بیژن عبدالکریمی از تحولات جامعه ایرانی پس از جنگ 40 روزه می‌گوید

به آینده ایران خوشبینم

تاریخ 1405/02/27 ساعت 11:00

بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه در گفت‌وگو با «آینده‌نگر» با اشاره به تحول جامعه ایرانی پس از جنگ ۴۰ روزه، این دوره را نقطه‌عطفی در تاریخ ایران توصیف می‌کند. بر اساس روایت او، مردم با خودآگاهی ملی و تاریخی از ایران صیانت کردند. عبدالکریمی با انتقاد از روشنفکران و نخبگان ایرانی معتقد است که باید آن‌ها در گفتمان‌سازی اصلاحی پیش‌قدم شوند. باید سطح انتظار جامعه و گفتمان‌ها با شرایط تازه هماهنگ شود تا دچار عقب‌افتادگی تاریخی نشویم. او در حوزه اقتصادی معتقد است: یکی از عرصه‌هایی که جمهوری اسلامی در آن بسیار بد عمل کرده، حوزه اقتصاد است. چون اقتصاد در دست عده‌ای لیبرال بوده و سیاست‌های اقتصادی ایران تابع سیاست‌های بانک جهانی است. ایران اقتصاد مقاومتی نداشته و توده‌ها زیر بار فشار و تورم له شده‌اند. دولت و حاکمیت باید در زمینه سیاست‌های اقتصادی تجدیدنظر کنند.

*  جنگ ۴۰ روزه ردپاهای جدی بر جامعه ایرانی به‌جای گذاشته است. شما این ردپاها را در کجاها می‌بینید و چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مسائل اجتماعی، سیاسی و تاریخی پیچیده هستند؛ نمی‌توان این مسائل را ساده‌سازی کرد و تک‌بعدی دید. متاسفانه توده‌ها دوست دارند که مسائل را ساده‌سازی کنند و از سوی دیگر نمی‌توان همه وجوه موضوع را به‌صورت دقیق جلوی چشم گذاشت و بیان کرد. به بیان کلی، در این جنگ ما پیروز میدان بودیم.

بعد از جنگ ۴۰ روزه، جامعه ایران دچار تحول عمیقی شده، تا جایی که در آستانه یک رنسانس بزرگ است. سطح خودآگاهی ملی و تاریخی بالا رفته و بسیاری از جریانات پوشالی بودن روایت‌هایی را که از رخدادها داشتند تغییر داده‌اند. روایت‌های قبلی، به‌ویژه روایت‌های ساخته‌شده در فضای مجازی آشکار شده‌اند و نسبت‌ها به‌شدت تغییر کرده است.

آمریکایی‌ها آمده بودند که حکومت ایران را سرنگون کنند؛ رژیم چنج انجام دهند و نفت ایران را در اختیار بگیرند و تصاحب کنند و ایران را تجزیه کنند. اما هیچ‌کدام از این موارد رخ نداد. به این اعتبار ما پیروز میدان هستیم، مضاف بر اینکه ما هیمنه امریکا را شکاندیم و به ائتلاف امریکا و کشورهای اروپایی ضربه زدیم. به اعتبار ناتو ضربه زدیم. امروز ناتویی وجود ندارد؛ ناتو یک جسد مرده است.

ائتلاف کشورهای منطقه هم به‌شدت آسیب دید. کشورهای منطقه متوجه شدند حضور خارجی‌ها در منطقه برای آن‌ها امنیتی به ارمغان نیاورد. آمریکا از این کشورها پول گرفت و این پول‌ها را صرف هزینه امنیت اسرائیل کرد و منافع این کشورها را قربانی کرد. این‌ها دستاورد بزرگی برای جامعه ایرانی است. خودآگاهی بخش زیادی از جامعه ایرانی بالاتر رفت.

 *تغییر نگرش در میان جوانان و نیروهای اجتماعی چه شکلی است؟

جامعه ایران همیشه خودآگاهی ملی داشت؛ البته بخشی ممکن بود که چنین نباشد ولی در میان این گروه هم خودآگاهی ملی و تاریخی‌ بالاتر رفت. این‌ها دستاوردهای بسیار بزرگی است.

*آیا می‌توانیم به‌جای گفتمان برد-باخت، به این گفتمان روی‌ آوریم که ما به دلیل مقاومت در این جنگ پیروز شدیم؟

این پرسش معطوف به مفروضاتی است. چرا از بیان اینکه ما در این میدان برنده هستیم و دشمن بازنده شده، باید ابا داشت؟ چرا این پیروزی را به عدم شکست در مقابل دشمن، تقلیل دهیم؟

*برخی از تحلیل‌گران معتقدند اعلام مدام اینکه ما پیروز میدان هستیم، شاید سبب شود برخی توقعات در داخل کشور، با واقعیت‌های عینی در تعارض باشد.

من معتقدم که الان جنگ روایت‌هاست؛ الان امریکا و اسرائیل می‌کوشند که برای خود روایت پیروزی تعریف کنند. ما حتی اگر در میدان برنده باشیم و در جنگ روایت‌ها به دشمن ببازیم، درواقع هر دو حوزه را باخته‌ایم. ما نباید از جبهه روایت‌ها عقب بیفتیم. البته امریکا و اسرائیل هم از خود روایت شکست‌ناپذیری ارائه می‌دهند؛ مطابق این روایت که «النصر بالرعب»، پیروزی در ترس و هراس طرف مقابل است. کارشناسان امریکایی از ترامپ انتقاد می‌کنند که هیمنه ارتش آمریکایی را از بین برد. آن‌ها درست می‌گویند. آن‌ها نمی‌خواهند این هیمنه را از دست دهند. پاره‌ای از جهانیان و ایرانیان به دلیل غرب‌گرایی فکر می‌کنند غرب و اسرائیل و امریکا شکست‌ناپذیرند. لذا نمی‌توانند این شکست را باور کنند. در تاریخ دوران مدرن بارها شاهد پیروزی ملت‌ها در مقابل امریکا و اروپا بودیم. الجزایر بر فرانسه پیروز شد؛ فیدل کاسترو بر امریکا پیروز شدند؛ انقلاب ایران نماینده امریکایی را از کشور بیرون کرد. تا همین جای کار، نیروی مسلح ما و حضور مردم ایران و تاب‌آوری مردم باعث پیروزی شد. در هیچ جای دنیا شما ندیده‌اید که ملتی زیر بمباران برود و زنجیره انسانی تشکیل دهد تا زیرساخت‌های کشور خود را حفظ کند. این‌ها اتفاقات بزرگی است و برخی می‌خواهند این را نادیده بگیرند و این رفتارها بازی کردن در زمین دشمن است.

*درباره تغییر نگرش در میان جوانان و نیروهای اجتماعی هم بگویید.

این تغییر در همه زمینه‌ها اتفاق افتاده است. به عنوان مثال دختر و پسرانی که پیش‌تر در جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشتند، اکنون نسبت دیگری پیدا کرده‌اند و وقتی رهبر انقلاب شهید شدند، برای ایشان اشک ریختند. آن‌ها الان احساس همبستگی عمیق‌تری دارند. مردم احساس می‌کنند باید با تمام وجود در میدان حضور داشته باشند تا بتوانند از حاکمیت ملی و استقلال سیاسی کشور دفاع کنند. این دستاوردها بسیار بزرگ هستند و جامعه ایران هرگز به شرایط پیش از این تحولات بازنخواهد گشت. این دوره نقطه عطف تاریخی است که باید سطح انتظار جامعه و گفتمان‌ها با شرایط تازه هماهنگ شود تا دچار عقب‌افتادگی تاریخی نشویم.

امر ملی و وطن‌دوستی مؤلفه مهم فرهنگ ایرانی است؛ مردم در جنگ رمضان به خیابان‌ها آمدند؛ حتی افرادی که در حوادث دی‌ماه و در جنبش زن، زندگی، آزادی به خیابان‌ها رفته بودند، در برابر اسرائیل و امریکا به میادین آمدند. ممکن است هنوز عده قلیلی باشند ولی گفتمان سلطنت‌طلبی در تاریخ ایران تمام شد و آن‌ها در تاریخ این کشور هیچ نقشی ندارند.

جنگ 40 روزه تحولات بزرگی را به لحاظ فرهنگی و فکری به وجود آورد و میزان خودآگاهی مردم به‌خصوص نسل‌های جوان را بالا برد. نسل‌های جدید ایران عقلانی و پراگماتیست هستند. این‌ها دریافته‌اند نیروهای واقعی که می‌توانند از کشور و امنیت آن‌ها دفاع کنند، کدام نیروها هستند. این نسل در این جنگ به دست خالی نیروهای اپوزیسیون پی برد. آن‌ها درک کردند که این اپوزیسیون با تکیه بر نیروهای خارجی رویای رفاه و تغییرات بنیادین را به جوانان فروخته‌اند. در عین حال صدا و سیما، دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش ما هنوز مهیای ارتباط با این نسل نیستند. نظام رسانه‌ای و نظام آموزشی و حوزه‌های علمی ما و صدا و سیما اسیر لختی هستند. صدا و سیما باید زبانی برای گفت‌وگو با این نسل‌ها بیابد.

* ایران آینده در دوران بعد از جنگ، چه نوع اصلاحاتی را نیاز دارد تا پاسخ مناسبی به حضور مردم در صحنه دفاع از تمامیت ارضی داده شود؟

من بارها گفته‌ام که هیچ یک از بخش‌های جامعه در حوزه نظام دانش (ازجمله روحانیت، دانشگاه و روشنفکران) همچنین در حوزه رسانه، اقتصاد، امر اجتماعی و ساختار سیاسی، پا به پای بچه‌های حوزه دفاعی، هسته‌ای، راداری و موشکی عمل نکرده‌اند. بچه‌های مقاومت در حوزه دفاعی شاهکار کرده‌اند، اما در بخش‌های دیگر باید تحول ایجاد کنیم. دولت مسئول امور اجرایی است و حاکمیت درگیر دفاع از کیان کشور است و اساساً آن‌ها شانی در گفتمان‌سازی ندارند. این کار دانشگاهیان، نخبگان، روشنفکران و رسانه‌هاست که کمک کنند این گفتمان شکل گیرد. خصوصاً در حوزه رسانه و فرهنگ باید برخورد عمیق‌تری داشته باشیم. ما با دومین شکاف تمدنی مواجه هستیم و نمی‌توانیم زبان مشترکی با نسل جوان داشته باشیم.

*یعنی چه کار کنند؟

ما نباید منظر بمانیم که دولت کار کند. اول باید نخبگان این گفتمان را شکل دهند ولی خیلی از دانشگاهیان و نخبگان غایبان صحنه هستند. بدون پذیرفتن نقش، انتظار دارند تحول گفتمانی حاکمیت شکل گیرد. کار حاکمیت گفتمان‌سازی نیست. باید نخبگان گفتمان‌سازی کنند.

*به هر حال حاکمیت هم در فراهم کردن بسترها باید همراه جامعه باشد.

درست است. هر کدام نقش خود را دارند ولی بخش اصلی گفتمان‌سازی برعهده نخبگان و دانشگاهیان است.

*شما در بخشی از گفته‌های خود به خودآگاهی ملی اشاره کردید؛ به نظر می‌رسد در این دوره گفتمان ملی‌گرایی ایرانی خیلی مورد توجه قرار گرفته؛ شما چه ارزیابی‌ای از این وضعیت دارید؟

اتاق فکر امریکایی-اسرائیلی یک تعارضی در کشور راه انداخته‌اند و آن تعارض امر ملی و امر دینی است. ایران یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های بزرگی دینی و معنوی در جهان قبل از اسلام است. این تعارض در ایران بی‌معنی است. ایران سه‌هزار سال تفکر دینی و معنوی دارد. ما به واسطه شمشیر عرب مسلمان نشده‌ایم. قبل از اینکه شمشیر و سربازان عرب به این کشور بیایند ما با تفکر دینی آشنا بودیم و پیام محمد را شنیدیم. روح قومی و فرهنگی ایرانی نمایندگانی چون مولانا، حافظ، سعدی، سنایی، عطار، ملاصدرا و فارابی دارد و خرد ایرانی با امر دینی پیوند خورده است. هر وقت امر دینی و ملی با هم پیوند خورده این کشور توانسته از خود صیانت کند و درواقع این اتاق فکرهای امریکایی-اسرائیلی با ثنویت‌سازی دروغین می‌خواستند به تضعیف حاکمیت ملی کمک کنند. البته برخی از روشنفکران ایرانی هم در این بازی افتادند و به این وضعیت دامن زدند.

 در این مدت ملی‌گراها با پرچم شیر و خورشید از ترامپ و نتانیاهو خواستند به ایران حمله کند و همین بچه‌مذهبی‌هایی که روی پیشانی‌شان یا مهدی ادرکنی نوشته‌اند، تا آخرین قطره خون ایستادند و نگذاشتند یک سانتی‌متر از خاک ایران از دست برود.

هیچ‌کدام از بخش‌های جامعه هم‌سطح بخش‌های دفاعی در این جنگ عمل نکردند. جامعه در عرصه رسانه‌ای و فرهنگی و... مشکلات جدی داشت. فقط در عرصه دفاعی شاهکار خلق کردیم. قدرت روایت‌سازی و ارائه روایت اول رسانه‌ای را نداریم. صدا و سیما از این منظر به تغییرات جدی نیاز دارد. 

*اقتصاد چقدر در این شرایط می‌تواند به تاب‌آوری جامعه ایرانی کمک کند؟

یکی از عرصه‌هایی که جمهوری اسلامی در آن بسیار بد عمل کرده، حوزه اقتصاد است. دلیل اصلی هم این است که اقتصاد در دست عده‌ای لیبرال است و سیاست‌های اقتصادی ایران تابع سیاست‌های بانک جهانی است. اقتصاد مقاومتی نداشتیم و توده‌ها زیر بار فشار و تورم له شدند. دولت و حاکمیت باید در این زمینه تجدیدنظر کنند.

*شما معتقد به بازگشت به اقتصاد دولتی هستید؟

باید آموزش و بهداشت و مسکن جزو حقوق مردم تلقی شوند و به عنوان کالاهای قابل خرید و فروش عرضه شوند. نباید کارگری که پول ندارد از گرسنگی بمیرد و بچه‌هایش درس نخوانند، یا آموزش در اختیار طبقه اشراف باشد. باید کشور را از دست الیگارش‌ها نجات بدهیم. مبارزه با الیگارشی اقتصادی چیزی است که دولت باید در پیش بگیرد.

*و در نهایت اینکه شما ایران آینده را پس از تحولات اخیر چطور می‌بینید؟ این جنگ و تحولات آن ما را به پیش می‌برد یا به پس؟

من به آینده ایران خوشبینم و معتقدم این جنگ ما را به‌شدت به پیش برده است. نیروهای اصیل اجتماعی را در صحنه جامعه آشکار کرد و دست نیروهای دروغینی که به واسطه فضای مجازی و الگوریتم‌های تدارک دیده‌شده نهادهای اطلاعاتی غربی و دشمنان کشور اعلام موجودیت می‌کردند و جولان می‌دادند، رو شد. نیروهای اصیل انقلاب و رسانه‌های مرتبط با آنان باید سخنگوی محرومان و نادیده‌انگاشته‌شدگان باشند تا کشور یک گام دیگر به پیش برود.