
نشست شورای راهبردی توسعه خدمات علوم شناختی با حضور دبیرکل و قائممقام دبیرکل اتاق تهران، دبیر کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بینالمللی، مدیران آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز و جمعی از صاحبنظران و اساتید دانشگاه در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران برگزار شد. حاضران در این نشست همگرایی علوم شناختی و اقتصاد را برای تحول در تصمیمگیریهای کلان و عملیاتی بخشخصوصی الزامی دانسته و تاکید کردند که فعالان اقتصادی با تکیه بر یافتههای علوم اعصاب میتوانند به درک عمیقتری از رفتار مصرفکننده، ریسک
در نشست شورای راهبردی توسعه خدمات علوم شناختی، موضوعاتی همچون ایجاد یک مرکز همکاری مشترک جهت تجاریسازی علوم شناختی و اجرای پروژههای آزمایشی با هدف حل مسائل کلیدی و ایجاد مزیت رقابتی برای کسبوکارهای بخشخصوصی، همچنین پیوند علم، فناوری و اقتصاد مورد بحث و تبادلنظر قرار گرفت.
در ابتدای این جلسه، فریدون وردینژاد، ضمن معرفی خدمات و ارائه تاریخچهای از فعالیتهای اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران به اهمیت پیوند علوم شناختی با مسائل اصلی اقتصاد و تجارت کشور اشاره کرد و همکاری فعالان اقتصادی با اندیشمندان و دانشگاهیان را ضروری خواند.
دبیرکل اتاق تهران با بیان اینکه «آینده اقتصاد به شناخت انسانها وابسته است و عواملی چون هیجانات، میزان ریسکپذیری و سوگیریهای شناختی نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری بازرگانان، تولیدکنندگان و صاحبان کسبوکار ایفا میکنند» تاکید کرد: تبدیل دانش و یافتههای علمی حوزه شناخت به یک مزیت رقابتی، میتواند بهعنوان چراغ راهی برای فعالان اقتصادی، مسیر تصمیمگیری هوشمندانه و توسعه پایدار کسبوکارها را هموار کند.
وردینژاد توضیح داد: علوم شناختی و اقتصاد عصبی، مسیری روشن را برای درک چگونگی پردازش پول، سرمایهگذاری و انتخابهای صحیح، پیشروی فعالان اقتصادی و مشتریان آنها میگذارد. به بیان دیگر، علوم شناختی با ماهیت میانرشتهای خود میتواند در تصمیمگیریهای اقتصادی به صاحبان کسبوکارها کمک کرده و حل مسائل بنگاههای اقتصادی را سادهتر کند.
وی در ادامه به تشریح ماهیت اقتصاد عصبی، بازاریابی برپایه علوم اعصاب، بررسی رفتار مصرفکنندگان، مدیریت و رهبری، تبلیغات و برندینگ، سیاستگذاری اقتصادی پرداخت و افزود: شناخت بهتر رفتار انسان در سیاستگذاریهای اقتصادی حائز اهمیت بوده و با توجه به تحولات سریع فناوری، روی تبلیغات و شناخت رفتار مشتریان نیز اثر میگذارد.
دبیرکل اتاق تهران همچنین، ایجاد یک مرکز مشترک با محوریت آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز و اتاق تهران را پیشنهاد کرد و گفت: راهاندازی این مرکز میتواند زمینهساز شکلگیری بستری مشترک برای توسعه همکاریهای پژوهشی، ارائه خدمات تخصصی و تسهیل فرآیند تجاریسازی دستاوردهای حوزه علوم اعصاب باشد.
وی تصریح کرد: این مرکز میتواند موضوعاتی چون نحوه تعامل تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، تحلیل رفتارهای سرمایهگذاری، بومیسازی شیوههای برندینگ متناسب با فرهنگ ایرانی و توانمندسازی شناختی مدیران را سادهسازی کند و به برخی از نیازهای اساسی بنگاههای تجاری در حوزههای مرتبط با توسعه برند پاسخ دهد.
وردینژاد، افزود: پژوهش درباره رفتار مصرفکنندگان، علت انتخاب یا عدمانتخاب یک محصول یا خدمت، نحوه بازاریابی و قیمتگذاری و همچنین سنجش نحوه واکنش مغز به تبلیغات میتواند به بهبود شیوه رهبری و ارتقای کیفیت تصمیمگیری در سطح بنگاهها کمک کند.
وی درباره سازوکار اجرایی این همکاری توضیح داد: رویکرد ما در اتاق تهران، آغاز کار با پروژههای مشخص، مسئلهمحور و پایلوت است. در گام نخست باید چارچوب و ماموریتها بهروشنی تدوین شود، سپس پروژهای کاربردی و قابل سنجش با همکاری یک تیم مشترک متشکل از کارشناسان آزمایشگاه و فعالان بنگاهها شکل طراحی شود. پس از دریافت بازخورد و ارزیابی نتایج، این خدمات پایدار شده و در قالب یک مدل درآمدزا و تجاری به سایر بخشهای صنعت و بازار تعمیم یابد.
کاربردپذیری علوم اعصاب در اقتصاد و جامعه
در ادامه این نشست، محمد علی عقابیان، رئیس آزمایشگاه نقشهبرداری مغز از لزوم تشکیل کمیتههایی برای توسعه علوم شناختی و کاربردیسازی آن سخن گفت.
عقابیان با تاکید بر اینکه علوم شناختی نباید در سطح پژوهشهای کتابخانهای متوقف بماند، افزود: هدف آزمایشگاه نقشهبرداری مغز این است که ثمره این تلاشها در کف جامعه و در معیشت و رفاه مردم مشاهده شود.
وی بر ضرورت توسعه و گسترش مراکز و کلینیکهای ارزیابی و ارتقای توانمندیهای شناختی در سراسر کشور تاکید کرد و گفت: ایجاد چنین مراکزی میتواند نقش موثری در پایش و بهبود سلامت ذهنی، تقویت عملکردهای شناختی و ارتقای توان تحلیلی مدیران و شهروندان ایفا کند.
رئیس آزمایشگاه نقشهبرداری مغز با اشاره به ظرفیت تجار و فعالان اقتصادی ادامه داد: بخشخصوصی و شبکه گسترده اصناف و بازرگانان میتوانند نقشی کلیدی در انتقال این فرهنگ و پیامهای آموزشی به بدنه جامعه ایفا کنند. همچنین استفاده از مفاهیم اقتصاد شناختی و بازاریابی علمی، به سازمانها کمک میکند تا محصولات فرهنگی و اقتصادی خود را با اثربخشی بیشتری ارائه دهند.
وی برگزاری کمپینهای رسانهای، راهاندازی انجمن علوم شناختی، ورود به بازاریابی عصبی، اثرگذاری در جامعه و ارائه اقداماتی در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را از دیگر مسائل راهبردی این آزمایشگاه خواند.
بهرهگیری از ظرفیت آموزشی اتاق بازرگانی بینالمللی
در ادامه این جلسه محمد خزاعی، دبیرکل کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بینالمللی با تاکید بر ضرورت تفکیک موضوعات مرتبط با درمان و بررسی اثر کارکردهای مغز بر تصمیمگیریهای افراد، بهویژه در حوزه اقتصادی گفت: شناخت، ادراک و باورهای انسان نقش مهمی در شکلگیری انتخابها و رفتارهای اقتصادی دارد. اقتصاد تا حد زیادی تحت تاثیر تصمیمها و کنشهای انسانی است و موضوعاتی همچون بازاریابی، برندسازی، توسعه صادرات و انتخاب بازارهای هدف صادراتی نیز در همین چارچوب، از جمله محورهای مورد توجه سازمانها و نهادهای فعال در حوزه اقتصاد به شمار میروند.
خزاعی ارائه راهکارهای عملیاتی و شناختی و ساماندهی کمیتههای علوم شناختی از طریق اتاقهای بازرگانی را پیشنهاد کرد و گفت: از ظرفیت اتاقهای استانی و کمیته ایرانی اتاقهای بازرگانی بینالمللی نیز میتوان برای برگزاری دورههای آموزشی و آگاهیرسانی به فعالان اقتصادی کمک گرفت.
چشمانداز و کارکردهای علومشناختی
محمد رستمی، استاد دانشگاه شاهد و از اعضای هیئت مدیره آزمایشگاه نقشهبرداری مغز نیز چشمانداز بهرهگیری از علوم اعصاب در اقتصاد و جامعه را با ارائه نمونههای عملیاتی و پروژههای جهانی شرح داد و گفت: علوم داده در حال حاضر در مدیریت، اقتصاد شناختی، رسانه و سایر بخشها کاربرد داشته و همچنین، تقویت سواد سلامت و تابآوری بنگاهها را هم به همراه دارد.
رستمی با بیان اینکه«پیشرفتهای اقتصادی با سرمایهگذاری در حوزه علوم شناختی میسر میشود» افزود: در حال حاضر، از علوم اعصاب و نقشهبرداری مغز در حوزههای مختلفی بهرهبرداری میشود و کاربرد آن در ورزشکاران، مدیران و منابع انسانی، سالمندان، کودکان، دانشآموزان و رانندگان طی همکاری آزمایشگاه نقشهبرداری مغز با سازمانها و نهادهای مرتبط به مرحله عملیاتی رسیده است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: ابزارهای نقشهبرداری مغز و سنجش عملکرد آن بهطور مداوم در حال ارتقا و توسعه هستند و میتوان با همراهی بخشخصوصی برای تقویت این بخش گامهای بلندی برداشت. نقشهبرداری مغز برای اعتباربخشی به کسبوکارها، حفظ سلامت نیروی کار و تقویت روحیه تابآوری بنگاههای اقتصادی موثر است. در حال حاضر، پروژههایی مانند مدیریت استرس و خواب ورزشکاران و بهبود عملکرد فعالان حوزه فرهنگ و هنر در دست بررسی و اقدام هستند.
در بخش دیگری از این نشست، حسین مرادی دولتآبادی از اساتید دانشگاه نیز با اشاره به ضرورت بهرهمندی از ظرفیتهای هوش مصنوعی، کاربردپذیری اقتصاد با ابزارهای نوین فناوری و توجه به ارتقای ذهن، تاکید کرد که استفاده از ابزارهای هوشمند میتواند در راستای افزایش دیپلماسی اقتصادی و رفع موانع تجارت با سایر کشورها نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در ادامه این جلسه، سایر حاضران نیز دیدگاهها و پیشنهادات خود را درباره محورهای مطرحشده ارائه کردند. در پایان جلسه نیز مقرر شد اتاق بازرگانی تهران و آزمایشگاه ملی مغز ایران، اجرای چند پروژه آزمایشی را در دستور کار قرار دهند و پس از ارزیابی نتایج و در صورت دستیابی به دستاوردهای مطلوب، مذاکرات و رایزنیهای تکمیلی برای توسعه و تداوم همکاریهای مشترک ادامه یابد.



