بخش خصوصی و دولت در بحث سرمایهگذاری چگونه باید تعامل داشته باشند؟
فرهاد فزونی
در وهله اول باید راجع به سرمایه و سرمایهگذاری خارجی، و بایدها و نبایدهای آن صحبت کنیم. یکی از مسائل مهم این است که سرمایه سیال است. یک جا نمیایستد. سیالیت سرمایه خاصیتش این است که به طرف جایی که بالاترین بازده را داشته باشد، میرود، و برای داشتن این بالاترین بازده، به طرف جایی که در آن ثبات سیاسی و اقتصادی وجود داشته باشد، میرود. سرمایه به دنبال دموکراسی و مردمسالاری نیست، سرمایه به دنبال بازده خودش و ثبات است. به جایی میرود که باور به اقتصاد آزاد و قوانین آن وجود داشته باشد. اگر کشوری به اقتصاد آزاد باور ندارد و به دنبال اقتصادهای چپگرا و سوسیالیستی است، سرمایهگذار به آنجا نمیرود. برای اینکه به سرمایه در این کشورها بیشتر به چشم ضدارزش نگاه میشود. بنابراین به جایی میرود که ثروت و دارایی، ارزش محسوب میشود. حالا اگر در این کشور مدام بگوییم سرمایهگذار خون مردم را میمکد، باعث فرار سرمایهگذار اقتصادی از کشورمان میشويم. پس برای اینکه بتوانیم سرمایههای خارجی و حتی داخلی را به سمت فعالیتهای تولیدی کشور جلب کنیم، در وهله اول باید باورهای اقتصاد آزاد را تقویت کنیم، باید ثبات سیاسی و اقتصادی داشته باشیم.
سرمایهگذار آزادی میخواهد و گوشت قربانی نیست
نکته بعدی این است که سرمایهگذار باید آزادی تصمیمگیری داشته باشد. شما نمیتوانید برای سرمایهگذار خارجی تعیین تکلیف کنيد که باید حتما سرمایهات را به این شهر ببری و آن کالا را تولید کنی. باید آزادی عمل داشته باشد، چون سرمایهگذار خارجی با استفاده از سرمایه، دانش و تجربه میآید در یک مملکت سرمایهگذاری میکند. اگر کسی کارش ساختن نیروگاه برق است، سرمایهاش را میآورد در جایی که خودش تشخیص میدهد بهترین است و نتیجه کارش را به دولت یا بخش خصوصی میفروشد. شما نمیتوانید او را مجبور کنید که نیروگاه نسازد و بیمارستان بسازد. بنابراین باید آزادی عمل داشته باشد. لذا این حرفها که زده میشود که باید سرمایهگذار خارجی را هدایت كنیم و ملزم کنیم کارهایی را که ما میخواهیم انجام دهد، بسیار غلط است. این یک تفکر دولتی است که تصور میکنند سرمایهگذار خارجی را هم میشود مجبور کرد کارهای مورد علاقه دولت را انجام دهد. کسانی که این حرفها را میزنند، یا از تعامل با سرمایهگذار خارجی میترسند یا میخواهند فضا را جوری بسازند که سرمایهگذار خارجی جرأت نکند به این مملکت بیاید.
نکته بعدی این است که سرمایهگذاری خارجی قرار نیست منشأ درآمد برای دولت باشد. متأسفانه تصور دولتمردان ما این است که باید برای سازمانها و ادارات خودشان کار و درآمد ایجاد کنند. در حقیقت آنها جزیرهای فکر میکنند، فکر میکنند هرکسی باید از این سرمایهگذار خارجی نصیبی ببرد. آنها به سرمایهگذار به چشم گوشت قربانی نگاه ميکنند. در صورتی که سرمایهگذار گوشت قربانی نیست. او هم دنبال نفع خودش است، و ما هم در نفع او منفعتهایی داریم. اگر سرمایهگذار ایجاد اشتغال کرد، فناوری جدید آورد و مالیات و بیمهاش را هم در حد معقول پرداخت کرد، برای دولت باید کفایت کند. به این علت که سرمایهگذار در کشور اشتغال ایجاد میکند، و دانش و تکنولوژی نوینی را هم در مملکت پیاده میکند، مالیات و بیمه کارکنانش را هم باید به صورت نرمال نگه داریم، نه اینکه چون خارجی است بیشتر بگیریم. حتی ما باید برای مالیات و بیمه نرخهای تشویقی هم تعیین کنیم. برای همین است که در خیلی کشورها میگویند مثلا سرمایهگذار خارجی ۵ سال از پرداخت مالیات معاف است. چنین طرحهایی باعث میشود در نهایت کشور سود بیشتری به دست آورد.
خودمان باید دنبال سرمایهگذارها برویم
اولین کار برای ورود سرمایهگذار خارجی این است؛ باید اطلاعات کامل را در مورد پروژهها و امکانات اقتصادی و فنی مملکت در اختیار سرمایهگذار خارجی بگذاریم. نه غلو کنیم، نه کمنمایی کنیم، نه تشویق بیجهت و نه ترساندن داشته باشیم. باید آنها را با واقعیتها روبهرو کنیم. وزارت نفت و وزارت راه و شهرسازی این کار را کردهاند. پروژههایی که میتواند توسط سرمایهگذاران خارجی مورد استفاده قرار گیرد و برای خودشان و مملکت حاصل برد- برد داشته باشد، اينها را اعلام کردهاند. این کار باید توسط بقیه سازمانهای دولتی هم انجام شود.
بحث بعدی این است که سادهسازی مراحل سرمایهگذاری باید صورت بگیرد. ما باید قوانین مزاحم را حذف کنیم. سیستمهای ساده را پیش بکشیم و نگران نباشیم که اگر چهارتا از این قوانین حذف شود سرمایهگذار خارجی سود میکند. اصلاً بعضی مواقع وحشت داریم که سرمایهگذار خارجی سود کند. در صورتی که باید بفهمیم سود ما هم در گروی سود اوست.
در اینجا دولت باید از بخش خصوصی کمک بگیرد. منظورم از کمک این نیست که دو جلسه افرادی را از بخش خصوصی دعوت کنیم، مذاکره کنیم و بعد بگوییم خداحافظ، بلکه باید تعامل مستمر وجود داشته باشد. بخش خصوصی باید قوانین مزاحم سرمایهگذاری خارجی را استخراج کند و در اختیار دولت قرار دهد. بخش دولتی هم با اطمینان به اینکه حذف برخی قوانین به نفع مردم است و باعث بالا رفتن درآمدها میشود، اقدام کند. در نتیجه ما در وهله اول باید به سیستم تکپنجرهای برسیم. سیستمي که سرمایهگذار خارجی به یک سازمان مراجعه کند و خیلی سریع کارهایش را انجام دهد. نه اینکه از سازمانهای مختلف مدام امضا بگیرد و بین طبقات و ادارات متعدد سردرگم شود. یک سیستم بوروکراسی چابک و سبک در اول کار برای سرمایهگذار ایجاد کنیم و بعد که سرمایهگذاری شروع شد، قوانین مزاحم را که باعث کندی میشود از جلوی پایش برداریم. اینجا نقش بخش خصوصی بسیار مهم و کاملاً لازم است و با دستور دولتی نمیتوان کاری کرد.
یکی از مشکلات دیگر این مملکت فساد اداری است. ما دیگر این روزها در این مملکت مسئولی نداریم که از فساد اداری حرف نزند. این باید حذف شود. چراکه باعث میشود سرمایهگذار خارجی از این مملکت فرار کند. با این مسئله شدیداً باید مبارزه کرد و آن را از میان برداشت. دولتیها فکر نکنند که این مسائل ربطی به سرمایهگذاری خارجی ندارد. سرمایهگذاران خارجی در محیطی که فساد و زد و بند زیادی جریان داشته باشد، وارد نمیشوند.
نکته آخر هم اینکه ما نباید بنشینیم ببینیم چهکسانی میآیند سرمایهگذاری کنند. خودمان باید به دنبال سرمایهگذاران خارجی برویم. بخش خصوصی و اتاقهای بازرگانی باید گروههای مختلفی را به کشورهای دنیا بفرستند، گروههایی حرفهای که مثل بقیه گروهها نخواهند بروند و فقط اجناس خودشان را بفروشند. گروههایی باید باشند که بروند به دنبال مذاکره با سرمایهداران خارجی و ضمن ارائه پتانسیلهایی که این مملکت برای سرمایهگذاری خارجی دارد، پاسخگوی سوالات آنها باشند. این درست نیست که ما بنشینیم و منتظر باشیم تا آنها بیایند، بعد ببینیم در هواپیمایشان ۴۰ نفر هستند یا ۶۰ نفر. افرادی از کشور و بخش خصوصی خودمان باید بروند با سرمایهگذاران جلسه بگذارند و برای بخشهای مختلف جذبشان کنند.
نظر خود را بنویسید