گرچه در ماه اخیر گویندگان اخبار سراسری صدا و سیما با خوشحالی اعلام کردند برای تمام ۸۷۷هزار و ۸۳۵ شرکتکننده در کنکور سراسری ۹۴، صندلی در دانشگاهها وجود دارد، اما به اعتقاد کارشناسان، توسعه غلط دانشگاهها، یکی از اصلیترین عوامل رقم خوردن این وضعیت است
ریحانه یاسینی
رضا، ۲۸ سال دارد و مهندس برق است. مدرک مهندسیاش را چهار سال پیش از دانشگاه آزاد گرفته و بعد از دو سال سربازی و پایان خدمت، همهجا را به دنبال کار زیر و رو کرده است. او به آيندهنگر میگوید: «خیلی جاها مصاحبه دادهام و دوسه باری در بعضی شرکتهای دولتی برای تکنيسین برق تا مراحل آخر پیش رفتم. اما هربار نشد. یکبار پرسیدند نماز غفیله چیست و نتوانستم جواب دهم، یکبار هم گفتند در نماز جمعه شرکت نمیکنی و رد هستی.» او در نهایت در حراست یکی از واحدهای صنعت نفت کاری پیدا کرد و قرار بود از اول مردادماه به عنوان نگهبان سر کار رود و ماهی یکمیلیون تومان دریافت کند. اگرچه پس از چند ماه دوندگی و عبور از چند مرحله مصاحبه، برای این کار پذیرفته شده بود. اما روزی که قرار بود سر کار رود، انصراف داد. او میگوید: «هرچه فکر میکنم میبینم من چند سال درس نخواندم که آخرش نگهبان شوم. اصلاً کدام خانوادهای به یک پسر نگهبان دختر میدهد؟ باز هم دنبال کار میگردم و خوشبینم که آخرش کاری اداری در حد و اندازه خودم پیدا میکنم.» رضا در جنوب تهران، در یکی از شهرکهای کنار جاده خاوران زندگی میکند، پراید پدرش را در اختیار دارد و حاضر به جابهجایی مسافر یا کار در آژانس نیز نیست.
او در بازار کار کنونی از جوانهاي خوششانسی محسوب میشد که با مدرک لیسانس توانسته بود چنین شغلی پیدا کند. ۲۳ جوان دیگر در سن و سال او با مدرک فوقلیسانس، بهتازگی در شهرداری خرمآباد به عنوان «رفتگر» استخدام شدهاند. این خبر در هفتههای اخیر بازتاب گستردهای داشت و شخصیتهای فرهنگی و هنری نیز مانند تهمینه میلانی، در شبکههای اجتماعی به آن واکنش نشان دادند. واکنشها به این علت بود که این ۲۳ نفر، بعد از ۱۸ سال درس خواندن و صرف هزینههای مادی و معنوی قابل توجه از طرف نهادهای آموزشی کشور و خانوادههایشان، به رفتگری رسیدهاند.
دانشگاه عمر جوانان را تلف میکند؟
اگرچه در ماه اخیر گویندگان اخبار سراسری صدا و سیما با خوشحالی اعلام کردند برای تمام ۸۷۷هزار و ۸۳۵ شرکتکننده در کنکور سراسری ۹۴، صندلی در دانشگاهها وجود دارد، اما به اعتقاد کارشناسان، توسعه غلط دانشگاهها، یکی از اصلیترین عوامل رقم خوردن این وضعیت است. مهدی منتظرقائم، مدیر گروه علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران پیش از این در مصاحبه با هفتهنامه «صدا» گفته بود: «آمارها نشاندهنده این است که تمام هزینههایی که صرف توسعه دانشگاهها شد نهتنها به توسعه و رفاهی منجر نشد، بلکه با مکانیسمهای غلط عرضه نیروی کار انتظارات فارغالتحصیلان را بالا برد و سبب بیکاری آنها شد. سیاستهای غلط از قدیم وجود داشته اما در دولت قبلی به اندازه چند دهه به این روند اشتباه سرعت داده شد. ما باید از دانشگاه، دانشجو و مدرک تحصیلی تعریف دقیقی ارائه دهیم و مرزبندیهای جدی داشته باشیم. مراکزی آموزشی مانند علمی-کاربردی نباید دانشگاه محسوب شوند و به جای آموزش مهارتهای کاربردی فنی و حرفهای آدمهای نظری بسازند. توسعه دانشگاه باید قاعدهمند باشد و اصول سختگیرانهای به تبعیت از تقاضای بازار کار رعایت شود.»
حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا نیز در این خصوص به آيندهنگر میگوید: «این وظیفه دانشگاه و آموزش عالی است که ظرفیتهای جامعه را به عنوان نیروی انسانی ارتقا دهد. ناتوانیها و مشکلات بازار کار در ایران به این معنا نیست که دانشگاه هم نباید کار خودش را انجام دهد. بحران بازار کار متاثر است از عوامل متعددی که کنار هم وضعیت کنونی را رقم زدهاند. برای کشوری با اقتصاد ایران، و ظرفیتهای بالای این اقتصاد بههیچوجه قابل قبول نیست که ناتوانی در خلق شغل تا این اندازه وجود داشته باشد. این ناشی از نابسمانیهای فضای اقتصادی کشور است.»
او سیاستهای متناقض دولتی را عامل اصلی بحران بازار کار میداند و میگوید: «سیاستهای متناقضی که در عرضه ظرفیتهای اقتصاد توسط نهادهای مختلف و غیرمسئول اجرا میشود، این وضعیت را رقم زده است. با توجه به ظرفیتهای اقتصادی کشور این سطح از اشتغال اصلاً قابل قبول نیست. به علت حضور نهادهای غیرمسئول، بین 20 تا 30میلیارد دلار قاچاق در عرصه اقتصاد کشور وجود دارد. این به منزله تخریب بنیانهای تولید و اشتغال کشور است. فرصتهای رقابت به دلیل حضور شبهانحصاریها منتفی شده است. و ظرفیتهای اشتغال به میزان کافی فراهم نمیشود. اگر مدیریت درست و متناسب با ظرفیت اقتصاد ایران باشد، میتواند دهها میلییون شغل دیگر ایجاد کند.»
طبق آمارهای موجود در فاصله سالهای ۸۳ تا ۹۱ ازمجموع ۲.۶ تا ۳.۵میلیون بیکار کشور، ۱.۷ تا حدود ۲.۳میلیون نفر در سنین ۱۵ تا ۲۹ سال قرار داشتهاند. به عبارت دیگر، کشور در ۸ سال گذشته در اوج تقاضای کارجویان برای کار قرار داشته و طبق گفته کارشناسان، فشار تقاضا برای ورود به بازار کار تا حداقل نیمه دهه ۹۰ نیز ادامه خواهد یافت. در سالهای اخیر بالاترین نرخ بیکاری مربوط به گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال بوده که رقمي حدود ۲۵ درصد بوده است، رقمي که دو برابر میزان بیکاری عمومي است. فاصله و شکاف نرخ بیکاری جوانان و نرخ بیکاری عمومي در کشور حداقل ۱۰ درصد است که فاصله قابل توجهی است. طبق آمار رسمي و اظهار نظر مقاماتی مانند وزیر کار، در حال حاضر نیز ۶میلیون جویای کار در کشور وجود دارند و در سالهای پیشِ رو ۷میلیون دیگر به این تعداد اضافه خواهند شد. ۴میلیون و۵۰۰هزار نفر آنها را نیز فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند. بهاینترتیب پیشبینی میشود در صورت حل نشدن بیکاری این دسته از جوانان طی ۲ سال آینده، یک سونام ي۵میلیون نفری از بیکاران مطلق در کشور به راه افتد.
حسین راغفر اعتقاد دارد دانشگاه در رقم خوردن این وضعیت چندان مقصر نبوده است. او برای آيندهنگر توضیح میدهد: «در چنین شرایطی دانشگاه باید مسئولیت خودش را در تربیت نیروی انسانی ایفا کند و نمیشود بگوییم این نهاد مقصر است. البته دانشگاه هم در شرایط کلی اقتصاد ایران، و در چنین فضای پولیشدهای، مصون از بقیه آسیبهای جامعه نیست و محصولی که تولید ميکند، بیشتر جنبه انتفاعی دارد تا کیفیت آموزشی. از جمله مسببان شکلگیری معضلات ناشی از دانشگاه، فضای عمومي و دولتی است که مدرکگرایی را باب کرد. به جای آنکه سیاستها طوری باشند که به ارتقای ظرفیت انسانی کمک کنند، به سمت مدرکگرایی رفتیم.» او ادامه میدهد: «اگر دانشگاهها وظیفهشان را برای ارتقای سرمایه بهدرستی انجام دهند، تأثیرات سرمایه بزرگی که شکل میگیرد، میتواند خلق شغل و ثروت کند. ولی نظام اقتصادی از همین ظرفیتی هم که دانشگاه دارد، حمایت نميکند و ما شاهد فرار مغزها هستیم.»
راغفر اعتقاد دارد نظام بانکی، یکی از مقصران اصلی بحران بيكاری است. او میگوید: «نظام بانکی ما در خدمت خلق شغل و توسعه کشور نیست، بلکه در جهت تخریب اقتصاد کشور گام برمیدارد. همه اینها کنار هم سبب ميشود آشفتهبازاری در بازار کار و اشتغال شکل بگیرد. منتها عدهای مسئولیت دانشگاه را در تربیت نیروی انسانی و فراهم آوردن ظرفیتهایی برای ارتقای سرمایه انسانی زیر سؤال میبرند و میگویند تحصیل، جوانان را از اشتغال دور میکند.»
آمارها چه حکایتی از عملکرد دولت دارند؟
«آمارهای رسمي اقتصادی نشان میدهد ما در ازای درآمدهای نفتی که خرج میکنیم، شغل ایجاد نمیکنیم. دکتر نیلی یکبار حرف جالبی زد، ایشان گفت بسیای از جوانهای ما برای همیشه فرصت داشتن شغل را از دست دادهاند. جوانهايي که در ۲۴سالگی دنبال کار بودهاند و حالا در ۳۲سالگی هنوز بيكار هستند، دیگر فرصت پیدا کردن شغل هم ندارد. آنها کسانی هستند که بهترین دوران عمرشان را در جستوجوی کار بودهاند. گزارشهای مرکز آمار نشان میدهد بیشترین نرخ بيكاری برای گروه جوانان ۲۴ تا ۲۹ سال است. این بحران بزرگی است که جوانهاي ما کار ندارند و درجه کارآفرینی تا این حد پایین است.» اینها جملاتی است که هفته دوم مردادماه، محمد طبیبیان، اقتصادددان و استاد دانشگاه در همایشی در اتاق تهران در جمع فعالان اقتصادی بیان کرد. به گزارش آیندهنگر، او در ادامه صحبتهایش در خصوص وضعیت بيكاری گفت: «ما نمیتوانیم همه چیز را گردن دولت قبلی بیندازیم، از دولت فعلی هم باید بپرسیم شما چه کار میکنید؟ من به روحانی ارادت دارم، حامي دولتش هستم و به او رأی دادهام، اما روندی که برگرداندن ما را به مسیر درست ایجاد کند، در تیم اقتصادی نميبینم.»
طبیبیان همچنین وضعیت بازار کار را برای زنان با این جمله توصیف کرد: «اقتصاد ما نسبت به خانمها کملطفتر از سایرین است. آنها فقط میتوانند در بعضی بخشهای اداری و خدماتی به صورت سالم کار کنند. آمارها نشان میدهد ۵۰ درصد خانمهای در جستوجوی شغل، در سنین جوانی بيكار هستند. این نرخ دو برابر مردان است. البته بررسیهای میدانی بیانگر این است که نرخ بيكاری خانمها بسیار بالاتر است. اما چون هیچ امیدی برای پیدا کردن کار ندارند، اصلاً تقاضایی از سوی بسیاری از زنان برای ورود به بازار کار شکل نمیگیرد.»
بر اساس گزارشهای مرکز آمار، بالاترین نرخ بکاری کشور یعنی 50.4 درصد، مربوط به زنان 20 تا 24ساله شهری است. جزئیات این گزارش نشان میدهد میانگین نرخ بیکاری زنان 15 تا 29ساله در کشور 38.9 درصد است. پایینترین نرخ بیکاری زنان در این گروه سنی مربوط به آذربایجان شرقی با 20.2 درصد، و بعد از آن تهران با 21.1 درصد است. اما بالاترین نرخ بیکاری در این شاخص، به استان کهگیلویه و بویر احمد با 73.3 درصد، تعلق دارد. بعد از آن، استان چهارمحال و بختیاری با 65.6 درصد در رتبه دوم از نظر بیکاری زنان جوان قرار گرفته است. نرگس 23ساله، فارغالتحصیل داروسازی از دانشگاه سراسری اصفهان است و در شهرکرد، مرکز چهارمحال و بختیاری زندگی میکند. او نبود فرصتهای کاری را مهمترین دلیل بیکاری جوانان استان خودش میداند و برای آيندهنگر توضیح میدهد: «دختر و پسرش فرقی نمیکند، اینجا کلاً کار و شغلی نیست. حالا برای زنها که بدتر. در بعضی شهرهای استان بافت فرهنگی به شکلی است که اشتغال زن را نمیپسندد اما در مرکز استان که اینطور نیست. اکثریت دخترها دنبال تحصیلات دانشگاهی میروند اما بعد از فارغالتحصیلی کاری گیرشان نمیآید. مگر اینکه ارشد و دکتری بگیرند تا بهسختی بتوانند یک جایی مشغول شوند.»
جدیدترین آمار از وضعیت بازار کار نیز مربوط به بانک مرکزی میشود. در هفته اول مردادماه، بانک مرکزی خلاصهای از نتایج بررسی بودجه خانوار شهری در سال ۱۳۹۳ را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، در ۵۸ درصد خانوارهای ایرانی یک نفر شاغل وجود دارد. اما در ۲۳.۷ درصد آنها نیز، هیچ فردی دارای اشتغال نیست. در مقایسه با سال ۹۲، درصد خانوادههای ایرانی با یک نفر شاغل افزایش و درصد خانوادههای بدون فرد شاغل، با دو نفر شاغل و با سه نفر شاغل و بیشتر کاهش یافته است.
البته این تفاوتها بسیار ناچیز بوده، به طوری که خانوادههایی با یک نفر شاغل در مقایسه با سال ۹۲، یک درصد افزایش یافته و خانوادههای بدون فرد شاغل سهدهم درصد کاهش یافتهاند. خانوادههایی با دو نفر شاغل نیز نیم درصد و با سه نفر شاغل و بیشتر چهاردهم درصد کاهش یافتهاند.
بررسی آمارها و نظرات کارشناسان، نشان میدهد دولت یازدهم نیز تاکنون نتوانسته است گام مثبتی برای حل مشکلات بازار کار بردارد و اقتصاددانان لیبرال و نهادگرا، از عملکرد وزارتخانههای دولت در این زمینه راضی نیستند. طبیبیان، اقتصاددان لیبرال، گفته ارادهای برای اصلاح روندهای غلط گذشته در تیم اقتصادی روحانی نمیبیند و حسین راغفر، اقتصاددانی که اعتقادات نهادگرایانه دارد نیز به آيندهنگر میگوید: «نقش وزارت صنعت، معدن و تجارت در خلق شغل نقش بسیار مهمي بوده، اما تاکنون مثبت عمل نکرده است. به طور کلی در حوزه خلق شغل ما توفیق چندانی نداشتهایم. اگرچه باید اذعان کرد که مشکلات عمیقاند و موانع جدی با حضور انحصاریها و شبهانحصاریها در داخل کشور وجود دارد، نتایج آسیبزای سیاستهای دولتهای نهم و دهم هم در دولت یازدهم خودش را نشان داده و به مشکلات کشور اضافه کرده است. اما اینها باعث نمیشود دولت بتواند عملکرد نامناسب خودش را توجیه کند.»
تاریخ مملکت، زندگی جوانهاي امروز را به کجا خواهد برد؟
با توافق هستهای، امید به گشایش در بسیاری از عرصههای کشور ایجاد شد. حسین راغفر اعتقاد دارد توافق هستهای تحولی را نیز در بازار کشور پدید خواهد آورد و امید به بهبود این فضا در سایه توافق هستهای، واهی نیست. او میگوید: «ما باید انتظار این را داشته باشیم که بعد از اجرای توافق هستهای و لغو تحریمها، اوضاع بازار کار نیز بهبود یابد. اما این به داشتن برنامه فعال از سوی دولت مشروط است. رئیسجمهور هم تاکید میکند سرمایههای آزادشده باید در بخش تولید استفاده شود، این نکته بسیار درستی است و میتواند به خلق شغل معطوف شود. اما نیازمند برنامه دقیق از سوی دولت است.» او ادامه میدهد: «ما شاهد چنین برنامهای نیستیم. دولت میتواند برنامهای برای بهرهگیری از حضور سرمایهگذارهای خارجی در داخل کشور تدوین کند که به افزایش دسترسی به دانش فنی و فناوریهای جدید کمک کند و به خلق شغل نیز بینجامد. اما تمام اینها مشروط به این است که دولت برنامه مشخصی داشته باشد. در غیر این صورت ممکن است این اهداف تامین نشود یا تحقق ناچیزی داشته باشد.»
راغفر نیز مانند سایر کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارد دوره جدیدی از تاریخ پیش روی کشور و زندگی جوانان گشوده شده است. او میگوید: «ظرفیت تاریخی جدیدی در اقتصاد کشور رقم خورده است. اصلاح فضای کسب و کار کشور، جلوگیری از قاچاق و خروج نیروهای متخصص از اقتصادمان، شروط دیگری است که بتوانیم از ظرفیتهای این دوره تاریخی استفاده کنیم.»
جمعبندی آمارهای مختلف و نظرات کارشناسان نشان میدهد مجموعهای از عوامل، بحران بازار کار را در کشور رقم زدهاند. دانشگاهها توسعه نادرستی داشتهاند و توقعات جوانها با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. نظام معیوب و ناکارآمد اقتصادی و دولتی نیز، این عوامل را احاطه کرده است. هرچه بوده و هرچه هست، حالا کشور در دورانی قرار گرفته که میتواند تاریخ عوض شود. اگر تیم اقتصادی دولت نیز مانند تیم دیپلماسی آن عمل کند، میتوان امیدوار بود زندگی جوانان امروز به سرنوشت آن جوانهايي دچار نشود که به گفته تلخ مسعود نیلی، تا آخر عمر فرصت تجربه کردن اشتغال را از دست دادهاند.
نظر خود را بنویسید