تحلیلگر انرژی در گفتوگو با نیویورکتایمز درباره کاهش اخیر قیمت نفت
بازی قانون ساده علم اقتصاد با طلای سیاه
1395/02/10
2817
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تقاضا برای سوختهای فسیلی در برخی از کشورها در حال بهبود است؛ این مورد میتواند به بهبود بهای نفت در یک تا دو سال آینده کمک کند. تاریخ نفت پر از فراز و نشیب است و با روندی مشابه در هر دوره همراه است.
صنعت نفت با تاریخ پر فراز و نشیبی که داشته، در دور نزولی جدیدي قرار گرفتهاست. شرکتهایی که در سالهای اخیر سودهای کلان به دست ميآوردند اکنون با بیشترین سقوط درآمد مواجه شدهاند؛ این امر باعث شده شمار زیادی از این شرکتها بسیاری از چاههای نفت خود را پلمب کنند و با بیشترین سرعت سرمایهگذاریهای خود را در بخش تولید و اکتشاف متوقف کنند. بیش از 2000 کارگر نفتی شغل خود را از دست دادهاند. تجهیزات مربوط به تولید و حفاری در صنعت نفت سقوط شدیدی را تجربه کردهاست. دلیل اصلی همه این اتفاقات نیز کاهش شدید بهای نفت است که از ماه ژوئن سال 2014 تاکنون به کمتر از 50 دلار در ازای هر بشکه رسیدهاست. در حقیقت بهای نفت به جایی رسیده که آخرین بار در بحران اقتصادی سال 2009 به آن رسیده بود. در سال جاری (2015) قیمتها چندین بار روند بهبود را در پیش گرفتند اما اکثر مدیرعامل شرکتها بر این باورند که سالها طول میکشد تا بهای نفت دوباره به مرز 90 دلار و 100 دلار در ازای هر بشکه برسد این در حالی است که این قیمتها تا یک دهه پیش ارقامی معمولی به حساب میآمدند. در حال حاضر قیمت نفت برنت حوزه دریای شمال حدود 48 دلار در ازای هر بشکه است. شاخص نفت خام دبلیوتیآی نیز به قیمت 46 دلار در ازای هر بشکه در بازار معامله میشود. کلیفورد کراس تحلیلگر انرژی نیویورکتایمز در گفتوگویی کاهش اخیر بهای نفت را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاست. از نظر او یک قانون ساده اقتصادی پشت سقوط طلای سیاه است: عدم تعادل عرضه و تقاضا.
*چرا بهای نفت به این سرعت کاهش پیدا کرد؟ چرا اکنون این اتفاق برای قیمت نفت افتاد؟
این پرسش بسیار پیچیدهای است. اما واقعیت این است که این مسئله به سادهترین و پایهایترین اصل اقتصاد یعنی بحث عرضه و تقاضا بازمیگردد.
تولید داخلی نفت ایالات متحده امریکا طی شش سال گذشته تقریباً دو برابر شدهاست و واردات نفت را به خانه دیگری کشاندهاست. نفت عربستان سعودی، نیجریه و الجزایر که زمانی به ایالات متحده امریکا فروخته میشد اکنون به دنبال بازارهای آسیایی است. این اتفاق به صورت ناگهانی رخ داده و تولیدکنندگان نفت را وادار کرده که قیمت نفت را بهشدت کاهش بدهند تا بتوانند نفت خود را به فروش برسانند. تولید و صادرات نفت خام در کانادا و عراق سال به سال در حال افزایش است. حتی روسیه با وجود تمامی مشکلات اقتصادی خود همچنان به تولید نفت ادامه دادهاست.
البته علائمی وجود دارد که نشان میدهد تولید نفت در ایالات متحده امریکا در حال کاهش است؛ برخی از دیگر کشورهای تولیدکننده نفت نیز در حال کاهش میزان تولید خود هستند. کاهش تولید نفت به دلیل کاهش سرمایهگذاری در اکتشافات حادث شدهاست.
اما در طرف تقاضا نیز اتفاقاتی افتادهاست، از یک سو اقتصاد کشورهای اروپایی و برخی کشورهای در حال توسعه رو به ضعف رفتهاست، از سوی دیگر وسایل نقلیه جدیدی تولید شدهاند که در زمینه مصرف انرژی بسیار کارآمد هستند. به همین خاطر است که میزان تقاضا تا حدودی کاهش یافتهاست و با اختلال مواجه شدهاست. چند وقت پیش کشور چین ارزش یوآن (پول رایج چین) را کاهش داد؛ این بدان معناست که وضعیت اقتصاد بزرگترین واردکننده نفت جهان از آنچه تصور میشود بدتر است.
*چه کسی یا کسانی از کاهش بهای نفت سود میبرند؟
هر کسی که از موتور به عنوان وسیله نقلیه استفاده کند میتواند به شما بگوید که بهای بنزین بیش از یک دلار در ازای هر گالن کاهش یافتهاست. قیمت گازوئیل، نفت حرارتی و گاز طبیعی نیز کاهش محسوسی داشتهاست. اداره اطلاعات انرژی امریکا در ماه ژانویه اعلام کردهاست که مردم در سال جاری 750 دلار کمتر از سال گذشته صرف گاز کردهاند و این به خاطر کاهش بهای نفت است. اروپاییها و سایر مصرفکنندگان در سرتاسر جهان از اتفاقاتی شبیه به این سود میبرند.
کاهش قیمت اخیر در زمینه انرژی که معمولیترین و رایجترین آن در زمینه گاز بودهاست به خانوادهها و قشر کمدرآمد جامعه کمک میکند از عهده هزینههای انرژی بربیایند چرا که هزینه سوخت سهم بزرگی در درآمدهای محدود این قشر دارد. برای مثال قیمت گاز در امریکا به طور متوسط از 3.45 دلار در ازای هر گالن در سال گذشته به 2.30 دلار در ازای هر گالن برای سال جاری رسیدهاست که این کمک بسیاری به حفظ درآمد قشر متوسط و رو به پایین جامعه میکند.
ترکیبات بنزین برای زمستان ارزانتر شده و بنزین ارزانتری از پالایشگاهها به دست مصرفکنندگان میرسد.
*در داستان کاهش اخیر بهای نفت چه کسی یا کسانی بازنده ماجرا به شمار میروند؟
ابتدا افراد تازهکار و آماتور و پس از آن کشورها و دولتهای تولیدکننده نفت خام؛ میتوان گفت ونزوئلا، ایران، نیجریه، اکوادور، برزیل و روسیه جزو دولتهای وابسته به نفتی هستند که اقتصاد آنها از کاهش بهای نفت آسیب خواهد پذیرفت و در برخی موارد امکان دارد منجر به بروز تنشها و آشوبهای سیاسی نیز بشود. به احتمال زیاد کشورهای حاشیه خلیج فارس کمتر در سایر نقاط جهان سرمایهگذاری خواهند کرد و حتماً کمکهای مالی خود را به کشورهایی نظیر مصر قطع خواهند کرد. در نتیجه باید در انتظار بحران اقتصادی و مالی در کشورهایی که به آنها کمک میشده نظیر مصر نیز باشیم.
علاوه بر آن، در ایالات متحده امریکا، آلاسکا، داکوتای شمالی، تگزاس، اوکلاهما و لوئیزیانا نیز با چالشهای اقتصادی مختلفی در سطوح متفاوت مواجه خواهند شد.
شرکتهای شورون و رویال داچ شل اخیراً اعلام کردهاند که میزان اشتغال خود را کاهش دادهاند تا بتوانند پول بیشتری پسانداز کنند. اما نکته جالب توجه این است که این شرکتها نسبت به بسیاری از شرکتهای کوچکتر و غیرمستقل در صنعت نفت و گاز، وضعیت بهتری دارند. شرکتهایی وجود دارند که گزارشهایی از ضررهای خالص و فروش کالاهای داخلی خود منتشر کردهاند.
شرکتهای کوچکتری نیز بودند که با بدهیهای سنگینی مواجه شدند و مجبور شدند از میدان کسب و کار صنعت نفت کنارهگیری کنند؛ برخی نیز بانکها را تحت فشار گذاشتهاند تا به آنها وام بدهند.
*برای سازمان کشورهای صادرکننده نفت خام (اوپک) چه اتفاقی افتاد؟
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که فاکتور مرکزی کاهش شدید بهای نفت، عدم تمایل مستمر اوپک به عنوان کارتل تولیدکنندگان نفت خام به دخالت در ثبات بخشیدن به بازار است. یعنی این سازمان با وجود مشاهده مازاد عرضه بسیاری که بازار با آن مواجه است هیچ اقدامی نمیکند. اعضای اوپک در نشستی که در نوامبر سال 2014 در وین داشتند تصمیم گرفتند سقف تولید روزانه 30 میلیون بشکه در روز را حفظ کنند و میزان تولید خود را کاهش ندهند؛ این اقدام باعث شده بهای نفت اوپک کاهش 50 درصدی را تجربه کند.
ایران، ونزوئلا و الجزایر کارتل را تحت فشار قرار داده بودند تا میزان تولید نفت را کاهش دهند و به این ترتیب بهای نفت افزایش پیدا کند اما عربستان سعودی و در کنار آن امارات متحده عربی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس مانع این کاهش تولید شدند. از همه مهمتر این بود که در این مدت عراق میزان تولید و صادرات نفت خود را افزایش داد و نفت بیشتری را روانه بازار کرد.
مقامات سعودی ادعا میکردند که اگر میزان تولید خود را کاهش دهند سهم خود را در بازار نفت از دست خواهند داد و میدان را برای رقبای خود باز خواهند گذاشت. آنها همچنین گفتهاند که میخواهند قیمت نفت از این هم پایینتر برود اما برخی تحلیلگران عقیده دارند این ادعای عربستان پوچ و بیپایه است.
ملک عبدالله پادشاه سابق عربستان سعودی در ماه ژانویه درگذشت و در آن زمان شک و تردیدهایی وجود داشت که عربستان سعودی مسیر و سیاست نفتی خود را تغییر دهد. اما دیده میشود که این کشور هیچ تغییری در موضع خود در بازار جهانی نفت ایجاد نکرد که اصلیترین دلیل آن نیز این است که وزیر نفت آن همچنان علی النعیمی است. البته برخی از تحلیلگران معتقدند این وضعیت به این شکل ادامه پیدا نخواهد کرد و عربستان در آینده سیاست نفتی خود را ملایمتر خواهد کرد چرا که در زمینه سیاست خارجی خود با چالشهایی مواجه است و با بحرانهایی نظیر جریان یمن دست و پنجه نرم میکند.
اگر یک سال دیگر یا کمی بیشتر بهای نفت به همین شکل پایین باقی بماند احتمالاً ملک سلمان پادشاه جدید عربستان سعودی دیگر نخواهد توانست اعضای اوپک را به ادامه همراهی با خود ترغیب کند، چرا که همه با مشکلات جدی مالی مواجه خواهند شد. صندوق بینالمللی پول نیز اخیراً برآورد کردهاست که عربستان سعودی و همراهان آن در حاشیه خلیج فارس در سال جاری 300 میلیارد دلار از دست خواهند داد.
*آیا در زمینه کاهش بهای نفت، توطئهای در کار است؟
در این زمینه چندین تئوری توطئه مطرح است. برخی از مدیرعاملهای شرکتهای نفتی اعلام کردهاند که عربستان سعودی قصد دارد با این اقدام خود به روسیه و ایران آسیب بزند که البته به ایالات متحده امریکا نیز آسیب وارد میشود. در حقیقت با یک تیر دو نشان زده و تولید نفت را در امریکا به دلیل کاهش قیمت نفت با مشکلاتی مواجه کردهاست. در دهه 80 میلادی کاهش عمدی بهای نفت در نهایت باعث سقوط شوروی سابق شد.
اما هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که تئوری توطئه را حمایت کند. جریان عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا همیشه پیچیده و مرموز بودهاست. دولت اوباما نیز در موقعیتی نیست که بتواند پاسخگوی حفاران چاههای نفت این کشور و کاهش سود شرکتهای نفتی امریکایی باشد.
*بالاخره چه زمانی بهای نفت بهبود پیدا خواهد کرد و به وضعیت اولیه خود بازخواهد گشت؟
قطعاً به این زودی چنین اتفاقی نخواهد افتاد. تولید نفت در ایالات متحده امریکا و دیگر کشورها در حال حاضر با سرعت بسیار کمی کاهش یافتهاست اما ممکن است این روند در سال 2016 به صورت جدی تغییر داشته باشد.
تقاضا برای سوختهای فسیلی در برخی از کشورها در حال بهبود است؛ این مورد میتواند به بهبود بهای نفت در یک تا دو سال آینده کمک کند. تاریخ نفت پر از فراز و نشیب است و با روندی مشابه در هر دوره همراه است.
نظر خود را بنویسید