
وقایع اخیر ثابت کرد که تمرکز بیش از حد بر بنادر داخلی خلیجفارس، یک ریسک راهبردی غیرقابل جبران است. چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران که خارج از محدوده تنشهای تنگه هرمز قرار دارد، امروز «کلید طلایی» امنیت غذایی و صنعتی کشور است.
پیمان سنندجی/ رئیس کمیسیون حملونقل و لجستیک اتاق بازرگانی تهران
مقدمه: زلزله ژئوپلیتیک در قلب خاورمیانه
جهان در بهار سال ۱۴۰۵ با واقعیت جدیدی روبهرو شد. تجاوزات نظامی به خاک پاک ایران در اواخر سال گذشته، نهتنها آرایش سیاسی منطقه، بلکه هندسه حملونقل بینالمللی را دگرگون ساخت. تنگه هرمز که روزگاری شاهرگ بیبدیل تجارت جهانی بود، تحت تأثیر تنشهای اخیر با آمریکا و رژیم صهیونیستی، به نقطهای با ریسک سیستماتیک تبدیل شده است. امروز به عنوان رئیس کمیسیون حملونقل اتاق تهران، اعلام میکنم که دوره «صبر راهبردی در لجستیک سنتی» به پایان رسیده و ما وارد عصر «تابآوری استراتژیک» شدهایم.
۱. چالش بیمه و کرایه حمل
اولین پیامد جنگ مستقیم، فروپاشی امنیت روانی در بازارهای بیمه دریایی بود. وضع حقالعملهای سنگین تحت عنوان «ریسک جنگی» (War Risk Surcharge) و افزایش سرسامآور نرخ کرایههای حمل توسط خطوط کشتیرانی بزرگ، عملاً مزایای رقابتی کالاهای ایرانی را نشانه گرفته است. وقتی هزینه انتقال یک کانتینر در خلیجفارس به دلیل تهدیدات دشمن چند برابر میشود، زنجیره تأمین داخلی دچار تورم تحمیلی میگردد. پاسخ ما به این وضعیت، نباید انفعال باشد؛ بلکه باید به سمت تنوعبخشی به مبادی ورودی و خروجی حرکت کنیم.
۲. چابهار؛ فراتر از بندر، یک ضرورت ملی
وقایع اخیر ثابت کرد که تمرکز بیش از حد بر بنادر داخلی خلیجفارس، یک ریسک راهبردی غیرقابل جبران است. چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران که خارج از محدوده تنشهای تنگه هرمز قرار دارد، امروز «کلید طلایی» امنیت غذایی و صنعتی کشور است. ما در اتاق تهران معتقدیم که تکمیل کریدور شمال-جنوب از مسیر چابهار-زاهدان دیگر یک پروژه عمرانی نیست، بلکه یک «سپر دفاعی اقتصادی» است. باید بپذیریم که دسترسی مستقیم به آبهای آزاد بدون نیاز به عبور از نقاط خفگی (Choke Points)، ضامن بقای تجارت ماست.
۳. احیای قدرت خشکی؛ بازگشت به جاده ابریشم مدرن
جنگ نشان داد که وابستگی مطلق به دریا، پاشنه آشیل اقتصادهای بزرگ است. آینده ایران در بازتعریف نقش خود در «لجستیک جادهای و ریلی» نهفته است. تقویت پیوندهای ترانزیتی با پاکستان (از طریق مرزهای ریمدان و تفتان) و اتصال به کریدور ITI، پاسخی است به انسدادهای احتمالی در مسیرهای آبی. استفاده از فناوریهای نوین مانند کانتینرهای تاشو که هزینه بازگشت ناوگان را به حداقل میرساند، باید در دستور کار قرار گیرد. ما باید «دیپلماسی حملونقل» را جایگزین نشستن در انتظار آرامش در بنادر کنیم.
۴. چالش نوسازی ناوگان؛ جنگ با ابزار قدیمی ممکن نیست
نمیتوان با کامیونهایی با میانگین عمر ۳۰ سال و واگنهای فرسوده به مصاف بحرانهای جهانی رفت. نوسازی ناوگان جادهای و ریلی از طریق تسهیل واردات خودروهای عملیاتی زیر سه سال و حمایت از تولیدات کیفی داخلی، باید به اولویت ردیفهای بودجهای تبدیل شود. بخش خصوصی آمادگی دارد با سرمایهگذاری در لجستیک هوشمند و پلتفرمهای نسل ۴، بهرهوری را افزایش دهد، اما این مهم مستلزم خروج دولت از قیمتگذاری دستوری و مداخلات غیرکارشناسی است.
۵. لجستیک ترکیبی؛ استراتژی توزیع ریسک
آینده در گرو «مولتیمدالیسم» است. ما نباید تمام تخممرغهای خود را در سبد حمل دریایی بگذاریم. ترکیب هوشمندانه «دریای عمان + راهآهن + جاده» مسیری است که ریسک سیاسی را پخش میکند. فعالسازی کنوانسیونهای بینالمللی نظیر TIR و CMR و استفاده از اسناد دیجیتالی (E-TIR) در این دوران، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا زمان توقف بار در مرزها که خود به یک تهدید امنیتی بدل شده، کاهش یابد.
۶. ستایش از مجاهدت تمامقد بخش خصوصی در جبهه لجستیک
در این بزنگاه تاریخی، آنچه ایران را در برابر تحریم و جنگ سرپا نگه داشت، ایثارگری بیشائبه خانواده بزرگ حملونقل بود. وظیفه خود میدانم از تمامی «سربازان دیپلماسی اقتصادی» در هر چهار مد حملونقلی قدردانی کنم:
در حوزه جادهای: رانندگان و مالکان ناوگانی که در سختترین شرایط امنیتی شریانهای حیاتی کالا را زنده نگه داشتند.
در حوزه دریایی: دریانوردان و شرکتهای کشتیرانی که با وجود تهدیدات نظامی در دریای سرخ و خلیجفارس، پرچم تجارت ایران را برافراشته نگه داشتند.
در حوزه ریلی: تلاشگران شبکه راهآهن که با جابهجایی انبوه کالا، باری سنگین را از دوش جادهها برداشتند.
در حوزه هوایی: ناوگان حمل هوایی که در روزهای انسداد مسیرها، کالاهای حساس و داروهای ضروری را با سرعت به مقصد رساندند.
این ایثارگری نشان داد که بخش خصوصی، نه یک بازیگر جانبی، بلکه ستون اصلی تابآوری ملی است. شرکتهای فورواردی که با پذیرش ریسکهای مالی، بنبستهای بنادر خارجی را شکستند، شایسته بالاترین تقدیرها هستند.
۷. نقش اتاق بازرگانی در بازسازی اعتماد بینالمللی
اتاق بازرگانی تهران به عنوان پارلمان بخش خصوصی، آمادگی دارد تا با رایزنی با اتاقهای بازرگانی کشورهای همسایه، پروتکلهای جدیدی برای عبور کالاها تعریف کند. ما باید به دنیا ثابت کنیم که زیرساختهای ایران علیرغم فشارهای نظامی، به دلیل مدیریت منعطف بخش خصوصی، «تزلزلناپذیر» هستند.
نتیجهگیری: عبور از بحران با نگاه به افقهای دور
ماههای اخیر برای صنعت حملونقل ایران بسیار دشوار بود. اما همین سختیها، ضرورت تغییر پارادایم از «لجستیک سنتی» به «لجستیک استراتژیک» را بر همگان روشن کرد. اگر حاکمیت، مدیریت میادین لجستیکی را به اهل آن در بخش خصوصی واگذار کند، ایران میتواند از این پیچ تاریخی عبور کرده و خود را به عنوان شاهراهی که هیچ جنگی قادر به مسدود کردن آن نیست، به جهان تحمیل کند. تنگه هرمز بخشی از هویت ماست، اما تمامِ ظرفیت ما نیست. آینده ما در پهنه اقیانوسی چابهار و جادههای بیپایانی است که قلب آسیا را به اروپا پیوند میزند.