خرید اوراق دلاری، یک کار سیاسی است تا سرمایه گذاری

باید مقابله به مثل کنیم

...

برای دریافت غرامت قربانیان ایرباس و جنگ تحمیلی از آمریکایی ها شکایت کنیم

شریف نظام مافی، رییس اتاق ایران و سوییس

  دولت گذشته درآمدهای وافر ناشی از فروش نفت با قیمت بیش از بشکه ای 100 دلار را در خرید اوراق دلاری به ارزش 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده و حالا دولت آمریکا این اوراق را به عنوان اموال بانک مرکزی ایران بلوکه کرده. این توقیف در پی رای دادگاهی برای برداشت و اعطای غرامت قربانیان حادثه انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در لبنان انجام شده. امروز این سوال مطرح است که چرا  با وجود ریسک سیاسی بالا و روابط پرتنش ایران و امریکا در آن زمان، مسئولان اقتصادی دولت سابق، اقدام به خرید اوراق دلاری و به اصطلاح سرمایه گذاری برای رسیدن به سود بیشتر از این طریق کردند؟ چرا با وجود تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران، در سال هایی که احتمال توقیف اموال به بالاترین سطح ممکن رسیده بود، 2 میلیارد اوراق دلاری خریداری شده است و این درحالی است که در آن زمان در بازارهای مالی دیگر کشورها، اوراق پرسودتری که بتواند سود مشابه یا سود بیشتری  برای اقتصاد ایران بهمراه داشته باشد هم، عرضه شده بود.

به نظر می رسد انگیزه مسئولان وقت برای اجرای تصمیم خرید اوراق دلاری به ارزش 2 میلیارد دلار در آمریکا، چیزی غیر از سرمایه گذاری بوده باشد. به نظر من، پیش فرض مسئولان این بوده است که خرید این اوراق می تواند به لابی گری با دولت آمریکا در آن زمان کمک کند و از این طریق، راهی برای ارتباط با دولت ایالات متحده آمریکا برقرار کنند. از نظر من این اقدام، یک اقدام اقتصادی است و بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد. این حرکت بیشتر از آنکه شبیه به یک سرمایه گذاری برای کسب سود برای اقتصاد به نظر برسد، تلاشی برای لابی گری است به این دلیل که در آن زمان، برای سرمایه گذاری اوراق بهادار پرسودتری در بازارهای جهانی عرضه می شد و هیچ محدودیت یا نیازی به خرید اوراق دلاری نبود. اوراقی که در بازارهای آسیای دور یا آسیاسی مرکزی و در نهایت در آمریکا جنوبی یا اروپا عرضه می شد یا حتی خرید طلا و دیگر حوزه های سرمایه گذاری، می توانست ایران را به سود مشابه یا بالاتر برساند اما مسئولان مالی سابق در دولت، تصمیم به خرید این اوراق گرفتند. در حال حاضر، این اوراق با هر انگیزه ای که خریداری شده، توسط ایالات متحده آمریکا بلوکه شده است و با توجه به رای دادگاه آمریکایی برای پرداخت غرامت قربانیان حادثه انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در لبنان، مسئولان ایران هرچه زودتر باید از راهکارهایی برای آزاد کردن این اوراق تلاش کنند. به نظر من پیش از هر اقدامی، حتی مذاکره، ایران باید در شرایط پایاپای با آمریکا قرار بگیرد به این معنی که، در مورد رای دادگاه آمریکایی مقابله به مثل کند. طی سال های گذشته و در جریان روابط پرفراز و نشیب ایران و ایالات متحده آمریکا پس از انقلاب اسلامی، این کشور کنش هایی در قبال ایران در سطح بین المللی انجام داده که منجر به خسارات مالی و جانی به ایرانیان شده است.

 این کنش ها باید از نظر حقوقی بررسی  شود و  ایران باید در اعتراض به این کنش ها در دادگاه های آمریکا طرح دعوی کند تا حکم های مشابه، برای توقیف اموال آمریکا در خارج از ایران، برای دریافت غرامت صادر شود. آزاد شدن اموال بلوکه شده ایران بدون اینکه کنش های طرف مقابل را با کنش های مشابه و حرف هایش را با حرف های مشابه در سطح جهانی پاسخ دهیم، ممکن نخواهد شد. ما می خواهیم بدانیم دادگاه های امریکا در مورد سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران، ایرباس در تیرماه 1367، با شلیک راکت از ناو وینسنس در خلیج فارس چه غرامتی تعیین می کنند یا درمورد کمک های آمریکا به صدام حسین طی جنگ تحمیلی چه حکمی صادر می کنند؟ در جریان عملیات کربلای 4، این آمریکایی ها بودند که  تصاویر ماهواره ای را از وضعیت جبهه های ایران در اختیار ارتش بعثی عراق قرار دادند. حالا که دادگاه های آمریکایی به دنبال کسب غرامت از چنین حوادثی اند، دادگاه های ما هم می توانند وارد عمل شوند و احکامی صادر کنند که کنش های ایالات متحده آمریکا که طی سه دهه گذشته، آشکارا علیه مردم ایران اعمال شده، محکوم شود و برای خانواده قربانیان این  اتفاقات غرامت بگیرند. در این وضعیت است که می توان گفت ایران و آمریکا در شرایط مشابه و پایاپای قرار گرفتند و پس از آن است که می توانند سر میز مذاکره برای آزاد کردن اموال و اوراق دلاری توقیف شده ایران بنشینند. درواقع دادگاهی در آمریکا ایران را مسئول یک حادثه تروریستی دانسته و دادگاهی در ایران هم می تواند در مورد کنش های تروریستی آمریکا علیه ایران رای صادرکند  و پس از آن، مسئولان ایران در وزارت امور خارجه می توانند منافع ایران را از طریق مذاکره پیگیری کنند.  اقدام اول، یعنی طرح دعوی علیه کنش های ضد ایرانی آمریکا، منافی و در تضاد با اقدام دوم یعنی مذاکره نیست. وزارت امور خارجه ایران در آغازین واکنش ها اقدام به احضار سفیر سوییس به عنوان سفارت حافظ منافع ایالات متحده آمریکا در ایران کرده است و اعتراض رسمی ایران به سفیر سوییس ابلاغ و ارائه شده اما نباید از نظر دور داشت که احضار سفیر، یک حرکت نمادین در چنین موقعیت هایی است. ما باید با طرف مقابل رو در رو شویم و صحبت کنیم. نکته دیگر اینکه قوه قضاییه آمریکا دارای وزن مستقلی در ایالات متحده است  اما اقداماتی چون آزاد کردن ایرانیان زندانی با رای قوه قضاییه  این کشور، نشان دهنده این است که قوه مجریه می تواند بر قوه قضاییه اثر بگذارد و حرفش را به کرسی بنشاند. قوه قضاییه در ایران هم باید هم با حفظ وزن مستقل وارد عمل شود و علیه کنش های خصمانه و ضد ایرانی آمریکا طرح دعوی کند. ما در مورد بسیاری از مسائل گذشته هیچ شکایتی نکردیم. در مورد آسیب هایی که طی هشت سال جنگ تحمیلی از ایالات متحده آمریکا متوجه ما شد، هیچ شکایتی صورت نگرفته. ما در وهله اول باید به سطح مشترک در این زمینه با آمریکایی ها برسیم و بعد وزارت خارجه وارد فرایند مذاکره شود. در بسیاری از تحلیل ها این کنش دادگاه آمریکایی، کنشی علیه برجام تلقی شده و نقض برجام معرفی شده است. نکته ای که باید در ماه های آینده به آن توجه  داشته باشیم، و خودمان را برای آن آماده کنیم این است که حملات مخالفان برجام ادامه خواهد داشت. هرگز مخالفان توافق هسته ای ایران و برنامه جامع مشترک، از حرکت بر ضد منافع برجام دست نخواهند کشید. مخالفان ایران و برجام، چه در کشورهای همسایه و چه در ایالات متحده آمریکا و چه در هرجای دیگری از دنیا به مخالفت هایشان ادامه می دهند و اینطور نیست که با امضای یک قرارداد ساکت بنشینند. ترکش های مخالفت آنان در آینده و بویژه پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا بیشتر مطرح خواهد شد. در واقع تا نوامبر سال جاری میلادی و با روشن شدن تکلیف انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و اینکه رییس جمهور از چه حزبی، سکان هدایت این کشور را تا چهارسال آینده بدست خواهد گرفت، مخالفت ها با برجام شدت می گیرد. بیشتر این حملات اما برای تحت فشار گذاشتن رییس جمهور جدید آمریکا و تضعیف برجام صورت خواهد گرفت. مخالفان تلاش می کنند با تحت فشار گذاشتن رییس جمهور آینده آمریکا، بر مسیری که  ایالات متحده  در آینده طی خواهد کرد اثر بگذارند و از سوی دیگر، کنش های ما در ایران هم نسبت به برجام بر این مسیر اثرگذار است. به هرحال، توقیف اوراق دلاری ایران به بهانه پرداخت غرامت به قربانیان حادثه انفجار مقر تفنگداران آمریکایی، باید با طی مسیر درست مقابله به مثل و مذاکره با طرف مقابل صورت پذیرد.

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?43233

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام