پژویان در گفت‌و‌گو با آینده‌نگر درباره رفتار ارزی دولت در سال 95 مطرح کرد

پایان کمک‌های نفتی برای تامین ارز

...

در شرایط اقتصادی موجود ما دیگر نمی‌توانیم با اتکا به درآمدهای نفتی و ارز ناشی از آن کشور را اداره کنیم.

 احمد میرخدائی

بازار ارز مانند هر بازار دیگری، کاملا از قوانین اقتصادی و رابطه عرضه و تقاضا پیروی می‌کند با این تفاوت که متولیان این بازار برای تامین منابع ارزی که عمدتا از محل درآمدهای حاصل از فروش نفت است، تابع شرایط بازار جهانی نفت هستند و در تعیین قیمت آن، اختیار چندانی ندارند و قدرت اثرگذاری آنها محدود است. در چنین شرایطی و با نوسان قیمت نفت، عملا شرایط طرف عرضه ارز کشور نیز تغییر می‌کند و این مسئله، همان‌گونه که در دولت دهم اتفاق افتاد، مستقیما بر قیمت‌های این بازار تاثیر می‌گذارد. به اعتقاد جمشید پژویان، در این شرایط فقط با کنترل تقاضای ارز و مدیریت ارزی که صرف واردات می‌‌شود، ممکن است بتوانیم بازار را تا حدودی تحت کنترل داشته باشیم. او می‌گوید بانک مرکزی در سمت عرضه ارز، حوزه مانور بسیار کوچکی دارد چراکه بخش غالب عرضه و تقاضای ارز کشور در دولت قرار دارد و آن بخش از ارز که به بازار آزاد سرریز می‌شود قیمت ارز را تعیین می‌کند در حالی‌که درآمدهای ارزی کنونی در حدی نیست که بانک مرکزی قدرت مانور بالایی برای عرضه ارز و کنترل بازار داشته باشد. پژویان در گفت‌وگو با «آینده‌نگر» ضمن تایید عملکرد بانک مرکزی در بازار ارز، دولت را قادر به یکسان‌سازی نرخ ارز می‌داند و تاکید می‌کند دولت باید بپذیرد قیمت ارز رسمی را که عمده واردات دولتی با آن انجام می‌شود، افزایش دهد گرچه این اتفاق موجب بالارفتن قیمت این بخش از کالاها خواهد شد.

 با توجه به اتفاقات چند سال اخیر بازار ارز مانند جهش حدود سه‌برابری قیمت‌ ارز، ثبات نسبی پس از آن و همچنین افزایش و کاهش در پایان سال 94 ارزیابی شما از این بازار چیست؟

به غیر از بعضی نوسان‌های جزئی قیمت‌ها در بازار ارز که توسط گروه‌های ذی‌نفوذی که گفته می‌شود بیشتر در دوبی متمرکز هستند، ایجاد می‌شود، به نظر من این بازار کاملا از قوانین اقتصادی و عرضه و تقاضا تبعیت می‌کند. به عبارتی اگر زمانی شاهد جهشی در قیمت ارز بوده‌ایم، این جهش به‌روشنی، ناشی از کاهش عرضه ارز بوده است. یعنی کاهش عرضه ارز به دلیل محدودیت صادرات نفتی کشور و کاهش درآمدهای ارزی دولت، باعث شده است که تقاضا در بازار ارز بی‌پاسخ بماند و به رسم هر بازار دیگری، قیمت‌ها افزایش پیدا کند. به طور طبیعی در هر بازاری از جمله بازار کالاها، وقتی عرضه یک مرتبه به یک‌سوم کاهش پیدا کند بدیهی است که قیمت نیز در همان حدود مثلا به سه برابر افزایش پیدا می‌کند. از آنجایی که با کمال تاسف بخش قابل توجه و عمده درآمد ارزی کشور، به‌جای اینکه نتیجه صادرات مجموعه‌ای از کالاها، به‌خصوص کالاهای صنعتی باشد فقط حاصل از فروش نفت است، فقط با ایجاد یک محدودیت در صادرات نفت خام کشور، درآمدهای ارزی ما نزدیک به یک‌سوم کاهش یافت و منجر به کاهش عرضه ارز شد. پس از آن هم گرچه در نتیجه مذاکرات هسته‌ای، گشایش‌هایی برای صادرات نفت و مشتقات نفتی فراهم شد اما با کاهش کم‌سابقه قیمت نفت مواجه شدیم که عملا به معنای کاهش منابع ارزی است. برای آینده نیز به نظر من نمی‌توان انتظار بهبود وضعیت بازار نفت داشت و قیمت نفت برای یک دوره میان‌مدت با نوسان‌های جزئی در حول و حوش قیمت‌های فعلی، باقی خواهد بود. همچنین از آنجا که انتظار می‌رود امسال رشد اقتصاد جهانی به‌خصوص اقتصاد چین به عنوان موتور اصلی تقاضای نفت و به‌خصوص نفت ایران، کاهش پیدا کند، نمی‌توانیم انتظارات مثبتی برای افزایش قیمت نفت داشته باشیم تا از این طریق درآمد نفتی برای سال آینده افزایش پیدا کند.

یعنی کاهش منابع ارزی ناشی از رکود بازار نفت و افت قیمت در این بازار، می‌تواند اقتصاد کشور را با اختلال مواجه کند؟

نکته کلیدی بسیار استراتژیک و بااهمیت که می‌خواهم توجه را به آن جلب کنم، این است که در شرایط اقتصادی موجود ما دیگر نمی‌توانیم با اتکا به درآمدهای نفتی و ارز ناشی از آن کشور را اداره کنیم. در سه یا چهار دهه گذشته، درآمدهای نفتی، عامل جبران عدم کارایی‌های اقتصادی و مشکلات سمت عرضه اقتصاد ایران تلقی می‌شده است؛ یعنی با استفاده از ارزهای نفتی با واردات انبوه و مستقیم کالاهای مصرفی و کالاهای نهاده‌ای برای تولید داخلی، عدم کارایی فعالیت‌های اقتصادی و مشکلات سمت عرضه اقتصاد کشور جبران می‌شده است. پس اگر برای رفع این معضلات ساختاری اقتصاد، مجموعه‌ای از سیاست‌های ساختاری طراحی نکنیم و به اجرا نگذاریم، اقتصاد کشور در چند سال آینده محکوم به ورشکستگی خواهد بود و شکی نیز در این نیست. با کمال تاسف، هیچ‌کدام از دولت‌ها، شاید به دلیل عدم آشنایی اقتصاددانان مشاور آنها با مسائل ساختاری اقتصاد، هرگز دست به یک اقدام ساختاری برای رفع مسائل اقتصادی نزده‌اند و کشور هر روز که طراحی و اجرای این سیاست‌های ساختاری عقب بیفتد، زیان سنگینی را متحمل خواهد شد.

از نظر شما در این اقتصاد وابسته به درآمدهای نفتی، بهترین سیاست برای تعیین نرخ ارز چه می‌تواند باشد؟

در بخش درآمدهای نفتی ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. بازار نفت، بازار یک کالا در داخل کشور نیست که هم بتوانیم بخش تولید آن را کنترل کنیم و هم بتوانیم تا حدودی روی بخش تقاضای آن موثر باشیم. این بازار، کاملا خارج از اختیار ماست و همان‌گونه که تاکنون دیده‌ایم قیمت‌های آن تحت تاثیر بسیاری از سیاست‌ها و وقایع جهانی رخ می‌دهد و ما با توجه به امکان صادرات محدودی که داریم، قدرت مانور کمی نیز در این بازار خواهیم داشت. از دیگر سو ما برای صادرات نفت هم دچار مشکلاتی هستیم چون بخش عمده‌ای از بازار نفت خود را از دست داده‌ایم و هرچند دشوار است که بتوانیم سطح تولید خود را به‌سرعت به سقف قبلی برگردانیم اما اگر موفق شویم امسال یک‌میلیون بشکه نفت خام بیشتر تولید کنیم، دشوار است که بتوانیم برای این تولید اضافی، متقاضی پیدا کنیم؛ به دلیل اینکه تقاضای جهانی به صورت مرتب در حال کاهش است. در این شرایط، تنها با کنترل تقاضای ارز و مدیریت ارزی که صرف واردات می‌کنیم، ممکن است بتوانیم بازار را تا حدودی تحت کنترل داشته باشیم. در سمت عرضه ارز، بانک مرکزی حوزه مانور بسیار کوچکی دارد چراکه بخش غالب عرضه و تقاضای ارز کشور در دولت قرار دارد و آن بخش از ارز که به بازار آزاد سرریز می‌شود قیمت ارز را تعیین می‌کند در حالی‌که درآمدهای ارزی کنونی در حدی نیست که بانک مرکزی قدرت مانور بالایی برای عرضه ارز و کنترل بازار داشته باشد.

دولت از ابتدای کار خود از تک‌نرخی‌ کردن ارز سخن گفته است. گرچه بیش از دو سال است که این حرف زده می‌شود اما اجرای آن مرتبا به آینده موکول می‌شود. به نظر شما تک‌نرخی‌ چقدر برای بازار ارز مفید است و آیا دولت می‌تواند از عهده انجام آن برآید؟

در درجه اول باید بگویم که به طور قطع، تک‌نرخی‌ کردن ارز، کار مفیدی است. یعنی رانتی را از بین می‌برد و مقداری از تقاضایی را که برای رانت‌جویی هست نیز کاهش می‌دهد چراکه وقتی ارز یک قیمت داشته باشد، تلاش برای دستیابی به رانت ارز ارزان تمام می‌شود. اما درباره اینکه آیا دولت می‌تواند ارز را تک‌نرخی‌ کند یا نه، باید گفت دولت می‌تواند با ایجاد یک تعادل در قیمت ارز رسمی، یعنی بالابردن قیمت ارز رسمی و تا حدودی هم افزایش مقدار عرضه آن در بازار آزاد، به نرخی برسد که بتواند آن را به طور رسمی به عنوان تنها نرخ ارز اعلام کند. برای این کار کافی است که این دو نرخ بتوانند خودشان براساس مکانیسم عرضه و تقاضا به هم نزدیک شوند. البته در طول زمان این احتمال وجود دارد که براثر وقایع اقتصادی، نوساناتی ایجاد شود و این نرخ نیز باید در گذر زمان بالا یا پایین برود. اگر قرار باشد باز هم مانند چند سال گذشته، به دلایلی قیمت واقعی ارز بالا برود اما بانک مرکزی بخواهد قیمت یک ارز رسمی را ثابت نگه دارد، دوباره بین نرخ یکسان‌سازی‌شده ارز و قیمت بازار آزاد آن فاصله می‌افتد و عملا ارز دونرخی می‌شود. از این رو نیاز است که بانک مرکزی مرتبا بازار ارز را رصد کند و هر عدم تعادلی را که می‌تواند باعث بروز فاصله بین قیمت‌ ارز رسمی و ارز غیررسمی شود تحت نظر و کنترل داشته باشد و آن را در قیمت یکسان‌سازی‌شده لحاظ کند تا قیمت تعیین‌شده، قیمت اصلی ارز باقی بماند.

به نظر شما دولت در سال جاری می‌تواند به تک‌نرخی‌ کردن ارز جامه عمل بپوشاند؟

بله می‌تواند چون عمل غیرممکنی نیست؛ این کار هم هزینه‌ها و هم فوایدی دارد. ارز تک‌نرخی، رانت را از بین می‌برد و یک بخش از تقاضای رانت‌جویی را نیز کاهش می‌دهد و خود این مسئله، کنترل سمت تقاضا را نیز در پی خواهد داشت اما در این مورد دولت باید بپذیرد که قیمت ارز رسمی خود را که عمدتا برای واردات مورد استفاده قرار می‌دهد، افزایش دهد.

فرضا قیمت فعلی ارز به عنوان قیمت یکسان‌سازی عنوان شود. آیا تک‌نرخی‌ شدن ارز و بالا آمدن قیمت ارز رسمی، می‌تواند جهشی در قیمت ارز غیررسمی ایجاد کند؟

در فرآیند یکسان‌سازی نرخ ارز، دولت می‌آید همین نرخ را به طور رسمی اعلام می‌کند. این کار به این معناست که دولت به همه متقاضیان ارز با همین قیمت ارز می‌دهد. پس از تک‌نرخی‌ شدن، در درجه اول درآمدهای ناشی از فروش ارز برای دولت افزایش پیدا می‌کند که مقداری باعث بهبود وضع بودجه خواهد شد و از این منظر مثبت است، در مقابل آن دسته از کالاهایی که از سوی دولت و با ارز ارزان دولتی وارد می‌شد نیز باید ارز گران‌تری را استفاده کنند که قیمت آنها را افزایش می‌دهد. در این شرایط که قیمت ارز دولتی با ارز بازار آزاد برابر است بعید است که جهشی در قیمت ارز به وجود بیاید البته به این شرط که عرضه ارز، جواب‌گوی تقاضا باشد.

مسئله‌ای که گاه مطرح می‌شود این است که دولت به دلیل کم شدن درآمدهای ارزی برای یکسان‌سازی نرخ ارز مشکل دارد و نمی‌تواند موفق شود. نظر شما دراین‌باره چیست؟

در شرایط فعلی که ارز چندنرخی است، دولت بخشی از ارز را ارزان‌تر می‌دهد. اگر قصد دولت در مسئله تک‌نرخی‌ کردن ارز این باشد که نرخ بازار آزاد را به نرخ دولتی نزدیک کند نیازمند درآمد ارزی بیشتری است اما اگر بخواهد نرخ ارز رسمی را به نزدیک نرخ بازار آزاد برساند کار ساده‌تری دارد و همان‌طور که گفتم، بخشی از مشکلات فعلی ناشی از کمبود ارز دولت نیز حل می‌شود. البته این کار به ضرر آن بخش از واردات است که تاکنون از ارز دولتی و ارز ارزان، استفاده می‌کرده است.

پس معتقد هستید که کم شدن درآمدهای ارزی، مانع دولت برای تک‌نرخی‌ کردن ارز نیست. آیا عملکرد دولت و بانک مرکزی در بازار ارز و کنترل آن را به‌گونه‌ای ارزیابی می‌کنید که بتواند بستر یکسان‌سازی نرخ ارز را نیز فراهم کند؟

به طور کلی عملکرد بانک مرکزی در این دولت را بسیار خوب ارزیابی می‌کنم. نباید فراموش کنیم بانک مرکزی امکاناتی دارد و عملکرد آن را باید براساس امکانات و اختیاراتش سنجید. با توجه به این مسائل و مشکلاتی که برای بانک مرکزی وجود دارد و با وجود اینکه شورای پول و اعتبار در کنترل بانک مرکزی نیست، باز هم توانسته است هم در ایجاد انضباط مالی عملکرد قابل قبولی داشته باشد و هم بازار ارز را به‌خوبی مدیریت کند.

این انتظار در مردم وجود دارد که در پسابرجام و با آزاد شدن ارزهای بلوکه‌شده، نرخ ارز کاهش قابل ملاحظه‌ای داشته باشد. به نظر شما در سال جاری چه اتفاقاتی در بازار ارز می‌افتد و آیا این قبیل انتظارات محقق می‌‌شود؟

این موضوع، انتظاری است که از زمان آغاز مذاکرات وجود داشته و با کمال تاسف، دولت هم به هر دلیلی به این انتظارات دامن زده است. واقعیت این است که درآمدهای نفتی کاهش پیدا کرده و به میزان سه سال پیش هم افزایش پیدا نخواهد کرد. یعنی حتی اگر تحریم‌ها برداشته شوند ما نمی‌توانیم به شرایط قبل از تحریم برگردیم چون در این فاصله یک اتفاق عمده در قیمت و مقدار صادرات و ارزآوری ما افتاده، پس این انتظار بیهوده است. در هر بخش اقتصاد، کارایی مردم و سیاست‌های مناسب ساختاری دولت است که می‌تواند اقتصاد را شکوفا کند. مردم باید منتظر این اتفاق باشند چراکه ما امکانات، منابع و استحقاق اقتصاد شکوفا را داریم، فقط مدیریتش را نداریم. تا زمانی که مدیریت غلط باشد، وضع ما پیوسته بدتر می‌شود و بهبود نمی‌یابد. متاسفانه من برای امسال، هیچ علامتی از اینکه قرار باشد مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی ساختاری تبیین و اجرا شود نمی‌بینم و به نظرم باید در این خصوص فکر کرد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?43756

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط