شرایط فعلی کشور نتیجه دوران طولانی صبوری و استقامت سیاستمداران کشور بود که به نقطه عطفی رسیدیم که در این نقطه، حاکمیت کشور برای مصالح کشور اجماع کرده است و طرفین مذاکره به منطق مصالحه توجه کردهاند؛ براساس این منطق امتیازی داده و گرفته شده است.
فرهاد نیلی
شرایط فعلی کشور نتیجه دوران طولانی صبوری و استقامت سیاستمداران کشور بود که به نقطه عطفی رسیدیم که در این نقطه، حاکمیت کشور برای مصالح کشور اجماع کرده است و طرفین مذاکره به منطق مصالحه توجه کردهاند؛ براساس این منطق امتیازی داده و گرفته شده است. نکته مهم این موضوع این است که توان اقتصادی کشور در این مذاکرات به عنوان مهمترین مؤلفه امنیت ملی کشور شناسایی شد، بنابراین قدم بزرگی برداشته شد تا تعریف جدیدی در نقش و توان اقتصادی در امنیت ملی تهیه و تدوین شود. شرایط فعلی را میتوان شرایط دوران انتقال نامید چراكه ما در حال گذر از انزوای نسبی در طول دوران تحریم به سمت عضویت دوباره در جامعه جهانی هستیم. در این دوران علايمی که به طرف مقابل منتقل و علايمی که دریافت میکنیم باید علايم دوران انتقال باشد. در دوران انتقال که شاید بشود شرایط آن را شرایط تعادل دانست، طرفین به تعهدات خود پایبندی مشروط دارند. پایبند هستند چون منفعت دارند و مشروط است چون پایبندی آنها به پایبندی طرف مقابل مشروط است. اگر هردو طرف شرایط را شرایط برد- برد در نظر بگیرند و منفعت پایبندی بیش از هزینههای منفعت عدم پایبندی باشد، صرفنظر از منطق و تضامن حقوقی آن، این توافق پایدار خواهد بود. به نظر من بحث تغییر گفتمان مهمترین بعد توافق بود که شاید باید بیشتر به آن توجه کنیم. در دوران انتقال کشور باید پارادایمهای جدیدی برای خود انتخاب کند. پارادایم غالب ما در دوره قبل دور زدن تحریمها بود و پارادایم جدید پایبندی به تعهدات است؛ منطق این دو با هم متفاوت است چراکه ریسک دور زدن بسیار بالاست و وزیر خارجه به نمایندگی از همه مردم ایران مواردی را متعهد شده است، بنابراین در حال حاضر، دور زدن تحریم دیگر منطق ندارد. همچنین ما باید از پنهانکاری به سمت شفافیت حرکت کنیم و در عین حال از بیگانگی با قوانین بینالمللی باید به سمت یادگیری و پایبندی به آنها حرکت کنیم، چراكه دیر یا زود این مقررات برای ما الزامآور میشود؛ بنابراین باید آنها را یاد بگیریم و به آنها پایبند باشیم. همچنین در دوره جدید، باید ارائه حداکثری اطلاعات از وضع کشور داشته باشیم و مقررات داخل کشور را برای هرکسی که میخواهد در کشورمان، حوزه منافع خود را تعریف کند تشریح کنیم و باید و نبادهای کشور را به او ارائه دهیم و از همه مهمتر اينكه باید سیاستهایمان را توضیح دهیم.
در این شرایط ما باید مدیریت قاعدهمند و پیشبینیپذیر داشته باشیم. هیچکس دوست ندارد غافلگیر شود و ما نیز طبیعتا نمیخواهیم در جامعه جهانی، کشوری غافلگیرکننده باشیم. یکی از اقتضائات دوران جدید، تغییر گفتمان است اما بهغیر از آن، باید آداب گفتوگو را یاد بگیریم؛ البته میدانیم اما مدتی است تمرین نکردهایم و باید دوباره تمرین را آغاز کنیم و این چند سالی را که با آن بیگانه شده بودیم باید جبران کنیم. باید با سازمانهای بینالمللی دوطرفه کار کنیم و تعهدات متقابل ایجاد و به تعهدات خود عمل کنیم و باید به جامعه جهانی نشان دهیم به تعهدات پایبند هستیم. حاکمیت نیز باید همه بازیگران را رصد کند تا نسبت به قوانین تمکین کنند، چراكه همه ما سوار بر یک کشتی هستیم. و اما در این میان، مهمترین بحث آن است که ما باید به دنبال حوزه منافع اقتصادی در ورای مرزها باشیم. حوزه منافع اقتصادی ما باید از حوزه منافع جغرافیاییمان بهتدریج فاصله بگیرد و فراتر از مرزها به دنبال منافع اقتصادی خود باشیم. در داخل کشور نیز باید تغییر انتظارات را دنبال کنیم، مشکل ما آزاد شدن چنددهمیلیارد دلار پول بلوکهشده نیست. در زمانی که کشورهای صادرکننده نفت ذخایر ارزی چندصدمیلیارد دلاری به وجود آوردند، ما هزینه کردیم. این پولها باید تبديل به سرمایه شوند نه اينكه به فکر خرج کردن آن باشیم. در این میان اعتدال و رعایت آن نیز موضوع مهمی است. ما نباید شتابزده حوزههای منافع ملی را واگذار کنیم و هم نباید فرصتها را از دست بدهیم، چراكه بعد از اینهمه شوک و هشت سال مضیقههای شدید، جیدیپی ما بیش از ٣0٠میلیارد دلار است، كه برای هرکسی جذاب خواهد بود، ما باید با احتیاط گام برداریم. وضعیت ما وضعیت نامتقارنی است، سرعت تخریب و سرعت بازسازی در زمان کنونی برابر نیست؛ بهسرعت تخریب شد و بهتدریج بازسازی میشود. باید از تجارب موفق و ناموفق کشورهای مختلف بهخصوص تجارب کشورهای اروپای شرقي درس بگیریم و استفاده کنیم. در حال حاضر کشور در حال تجربه کردن شرایط جدید است؛ بنابراین باید بهترین تصمیمها را بگیریم و نباید شرایط گذشته را تجربه کنیم.
همچنین باید توجه کنیم که قصد ما منابع یا ساختارهای تخصیص منابع است؟ تا زمانی که ساختار تخصیص منابع را در کشور اصلاح نکردیم، شاید عجله برای تزریق منابع، بهصلاح نباشد. در شرایط فعلی هم منابع اقتصادی ما بسیار کم است که شاید در چند دهه اقتصاد کلان کشور این وضعیت کمتر سابقه داشته است، به طوری که تقاضا بسیار بیشتر از امکان عرضه است. اما تنها ورود منابع مهم نیست چراكه ساختار ما برای هزینهکرد این منابع بسیار ضعیف است. این ساختار بازندهها را برای تجهیز منابع انتخاب میکند که باید آن را مد نظر قرار دهیم و به اصلاح این ساختار نیز بیندیشیم.
آنچه که امروز شاهد آن هستیم برآیندی از تحریم و سوءتدبیر است و همهچیز را نمیتوان به تحریم یا سوءتدبیر نسبت داد. اما تحریم موجب تشدید سوءتدبیرها شد چون برخی چیزهایی را که در منطق بینالملل مجاز نبود، مجاز دانست و ما دچار این وضعیت شدیم. به نظر میرسد که نگاه را باید عوض کرد و امیدواریم بتوانیم بازیگران خوبی برای دوران جدید باشیم و منافع ملی را در حوزه اقتصاد بتوانیم حداکثر کنیم.
طبع چيزي نوبهنو خواهد همي / چيز نو نو راهرو خواهد همي
سر نو خواهي که تا خندان شود / سر دو گوش سرشنو خواهد همي
نظر خود را بنویسید