آزاد سازی، گران سازی نیست

...

بسیاری بر این باورند که آزادسازی به معنی گران سازی است؛ در حالی که این گونه نیست و به خصوص در بلندمدت چنین سیاست هایی می تواند به نفع مصرف کنندگان باشد.

موسی غنی نژاد

برخلاف تصور که بسياري حمل و نقل را کالاي لوکس مي دانند، حمل و نقل، يک کالاي ضروري است. بازار بايد اين امکان را براي مصرف کننده در نظر بگيرد که در صورت کار ضروري و پيشامد ناگهاني سريعا و با هر قيمتي بتواند از حمل و نقل هوايي استفاده کند. کسي که ضروري ترين نياز را دارد، بايد به مقصد خود برسد. در حال حاضر اگر به نرخ بليت در کشورهاي اروپايي و آمريکايي توجه کنيم، مي بينيم که در بسياري از موارد نرخ بليت هواپيما برخي مواقع از قطار يا ساير خطوط حمل و نقلي ارزان تر است که البته در اين سيستم زمان بليت را مصرف کننده نمي تواند تعيين کند.
در اين حالت بازار خود به خود تنظيم مي شود، ولي در ايران با اين سيستم قيمت گذاري در هر پرواز و هر زماني يک قيمت وجود دارد. به همين دليل براي افرادي که نياز ضروري براي جابه جايي دارند، اين امکان سريع رسيدن به مقصد ميسر نيست. فرض کنيد که شخصي به طور ناگهاني با بيماري روبه رو مي شود که بايد سريعا براي عمل جراحي به تهران بيايد. سريع ترين راه نيز استفاده از هواپيما است. آيا اين شخص به راحتي مي تواند بليت تهيه کند؟ اگر قيمت ها واقعي نباشد يا دولت نرخ بليت هواپيما را به طور مصنوعي پايين و يکسان نگه داشته باشد، احتمال اينکه بليت تهران براي شخص بيمار وجود داشته باشد بسيار کم است. دليل اين است که براي مصرف کننده معمولي به طور مثال گردشگر، با توجه به نرخ بليت هاي يکسان در نزديک ترين زمان، تفاوتي نمي کند که امروز پرواز داشته باشد يا هفته آينده.
در اين مواقع فساد افزايش مي يابد و مصرف کننده ها با پارتي بازي و رشوه مي توانند در زمان ترافيک مسافر، به مقصد خود برسند. تنها راه براي حل اين معضل نظام بازار است و تنها نظام بازار مي تواند اين اولويت ها را مشخص کند. با قيمت دستوري کسي که نياز ضروري براي پرواز دارد بايد به اندازه قيمت واقعي بليت رشوه بدهد تا بتواند پرواز کند. در واقع سيستمي که بازار با شفافيت حل مي کند، قيمت گذاري دولتي با مبالغ زير ميزي و از اين دست حل مي کند.دولت با باز نگه داشتن دست خطوط هوايي و به تبع آن ايجاد رقابت بين اين خطوط مي تواند به افزايش کارآمدي اين بازار کمک کند. در کشورهاي توسعه يافته نيز اين چنين است که مصرف کننده اگر قصد داشته باشد براي چند روز آينده بليت تهيه کند قيمت بسيار بالايي خواهد پرداخت. ولي اگر براي ماه بعد يا سال بعد قصد سفر با هواپيما را داشته باشد قيمت بليت بسيار کاهش خواهد يافت. شرکت هاي هواپيمايي برنامه ريزي مي کنند که چطور صندلي هاي خود را پر کنند، همين مکانيسم بازار را تنظيم خواهد کرد.
تفاوت آزادسازي با گران سازي
 بسياري بر اين باورند که آزادسازي به معني گران سازي است؛ در حالي که اين گونه نيست و به خصوص در بلندمدت چنين سياست هايي مي تواند به نفع مصرف کنندگان باشد. گران سازي اين است که يک بنگاه انحصار دارد و از اين انحصار استفاده مي کند يا دائما از حمايت هاي دولت استفاده مي کند. دولت براي محصولات يا خدمات اين بنگاه قيمت گذاشته است که از يک مقدار خاص بيشتر نمي تواند سود کند. اين بنگاه وقتي بتواند قيمت کالايا خدمات خود را افزايش دهد، اصطلاحا گران سازي مي شود. به طور مثال در صنعت خودرو اين اتفاق افتاده است و اين صنعت به دليل اينکه دولت از آن حمايت مي کند توانايي گران کردن محصولات خود را دارد. ولي در صورتي که بازار رقابتي باشد و دولت دخالتي در تعيين قيمت اين بازر نداشته باشد آزادسازي قيمت رخ داده است. در واقع در فضاي رقابتي، بنگاه نمي تواند کالاي خود را گران بفروشد. در عوض مي تواند قيمت خود را برحسب تقاضا تعيين کند و سود بيشتري براي خود ايجاد کند. در يک فضاي رقابتي هنگامي که بنگاه ها بتوانند آزادانه قيمت کالايشان را تعيين کنند بنگاه هاي رقيب مانع از افزايش بيش از اندازه قيمت خواهند شد اين مساله مربوط به صنعت هوايي نيست و در ساير صنايع نيز برقرار است.
 براي روشن تر شدن اين بحث مثالي مي آورم. در يکي از شماره هاي هفته نامه تجارت فردا با مديرعامل کارخانه شيرين عسل گفت وگويي انجام شده بود. در اين مصاحبه دلايل پيشرفت و توسعه اين بنگاه از زبان مديرعامل کارخانه شرين عسل توضيح داده شده بود. بنده از زاويه اي ديگري به اين موفقيت نگاه مي کنم. صنعت توليد شکلات و شيريني، يکي از معدود صنايعي است که دولت در آن دخالت نکرده است، نه دولت به آن يارانه پرداخت کرده است و نه در قيمت گذاري آن دخالت کرده است. دليل اين اقدام دولت اين بود که شکلات و شيريني مساله اساسي براي مردم نيست و دليلي وجود ندارد که به آن يارانه پرداخت شود که توليد کننده اين کالارا ارزان توليد کند يا اگر اين کالاگران باشد مردم خريداري نمي کنند و ضربه اي به مصرف مردم نخواهد زد. به همين علت، دليلي براي کنترل قيمت وجود نخواهد داشت. همين امر باعث شده است که يکي از موفق ترين صنايع ما همين کارخانه هاي شکلات سازي باشد و اين کارخانه ها محصولاتشان را به کشورهاي اروپاي غربي صادر کنند. چرا موفق بودند؟ به دليل اينکه دولت از اين صنعت حمايت نکرد. تنها بنگاه هاي کارآمد توانايي باقي ماندن در اين صنعت را داشتند. هر بنگاهي که مي تواند در اين صنعت وارد شود و توانايي رقابت با اين بنگاه ها را داشته باشد، وارد اين بازار شود. بنابراين کارآمدترين هاي اين بنگاه ها در اين بازار باقي ماندند و قابليت صدور محصولات خود به ساير کشورها و بازارهاي جهاني را داشتند. اميد است دولت با کنار گذاشتن دخالت هاي مکرر در قيمت گذاري موجب رونق چنين صنايعي شود.

*اقتصاددان

منبع:روزنامه دنیای اقتصاد
    

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?41092

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام