با بررسی نقش دولت‌ها در کاهش تورم مطرح شد

سه‌گانه‌هایی برای حل مشکل تورم

تاریخ 1403/10/24 ساعت 08:43

کنترل تورم در کشوری مانند کشور ایران که با چالش‌های مختلفی مواجه است، ایجاب می‌کند که یک برنامه‌ریزی دقیق و سیاست‌گذاری هماهنگی در کشور صورت بگیرد. پیش‌زمینه‌هایی که برای کنترل تورم نیاز است شامل ثبات مالی و پولی می‌شود. بانک مرکزی باید قادر باشد که به طور موثر نرخ بهره را تنظیم کرده و از رشد بی رویه پول در گردش جلوگیری کند. متاسفانه این موضوع به ویژه در بانک‌های خصوصی انجام نمی‌شود و شاهد افزایش پایه پولی و حجم نقدینگی در جامعه هستیم.

تورم در ایران پدیده‌ای چندبعدی است که ریشه در مشکلات ساختاری، سیاست‌گذاری‌های نادرست و تأثیرات خارجی دارد. کنترل این چالش نیازمند اقدامات هماهنگ در حوزه‌های سیاست پولی، مالی و تجاری است. علاوه بر این، اصلاحات عمیق در نظام اقتصادی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، می‌تواند بستر مناسبی برای کاهش تورم و دستیابی به رشد اقتصادی پایدار فراهم کند. تورم، یکی از معضلات اصلی اقتصاد ایران طی دهه‌های گذشته بوده است. این پدیده که به افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها تعبیر می‌شود، علاوه بر کاهش قدرت خرید مردم، آثار مخربی بر تولید، سرمایه‌گذاری و رفاه اجتماعی داشته است. تورم در ایران، برخلاف بسیاری از کشورها که ممکن است ناشی از دلایل صرفاً تقاضایی باشد، از ترکیب پیچیده‌ای از عوامل ساختاری، پولی، و خارجی نشأت می‌گیرد. اما با چنین شرایطی سوال این است که آیا دولت می‌تواند این تورم را کنترل کند یا خیر. در این زمینه گفت‌و‌گویی با بهرام شکوری رییس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران داشتیم که مشروح آن را می‌خوانید:

آقای شکوری با توجه به تورمی که دائماً در حال نوسان و البته افزایش است به نظر شما آیا دولت می‌تواند تورم را کنترل کند؟

 برای کنترل تورم دولت‌ها می‌توانند اقداماتی را انجام بدهند، اما این کار نیازمند پیشزمینه‌ها و استفاده از ابزارهای مناسب اقتصادی است که می‌توان با استفاده از آن شاهد کنترل تورم بود. سوال این است که دولت می‌تواند تورم را کنترل کند؟ بله زیرا این تجربه دنیا است. یعنی در دنیا بسیاری از کشورها تورم‌های حتی سه‌رقمی هم داشتند اما توانستند با ابزارهای مناسب و سیاست‌گذاری‌های درست تورم را کنترل و شرایط کشور را به یک شرایط پایدار تبدیل کند. به نظر بنده دولت‌ها به ویژه از طریق ابزارهای پولی و مالی که ابزارهای اقتصادی هستند می‌توانند تورم را کنترل کنند. از جمله این ابزارهای می‌توان به تنظیم نرخ بهره توسط بانک مرکزی، کنترل عرضه پول که می‌تواند منجر به افزایش نقدینگی در جامعه شود و همچنین تغییر سیاست‌های مالی مانند مالیات‌ها و هزینه‌های دولت و بهبود عرضه کالا و خدمات در کشور می‌توان اشاره کرد. کنترل تورم در کشوری مانند کشور ایران که با چالش‌های مختلفی مانند داستان تحریم‌ها، عدم پیوستن به FATF، مشکل در زیرساخت‌ها، ناترازی در انرژی، قاچاق، رانت، سیاست‌گذاری‌های نامناسب و از همه مهم‌تر بزرگ بودن دولت و تصدی‌گری آن در حوزه اقتصاد که بخش اعظم بودجه کشور را هم بودجه شرکت‌های دولتی تشکیل می‌دهد که عمدتاً زیان‌ده هستند. البته شرکت‌هایی هم که سود نازلی می‌کنند به هر حال ایجاب می‌کند که یک برنامه‌ریزی دقیق و سیاست‌گذاری هماهنگی در کشور صورت بگیرد.

به اعتقاد شما کنترل تورم نیازمند چه پیش‌زمینه‌هایی است؟

به نظر بنده پیشزمینه‌هایی که برای کنترل تورم نیاز است شامل ثبات مالی و پولی می‌شود. یکی از پیش‌نیازهایی که به صورت اصلی برای کنترل تورم به نظر من مهم بوده، ثبات در سیاست‌های پولی و مالی است. وی ادامه داد: بانک مرکزی باید قادر باشد که به طور موثر نرخ بهره را تنظیم کرده و از رشد بی رویه پول در گردش جلوگیری کند. متاسفانه این موضوع به ویژه در بانک‌های خصوصی انجام نمی‌شود و شاهد افزایش پایه پولی و حجم نقدینگی در جامعه هستیم.

دولت از چه ابزارهای دیگری می‌تواند در این اقدام استفاده کند؟

یکی از دیگر موارد کاهش وابستگی به واردات است. یعنی در واقع به یک نوعی حمایت از تولید محسوب می‌شود. تورم در بسیاری از مواقع به دلیل وابستگی ما به واردات کالاها دادیم اعم از از تجهیزات، ماشینآلات، مواد اولیه و... ایجاد می‌شود که قیمت آنها نیز تحت تاثیر این نوسانات ارزی قرار می‌گیرد. در نتیجه کاهش این وابستگی و تقویت تولید داخلی می‌تواند در کنترل تورم موثر باشد. اما متاسفانه به واسطه اینکه دولت در تورم به واسطه افزایش نرخ ارز آن را ثابت نگه داشته یا با نرخی پایین‌تر از نرخ بازار آزاد تنظیم می‌کند مانند ارز نیمایی و انواع و اقسام که از ۴۲۰۰ تومان به ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش پیدا کرده اما همچنان فاصله زیادی با نرخ ارز آزاد داشته و عملاً باعث شده که واردات ما افزایش پیدا کرده و تولید داخلی با انواع اقسام موانعی که برای آن ایجاد کرده‌ایم مانند پیمانسپاری ارزی و مجاب کردن صادرکنندگان به آنکه ارز خود را با نرخی کمتر از نرخ بازار در اختیار دولت قرار دهند، عملاً به جای جلوگیری از واردات و تقویت تولید داخل و صادرات، متاسفانه به تقویت آن پرداخته این و رانتی است که برای برخی ایجاد کرده‌ایم. این موضوع باعث شد تا در سال گذشته با 17 میلیارد دلار کسری تراز تجاری مواجه شویم.

آیا تقویت تولید داخل می‌تواند در این زمینه موثر باشد؟

تقویت تولید داخلی و رفع موانع تولید از دیگر مواردی است که می‌تواند به کنترل تورم کمک کند. اما پیش‌نیاز جدی آن حمایت از تولید داخلی باشد. این کار را می‌توان با کاهش موانع، بهبود کیفیت تولید، افزایش بهره‌وری و... اجرایی کرد. اما متاسفانه هر روز بخشنامه و مقررات و سیاست‌گذاری ای که در کشور انجام می‌شود یک مانع به موانع داخلی اضافه می‌کند. این موارد از مجوزهای شروع کسب و کار گرفته تا فشارهایی که به تولیدکنندگان وارد می‌شود. مانند ناترازی در برق که سه روز برق آنها را قطع و آن را گران می‌کنند. در حوزه زیرساخت‌ها نیز هرروز در حوزه حمل و نقل با چالش همراه هستیم و مشکلات بسیاری را برای تولید داخل ایجاد می‌کند که نه تنها حمایتی صورت نمی‌گیرد که هیچ بلکه در عمل تولید داخل را هم با مشکل همراه می‌کنیم. شفافیت در سیاست‌ها و تقویت اعتماد عمومی به ویژه هم بین مردم و هم فعالان اقتصادی موضوع مهم دیگری است. دولت باید سیاست‌های خود را به صورت شفاف اعلام کند و در واقع فضای عدم اطمینان را از بین ببرد. ما باید بتوانیم آینده را شفاف پیشبینی کرده و به آن اعتماد کنیم و مردم نیز به برنامه‌های اقتصادی دولت اعتماد کنند. این امر به کاهش انتظارات تورمی کمک خواهد کرد. فعالان اقتصادی می‌توانند آینده را پیش‌بینی و می‌توانند در این فضای شفاف و با ثبات سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهند و اگر این شاخص‌ها اصلاح شود صاحبان سرمایه ایرانی در خارج از کشور را به سرمایه‌گذاری در کشور علاقه‌مند می‌کند. این موضوع منجر به افزایش سرمایه‌گذاری خارجی در کشور خواهد شد.

نقش نقدینگی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

فراموش نکنیم افزایش نقدینگی یکی از دلایل اصلی تورم در ایران است که به ویژه از طریق سیاست‌های پولی انبساطی بانک مرکزی انجام می‌شود که به نظر بنده باید با سیاست‌های موثر جلوی این افزایش نقدینگی را دولت‌ها بگیرند. نوسانات شدید در نرخ ارز به ویژه در دلار که وسیله مبادله ما محسوب می‌شود منجر به افزایش قیمت کالاهای وارداتی شده و به دنبال آن افزایش قیمت‌ها را در بازار داخلی به همراه دارد. طبیعتاً دولت با تعیین نرخ ارز نیمایی برای واردات که پایین‌تر از نرخ بازار آزاد است واردات کالاهای لوکس کالاهایی مثل موبایل و چای دبش و فسادی که به هر حال در این زمینه ایجاد می‌شود کمک کرده و در عمل به واردات کالاهای نامرغوب به کشور و گران‌تر فروخته شده کمک می‌کند. اما این موضوع به تولید داخلی لطمه وارد می‌کند و در واقع واردات را بیشتر تقویت می‌کند. طبیعی است که این موضوع باعث منفی شدن تراز تجاری ما می‌شود. تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی هم که به هر حال سال‌هاست وجود دارد. این تحریم‌ها و محدودیت‌های بینالمللی تاثیر بسیار زیادی بر تورم در کشور داشته و در حال حاضر هم ادامه دار است که باعث کاهش تولید داخلی افزایش وابستگی به خارج و واردات می‌شود که باید سیاستگذاری‌ها به سمت تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی ما به واردات کالاهای خارجی برود.

بخشی از مشکلات ناشی از عدم ثبات در سیاست‌گذاری‌ها و قوانین و مقررات است. نظر شما در این باره چیست؟

سیاست‌های اقتصاد ناپایدار، نبود سیاست اقتصادی پایدار و تغییرات مکرری که در آنها رخ می‌دهد باعث بروز تورم می‌شود. همچنین عدم هماهنگی که بین دستگاه‌های دولتی در زمینه سیاست اقتصادی وجود دارد می‌تواند باعث تشدید تورم شود. طبیعی است که در هر جای دنیا هر کدام از این سازمان‌ها ساز خودشان را می‌زنند اما مثل یک ارکستر سمفونیک عمل می‌کنند و هماهنگ با هم می‌نوازند که از دل آن یک آهنگ توسعه نواخته می‌شود. در اینجا نیز اگر این سازمان‌ها هماهنگ با یکدیگر عمل کنند بدون شک در کنترل تورم می‌تواند سهم بسزایی را ایفا کند.

آیا دولت می‌تواند به بهانه کنترل تورم قیمت‌ها را پایین نگه دارد؟

دولت‌ها ممکن به بهانه کنترل تورم دست به مداخلاتی بزنند که شامل کنترل مستقیم قیمت‌ها یا قیمت‌های دستوری می‌شود. اما خوب این سیاست‌ها مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند، کما اینکه در کشور ما هم این اتفاق رخ داده و متاسفانه در بورس کالا دخالت می‌کنند در رینگ داخلی و صادراتی نرخ ارز را تعیین می‌کنند قیمت پایه را تغییر می‌دهند و در عمل تحت این عنوان که این تولیدات از یارانه‌های داخل کشور استفاده می‌کنند، شاهد استفاده از ابزراهای تنبیهی هستیم و با این قیمتگذاری مشکلات عدیده‌ای را برای تولید داخلی ایجاد م می‌کنند و عملاً اشتیاق صاحبان سرمایه را برای سرمایه‌گذاری در کشور کاهش می‌دهند.

از سویی دیگر ایجاد بازار سیاه و کمبود کالا از دیگر مشکلاتی است که باعث می‌شود این قیمت‌های دستوری پایین نگه داشته شود و تولیدکنندگان چندان تمایلی به تولید و عرضه محصولات خود نداشته باشند و این می‌تواند منجر به کمبود کالا در آینده شود و در واقع مثل ارزی که شما صادر می‌کنید، وارد و به قیمت پایین‌تر باید به بانک مرکزی تحویل داده شود چه انگیزه‌ای برای تولید صادرات و ارزآوری برای فعال اقتصادی خواهد داشت. اختلال در فرایندهای بازار هم از موضوعات دیگر است چراکه قیمت‌گذاری دستوری می‌تواند به ایجاد اختلال در فرایندهای بازار هم منجر شود به ویژه در بخش‌های تولیدی و صنعتی که باعث کاهش بهره‌وری می‌شود و ما در کشور امروز شاهد آن هستیم.

مداخلات دولت چه تاثیراتی بر سرمایه‌گذاری دارد؟

مداخلات دولت‌ها در بازار به ویژه در بخش‌هایی که برای تولیدکنندگان سودآور نیست می‌تواند باعث مقاومت فعالان اقتصادی شده و کاهش انگیزه برای سرمایه‌گذاری تولید و عملاً به مهاجرت در واقع سرمایه‌ها از کشور هم منتج شود و در نهایت برای کنترل تورم به طور موثر، به نظر بنده دولت باید به سمت سیاست‌های مناسب و هماهنگی حرکت کرده تا بتواند بهترین راهکار را اتخاذ کند. این سیاست‌های شامل ابزارهای پولی و مالی و تجاری است که این سه باید هماهنگ با هم عمل کنند. اقداماتی مثل اصلاحات در بازار کار کاهش وابستگی به واردات، تقویت تولید داخلی و... همگی می‌توانند نقش مهمی را در کاهش تورم و رسیدن به ثبات اقتصادی ایفا کنند. به نظر بنده یکی از مهم‌ترین المان‌های تاثیرگذار اعتماد عمومی است. همچنین دولت باید بدنه خود را کوچک کرده و از سیاست‌های مناسب استفاده کند. در واقع با توجه به ظرفیت‌های قانونی که وجود دارد به طور حتم سیاست‌گذاری‌های خود را در حوزه‌های مختلف علی‌الخصوص در حوزه بانک مرکزی با فعالان اقتصادی هماهنگ کرده که این سیاست‌ها منجر به تقویت تولید، افزایش صادرات منجر به کاهش واردات و در نهایت منجر به کاهش تورم در کشور شود. در نهایت باید به این موضوع توجه داشت که کاهش تورم می‌تواند تأثیرات مثبت و گسترده‌ای بر اقتصاد ایران داشته باشد. تورم کنترل‌شده و کاهش یافته به‌عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی ثبات اقتصادی، می‌تواند به بهبود بسیاری از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی کشور منجر شود. کاهش تورم به معنای افزایش آرام‌تر قیمت‌ها یا تثبیت آن‌هاست. این امر باعث می‌شود درآمد واقعی مردم افزایش یابد، زیرا با ثابت ماندن درآمدها، هزینه‌های زندگی با سرعت کمتری رشد می‌کند. قدرت خرید بیشتر می‌تواند موجب بهبود رفاه اجتماعی، کاهش فشار اقتصادی بر اقشار آسیب‌پذیر و افزایش رضایت عمومی شود. همچنین تورم بالا و نوسانات قیمتی، فضای عدم اطمینان ایجاد می‌کنند و سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهند. با کاهش تورم: سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی احساس امنیت بیشتری خواهند کرد و تمایل بیشتری به سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصاد خواهند داشت. سرمایه‌گذاری مولد جایگزین رفتارهای سوداگرانه (مانند خرید ارز و طلا) می‌شود، که به رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) کمک می‌کند. از سویی دیگر تورم بالا، به‌ویژه در کشورهایی مانند ایران، به نفع اقشار ثروتمند و به زیان طبقات متوسط و فقیر عمل می‌کند. در نتیجه کاهش تورم می‌تواند از طریق کاهش شکاف طبقاتی و توزیع عادلانه‌تر منابع، به کاهش نابرابری کمک کند. همچنین از افت ارزش پس‌اندازها جلوگیری کند، که برای خانوارهای کم‌درآمد اهمیت بیشتری دارد. همچنین تورم بالابه طور معمول با افزایش هزین ه‌های تولید همراه است. کاهش تورم می‌تواند، هزینه‌های مواد اولیه و نیروی کار را تثبیت کرده و به کاهش قیمت تمام‌شده کالاها کمک کند. همچنین صادرات غیرنفتی را با افزایش رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی تقویت کند. کاهش تورم در اقتصاد ایران می‌تواند نقطه عطفی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم، تقویت تولید داخلی، افزایش رقابت‌پذیری، و کاهش وابستگی به منابع خارجی باشد. این دستاورد به شرطی ممکن است که دولت سیاست‌های هماهنگ پولی، مالی و تولیدی را اتخاذ کرده و شفافیت و اعتماد عمومی را افزایش دهد. با توجه به تأثیر گسترده تورم بر تمامی جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی، کنترل آن یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران است و می‌تواند به توسعه پایدار و ثبات اقتصادی منجر شود.

 منبع: آینده‌نگر