در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی ایران، ناهماهنگیها و آشفتگیهای زیادی وجود دارد. حتی بحث های شورای عالی رفاه نشان میدهد هماهنگی بین وزارتخانههای مختلف وجود ندارد.
علی اصغر سعیدی
در بحثهای ابتدایی مسائل خیلی ساده، ما هنوز به جایینرسیدهایم. مثلاً اینکه آیا سالمندان را باید تحت پوشش قرار دهیم و برنامه جامعی داشته باشیم برای تهیه و توزیع رفاه یا خیر؟ هنوز نسبت به این مسئلهای که در دنیا حل شده است، بلاتکلیف هستیم. جامعه ما به سمت سالمندی میرود، باروری کاهش پیدا کرده و مثل گذشته نمیتوانیم سالمندان را به بچههایشان واگذار کنیم. خانواده، همسایهها و منابع جامعه محلی برای تأمین رفاه رو به اضمحلال هستند. خانوادهها بچههای کمتری دارند و بچهها دیگر نمیتوانند از والدین سالمندشان حمایت کنند.
بخشی از سالمندان قبلاً نیروی کار بودهاند و در ضمن کار، بخشی از حقوقشان را به صندوق بازنشستگی میدهند و در زمان بازنشستگی از آن صندوق مبلغی را دریافت میکنند. ولی بخش اعظم سالمندان این امکانات را نداشتهاند و چون سالمند هستند امکان اینکه خدمات اجتماعی را با کالایی کردن خودشان دریافت کنند، وجود ندارد. باید برای اینها برنامه و تکلیفی داشته باشیم.
در تمام دنیا سالمندان تحت پوشش برنامههای دولتی هستند و حداقلهایی را دریافت میکنند. ولی در ایران بسیاری از این سالمندان را میبینیم که چیزی دریافت نمیکنند. به ویژه در حال حاضر با همه مشکلاتی که در خصوص کاهش میزان باروری داریم، خانواده هایی داریم که به سبب بیکاری جوانانشان تحت حمایت سالمندانشان هستند. بازنشستههای زیادی وجود دارند که بچه هایشان را حتی بعد از ازدواج هم تحت پوشش قرار دادهاند. بنابراین ما با پدیده فقر خانواده هم روبرو هستیم؛ فقر خانواده ناشی از بیکاری جوانان. یعنی دولت نه تنها باید برای بیکاران، از کار افتادگان و سالمندانی که مانند روستاییان مشمول صندوق بازنشستگی نیستند، برنامه داشته باشد، بلکه باید برنامههایی برای سالمندان تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشوری و لشگری هستند هم، برنامه داشته باشد. اما اینها رها شدهاند. منظور من این نیست که به صورت نقدی چیزی پرداخت شود،چرا که تا میگوییم دولت وارد شود، میگویند برای دولت هزینه دارد. بحث من این است که اصلا سیاستی در این زمینه نیست.
گر نهادهای سنتی دیگر از والدینشان حمایت نمیکنند، این وظیفه دولت است که از طریق سیاستگذاریها و NGOها جامعه را درگیر کند. اما هیچ برنامهای نیست. باید دید چه راههای دیگری وجود دارد، که میتوان از طریق آنها نهادهایی را که در گذشته از سالمندان حمایت میکردند، احیا کرد. من هیچ برنامهای را در این زمینه نمیبینم. علتش هم این است که هیچ چشمانداز و نطریهای در سیاستهای رفاهی نیست. اگر وزیر رفاه بحث احیای شورای عالی رفاه را مطرح میکند، احیای این شورا باید همراه باشد با وظایفی که قانون تأمین اجتماعی بر گردنشان گذاشته، یکی از این قوانین این است که شورا، سیاستهای اجتماعی و رفاهی را هماهنگ کند. اما چون این مسائل درگیر منافع و موانع سازمانی میشود، این اتفاق نمیافتد. برای حل مشکلات اینچنینی، اراده ملی نیاز است.
نظر خود را بنویسید