تجربه دفاع مقدس برای ایرانیان از منظر مدیریت توسعه برخی وجوه استثنائی و منحصر به فردی دارد که اگر بتوانیم به روش علمی و با واکاوی های دقیق و صحیح آن را به نحو بایسته ای مطرح کنیم این امید که بتوان از ذخیره دانایی بزرگ مستتر در آن برای فهم بهتر مشکلات اقتصادی ایران و همین طور پیدا کردن راه حل های پرثمرتر استفاده کنیم.
فرشاد مومنی
از منظر مدیریت توسعه، جنگ ابعاد گوناگونی دارد. یکی از وجوه مهم که کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که از موج اول انقلاب صنعتی تا امروز تجربه جنگ تحمیلی ما با این که یکی از طولانی ترین جنگ های ایران بوده از موارد نادر و منحصر به فردی است که در آن حتی یک وجب از خاک ایران از دست نرفته است واقعیت این است که در دوره بعد از موج اول انقلاب صنعتی تقریباً در هر جنگی که درگیر شدیم بخش هایی از سرزمین مان را از دست داده ایم یا مثلاً فرض کنید تجربه جنگ تحمیلی از این نظر هم می تواند برای ما نمونه افتخار آمیزی باشد که با این که ایران با یکی از طولانی ترین جنگ ها در طول تاریخ خود روبرو بوده تنها در تجربه جنگ تحمیلی بین ایران و عراق است که حتی یک مورد تجربه ثبت شده از مرگ و میر ناشی از قحطی اپیدمی نداشته ایم چنین چیزی بسیار قابل اعتنا و شگفت انگیز و به شدت نیازمند رمزگشایی است.
وجوه دیگری هم هست که می توان درباره آنها صحبت کرد برای مثال این که برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران است که طی سال های جنگ از نظر عملکرد اقتصادی رکورد هایی ثبت شده که در دوره 40 سال اخیر همچنان بدون تکرار باقی مانده است و اگر بخواهیم در سطح کلی درباره آن صحبت کنیم در چهل ساله اخیر اقتصاد ایران ۱۷ قله عملکرد اقتصادی را به نمایش می گذارد که از این ۱۷ مورد ۱۴ مورد آن در دوران جنگ تحمیلی اتفاق افتاده است؛ هر کدام از این موارد نشان دهنده اهمیت و ضرورت واکاوی این تجربه استثنایی است. در بعضی از مطالعات، برای اینکه درخشندگی عملکرد اقتصادی ایران در این دوره خاص بهتر درک شود، از طریق مقایسه تطبیقی شرایط ایران و عراق را ردگیری کرده اند.
برای مثال در زمان شروع جنگ، جمعیت عراق حدود ۱۴ میلیون نفر و جمعیت ایران نزدیک به ۳۹ میلیون نفر بوده است و در حالی که ایران تقریبا ۳ برابر عراق جمعیت داشته درآمد ارزی حاصل از صادارت نفت در همان زمان برای عراق ۲۶ میلیارد دلار بوده اما برای ایران ۱۱ و شش دهم میلیارد دلار بوده است. به این معنی که ایران کمتر از نصف در آمد نفتی کشور عراق را داشته است. در آستانه جنگ تحمیلی ذخایر ارزی عراق نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار بوده و ذخایر ارزی ایران ۵ و شش دهم میلیارد دلار بوده است بنابراین ذخایر ارزی عراق نزدیک به ۷ برابر ایران بوده است. این در حالیست که در پایان جنگ، ذخایر ارزی ایران تغییر نکرده و ذخایر ارزی عراق نزدیک به صفر شده است. البته بدهی های خارجی ایران هم نزدیک به صفر بوده است و عراق با ۸۶ میلیارد دلار بدهی، جنگ را به پایان رسانده است.
این زاویه دیگری است که امکان مقایسه دقیق تر را بین طرفین متخاصم نشان می دهد و این تفاوت های بزرگ به اندازه ای هست که ارزش واکاوی های زیاد داشته باشد.
شاید یکی از قابل اعتناترین نمونه های دیگر از این دست مربوط می شود به میزان اتکا دولت ها به دیوانسالاری بسط یافته تر در دوران جنگ. چیزی که برای من بسیار جالب است یکی از کتاب هایی که به این منظور تهیه شده و به فارسی هم انتشار پیدا کرده آمده تحولات تعداد کارمندان دولت را در فرانسه در دوره 6 ساله جنگ جهانی دوم با تحولات کارمندان دولت در دوره 8 ساله جنگ تحمیلی مقایسه کرده اند در این مقایسه مشاهده شده تعداد کل کارمندان دولت در فرانسه حدود 700 هزار نفر در سال آغازین جنگ جهانی دوم به حدود دو میلیون نفر در سال پایانی جنگ رسیده یعنی در فاصله سال های 1945 ـ 1939 تحول تقریبا سه برابری را در این زمینه مشاهده می کنیم در حالی که وقتی به تجربه ایران نگاه می کنیم می بینیم کل کارمندان دولت که در آغاز جنگ حدود 1 میلیون و شصت هزار نفر بوده در سال پایانی جنگ به یک میلیون و چهارصد و نود و دو هزار نفر رسیده که واقعاً یک شاهکار حیرت انگیز و نیازمند به رمزگشایی های عالمانه را به نمایش می گذارد این مساله از جنبه های دیگر هم قابل اعتنا می شود اگر این مقایسه را در مورد ایران در دوره های زمانی متفاوت ادامه دهیم از هر کدام از زوایایی که اشاره شد باز محل تامل است مثلاً در دوره تعدیل ساختاری که تقریباً دوره زمانی 25 ساله گذشته را پوشش می دهد آنهایی که با شعار کوچک سازی دولت کار خود را آغاز کرده و در همه برنامه های توسعه الزام قانونی در این زمینه اوضاع داشتند و عملکرد متفاوتی را به نمایش می گذارند. اجمالاً در آخرین گزارشی که مرکزپژوهش های مجلس منتشر کرده نشان می دهد که در این دوره اخیر و علیرغم آن همه شعار و ادعا افزایشی بیش از سه برابری را در تعداد کارکنان دولت در دوره پس از جنگ شاهد هستیم هر کدام از اینها به گونه ای این ایده را برجسته می کند که این تجربه به واقع تجربه قابل اعتنایی است و باید از آن به نحو بایسته ای استفاده کرد.
نظر خود را بنویسید