«لوتز مز» سياستگذار بينالمللي حوزه انرژي در تهران:
ایران شرایط احداث خط لوله تا اروپا را دارد
1393/11/21
375
این مطلب را به اشتراک بگذارید
«در ایران خطوط لوله برای صادرات گاز طبیعی به پاكستان، عراق و عمان وجود دارد كه اگر شرایط بهشكل خوبی پیش برود ممكن است به اروپا هم برسد.» این را لوتز مز عضو هیاتعلمی دانشگاه برلین با دیسیپلین مخصوص آلمانیها میگوید.
«در ايران خطوط لوله براي صادرات گاز طبيعي به پاكستان، عراق و عمان وجود دارد كه اگر شرايط بهشكل خوبي پيش برود ممكن است به اروپا هم برسد.» اين را لوتز مز عضو هياتعلمي دانشگاه برلين با ديسيپلين مخصوص آلمانيها ميگويد. لوتز مز كه سياستگذار بينالمللي برجسته انرژي در جهان است اعتقاد دارد ايران بهواسطه موقعيت ژئوپليتيك خود اين امكان را دارد كه صادركننده گاز به اروپا شود. او پيش از اين نيز در گفتوگويي اظهار كرده است كه ايران به چرخشي از وابستگي در نفت به گاز احتياج دارد.
لوتز مز در جمع دانشجويان مهندسي انرژي دانشگاه شريف سخنان خود را اينگونه آغاز كرد: «من از اواسط دهه70 ميلادي روي سياستگذاريهاي انرژي كار كردهام و فعاليتهاي علمي پژوهشي در اين زمينه داشتهام. يعني قريب به 40سال در مورد سيستمهاي انرژي كار كردهام. همچنين در زمينه احتمالات و چالشهاي انرژي هستهيي نيز فعاليت داشتهام» او ادامه داد:
«من طبق سنتي آلماني برخي از تعاريف امنيت انرژي را در ابتدا مطرح خواهم كرد و سپس اين تعاريف را بسط خواهم داد و در مورد ابعاد مرتبط با انرژي بحث ميكنم. پس از آن اخبار مربوط به امنيت انرژي را مطرح كرده و سپس به چالشهاي مربوط به اين امر بهصورت جزيي خواهم پرداخت.»
دكتر لوتز مز در رابطه با تعريف امنيت انرژي در اين جلسه اظهار داشت: «برخي ديدگاهها عرضهمحور هستند و برخي ديگر تقاضامحورند. در ديدگاههاي عرضهمحور مسايلي نظير امنيت ملي، در دسترس بودن منابع طبيعي براي مصرف انرژي، انرژيهاي اوليه، دسترسي به انرژي ارزان، عدم موازنه در توزيع ذخاير انرژي و مزيت انرژيهاي تجديدپذير مطرح ميشوند. اما من ميخواهم روي ديدگاه تقاضامحور تاكيد كنم چرا كه اين بخش اغلب مغفول مانده است.» او افزود: «مردم اكثرا فقط در مورد بخش عرضه صحبت ميكنند اما بخش تقاضا نقطه شروع ماجراست. نبايد فراموش كرد كه نت اصلي را بخش تقاضا مينوازد. به اين ترتيب در ديدگاه تقاضامحور مسايلي نظير كارايي و ذخيره انرژي، پيشرفت و توسعه تبديل انرژي به انرژيهاي ثانوي و نهايي، تمركز بر فناوريهاي مفيد در زمينه انرژي، تنوعبخشي به تكنولوژي و راهحلهاي اثربخش در حيطه انرژي مطرح ميشوند.» عضو هياتعلمي دانشگاه برلين در ادامه اظهار داشت: «ما بيش از چهل نوع انرژي مفيد داريم كه كنترل آن نسبت به انرژيهاي اوليه ماجراي كاملا متفاوتي دارد. انرژيهاي اوليه خيلي راحت هستند. اما مبحث انرژيهاي مفيد يك مبحث كاملا پيچيده است زيرا شما نميتوانيد از وسايل و ابزار قديمي براي استفاده از آنها استفاده كنيد بلكه بايد ابزار جديدي را اختراع و ابداع كنيد. البته ما در علوم سياسي ميگوييم شما براي اين كار حتي به مكاتب جديدي هم نياز داريد. در رابطه با اثربخشبودن راهحلها نيز بايد اشاره كنم كه «اثربخش» هم يك اصطلاح سياسي است. اين امر بايد در نظر گرفته شود و براي آن برنامهريزي شود نه اينكه به سالهاي دور سپرده شود.»
او پس از اين به سراغ مبحث ابعاد امنيت انرژي رفته و بيان كرد: «نخستين مورد آن تغييرات آبوهوايي در جهان است. اين نيز امري است كه اغلب فراموش ميشود. تغييرات آبوهوايي در رابطه تنگاتنگ با امنيت انرژي جهاني است زيرا كربندياكسيد هم انرژي است. به اين ترتيب سياستگذاريهاي صحيح براي اندازهگيري آبوهوا ميتواند اهميت بسياري در زمينه امنيت انرژي داشته باشد.» مز در ادامه گفت: «بعد دوم از امنيت انرژي پايانناپذير بودن سوختهاي فسيلي و انرژي هستهيي است. آنها محدود و فناپذير هستند. پس زمان زيادي نداريم تا روزي كه ديگر آنها را نداشته باشيم و نتوانيم از آنها استفاده كنيم. خيلي زودتر از آنكه چيزهاي لازم تغيير كنند اين اتفاق خواهد افتاد. اگر ما تمامي سوختهاي فسيلي كه داريم را بسوزانيم ميانگين دماي زمين بالا ميرود كه بهلحاظ زيستمحيطي يك فاجعه محسوب ميشود. يعني دو درجه از سطح دماي هدف بينالمللي بالاتر ميرود كه اين دو درجه شايد زياد نباشد اما در سطح بينالمللي يك فاجعه است چرا كه اكوسيستمهايي در سطح جهان وجود دارد كه اگر ميانگين دما يك درجه ديگر افزايش پيدا كند از بين خواهند رفت.» او در ادامه به سراغ انرژي هستهيي رفته و گفت: «انرژي هستهيي هم پايانپذير است زيرا اورانيومي كه براي آن استفاده ميشود منبعي است كه بالاخره تمام ميشود. رفتهرفته به جايي ميرسيم كه بنا كردن تاسيسات هستهيي مقرونبهصرفه نخواهد بود. ما در غرب اروپا دو تاسيسات هستهيي داريم كه بايد تا سال2009 از رده خارج ميشدند اما هنوز مشغول كار هستند و در اعلانيه نهايي به آنها تا سال2018 مهلت داده شدهاست.» اين استاد دانشگاه برلين در توضيح بعد ديگر امنيت انرژي افزود: «بعد ديگر استفاده از درآمدهاي انرژي براي در قدرت نگهداشتن رژيمهاي غيردموكراتيك و همچنين استفاده از انرژي بهعنوان سلاح است. يكي از ابعاد مهم امنيت انرژي نيز عرضه دربرابر تقاضاست. نكتهيي كه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه اگر قيمتها هميشه در حال افزايش باشند ديگر هيچ امنيت انرژي نخواهيم داشت.»
او سپس به سراغ مهمترين اخبار حوزه امنيت انرژي كه اين روزها در جهان مطرح است رفت و بيان كرد: «نخستين مورد كه بسيار واضح و روشن است، تقاضاي جهاني چين براي انرژي است. چين تاكنون بزرگترين مصرفكننده انرژي جهان بودهاست. يكي ديگر از خبرها نيز از هندوستان است و تنازعات داخلي درون اين كشور كه عواقب و پيامدهايي براي امنيت انرژي در پي داشتهاست. خبر مهم ديگر در مورد امنيت انرژي مربوط به هجوم چين به منابع نفتي آفريقا است» اين در شرايطي است كه در شرايط فعلي مصرف نفت آفريقا در غرب بيشتر از چين است. لوتز مز در ادامه به سراغ تاثير فعاليت گروههاي تروريستي بر امنيت انرژي رفته و گفت: «آخرين خبر مهم هم مربوط به جهاديها و تكفيريها است كه متوجه شدهاند خاورميانه بهواسطه منابع انرژي، پاشنهآشيل غرب است در اين ميان منابع انرژي از اهميت ويژهاي برخوردار است و بههمين خاطر آنها تلاش ميكنند مثلا به نفت شوك وارد كنند و عرضه و تقاضا را به مخاطره بيندازند.»
عضو هيات علمي دانشگاه برلين در بخش بعدي صحبتهايش به سراغ چالشهاي سياست انرژي رفت و اظهار كرد: «چالشهاي سياست انرژي با وضعيت فعلي امنيت انرژي نيز حائز اهميت است. نخستين مشكل از ساختار بازار انرژي آغاز ميشود. اگر نگاهي به ساختار بازار انرژي در كشورهاي مختلف بيندازيد متوجه پيچيدگي اوضاع خواهيد شد. دومين چالش مربوط به ساختار تقاضاي انرژي است. در اين زمينه ميتوان به مصرف صنعتي و خانگي براي گرمايش، نور، حملونقل و ديگر موارد اشاره كرد. چالش سوم مربوط به پيشرفت اقتصادي و توسعه جمعيتشناختي است. توسعه فناوري نيز ديگر چالش مربوط به امنيت انرژي محسوب ميشود. ما يكسري پاركهاي فناوري متمركز داريم و يكسري سيستمهاي ميكروانرژي داريم. طي 10 الي 15سال گذشته در آلمان به ما ثابت شده است كه ما نميتوانيم هر دو اين مدل را در كنار هم داشته باشيم چرا كه هركدام به ابزار و لوازم خاص خود نياز دارند و انجام اين كار صرفه اقتصادي نخواهد داشت. يكي ديگر از چالشها، استراتژيهاي سياسي و شركتي است. در هر شرايطي شما به استراتژيهاي شركتي نياز داريد كه اين امر چالشهايي را بهدنبال دارد و نيازمند زيرساختهايي است. اين امر دشواريها و پيچيدگيهاي خودش را دارد.» وي افزود: «چالش ديگر در اين زمينه، منابع انرژي و همچنين وضعيت محيطزيستي و اكولوژيكي دنيا است. درحال حاضر اين يكي از بزرگترين چالشهاي روز در اروپا بهشمار ميرود و متاسفانه هيچ كشوري براي اين مساله راهحل عملي و فني ندارد. البته اين ناشي از اين است كه هيچيك از كشورها آنچه كه بايد انجام ميدادند را تاكنون به نحو احسن انجام ندادهاند. چالش ديگر در زمينه امنيت انرژي، كارايي است. كارايي به معناي انرژي پاكتر و پايدارتر و همچنين خدمات موثرتر در زمينه انرژي است. اين امري است كه به نظر ساده ميآيد اما بسيار غامض است چرا كه هر آنچه سبز است، پاك نيست. ميدانيم كه زمين به انرژيهاي پاكتري نياز دارد اما به چه ميزان و از كجا اين انرژي را بهدست خواهد آورد؟ اگر به بازيافت روي نياوريم با مشكلات جدي مواجه ميشويم.» لوتز در ادامه بيان كرد: «چالش ديگر در زمينه امنيت انرژي، فناپذيري سوختهاي فسيلي و همچنين انرژي هستهيي است. چالش نهايي نيز در اين مورد به تكيه بيش از حد به انرژيهاي تجديدپذير «قديمي» مربوط ميشود يعني استفاده بيش از اندازه از نيروهاي آبي و زيست تودهيي كه اين هم در رابطه با محيطزيست چندان دوستانه نيست.»
اين سياستگذار كهنهكار عرصه انرژي در ادامه به سراغ افزايش كارايي انرژي رفت و در اين زمينه اظهار داشت: «به هر جهت اگر كارايي انرژي افزايش پيدا كند ميتوان چنين تصور كرد كه انرژيهاي تجديدپذير بيشتر توسعه خواهند يافت. هر چه كارايي بهبود پيدا كند، سهم انرژيهاي تجديدپذير نيز بيشتر خواهد شد. اما اگر كارايي وضعيت خوبي نداشته باشد بايد اينها را فراموش كنيد. در زمينه بدون كربن كردن هم هميشه ميگويم كه وقتي چرخ اختراع شده است، نيازي نيست دوباره آن را ساخت. درحال حاضر فناوريهاي بسياري براي بدون كربن كردن وجود دارد، بهتر است به جاي اختراع ابزار جديد، از آنها استفاده كنيم. پتانسيلي كه انرژيهاي تجديدپذير دارند كافي است. ما در اروپا اين پتانسيل را داريم كه بهصورت 100درصد برق خود را از طريق انرژيهاي تجديدپذير تامين كنيم. اما واقعيت اين است كه برنامهريزي و سياستگذاري و عملياتي كردن همگي مقولههايي جدا هستند.»
يكي از مهمترين مباحث در امنيت انرژي مساله صادرات و واردات انرژي در كشورها و نسبت اين دو به يكديگر است، عضو هيات علمي دانشگاه برلين در ادامه صحبتهايش در اين مورد بيان كرد: «تركيبات انرژي در كشورهاي اروپا متناسب است اما در زمينه صادرات و واردات لازم به ذكر است كه دانمارك تنها كشور اروپايي است كه بيشتر از آنكه وادرات داشته باشد صادر كرده است. مابقي كشورهاي اروپايي واردكننده خالص هستند. آلمان در اين زمينه رتبه مياني را دارد.» او افزود: «آمار مربوط به بهبود كارايي انرژي در اروپا از سال 2000 تاكنون نيز من را شگفتزده ميكند. تقريبا نيمي از كشورهاي اروپايي از سال 2000 تاكنون در زمينه كارايي انرژي پيشرفت بسيار كمي داشتهاند، برخي كشورها نظير ايتاليا و اسپانيا هيچ پيشرفتي نداشتهاند.»
استاد دانشگاه برلين در ادامه به سراغ مساله نفت و گاز درياي خزر كه ايران نيز باوجود اينكه هنوز توليدي از آن نداشته، در آن سهم دارد رفت و گفت: «در ناحيه درياچه خزر ذخاير نفت و گاز كشورهاي آذربايجان، تركمنستان، قزاقستان، روسيه و ايران از اهميت ويژهيي برخوردار است. هرچند كه ايران بيشترين نفت منطقه را دارد و همچنين از ذخاير عظيم گازي برخوردار است اما در ناحيه درياچه خزر داستان كمي متفاوت است. تركمنستان از كشورهايي است كه بيشترين ميزان گاز را در ناحيه درياچه خزر دارد.» او افزود: «تركمنستان از كشورهايي است كه بيشترين ميزان گاز را در ناحيه درياچه خزر دارد. خطوط لوله گاز موجود در ايران براي واردات از آذربايجان و تركمنستان وجود دارد. همچنين براي صادرات نيز خطوط لوله گاز به آذربايجان، ارمنستان و تركيه وجود دارد. اما خطوطي نيز براي صادرات به پاكستان، عراق و عمان وجود دارد كه اگر شرايط به شكل خوبي پيش برود ممكن است به اروپا هم برسد.»
• روزنامه تعادل- نسيمبنايي
نظر خود را بنویسید