
ندا کردونی، مشاور مسئولیت اجتماعی و پایداری اتاق تهران در یادداشتی با اشاره به انتشار استاندارد ۵۳۰۰۱ ایزو از سوی سازمان بینالمللی استانداردسازی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد اعلام کرد که این اقدام، نقطه عطفی در مسیر نهادی شدن مشارکت سازمانها و بنگاههای بخش خصوصی در توسعه پایدار خواهد بود.
ندا کردونی
انتشار استاندارد ۵۳۰۰۱ ایزو/ برنامه توسعه سازمان ملل متحد (ISO/UNDP 53001:2026) را میتوان نقطه عطفی در مسیر نهادیشدن مشارکت سازمانها و بنگاههای بخش خصوصی در توسعه پایدار دانست. این استاندارد که بهطور مشترک توسط سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) و برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) تدوین شده، نخستین استاندارد بینالمللی نظام مدیریت است که بهطور مشخص برای مدیریت مشارکت سازمانها در تحقق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDGs) طراحی شده است. اهمیت این استاندارد در شکلگیری یک تغییر آشکار میشود و آن، عبور از اعلام همراستایی صِرف با اهداف توسعه پایدار، به مدیریت نظاممند و قابل سنجش مشارکت در تحقق این اهداف است.
سالهاست شرکتها در گزارشهای پایداری، راهبردهای محیطزیستی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) و پایگاههای اینترنتی خود به اهداف توسعه پایدار اشاره میکنند؛ اما اشاره به یک یا چند هدف، لزوما به معنای ورود آنها به فرایند تصمیمگیری، تخصیص منابع، مدیریت ریسک یا سنجش عملکرد نیست. گزارشی که توسط ابتکار جهانی گزارشدهی (GRI) منتشر شده، این فاصله را بهخوبی نشان میدهد. در این گزارش، ۸۳ درصد شرکتها حمایت خود را از اهداف توسعه پایدار اعلام کرده بودند؛ اما فقط ۴۰.۳ درصد تعهدات قابل اندازهگیری و مرتبط با این اهداف داشتند و تنها ۲۰.۴ درصد توانسته بودند پیشرفت قابل اندازهگیری خود را به یک هدف مشخص توسعه پایدار پیوند دهند. وجود چنین فاصلهای بهخوبی نشان میدهد که میان حمایت، اقدام و عملکرد قابل اثبات، تفاوت وجود دارد و چرا استاندارد مشترک ایزو و برنامه توسعه سازمان ملل متحد اهمیت پیدا میکند.
استاندارد جدید از سازمان میخواهد آثار مثبت و منفی خود را شناسایی و ارزیابی کند، طرفهای ذینفع مرتبط را در نظر بگیرد، اهداف معنادار مرتبط با اهداف توسعه پایدار تعیین کرده، داده گردآوری کند و پیشرفت خود را در طول زمان بسنجد. استفاده از چرخه برنامهریزی، اجرا، بررسی و اقدام اصلاحی نیز توسعه پایدار را وارد فرایند بهبود مستمر میکند. بنابراین، سازمانها و بنگاهها دیگر صرفا اعلام نمیکنند که برای مثال با هدف هشتم یا سیزدهم توسعه پایدار همراستا هستند؛ بلکه باید مشخص کنند چرا یک هدف برای فعالیتها و آثار آنها بااهمیت است، چه اهداف و شاخصهای عملکردی برای آن تعریف شده، چه دادههایی گردآوری میشود و عملکرد چگونه ارزیابی و اصلاح خواهد شد.
ارزیابی و ممیزی از ادعای حمایت
ویژگی مهم دیگر این استاندارد آن است که یک استاندارد نظام مدیریت مبتنی بر الزامات است. سازمان ایزو آن را در گروه استانداردهای نظام مدیریت نوع الف (Type A) قرار داده است؛ یعنی سازمان میتواند انطباق خود با الزامات آن را بر پایه شواهد اثبات کند.این ساختار امکان ممیزی داخلی، ارزیابی طرف دوم و ارزیابی مستقل شخص ثالث را فراهم میکند و میتواند مبنایی برای صدور گواهی از سوی نهادهای مستقل باشد. این تحول برای اعتبار ادعاهای پایداری اهمیت زیادی دارد. میان این جمله که «شرکت ما از اهداف توسعه پایدار حمایت میکند» و این گزاره که «سازمان دارای یک نظام مدیریت قابل ارزیابی برای انتخاب اولویتها، تعیین اهداف و شاخصها، تخصیص مسئولیت و پایش عملکرد در قبال اهداف توسعه پایدار است» فاصله قابلتوجهی وجود دارد.
از منظر اجرایی نیز این استاندارد قرار نیست، نظامی موازی در سازمان ایجاد کند. استاندارد ۵۳۰۰۱ با نظامهای مدیریتی شناختهشدهای مانند ISO 9001 در مدیریت کیفیت و ISO 14001 در مدیریت محیطزیست قابل ادغام است. بنابراین سازمانهایی که پیشتر دارای ساختارهای مدیریتی، ممیزی، کنترل، هدفگذاری و بهبود مستمر هستند، میتوانند از همان زیرساختها برای مدیریت توسعه پایدار نیز استفاده کنند.
اهداف توسعه پایدار «خیر مشترک» هستند
اهمیت استاندارد ۵۳۰۰۱ فقط مدیریتی نیست. یکی از قابلتوجهترین جنبههای آن، استفاده صریح از مفهوم خیر مشترک (Common Good) است. خیر مشترک از منظر این سند، منفعتی است که برای طرفهای ذینفع اهمیت دارد و میتواند ابعاد اقتصادی، زیستمحیطی، حکمرانی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشد. مهمتر از آن، متن استاندارد تصریح میکند که در چارچوب این سند، خیر مشترک همان غایتی است که در اهداف توسعه پایدار کنونی و اهداف جهانی بعدی که جایگزین اهداف ۲۰۳۰ خواهند شد، بیان میشود. به بیان دیگر، اهداف توسعه پایدار در این چارچوب فقط مجموعهای از ۱۷ هدف بینالمللی نیستند؛ بلکه به بیان معاصر و جهانی به خیر مشترک تبدیل میشوند.
در زمینه توسعه پایدار، این نگاه اهمیت ویژهای پیدا میکند. مسئله فقط تامین مجموعهای از منافع عمومی نیست، بلکه حفظ و تقویت شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و نهادی است که کیفیت زندگی امروز و امکان توسعه نسلهای آینده به آنها وابسته است. این نگاه برای شرکتها نیز کاملا اثر عملی دارد. تصمیم یک شرکت درباره سرمایهگذاری، فناوری، زنجیره تامین، اشتغال یا مصرف منابع طبیعی ممکن است درون یک نهاد خصوصی اتخاذ شود، اما آثار آن بر محیطزیست، جامعه، فرهنگ و توزیع فرصتها میتواند کاملا عمومی باشد. بنابراین ورود مفهوم خیر مشترک به زبان استانداردگذاری ایزو صرفا یک تغییر واژگانی نیست؛ بلکه سطح مسئولیت سازمان را تغییر میدهد. مسئولیت سازمان دیگر فقط با منافع مالی، رعایت مقررات یا حتی مدیریت موضوعات محیطزیستی، اجتماعی و حکمرانی تعریف نمیشود، بلکه آثار تصمیمهای آن بر منافع مشترک نیز موضوع ارزیابی قرار میگیرد.
در نهایت، استاندارد ۵۳۰۰۱ دو حرکت را همزمان پیش میبرد؛ از یک سو، اهداف توسعه پایدار را از سطح بیانیه و گزارشدهی به نظام مدیریت، هدفگذاری، شاخصهای عملکرد، ممیزی و بهبود مستمر وارد میکند؛ و از سوی دیگر، با قرار دادن آنها در چارچوب خیر مشترک، توسعه پایدار را به یکی از قدیمیترین پرسشهای اخلاقی و حقوقی در خصوص مسؤلیت پیوند میدهد. این پرسش که تصمیمها، منابع و قدرت سازمانها در نهایت باید در خدمت چه ارزشها و منافعی قرار گیرند؟