
دولت دوم دونالد ترامپ باز هم فرصتی است برای ماجراجوییهای او در عرصه تجاری. این گزارش به صورت مفصل شرح میدهد که او چه تهدیدهایی را در چه خصوصی مطرح کرده و چقدر از تهدیدهایش را باید جدی گرفت و برایشان برنامه ریخت.
دونالد ترامپ به شاخ و شانه کشیدن برای تمام رقبای داخلی و خارجی در تمام عرصههای سیاسی و اقتصادی شهرت دارد. به همین خاطر بود که از وقتی حضور او در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا قطعی شد اضطراب زیادی بر بسیاری از این رقبا یا همتایان غلبه کرد. آنها میدانستند که دیر یا زود تهدیدهای ترامپ درست مثل دوره قبلی ریاست جمهوریاش گریبان آنها را خواهد گرفت. با این حال، اینکه دونالد ترامپ و تیمش این تهدیدها را حتی قبل از ورود رسمی به کاخ سفید شروع کردند باز هم رکوردزنیِ خاصی برای او بود.
ماجرا از تهدید به اِعمال تعرفههای جدید در تجارت با سه کشور کانادا، مکزیک و چین شروع شد که بزرگترین شرکای تجاری آمریکا به شمار میآیند. این تهدیدها فوراً مناسبات تجاری و دیپلماتیک این کشورها با آمریکا را دچار بحران کرد و به خصوص مقامات دو کشور کانادا و مکزیک را به موضعگیری واداشت. از آنجا که چین زخمخوردهی تعرفههای ترامپ در دوران قبلی ریاست جمهوری اوست، احتمالاً پکن کمتر از این تهدیدها شگفتزده شد.
اظهارات ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر همه کالاهای کانادا و مکزیک و تعرفه ۱۰ درصدی جدید بر محصولات چینی بلافاصله توسط فعالان تجاری محکوم شد و آنها گفتند که چنین اقدامی باعث آسیبهای اقتصادی فراوان خواهد شد و تبعات غیرمنتظرهای را به همراه خواهد داشت. با این حال، اوضاع برای مکزیک و کانادا به گونهای است که احتمال دارد پیمانهای تجاری این دو کشور با آمریکا که در دوره اول ریاست جمهوری خود او امضا شده بودند، حالا دستخوش تغییر شوند.
ترامپ مدعی است که میخواهد از گسیل مواد مخدر و مهاجران به سمت مرزهای آمریکا و تاثیر آنها بر اقتصاد آمریکا جلوگیری کند. اما حتی اگر تهدید به اعمال این تعرفههای عظیم را بتوان تاکتیکی برای مذاکره از سوی ترامپ دانست، باید به این نکته نیز توجه کرد که این یک بازی است که عواقب فوری در دنیای واقعی دارد.
مقامات کانادایی و مکزیکی در مواجهه با این وضعیت فوراً سعی کردند به دولت آینده ترامپ اطمینان دهند که قبلاً تلاش زیادی برای مقابله با ورود مهاجران غیرقانونی و مواد مخدر به آمریکا کردهاند و بنابراین اعتراض ترامپ را وارد نمیدانند. آنها همچنین وارد فاز هشدار هم شدند و آمریکا را تهدید کردند که اگر در این مورد زیادهروی کند، آنها هم مقابله به مثل خواهند کرد و روی کالاهای آمریکایی تعرفههای سنگین اعمال خواهند کرد.
پشت تهدیدهای ترامپ چه خبر است؟
در این میان، احتمالش هست که تهدیدهای دونالد ترامپ مصرف داخلی هم داشته باشد. او میخواهد خیال سرمایهگذاران داخلی را راحت کند و اقتصاددانان داخلی را هم مجاب کند که تبعات تعرفههایی که در زمان مبارزات انتخاباتی وعدهشان داده بود، بد نخواهد بود. با این حال آنهایی که در خصوص تبعات این تعرفهها هشدار دادهاند میگویند اقدامات احتمالی ترامپ میتواند آتش جنگهای تجاری جهانی را شعلهور کند و اقتصادهای سراسر جهان را دچار کُندیِ رشد کند.
مشخص نیست که تهدیدهای دونالد ترامپ در نهایت نشانی از مهارت او به عنوان یک معاملهکننده است یا اینکه او صرفاً به دنبال ایجاد هرج و مرج است. اما در هر حال یک نکته واضح است: ترامپ معتقد است که با تغییر در مناسبات جهانی آمریکا میتواند امتیازاتی را برای این کشور بخرد. خود ترامپ در دوران ریاستجمهوری اولش از پیمانهای تجاری برای اعمال فشار بر شرکای تجاری بزرگ آمریکا استفاده کرد و پیش از آن هم از اِعمال تعرفههای سنگین علیه آنها برای رسیدن به اهداف خودش استفاده کرده بود. او درواقع میخواهد طرف مقابل تجاری آمریکا را وادار به امتیاز دادن کند.
یکی از این پیمانها، قراردادی بین آمریکا، مکزیک و کانادا بود. این پیمان تجاری جایگزین توافقنامه تجارت آزاد قبلی نفتا بود که ترامپ آن را «بدترین توافق تجاری تاکنون» مینامید. بر اساس پیمان جدید، برخی کالاها با شرایط خاص میتوانند در سراسر قاره آمریکا بدون تعرفه جابجا شوند. حالا اما ترامپ دوباره میخواهد تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام کالاهای مکزیکی و کانادایی ببندد که نقض آشکار همان پیمان قبلی است.
وِندی کاتلر، قائم مقام انستیتو سیاست آسیا و مذاکرهکننده سابق تجاری آمریکا در این خصوص میگوید مکزیک و کانادا وابستگی زیادی به بازار آمریکا دارند و تهدیدهای فعلی آنها را در موقعیت سختی قرار داده است. بنابراین این دو کشور تلاش خواهند کرد از درِ دوستی و دعوت به آرامش با دولت ترامپ درآیند.
کاتلر میگوید: «باید مانند دوره اول ترامپ به قضیه نگاه کنیم. برخی از این تهدیدهای تعرفهای ممکن است هرگز به تحمیل واقعی تعرفهها منجر نشوند. با این وجود، شرکای تجاری آمریکا قاعدتاً باید برای تهدیدهای جدید آمادگی داشته باشند.»
این تهدیدها پیشنمایشی است از آنچه که میتواند در چهار سال آینده، عرصه تجارت با آمریکا را شکل دهد. اولین دوره ریاستجمهوری ترامپ هم این گونه بود که روابط اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا پیچیده شده بود. حالا ترامپ با تکیه به همان تجربه، تعرفهها را منبع قدرتمندی از اهرم فشار میداند که وقتی با رفتارهای غیرقابل پیشبینی خود او همراه شود، کشورهای دیگر را وادار به امتیازدهی به آمریکا میکند.
ترامپ پس از روی کار آمدنش در سال ۲۰۱۷ میلادی، تعداد زیادی از کشورها را با اِعمال تعرفه بر فولاد و آلومینیوم هدف قرار داد. او همچنین از اهرم فشارش علیه کانادا و مکزیک برای مذاکره مجدد درباره نفتا استفاده کرد. اما اوج ماجرا در سال ۲۰۱۸ و اعمال تعرفههای سنگین علیه کالاهای چینی بود. او همچنان در هیجده ماهِ بعدی به افزایش تعرفهها علیه چین ادامه داد تا اینکه در ژانویه سال ۲۰۲۰ میلادی آمریکا و چین یک قرارداد تجاری با هم امضا کردند.
این بار اما بهانه ترامپ چیز دیگری است. او گفته که چین را به دلیل ناکامی در جلوگیری از ورود مواد شیمیاییِ مورد استفاده در ماده مخدر فِنتانیل به آمریکا هدف قرار خواهد داد. او همچنین گفته که علیه مکزیک و کانادا تعرفه وضع خواهد کرد تا این کشورها را مجبور به توقف گسیلِ فنتانیل و همین طور توقف حرکتِ غیرقانونی مهاجران به سمت مرزهای آمریکا کند.
کلودیا شینبام رئیسجمهور مکزیک در واکنش به این اظهارات ترامپ گفت که مکزیک سیاست جدیدی را در پیش گرفته که ماجراهای مرزی با آمریکا را کاهش داده است و بنابراین کاری از تهدیدهای تجاری و تعرفهای در این خصوص برنمیآید. واقعیت هم این است که دولت مکزیک موفق شده محلهای عبور مهاجران غیرقانونی به سمت مرز آمریکا را کاهش بدهد. محدودیت در پذیرش پناهجو در مرزهای جنوبی آمریکا هم افزایش یافته است.
شینبام در واکنش به تهدیدهای ترامپ اعلام کرده که از طریق اعمال تعرفه بر محصولات آمریکایی، با اقدامات دولت آمریکا مقابله به مثل خواهد کرد؛ حتی اگر این موضوع به خودروسازان و سایر مشاغل مربوط به تجارت کالا در دو سوی مرزها آسیب برساند.
از آن سو مقامات کانادایی با احتیاط بیشتری در این خصوص اظهار نظر میکنند؛ چون نمیخواهند به صورت مستقیم با آمریکا در بیفتند. حتی پیر پویلیور، رهبر اپوزیسیون محافظهکار (علیه دولتِ لیبرالِ جاستین ترودو)، در سخنرانی اخیرش به این نکته اشاره کرد که آمادگی دارد در صورت لزوم، در آینده مکزیک را از توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی حذف کند.
آنها که بیشتر آسیب میبینند
اِعمال تعرفههای ۲۵ درصدی بر کانادا و مکزیک میتواند به بسیاری از صنایعی که خود را حول بازار یکپارچه آمریکای شمالی سازماندهی کردهاند، آسیب جدی وارد کند. از سه دهه پیش که نفتا امضا شد، بسیاری از خودروسازان و تولیدکنندگان منسوجات، خوراکیها و سایر محصولات، زنجیرههای تامینی را راهاندازی کردهاند که بین کشورهای آمریکا، کانادا و مکزیک در جریان است و از مواد خام تا تولید و رسیدن به دست مصرفکنندگان نهایی را شامل میشود. کیم گلاس مدیر اجرایی شورای ملی سازمانهای نساجی که نماینده صنعت نساجی آمریکا است، در این خصوص گفته که این صنعت از افزایش تعرفه بر منسوجات و پوشاک چینی استقبال میکند، اما اِعمال تعرفه بر کالاهای مکزیکی و کانادایی ممکن است تاثیر معکوس داشته باشد و تولیدات آمریکایی را تضعیف کند. علت این است که کارخانهها در آمریکا، مکزیک و کانادا در یک زنجیره تولید مشترک بر اساس توافق تجاری فعلی به هم مرتبط هستند.
روش کارکرد این زنجیره به این ترتیب است: صنعت نساجی آمریکا ۵۳ درصد از محصولات خود را به کارخانههایی در مکزیک و کانادا صادر میکند. آنجا آنها به محصول نهایی تبدیل میشوند و سپس به آمریکا برمیگردند. از نظر گلاس، این راهی است برای رقابت مستقیم با چین و آسیا.
دیوید مک کال رئیس اتحادیه فولادسازان متحد که نماینده فلزسازان و سایر صنایع مشابه در کانادا و آمریکا است نیز به آسیب تعرفههای احتمالی ترامپ اشاره کرده و گفته اقتصادهای آمریکا و کانادا بسیار یکپارچه هستند: «شکی نیست که ما باید حفرههای سیستم تجارت جهانی را برطرف کنیم، اما مشکل را در نباید در کانادا جستجو کنیم.»
در این میان، صحبت در مورد اینکه ترامپ واقعاً تهدید خود را عملی میکند یا نه، با شدت جریان دارد. حقوقدانان حوزه تجارت میگویند ترامپ میتواند تاریخ اجرایی شدنِ تعرفهها را به تعویق بیندازد تا کشورها را مجبور به مذاکره کند. ترامپ زمانی که برای اولین بار بر کالاهای چینی تعرفه وضع کرد، مشابه این رویکرد را در پیش گرفت.
پیشبینی شده که در صورت اعمال تعرفههای آمریکا و نمودار شدن تبعات آن، شاخص تورم هسته به میزان ۰.۹ درصد بالا برود.
جان مورفی، معاون ارشد اتاق بازرگانی آمریکا گفته که موضوع تعرفهها باید بدون آسیبزدن به مردم این کشور دنبال شود: «تعرفهها به خودی خود مشکلات مرزی را حل نمیکنند و در عوض، قیمتها را در داخل آمریکا افزایش میدهد و ضرر قابل توجهی برای تولیدکنندگان، کشاورزان و دامداران آمریکایی به دنبال خواهد داشت.»
در همین میان، بازارهای جهانی هم نسبت به تهدیدهای تعرفهای دونالد ترامپ واکنش نشان دادند. پس از این تهدیدها بود که دلار کانادا و پزو مکزیک به پایینترین سطح خود در برابر دلار آمریکا از سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ میلادی رسیدند. همچنین ارزش یوان چین به پایینترین سطح خود از ماه ژوئیه رسید و ارزش برخی ارزهای مهم دیگر از جمله یورو، پوند انگلیس، وون کُره و دلار استرالیا هم کاهش یافت. در عین حال، بیشتر شاخصهای سهام آسیایی سقوط کردند. استیو اوکان بنیانگذار و مدیر عامل گروه مشاوران ایپک مستقر در سنگاپور با اشاره به این واکنشها میگوید: «بازارها متوجه شدند که ترامپ در مورد کاهش کسری تجاری ایالات متحده با سایر کشورها جدی است».
چین، مکزیک و کانادا سه شریک تجاری بزرگ آمریکا هستند که به ترتیب ۸۳۰ میلیارد دلار از صادرات آمریکا و ۱.۴۳ تریلیون دلار واردات آمریکا را در سال ۲۰۲۲ میلادی به خود اختصاص دادهاند. واردات آمریکا در مورد هر سه کشور بیشتر از صادراتش است. بر اساس گزارش دفتر تحلیل اقتصادی آمریکا، سال گذشته کسری تجاری آمریکا در برابر کانادا ۶۷.۹ میلیارد دلار، در برابر مکزیک ۱۵۲.۴ میلیارد دلار و در برابر چین ۲۷۹.۴ میلیارد دلار بود.
این واقعیت که آمریکا چنین کسری تجاری با برخی شرکای تجاری خود دارد، ترامپ را از اولین دوره ریاست جمهوریاش به شدت خود مشغول و ناراحت کرده است و به عنوان بخشی از منطق او برای آغاز جنگ تجاری با چین در سال ۲۰۱۸ در نظر گرفته میشود.
به گفته اوکان، «ترامپ مناسبات دوجانبه با کشورهای دیگر را بر این اساس که آیا کشورش با این کشورِ خاص کسری تجاری دارد یا مازاد تجاری، مینگرد. اگر آمریکا با این کشور کسری تجاری داشته باشد، ترامپ راه حل را در استفاده از تعرفه میبیند.»
اما تعرفهها دقیقاً چه کار میکنند؟ تاثیر فوری آنها گرانتر شدنِ صادرات کالا به آمریکا خواهد بود. شرکتها چارهای نخواهند داشت جز اینکه هزینهی این گرانی را به مشتریان خود منتقل کنند و این قیمتها را بالا خواهد برد.
جنبههای مختلفِ یک تهدید
تعرفههایی که ترامپ میخواهد اِعمال کند، احتمالاً تأثیر جدی بر صنعت خودروی مکزیک خواهد داشت، زیرا این کشور میزبان کارخانههای تولید هوندا، نیسان، تویوتا، مزدا و کیا و همچنین تعدادی از تامینکنندگان قطعات خودروهای چینی است.
این تعرفهها همچنین به شرکتهای فناوری آسیایی مانند فاکسکان، اِنویدیا، لِنوو و اِلجی که بسیاری از کارخانهها و سرورهای خود در حوزههای مختلف - از تولید خودرو برقی گرفته تا تلویزیونهای جدید- را به مکزیک منتقل کرده بودند ضربات سنگینی وارد میکند.
طبق محاسبات رسانههای کانادایی که با استناد به برآوردهای قبلی اتاق بازرگانی کانادا انجام شده، حتی تعرفه دهدرصدی هم میتواند منجر به ۲۱ میلیارد دلار هزینه اقتصادی برای کانادا شود. این رقم معادل ۳۰ میلیارد دلار کاناداست.
عمده صادرات کانادا به آمریکا را نفت، گاز و وسایل نقلیه تشکیل میدهد. به گفته گری نگ، اقتصاددان ارشد آسیا و اقیانوسیه در موسسه ناتیکسیس در هنگکنگ، تعرفههای ترامپ میتواند در درازمدت تأثیر تورمی در آمریکا داشته باشد و بر تجارت جهانی تأثیر منفی بگذارد. همچنین کاهش نرخ بهره برای فدرال رزرو آمریکا سختتر خواهد شد.
بنابراین، یکی از تبعات مستقیم چنین وضعیتی این است که دلار آمریکا قوی باقی خواهد ماند و بانکهای مرکزی کشورهای دیگر دچار دردسرهای زیادی خواهند شد و چارهای جز پذیرش کاهش ارزش واحد پول کشورشان را نخواهند داشت. این در کوتاهمدت به سود آمریکا و به ضرر بقیه کشورهای دنیا خواهد بود.
در این میان، عدهای از تحلیلگران معتقدند ترامپ دارد از بهانه اِعمال تعرفهها بر کانادا و مکزیک برای تجدید نظر و مذاکره مجدد در معاهده تجاریشان که در سال ۲۰۲۰ میلادی به جای نفتا به امضا رسید استفاده میکند. در معاهده جدید، برخی شرایط در تجارت این سه کشور تغییر کرد و بهروز شد؛ اما بسیاری از قواعد و مقررات نفتا در آن دستنخورده باقی ماند. بنابراین احتمالش بسیار زیاد است که از تعرفهها به عنوان راهی برای تغییر معاهده بر اساس نظر و منافع آمریکا استفاده شود و مذاکرات مجددی صورت بگیرد. به اعتقاد تیم هارکورت، اقتصاددان ارشد انستیتو سیاست عمومی و حکومتداری در دانشگاه تکنولوژی سیدنی، چنین تعرفههایی عملاً به تجارت آزاد بین آمریکا، کانادا و مکزیک پایان خواهد داد.
در همین حال، گروهی دیگر از تحلیلگران میگویند از آنجا که مجموع تجارت آمریکا با سه کشور چین، کانادا و مکزیک بالغ بر ۲.۵ تریلیون دلار در سال است و از آنجا که آنها زنجیرههای تامین بههم پیوسته و وابستگی تجاری شدیدی به قدمت دههها به هم دارند، بعید است که آمریکا بخواهد تجارتش با آنها را به خطر بیندازد و احتمال ویرانشدن اقتصاد خودش با این کار را بپذیرد.
موضوع تورم در آمریکا موضوعی بود که دونالد ترامپ با تمرکز روی آن و وعده برای حلش توانست در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود. اما اگر تعرفههای سنگین عملی شوند، قیمت همه اقلام وارداتی از سه کشور یادشده - از الوار و نفت کانادا گرفته تا محصولات غذایی مکزیک و انواع قطعات خودرو و کامیونهای سبک- بالا خواهد رفت و همه چیز در آمریکا گرانتر خواهد شد.
حالا دو تحلیل در مورد تبعات تهدیدهای ترامپ وجود دارد. تحلیل اول میگوید این تهدیدها احمقانهاند اما اثر خاصی در داخل آمریکا به جا نمیگذارند؛ همان طور که در دور قبلی ریاست جمهوری او اتفاق عجیبی بعد از اعمال تعرفهها علیه چین نیفتاد. تحلیل دوم میگوید این تهدیدها احمقانه اما بسیار ویرانگرند و میتوانند به فجایع اقتصادی در داخل و خارج آمریکا منتهی شوند.
مثلاً مورد مکزیک را در نظر بگیرید. این کشور بزرگترین منبع واردات محصولات کشاورزی آمریکا و همچنین یک خروجی بزرگ برای صادرات آمریکا است. پس هر تهدید تجاری بین این دو کشور به هردویشان لطمه میزند.
سایمون لستر، وکیل تجاری که حوزه تحقیقش نفتا بوده در این خصوص میگوید: «تعرفههای پیشنهادی ترامپ بدون شک نقض تعهدات اساسی است که در معاهدهی تجاریِ تجدیدنظرشده بعد از نفتا آمده است. در آن چارچوب، تعرفهها باید صفر میبودند.»
البته که ترامپ میتواند مانند قبل به بهانههای امنیتی از فرصت استفاده کند و مالیاتها بر فولاد و آلومینیوم وارداتی را افزایش دهد، اما این فقط یک مجادله حقوقی طولانی را کلید میزند که دردسرش شاید از اقدامات تلافیجویانه تعرفهای کانادا و مکزیک بیشتر باشد. شاید بازارهای سهام به اندازه کافی تهدیدهای تعرفهای ترامپ را جدی نگرفته باشند چون مثلاً داو جونز تغییر شدیدی نکرد یا افزایش ارزش دلار آمریکا در برابر دلار کانادا یا رنمینبی چین خیلی زیاد نبود. با این حال، هر لحظه احتمالش هست که تهدیدها عملی شوند و بازار هم واکنش شدیدی به آنها نشان بدهد.
بلایی که بر سر خودروسازان نازل شد
یکی از بزرگترین تهدیدها برای اقتصاد آمریکا، کانادا و مکزیک در بخش خودروسازی خواهد بود. معاهده اصلی نفتا در زمان خودش با شکستن موانع تجاری بین سه کشور آمریکای شمالی یعنی آمریکا و کانادا و مکزیک، زمینه را برای یک صنعت خودروسازی یکپارچه فراهم کرد که در آن قطعات خودرو یا کامیون در هر گوشه از آمریکای شمالی ساخته شده و سپس به کار گرفته میشوند. این تجارتی بسیار بزرگ است: خودروسازی حدود یازده درصد از کل تولیدات آمریکایی و پنج درصد از کل مشاغل بخش خصوصی در این کشور را تشکیل میدهد.
بر اساس معاهده اصلاحشده تجاری سه کشور در دوران ریاست جمهوری اول ترامپ، رابطه بین بخش خودرو و تجارت منطقهای حتی واضحتر شد چون الزام به تولید ۷۵ درصد از تمام خودروها و کامیونها به صورت منطقهای در آن قید شده بود. به صورت معمول برای اینکه اعمال تعرفهها اثر بدی به جا نگذارند، باید کالا را از منبعی دیگر تهیه کرد؛ اما در مورد خودروسازی آمریکای شمالی چنین گزینهای وجود ندارد.
درواقع آنچه که ترامپ میخواهد این است که با سیاستهای تجاریاش همه تولیدکنندگان را دچار دردسر کند. آنها از یک سو با محدودیت در خرید کالا از منابع دیگر مواجهاند و از سوی دیگر با تعرفههایی که خرید منطقهای برایشان را گرانتر از همیشه میکند.
وضعیت مشابهی در بخشهای کشاورزی، نساجی و حتی صنعت ساخت و ساز دیده میشود. به عنوان مثال، یکی از مزایای بزرگ معاهده تجاری که در دوران ترامپ به امضا رسید، دسترسی بیشتر آمریکا به بازار کانادا برای محصولات کشاورزی بود. اما اگر کانادا هم وارد بازی تعرفهای تلافیجویانه علیه آمریکا شود چه اتفاقی در این حوزه خواهد افتاد؟
با چنین نگاهی میتوان به این نتیجه رسید که تعرفههای مورد نظر ترامپ یک دیوانگی اقتصادی برای آمریکا خواهد بود. شاید به همین جهت است که جزییات زیادی درباره آنها ارائه نمیشود چون حتی یاران ترامپ هم معتقدند که این بیشتر یک بازی است و قابلیت اجرایی زیادی ندارد.
پاتریک اندرسون، مدیر اجرایی گروه اقتصادی اندرسون که یک شرکت مشاوره در میشیگان است در این خصوص میگوید: «تعرفههای مورد نظر ترامپ میتواند صنعت خودروسازی را به آتش بکشد. احتمالاً حتی یک کارخانه مونتاژ در میشیگان، اوهایو، ایلینوی و تگزاس وجود ندارد که بلافاصله تحت تأثیر تعرفههای ۲۵ درصدی قرار نگیرد».
لیست وسایل نقلیهای که در مکزیک یا کانادا ساخته میشود و در آمریکای شمالی استفاده زیادی دارد طولانی است. مثلاً کمپانی فورد موتور در مکزیک پیکاپِ ماوِریک را میسازد و جنرال موتورز هم وانتهای شورولت سیلورادو و نسخههای برقی ایکواناکس و بلیزر را در مکزیک میسازد. مینیونهای کرایسلر در استان آنتاریو کانادا در منطقه ویندزور تولید میشود. همچنین پیکاپهای رَمِ استلانتیس در منطقه سالتیلو در مکزیک ساخته میشود. حالا اگر تهدیدهای تعرفهای ترامپ عملی شود، همه این وسایل نقلیه و سایر خودروها به شدت گران خواهند شد.
از سوی دیگر، قیمتهای گرانترِ خودروها تأثیر قابل توجهی بر تورم کلی خواهد داشت و احتمالاً منجر به کاهش فروش آنها، کاهش تولید کارخانهها و تعدیل نیرو در کارخانههای خودروسازی میشود.
با این حال، یاران ترامپ اصرار دارند که چنین اتفاقاتی نخواهد افتاد. کارولین لیویت، سخنگوی ترامپ و معاونش وَنس اخیراً به این نکته اشاره کرد: «دونالد ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود، تعرفههایی را علیه چین وضع کرد که باعث ایجاد فرصت شغلی در آمریکا و افزایش سرمایهگذاری شد و تورم را هم بالا نبرد.» حالا ترامپ مدعی است که در دور دوم ریاست جمهوریاش میتواند سیاستهایی را اجرا کند که به کاهش مالیاتها، افزایش دستمزدهای واقعی، کاهش مقررات دست و پاگیر و کاهش قیمت انرژی در آمریکا بیانجامد.
جالب اینجاست که موضوع تعرفههای ترامپ دارد در لحظهای بسیار سخت و خطرناک برای صنعت خودروسازی مطرح میشود. در حال حاضر بسیاری از خودروسازان با کاهش تقاضای مصرفکننده، ترجیح فزاینده مصرفکنندگان به خرید خودروهای هیبریدی و برقی، و ظهور خودروسازان چینی مانند BYD مواجهاند. واقعیت این است که خودروسازان چینی زمانی حرفی برای گفتن در مقابل کمپانیهای خودروساز ژاپنی، اروپایی و آمریکایی نداشتند اما امروز اوضاع کاملاً متفاوتی دارند.
از سوی دیگر، علائم مشکلات صنعتی در حال افزایش است. کمپانی نیسان که بخشی از خودروهای خود را در منطقه آگواسکالینتس مکزیک و همچنین در ایالت تنسی و منطقه میسیسیپی آمریکا تولید میکند، این ماه اعلام کرد که به دلیل کاهش فروش خودروهایش، قصد دارد نُه هزار نیروی خود را در کارخانههای مختلف اخراج کند. همچنین کمپانی فولکس واگن که کارخانههایی در مکزیک و تنسی دارد، برای اولین بار اعلام کرده که برخی کارخانههای اروپایی خود را تعطیل خواهد کرد.
همچنین فروش خودروهای استلانتیس که صاحب برندهای جیپ، پژو، فیات و غیره است، در سه ماهه سوم سال نسبت به سال قبل ۲۷ درصد کاهش یافت. حتی برندهای لوکس خودرو مانند بیامو و مرسدس بنز که در مکزیک و آمریکا خودرو تولید میکنند، شاهد کاهش سود خود بودهاند.
در این میان، بخش دیگری از سیاستهای دونالد ترامپ به حذف یارانههای مربوط به خودروهای برقی برمیگردد که در دوران ریاست جمهوری جو بایدن مورد توجه قرار گرفتند. این تهدید هم صنعت خودروسازی را با مشکلات جدیدی مواجه کرده است چون دهها میلیارد دلاری را که جنرال موتورز و دیگر خودروسازان در کارخانههای باتریسازی و در مدلهای خودروهای مدرن سرمایهگذاری کردهاند، به خطر میاندازد.
دیمیتری آناستاکیس، استاد دانشگاه تورنتو که حوزه تحقیقش تاریخ کسب و کار است در این خصوص میگوید: «صنعت خودرو در حال تحول است و شاید بزرگترین ارتقای تکنولوژیک خود را در تاریخ تجربه میکند. در چنین شرایطی آنها به دنبال ثبات هر چه بیشتر هستند. اینکه اخلال در سیستمشان ایجاد شود آخرین چیزی است که قادر به تحملش خواهند بود.»
در این میان باید توجه داشت که کارخانههای مکزیکی و کانادایی قطعات خودرو مورد نیاز خود را مستقیماً از آمریکا میخرند و خودشان هم تامینکنندگان اصلی قطعات تقریباً برای تمام تولیدکنندگان آمریکایی از جمله تسلا هستند. ایلان ماسک هم خودش از حامیان بزرگ کمپین ترامپ بود و انتظار میرود که نقش مهمی در دولت او ایفا کند.
موضوع وابستگی خودروسازی کانادا و آمریکا در سال ۲۰۲۲ میلادی به وضوح خودش را نشان داد. در آن زمان، گروههایی از رانندگان کامیون در کانادا در اعتراض به محدودیتهای همهگیری کرونا، پُلی را که ویندزورِ کانادا را به دیترویتِ آمریکا متصل میکند، بستند. شرکتهای تویوتا، فورد، استلانتیس و بقیه به خاطر این اعتصاب مجبور به تعطیلی خطوط مونتاژشان در آمریکا شدند چون قطعات مورد نیاز را دریافت نکرده بودند. تازه این اعتراضات فقط یک هفته ادامه داشت. طبیعی است که مشکل بزرگی مثل اعمال تعرفهها میتواند شرایط را به کل فلج کند و جلوی تولید را بگیرد.
اریک گوردون، استاد بازرگانی در دانشگاه میشیگان در این خصوص میگوید: «انتاریو جنوبی در کانادا از لحاظ مسافتی به کارخانههای خودروسازی دیترویت در آمریکا نزدیک است؛ مثل نزدیکی نیوجرسی به نیویورک. اعمال تعرفه در بخش خودروسازی مثل این است که روی مواد غذایی و سوختی که از نیوجرسی به نیویورک میرسد مالیات سنگینی اعمال کنید.»
در این میان، دونالد ترامپ صحبتهای به ظاهر بیربطی هم در عرصه تعرفه خودروسازی مطرح کرده است. مثلاً او گفته که تا زمانی که مکزیک جریان مواد مخدر غیرقانونی و سیل مهاجران غیرمجاز به آمریکا را متوقف نکند، تعرفهها پابرجا خواهند ماند. اما اصل قضیه این است که اگر تعدادی از مکزیکیهای شاغل در صنعت خودرو، شغل خود را به خاطر اعمال تعرفهها و افزایش قیمت خودروها از دست بدهند، احتمال افزایش مهاجرت زیاد میشود.
یکی از اثرات غیرمنتظره تعرفههای تحمیلی ترامپ در عرصه خودروسازی میتواند این باشد که مکزیک و چین به هم نزدیک شوند. در حال حاضر، خودروسازانی مثل سایک، جیلی و بیوایدی اخیراً به مکزیک نقل مکان کردهاند و در تلاشاند به سرعت نمایندگیهای خود را در مکزیک افزایش دهند. برخی دیگر هم در مناطقی مانند مونتِری و شهرهای دیگر به دنبال جای مناسب برای احداث کارخانههای عظیم خودروسازی هستند. با این حال، مشخص است که تا زمان تعیین واقعی تعرفههای مورد نظر ترامپ، چینیها هم نمیتوانند کار خاصی از پیش ببرند.
این انتظار برای خودروسازان بسیار سخت است و به همین خاطر بود که بعد از اعلام تعرفههای احتمالی دولت ترامپ، سهام جنرال موتورز به میزان نُه درصد و سهام فورد موتور به میزان سه درصد سقوط کرد و استلانتیس هم سقوط شش درصدی سهام خود را تجربه کرد. علت اینکه سقوط سهام فورد موتور کمتر از آنها بود این است که تمرکز فعالیتهای فورد در داخل آمریکا بیشتر از بقیه خودروسازان است و درواقع نگرانیاش در رابطه با تعرفهها کمتر است.
ریچارد بالدوین، استاد اقتصاد در مؤسسه بینالمللی توسعه مدیریت در لوزانِ سوئیس در این خصوص میگوید: «مقامات در چین و کانادا حالا دارند به امتیازاتی فکر میکنند که میتوانند حتی قبل از اعمال تعرفهها به دولت ترامپ ارائه بدهند. درواقع او کاناداییها و مکزیکیها را مجبور میکند با خودشان پیشمذاکره کنند و به امریکا امتیاز بدهند. مثل یک عمل پیشگیرانه است که درنهایت به سود آمریکا تمام خواهد شد.»
دیگر از مشوق مالیاتی خبری نیست
جدا از مسئله تعرفهها، سیاستهای دیگر ترامپ هم میتواند بحرانهای جدی در عرصه خودرو ایجاد کند. یکی از آنها تهدیدی است که ترامپ در خصوص حذف اعتبار مالیاتی فدرال برای وسایل نقلیه برقی مطرح کرده است. بسیاری از خریداران خودرو برقی روی ۷۵۰۰ دلار اعتبار مالیاتی فدرال برای خرید خودرو برقی حساب باز کرده بودند تا فشار قیمت گران این خودروها را راحتتر تحمل کنند. اما اگر ترامپ تهدیدش را عملی کند، تعداد کسانی که ریسک را به جان بخرند و خودرو برقی بخرند کاهش خواهد یافت.
بر اساس برآوردهای انجامشده، اگر این معافیت مالیاتی از دست برود، احتمال کاهش ۲۷ درصدی فروش خودروهای برقی در آمریکا وجود دارد. در سال جاری میلادی، نزدیک به ۱.۲ میلیون ثبت نام برای خرید این خودروها انجام شده بود که ممکن است سال آینده ۳۱۰ هزار مورد از آنها کم شود.
سایر کشورهایی که چنین یارانههایی را حذف کردند درواقع همین کاهش را تجربه کردند. مثلاً در آلمان پس از لغو ناگهانی مشوق مالیاتی ۴۹۰۰ دلاری خرید خودرو برقی توسط دولت این کشور، فروش خودروهای برقی به میزان ۲۷ درصد در ده ماه کاهش یافت.
در آمریکا اما این موضوع بخشی مهم از سیاستهای دولت جو بایدن بود. او اعتبار مالیاتی ۷۵۰۰ دلاری را برای خودروهای برقی جدید و هیبریدی و اعتبار مالیاتی ۴۰۰۰ دلاری برای مدلهای دست دوم را در چارچوب قانون کاهش تورم دولت خود لحاظ کرده بود و رسانهها هم این قانون را راهی برای تشویق تولید داخلی در عین کاهش تاثیرات منفی تغییرات آب و هوایی معرفی کرده بودند. اما حالا دولت دونالد ترامپ میتواند این شرایط را به کل تغییر دهد.
دونالد ترامپ در دوران کمپین انتخاباتی خود به طور مرتب به سیاستهای دولت بایدن در مورد تغییرات آب و هوایی و خودروهای برقی حمله میکرد و تیم او در حال تصمیمگیری برای انجام اقدامات لازم در لغو یا محدود کردن اعتبارات آن برنامههاست که البته به تصمیمات کنگره هم بستگی دارد.
موضوع دیگری که دولت ترامپ وعدهاش را داده و میتواند در بازار آمریکا تاثیرگذار باشد، بازنگری در قانون سیاست ملی محیط زیست است که آن هم اقدامی در جهت لغو سیاستهای دولت قبلی به شمار میرود. ترامپ قصد دارد در این بازنگری، خطوط لوله گاز و سایر پروژههای انرژی را از بررسی زیست محیطی مستثنی کند. دولت ترامپ مدعی است که با این کار میتواند قیمت انرژی و برق را ظرف هیجده ماه پس از حضورش در کاخ سفید، به نصف کاهش دهد.
او معتقد است که باید تولید نفت و گاز آمریکا افزایش یابد و بر این اساس برای افزایش تولید، باید پروژههای حفاری جدید و ساخت خط لولههای جدید به سرعت تصویب شوند و مقررات زیستمحیطی که باعث افزایش هزینه در این عرصه هستند باید کنار گذاشته و لغو شوند. با این حال، کارشناسان صنعت انرژی میگویند رئیسجمهور آمریکا ابزارهای محدودی برای تأثیرگذاری بر قیمت بنزین و حتی اهرم فشار کمتری برای تعیین قیمت برق دارد.
درنهایت تنها چیزی که میتوان با قطعیت در مورد دولت جدید دونالد ترامپ و سیاستهایش مطرح کرد این است که این دولت بسیار غیرقابل پیشبینی خواهد بود و عرصه تجارت هم مثل سابق، جایی برای تجربهکردن و آزمون و خطا از نظر او به شمار خواهد آمد. جهان هم باید آماده تبعات چنین رویکردی باشد.
منابع: فارن پالسی، الجزیره و نیویورک تایمز/ آیندهنگر