عضو سابق هیئت عامل صندوق توسعه ملی در گفت‌و‌گو با آینده‌نگر تحلیل کرد:

ارز تک‌نرخی، ضرورتی برای اقتصاد ایران

...

انتظار برای کاهش نرخ ارز با دیگر متغیرها و پدیده‌های اقتصادی کشور همخوانی ندارد

 احمد میرخدائی

بازار ارز از جمله بازارهایی است که به‌شدت از تغییرات اقتصادی و سیاسی تاثیر می‌پذیرد و متقابلا بر متغیرهای اقتصادی از جمله نرخ تورم و تقویت و تضعیف تولید و صادرات اثرگذار است. این بازار، همواره یکی از حوزه‌های حضور فعال تیم‌های اقتصادی دولت‌ها بوده و شرایط آن در هر دولت، کم‌وبیش منعکس‌کننده نگرش اقتصادی آن دولت نیز بوده است. چند سال پیش بازار ارز تجربه جهش قیمتی حدود سه‌برابری را پشت سر گذاشت، اما حالا به نظر می‌رسد که این بازار در ثبات و آرامش نسبی به سر می‌برد، گرچه معاون پیشین ارزی بانک مرکزی معتقد است چنانچه برنامه‌ریزی و مدیریت کارآمدی در بازار ارز انجام نشود، بعید نیست که دوباره در این بازار شاهد اختلال و از بین رفتن ثبات نسبی باشیم. سیدکمال سیدعلی که اکنون مدیرعامل صندوق ضمانت صادرات ایران است، یکسان‌سازی نرخ ارز را نیز از ضروریاتی برمی‌شمارد که «این‌پا و آن‌پا کردن» درمورد آن اشتباه است و سریعا باید به سرانجام برسد. سیدعلی در گفت‌وگو با «آینده‌نگر» می‌گوید: تک‌نرخی کردن ارز، موضوعی نیست که دولت یا بانک مرکزی نگاه مثبت یا منفی به آن داشته باشند. این امر به دلایل مختلف از جمله حذف رانت، حذف تقاضای اضافی، شفاف‌سازی در اقتصاد و تجارت و نهایتاً پذیرش سرمایه خارجی، یک ضرورت است و با توجه به تجربیات گذشته، دولت با 40 میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات و 20 میلیارد دلار درآمد نفتی، صددرصد می‌تواند آن را اجرایی کند.

                          

ارزیابی شما از وضعیت کنونی بازار ارز کشور و عملکرد آن در چند سال اخیر چیست؟

بازار ارز ما از یک حالت پرنوسان در سه سال گذشته به یک آرامش و ثبات نسبی رسیده است اما با توجه به متغیرهای اقتصادی و همچنین وضعیت قیمت نفت و درآمدهای ارزی دولت، چنانچه برنامه‌ریزی و مدیریت کارآمدی در بازار ارز انجام نشود، بعید نیست که دوباره در این بازار شاهد اختلال و از بین رفتن این ثبات نسبی باشیم. پول ملی متناسب با اتفاقاتی که در اقتصاد رخ می‌دهد در برابر ارزهای خارجی تقویت یا تضعیف می‌شود و مادام که این روال بر دوام باشد و مسیر کلی بازار ارز، تحت مدیریت صحیح، متناسب با واقعیت‌های اقتصادی باشد، شرایط تحلیل‌پذیر و قابل قبول خواهد بود اما تثبیت نرخ ارز به طور دستوری، مانند نگه‌داشتن فنر قیمتی است که عاقبت، همان‌گونه که در دولت‌های قبل رخ داد، جهش قیمتی را در پی خواهد داشت.

بخش عمده این برنامه‌ریزی و مدیریت که شما به آن اشاره کردید به بحث تعیین نرخ ارز مربوط می‌شود. شما سیاست درست و مفید برای تعیین نرخ ارز در اقتصاد ایران را چه می‌دانید؟

تعیین نرخ ارز در چارچوب نظام ارزی باید انجام شود بنابراین چنانچه سیاست‌گذار این بازار پس از انتخاب رژیم ارزی و اعمال یکسان‌سازی، نرخ ارز را تعیین کند، به نظر من رژیم ارزی ما «شناور مدیریت‌شده» خواهد بود. مبنای تعیین نرخ ارز در یکسان‌سازی، باید نرخ روز بازار باشد و هر نرخی کمتر از آن یا هر نرخی که به صورت دستوری از سوی دولت یا بانک مرکزی اعمال شود، محکوم به شکست خواهد بود. در این فرآیند، نرخ شناور با یک هدف بلندمدت روزانه تعیین خواهد شد اما بدیهی است که نرخ تورم، نرخ تبدیل ارزها و نوسانات بین‌المللی نیز در نرخ روزانه اعلامی بانک مرکزی موثر خواهد بود.

دولت همیشه از یکسان‌سازی نرخ ارز سخن می‌گوید اما در عمل هربار اجرای آن را به آینده موکول می‌کند. به نظر شما چرا دولت و بانک مرکزی، یکسان‌سازی نرخ ارز را اجرا نمی‌کنند؛ آیا شرایط فعلی را برای تک‌نرخی کردن‌ ارز مناسب نمی‌دانند؟

یکسان‌سازی نرخ ارز موضوعی نیست که دولت یا بانک مرکزی نگاه مثبت یا منفی به آن داشته باشند. این امر به دلایل مختلف از جمله حذف رانت، حذف تقاضای اضافی، شفاف‌سازی در اقتصاد و تجارت و نهایتاً پذیرش سرمایه خارجی، یک ضرورت است. به نظر من، مانع عمده بانک مرکزی برای اجرای یکسان‌سازی نرخ ارز، فقدان روابط کارگزاری و عدم امکان نقل و انتقال ارز توسط شبکه بانکی است، ضمن اینکه هنوز سیستم بانکی، امکان تسویه دلاری ندارد، بنابراین چنانچه این شرایط فراهم شود با توجه به تجربه خوب بانک مرکزی در سال 81 در زمینه یکسان‌سازی نرخ ارز، به لحاظ فنی کار چندان سخت نخواهد بود.

بسیاری از فعالان اقتصادی ثبات کنونی قیمت ارز را به نحوی تهدیدکننده صادرات می‌دانند و معتقدند نرخ فعلی تا قیمت واقعی فاصله دارد و توان رقابت را از تولید داخلی و صادرات می‌گیرد، نظر شما دراین‌باره چیست؟

باید بپذیریم که تورم در نرخ ارز و نرخ بهره تاثیر دارد و ربطی هم به دولت‌های مختلف ندارد. در حقیقت نمی‌توانیم تورم داشته باشیم و وضعیت درآمد ارزی‌مان هم چندان خوب نباشد و با وجود این، ریال هم تقویت شود؛ مگر آنکه بانک مرکزی دخالتی در کنترل نرخ بازار نداشته باشد و خود بازار به یک ثبات نسبی رسیده باشد که این هم بعید به‌نظر می‌رسد. در حال حاضر کاهش انتظارات تورمی به کاهش سفته‌بازی در بازار ارز منجر شده و این مسئله در کنترل بازار هم به دولت کمک کرده است. فرض دیگر این است که در سه سال گذشته نرخ ارز با جهش سه و نیم برابری قیمت، بیش از حد متورم شده بود و در حال حاضر حباب آن تخلیه می‌شود. به‌هرحال در شرایطی که دلار نسبت به همه ارزهای بین‌المللی تقویت شده، تورم و افزایش نقدینگی داریم و اتفاق چشم‌گیری هم در تولید و اقتصاد کشور رخ نداده است، شاهد تقویت ریال ایران نسبت به دلار هستیم که این موضوع جای سوال دارد. در حال حاضر به‌دلیل اینکه در حال خروج از تحریم‌ها هستیم و دولت هم هدف کاهش نرخ تورم را دنبال می‌کند، تقاضای ارز برای پروژه‌های عمرانی کاهش یافته است و همچنین رکود باعث شده کارخانه‌ها با ظرفیت کمتری کار کنند و نیاز آنها به ارز کاهش یابد. در کنار این دو موضوع، واردات نیز کاهش پیدا کرده است ضمن اینکه فعالان اقتصادی هم به امید شرایط بهتر دوران پساتحریم، تقاضای ارز خود را به‌تعویق می‌اندازند اما در بلندمدت چنانچه ورودی ارز از طریق منابع بین‌المللی مانند فاینانس‌ و سرمایه‌گذاری خارجی، بیشتر نشود و شیب نرخ ارز نیز به سمت بالا نباشد به عقیده من، بعد از دو سال باز هم شاهد پرش نرخ ارز خواهیم بود.

بخش عمده ارز دولت از درآمدهای نفتی تامین می‌شود. کاهش قیمت نفت چه تاثیراتی بر قیمت ارز خواهد داشت؟

وقتی قیمت نفت کاهش پیدا می‌کند دولت مجبور می‌شود برای کنترل بازار ارز، از ذخایر برداشت کند که کار درست و اصولی نیست اما بدیهی است چنانچه تمهیدات لازم برای تامین ارز مورد تقاضای بازار انجام نشود، نرخ ارز افزایش خواهد یافت. حالا با برداشته شدن تحریم‌ها، ارز بیشتری به کشور وارد خواهد شد و به‌هرحال، دو اتفاق یکسان‌سازی نرخ ارز و عادی شدن روابط بین‌المللی، کمک خواهد کرد که بازار ارز نیز به تعادل برسد.

مردم انتظار دارند با لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط بین‌الملل، نرخ ارز روند کاهشی در پیش بگیرد. شما این انتظار را تا چه حد مبتنی بر واقعیت قلمداد می‌کنید؟

انتظار مردم برای کاهش نرخ ارز، با دیگر متغیرها و پدیده‌های اقتصادی کشور همخوانی ندارد. به عبارتی اگر رشد خوبی در تولید و اقتصاد نداشته باشیم و نرخ تورم هم بالا باشد، بی‌دلیل نمی‌توانیم و نباید قیمت ارز را پایین نگه داریم چراکه ریال زمانی باید تقویت شود که تولید، اشتغال و صادرات غیرنفتی افزایش یابد و پس از آن با عرضه ارز حاصل از صادرات غیرنفتی در بازار، تقاضا را پاسخ دهیم و قیمت ارز را کنترل کنیم. اگر این اتفاق نیفتد، کاهش قیمت ارز با مداخله بانک مرکزی مصنوعی خواهد بود و نمی‌تواند برای مدت زیادی ادامه داشته باشد.

شرایط فعلی بازار ارز را چگونه ارزیابی می‌کنید و به نظر شما چه تاثیری بر تجارت خارجی ایران دارد؟

در شرایط فعلی بازار ارز، ریال تقویت شده است. گرچه هنوز برای آن بخش واردات که از اتاق مبادلات ارز می‌خرند کماکان ارز با نرخ دولتی تخصیص پیدا می‌کند اما تقویت ریال و کاهش قیمت دلار به زیر سه هزار و 500 تومان، برای آن بخش از واردات که با ارز آزاد و دلار حدود سه هزار و 700 تومان انجام می‌شد، نیز خوب بوده است. از دیگر سو، تقویت ریال اصلا به نفع صادرکننده ایرانی نیست. تقویت ریال یا به عبارتی کاهش نرخ ارز در کشور اتفاق خوبی نیست. البته اگر تولید داخلی بالا برود، اقتصاد حرکت خوبی داشته باشد و تولید ناخالص داخلی(GDP)   نیز رشد کند و در کنار این مسائل ریال هم تقویت شود ایرادی ندارد. اما همان‌طور که گفتم، فعلا شاهد تورم هستیم و اقتصاد هم تغییر و تحولی را شاهد نبوده است. با وجود این، انتظاراتی که برای بهبود اقتصاد در دوران پساتحریم به وجود آمده است باعث شده نرخ تورم در ارز نشان داده نشود اما به نظر می‌رسد اگر دولت در یکی، دو سال آینده، شیب نرخ ارز را به سمت بالا نگیرد، دچار مشکل می‌شویم و با تقویت ریال، صادرت کم خواهد شد. البته صرف اینکه نرخ ارز افزایش پیدا کند هم خوب نیست چراکه تورم و گرانی به دنبال دارد. فعلا، سیاست دولت، کنترل تورم است و تحت تاثیر سیاست‌های ضدتورمی دولت، نرخ ارز نیز کاهش داشته است. به نظر من در شرایط فعلی، بازار ارز در عرضه و تقاضا به یک تعادل سه هزار و 400 تومانی رسیده است اما این ثبات حتما بادوام نخواهد بود.

به نظر شما آیا در شرایط فعلی، دولت تلاش می‌کند قیمت ارز را پایین بیاورد تا در قیمت‌های پایین، ارز را تک‌نرخی‌ کند؟

همان‌طور که گفتم، به نظر من تک‌نرخی‌ کردن ارز باید براساس نرخ ارز در بازار آزاد باشد. اینکه بانک مرکزی اعلام کند در چه قیمتی ارز را تک‌نرخی‌ می‌کند نیز چندان فرقی نمی‌کند یعنی اگر تک‌نرخی‌ در سه هزار و 700 تومان یا سه هزار و 400 تومان باشد دوباره بانک مرکزی باید این نرخ را با نرخ بازار آزاد مدیریت کند؛ اگر قیمت بازار آزاد بالا رفت قیمت ارز تک‌نرخی‌ را نیز باید بالا ببرد و اگر پایین آمد نیز قیمت ارز تک‌نرخی‌ را باید پایین بیاورد. به این معنا که به صورت «شناور مدیریت‌شده» تلاش کند تا قیمت ارز تک‌نرخی، همان قیمتی باشد که بازار تعیین می‌کند چراکه اگر قرار باشد یکسان‌سازی نرخ ارز روی قیمت‌های پایین و غیرواقعی انجام شود باز هم در عمل، شاهد نرخ متفاوتی در بازار آزاد خواهیم بود. از این رو من اعتقاد ندارم که حالا بانک مرکزی نرخ ارز را پایین می‌آورد تا بتواند اعلام تک‌نرخی‌ کند و آن را شناور کند چراکه تک‌نرخی‌ شدن ارز روی قیمت‌های بالاتر، نگاه سفته‌بازی در پی ندارد. یعنی هرچقدر نرخ ارز بالاتر باشد، حمله به سمت ارز کمتر خواهد بود یعنی کسی به صورت سفته‌بازی وارد این بازار نمی‌شود. پس بانک مرکزی باید نرخی اعلام کند که فقط مصرف‌کننده واقعی سراغ ارز بیاید..

به نظر شما دولت و بانک مرکزی در سال 95 می‌توانند ارز را تک‌نرخی کنند؟

به نظر من دولت با 40 میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات و 20 میلیارد دلار درآمد نفتی، صددرصد می‌تواند ارز را تک‌نرخی‌ کند.

در شرایط فعلی، دولت با کسری بودجه و کمبود منابع ارزی مواجه است؛ آیا با وجود این مشکلات، توانایی کنترل بازار ارز را دارد؟

به نظر من، دولت حتما باید این کار را انجام دهد. این‌پا و آن‌پا کردن در این کار، اشتباه است و باید سریع این موضوع را جمع کند. فعلا مجموع واردات ما حدود 40 میلیارد دلار است. اگر ارز را تک‌نرخی‌ کنیم هم واردات ما بیشتر از 40 میلیارد دلار نمی‌شود. اگر دست دولت پر باشد می‌تواند پاسخ‌گوی نیاز متقاضیانی باشد که برای کارهایی مانند واردات، خدمات و مسافرت، متقاضی ارز هستند. در حال حاضر، درآمدهای ارزی کفاف نیاز کشور را می‌دهد به شرطی که رانت ارز ارزان از بین برود و تقاضای اضافی و سفته‌بازی برای ارز ایجاد نشود. در حال حاضر می‌بینیم هرکسی که دو سال پیش ارز خریده بود، در کنار اینکه به مدت دو سال، سود بانکی 20درصدی را از دست داده است باید ارز خود را نیز به قیمت پایین‌تر بفروشد. قیمت‌های واقعی، باعث می‌شود که دیگر کسی به بازار ارز حمله نکند اما اگر قیمت‌ها به صورت مصنوعی پایین نگه‌ داشته شود، تقاضای ارز ارزان برای سرمایه‌گذاری بالا می‌رود و دولت را نیز به سختی می‌اندازد. دولت باید ارز را روی قیمتی یکسان‌سازی کند که توانایی دفاع از آن را نیز داشته باشد. از دیگر سو باید همان اندازه هم منابع ارزی داشته باشد که به متقاضی تخصیص دهد. به نظر من، تک‌نرخی‌ کردن ارز در اولین قدم، رانت فعلی واردات با ارز دولتی را قطع می‌کند و این مسئله می‌تواند برای مدیریت واردات نیز مفید باشد.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?43809

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط