آیا صادرات نیروی کار می‌تواند کشورها را ثروتمند کند؟

صادرات انسان به‌جای کالا

تاریخ 1405/03/25 ساعت 14:29

برخی از کشورها به جای صادرات کالا، به صادرات نیروی انسانی روی می‌آورند. برای مثال هند و بنگلادش، نیروی کار صادر می‌کنند. اکونومیست توضیح داده که چنین سیاستی تا چه اندازه می‌تواند در اقتصاد اثربخش باشد.

بیشتر «روغن» در کرالای هند از نارگیل به دست می‌آید. با این حال، این ایالت جنوبی هند که به خاطر آبراه‌های آرام، غذاهای معطر و سبک زندگی آسان‌گیرانه‌اش شهرت دارد، بخش بزرگی از رفاه خود را مدیون بشکه‌های نفت خام بدبویی است که از دل زمین در خلیج فارس بیرون می‌جوشد و معمولاً از طریق تنگه هرمز حمل می‌شود. از زمانی که رونق نفتی خاورمیانه حدود نیم قرن پیش آغاز شد، کرالایی‌ها برای کار به آن منطقه رفته‌اند؛ ابتدا به عنوان نظافتچی و کارگر ساختمانی، و سپس به عنوان کارمند، پرستار و فروشنده. برآورد می‌شود حدود ۱.۷ میلیون نفر از آنان در کشورهای خلیج فارس زندگی می‌کنند؛ رقمی معادل ۵ درصد جمعیت ایالت و نزدیک به ۱۱ درصد نیروی کار آن.

پول نفت خلیج فارس کرالا را متحول کرده است. کی. پی. کانان و کی. اس. هاری از «مرکز مطالعات توسعه» در هند محاسبه کرده‌اند که تا میانه دهه ۲۰۱۰، حواله‌های ارسالی از این منطقه معادل حدود یک‌چهارم تولید ایالت بوده و از ارزش افزوده بخش تولید و همچنین کل هزینه‌های عمومی آن بیشتر بوده است. این امر سطح زندگی را بالا برده است. مصرف سرانه در کرالا تقریباً سه‌چهارم بالاتر از میانگین هند است. فقر چندبعدی، که معیاری هندی برای سنجش محرومیت است، حدود یک نفر از هر ده هندی را درگیر می‌کند، اما در کرالا تقریباً وجود ندارد.

برخی اقتصاددانان استدلال می‌کنند که ثروتمند شدن از طریق صنعتی‌سازی و صادرات محصولات صنعتی امروز دشوارتر از زمانی است که اروپا، ژاپن، کره جنوبی و اخیراً چین به این موفقیت دست یافتند. برای کشورهایی مانند هند، به‌دست آوردن سهم بیشتری از بازار صادرات کالاهای تولیدی در جهانی که از این کالاها اشباع شده، مستلزم کنار زدن رقبای دیگر است. وقتی آن رقیب چین باشد، این کار بسیار دشوار است. آیا صادرات انسان به جای کالا، همان‌گونه که کرالا انجام می‌دهد، می‌تواند مسیری جایگزین برای دستیابی به رفاه باشد؟

بسیاری از مناطق فقیر به مهاجران خود متکی هستند. بانک جهانی برآورد می‌کند حواله‌هایی که آنان به کشورشان می‌فرستند، بیش از یک‌پنجم درآمد ملی در هندوراس، لبنان، نپال و تاجیکستان را تشکیل می‌دهد. در مجموع کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط، این حواله‌ها یک‌سوم کل ورودی سرمایه را شامل می‌شوند. در نپال، ممکن است بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ نرخ فقر را ۴۰ درصد کاهش داده باشند. در مکزیک، مرگ‌ومیر نوزادان را کاهش داده‌اند. با این حال، اثر حواله‌ها بر رشد اقتصادی کمتر روشن است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳ درباره کشورهای مهاجرفرست در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین نشان داد افزایش دائمی ۱۰ درصدی حواله به ازای هر شهروند با افزایش ۰.۱۳ درصدی تولید ناخالص داخلی سرانه همراه بوده است. پژوهش جدیدتری در سال ۲۰۲۲ اثری اندکی کمتر، یعنی ۰.۶۶ درصد، را نشان داد.

در مقاله‌ای جدید، چارلز کنی از «مرکز توسعه جهانی» در واشنگتن تقریباً هیچ رابطه‌ای میان اندازه دیاسپورای یک کشور و رشد تولید ناخالص داخلی سرانه آن نیافته است. مهاجرت می‌تواند هم نتیجه رشد ضعیف باشد، که مردم را وادار به ترک کشور می‌کند و هم عامل شتاب اقتصادی. کنی همچنان معتقد است مهاجران در برخی شرایط می‌توانند محرک اقتصادی باشند. همه‌چیز به ماهیت اثرات جانبی مهاجرت بستگی دارد. این اثرات می‌توانند مثبت باشند اگر میانگین سرمایه انسانی در کشور مبدأ را افزایش دهند و این سرمایه در داخل کشور به کار گرفته شود. همچنین می‌توانند مشکلاتی را که موجب مهاجرت می‌شوند تداوم بخشند.

مطالعه‌ای اخیر در «ژورنال چشم‌اندازهای اقتصادی» به قلم گوراو کانا از دانشگاه کالیفرنیا در سن‌دیگو، موج‌های مهاجرت آسیایی به آمریکا را بررسی می‌کند. به گفته او، برخی از این موج‌ها «گردش مغزها» را تسهیل کرده‌اند نه «فرار مغزها». برای نمونه، بسیاری از هندی‌ها با امید بهره‌برداری از فرصت‌های پردرآمد در سیلیکون‌ولی، مدرک مهندسی نرم‌افزار گرفته‌اند. برخی در قرعه مهاجرت برنده شدند و به سان‌فرانسیسکو رفتند، اما بسیاری دیگر در کشور باقی ماندند. این امر یک صنعت صادراتی جدید ایجاد کرد که نه‌تنها از طریق مهاجرت حضوری، بلکه از راه دور و از مکان‌هایی مانند بنگلور در ایالت کارناتاکا قابل ارائه است. صادرات فناوری اطلاعات هند اکنون سالانه بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار ارزش دارد، رقمی بیش از ۱۳۵ میلیارد دلاری که کشور در مجموع از حواله‌ها به دست می‌آورد.

در مقابل، در کرالا اثرات جانبی محدود به نظر می‌رسد. این ایالت از نظر سواد و امید به زندگی از سایر مناطق هند پیشی گرفته است، که بخشی از آن به میراث حکومت‌های روشنفکرانه پیش از استقلال و هزینه‌های گسترده دولت‌های چپ‌گرا برای آموزش و بهداشت بازمی‌گردد. اما همان سیاست‌های اقتصادی ضدسرمایه‌داری و اتحادیه‌های قدرتمند، سرمایه‌گذاران بالقوه را دلسرد می‌کند. همانند بخش فناوری اطلاعات در دیگر نقاط هند، کرالا متخصصان بهداشت فراوانی دارد که موفق به مهاجرت نشده‌اند، اما بسیاری از پرستاران برای دستمزد بالاتر اعتصاب کرده‌اند. کسب‌وکارها در هماهنگ کردن سطح دستمزد با انتظاراتی که به‌واسطه پیوند با کارفرمایان پردرآمد خلیج فارس بالا رفته، دچار مشکل هستند.