى هم بود ليكن نمى‌دانم سرنوشت آن به كجا رسيد. دربين كشورها ژاپن و كره جنوبى داراى تجربه‌هاى موفقى هستند كه مي‌توان از آن استفاده كرد. در مورد شرايط اجرايى داخل كشور با توجه به ابعاد مشكلات موجود در حيطه‌هاى مختلف نمى‌توان اقدام قابل ملاحظه‌اى را پيش‌بينى كرد.  
‌تغییرات اقلیمی در سراسر جهان گریبان‌گیر کشورهاست. ایران هم در این میان با خشکسالی و کم‌آبی دست و پنجه نرم مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. حتی کارشناسان عبارتی با عنوان «جنگ آب» را برای سال‌های آتی متصور هستند. به نظر شما بحران آب محلی و منطقه‌ای تا چه اندازه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند مشکل‌ساز باشد؟
اين بحران در سطح بين‌المللى و مناطق داخلی كشور مشكل‌ساز است. مي‌دانيم كه تركيه قصد دارد ٢٢ سد بر روى رودهای فرات و دجله احداث كند، در حال حاضر هم چند سد ايجاد شده است. اين امر هم براى عراق و هم براى ايران زيان‌بار است. خصوصا این سدها حيات کشور عراق را تهديد مي‌كند، چرا که این اقدام روى ورودى آب اروندرود تاثير مي‌گذارد. خورهاى منطقه خشك شده و مصيبت زيست‌محيطى ايجاد كرده است. كاهش ورود آب به اروندرود سبب پيشروى آب شور دريا مي‌شود و مناطقى از خوزستان را به صورت فزاينده با مشكل روبه‌رو مي‌كند. اما عراق به دليل مشكلات داخلى نتوانسته به اين مطلب رسيدگى كند. اگر توجه كنيم در مرزهاى ديگر هم كم و بيش همين گونه مشكلات قابل مشاهده است. در داخل نيز بحران آب و بحث حق‌آبه در مناطق مختلف تنش‌زا شده و اگر چاره‌جويى نشود مي‌تواند گرفتارى ايجاد كند. براى مثال دولت‌ها آب زاينده‌رود را به شهرهاى ديگر منتقل كرده‌اند و عملا شهر تاريخى اصفهان را در معرض اضمحلال قرار داده‌اند كه اين فراگرد به‌سادگى ختم به خير نخواهد شد؛ و البته مثال‌هاى ديگر.
‌دلیل این بی‌توجهی به عواقب مشکلات آب چیست؟
دولت‌هاى ما از قبل از انقلاب تا به امروز نفت‌محور بوده‌اند چون نفت، دلار در كف دولت‌ها قرار مي‌داده كه به زخم‌هاى مختلف بزنند. به همین دلیل هم به طور جدى مشكل آب را به حساب نياورده‌اند، چون ظاهرا از اين حيطه درآمدى براى دولت متصور نيست. اما آب مهم‌ترينِ مواهب طبيعى كشور است.    
‌ برای حل این مشکل چه راه‌حل‌هایی وجود دارد؟
مسلما راه‌حل‌هايى وجود دارد. يكى از آنها بازيافت آب شهرى - ايجاد شبكه فاضلاب و استفاده مكرر از آب در استفاده‌هاى غيرشرب- است. ديگرى صرفه‌جويى در مصرف از طريق بازسازى شبكه‌هاى آب‌رسانى فرسوده در شهرها و استفاده از ابزار قيمت‌گذارى است. بازنگرى در شيوه‌هاى استفاده از آب هم راهی دیگر است، براى مثال چمن‌كارى در فضاى سبز شهرى يك تقليد برگرفته از فرهنگ اروپايى است. چنان‌كه وبلن مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گويد: «چمن‌كارى پارك در شهرهاى اروپا يا در باغچه‌ها يادآور چمنزار براى اقوامى بوده كه قبل از شهرنشين شدن رمه‌دار بوده‌اند.» اين در كشور ما چه صيغه‌اى است كه در روزهاى گرم تابستان آب‌فشان‌ها در اطراف اتوبان‌ها مشغول تبخير آب در هوا هستند براى اينكه چمن داشته باشيم؟ در بسيارى از شهرهاى كاليفرنيا در سال گذشته چمن‌كارى منازل و پارك‌ها به دليل خشكسالى منتفى شد. باغ در فرهنگ ايرانى محل درخت و سايه است كه مناطق گرم و خشك طلب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كند.
همچنین اعمال كنترل اقتصادى بر مصرف آب كشاورزى در مناطق خشك و نيمه‌خشك ضروری است. در سال‌های اخیر در برخی از مناطق برای چاه‌ها پروانه بهره‌برداری صادر شده و حفر چاه جدید ممنوع شده است. این نوع سیاست نمونه اقدامات غیرموثر است. زیرا چاه‌های دارای پروانه به میزانی که سفره‌های زیرزمینی اجازه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد از آب برداشت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. این فقط یک امتیازی است که صاحب پروانه دارد و از دیگران دریغ شده است. امکان نظارت بر ممانعت فروش آب توسط این افراد نیز عملاً وجود ندارد. این روش نه برداشت آب از منابع زیرزمینی را محدود مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و نه انگیزه صرفه‌جويی در مصرف آب - از طریق اتخاذ فناوری‌های جدید و انتخاب نوع محصول- ایجاد مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. روش کارگشا روش اقتصادی است مثلاً قرار دادن کنتور حجمی بر روی چاه‌ها در مناطق خشک و قیمت‌گذاری برای حجم برداشت آب. این امر هم برداشت آب را کنترل مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و هم انگیزه در نحوه استفاده از آب و اتخاذ تکنولوژی جدید ایجاد مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.   جدى گرفتن نمك‌زدايى از آب دريا در مناطق ساحلى خليج فارس با بهره‌بردارى از دستاوردهاى جديد از جمله راهکارهایی است که مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان برای مشکل آب در نظر گرفت، البته فهرست اقدامات عملى بسيار طولانى است.
‌با این حال بیشترین راهکاری که درباره مشکل کم‌آبی شهرهای مختلف کشور عنوان مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود در انتقال آب دریای خزر و خلیج فارس خلاصه شده است، این راهکار را چطور ارزیابی مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید؟
علاوه بر اقداماتى كه مي‌توان به صورت اثباتى مطرح كرد برخى اقدامات سلبي را نيز مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان به میان آورد. مثال این موارد ايده انتقال آب خليج فارس به كوير مركزى و يا انتقال آب درياى خزر به سمنان است. كسانى به دنبال اين پروژه‌ها هستند تا هزاران ميليارد تومان قرارداد پيمانكارى براى ده‌ها سال براى خود تضمين كنند. اين خيال‌پردازى‌ها به‌جز هزينه و فجايع زيست‌محيطى نتيجه دیگری دربرندارد. این افراد بد نيست به تجربه ليبى، كه معمر قذافى ميلياردها دلار هزينه كرد تا با ايجاد رودخانه مصنوعى آب از يك طرف ليبى به طرف ديگر منتقل كند، توجه كنند.
‌شما چندی پیش در مقاله خود با عنوان «طرح مجدد مشکل بحرانی کمبود آب در کشور» به نقل از اسکار وایلد نوشته‌اید «امروزه مردم قیمت همه‌چیز را مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند و ارزش هیچ‌چیز را». این جمله به طور واقعی در بحران آب ایران چقدر مصداق دارد؟
امروزه در تعيين قيمت بايستى آثار بيرونى يا برون‌ريز را نيز به حساب آوريم. ده‌ها سال است كه بررسى‌هاى سازمان ملل نشان داده كه مشكل آب در كشورهاى در حال توسعه مشكل مديريت منابع آب و مهم‌تر از همه قيمت‌گذارى آب است. در واقع آن نقل‌قول از صدر يكى از همان گزارش‌ها آمده بود و من هم آن را گويا ديدم. آب براى ما ارزشى به‌مراتب بيش از آنى دارد كه در قيمت‌گذارى‌هاى موجود كه عموما براساس ملاحظات پوپوليستى بوده است تعيين مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. آب موجود خصوصاً در سفره‌های زیرزمینی ثروت عمومی است و حتی نسل‌های آینده نیز بر آن حق دارند. قیمت‌گذاری صحیح آن نه‌تنها به استفاده صحیح کمک مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و کمیابی آن را به مصرف‌کننده علامت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، بلکه منابع برای دولت فراهم مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند تا سرمایه‌گذاری برای توسعه امکانات و فناوری‌های لازم را پیگیری کند.  
‌راه‌های شناساندن این ارزش به مردم چیست؟
البته ابتدا بايد اين ارزش را تصميم‌گيرندگان شناسایی کنند. سپس برنامه‌هاى آموزشى و آگاهى‌بخشى مختلفى را مي‌توان از سطح دبستان تا سطح خانوارها پياده كرد. حتى آموزش صحيح مسواك زدن از طريق استفاده از ليوان آب به‌جاى باز گذاشتن شير آب مي‌تواند در كل جامعه نتيجه‌بخش باشد.
‌در برنامه‌های توسعه موضوعی با عنوان «آمایش سرزمین» به چشم مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورد. موضوعی که به نوعی امکان ارزیابی نظام‌مند عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... را برای افزایش و پایداری توان سرزمینی در جهت برآورد نیازهای جامعه بازگو مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. اما چرا این عنوان تا به حال به نتیجه نرسیده است؟
برنامه‌هاى آمايش سرزمين در كشور ما از قبل از انقلاب بر يك مبناى نادرست، يعنى تصور امكان برنامه‌ريزى منطقه‌اى كلان به صورت مركزى و در سطح كشور از طريق معمارى و مهندسى قرار گرفت و البته ناموفق بود. به طور خلاصه، كشيدن نقشه و تعيين تكليف جوامع انسانى بر روى آن ناموفق بوده است. برنامه‌هاى آمايش سرزمين شايد بتواند موفق شود در صورتى كه چند پروژه مشخص بزرگ براى مناطق مختلف در سطح ملى تعريف شود. از اين گذشته برنامه‌ها باید به صورت منطقه‌اى در سطح استان و با جزئيات بيشتر در سطح شهرستان تدارك دیده شود. در اين مورد اختيارات استانداران و مديران استانى و مديران و شوراها در سطح شهرستان بايستى افزايش يابد. همچنین اقدامات برنامه‌ريزى و اجرا غيرمتمركز پيگيرى شود. مهم‌تر از همه لازم است برنامه‌هاى اجرايى همراه با برنامه مالى و تعيين تكليف اكيد جريان مالى براى اين اقدامات باشد. اين شيوه‌اى است كه در برخى كشورهاى پيشرفته موفق بوده است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?43889

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام