لندن: بندرِ دوهزارساله

تاریخ 1403/07/14 ساعت 10:54

بندر لندن، یکی از پر رفت و آمدترین بنادر امروزی جهان، در گذشته‌ای نه چندان دور به عنوان قلب صنعتی و تجاری اروپا شناخته می‌شد. طی قرون، حیاتی‌ترین محموله‌ها و مشهورترین کشتی‌ها از این بندر عبور می‌کردند و درباره فضای آنجا رمان‌ها نوشته می‌شد. بندر لندن راهی بود برای وصل‌شدن انگلیس به جهان؛ و البته انگلیس قرن‌ها برای دست‌اندازی به سرزمین‌های مختلف جهان و منابع آنها تلاش کرده بود. در اسکله‌های شلوغ لندن، می‌توان رد پایی از تاریخ و تجارت با جهان در طول قرون را دید.

بندر لندن، یکی از پر رفت و آمدترین بنادر امروزی جهان، در گذشته‌ای نه چندان دور به عنوان قلب صنعتی و تجاری اروپا شناخته می‌شد. طی قرون، حیاتی‌ترین محموله‌ها و مشهورترین کشتی‌ها از این بندر عبور می‌کردند و درباره فضای آنجا رمان‌ها نوشته می‌شد. بندر لندن راهی بود برای وصل‌شدن انگلیس به جهان؛ و البته انگلیس قرن‌ها برای دست‌اندازی به سرزمین‌های مختلف جهان و منابع آنها تلاش کرده بود. در اسکله‌های شلوغ لندن، می‌توان رد پایی از تاریخ و تجارت با جهان در طول قرون را دید.

سابقه بندر لندن را باید به دوران حکومت رومیان نسبت داد؛ زمانی که رودخانه تِیمز به عنوان یک مسیر تجاری عمده مورد استفاده قرار می‌گرفت. درواقع رومی‌ها بودند که در قرن یکم میلادی این بندر را تاسیس کردند و از آن زمان، بندر لندن بیش از دو هزار سال است که به صورت مداوم مورد استفاده قرار دارد.

در قرون وسطی، رودخانه تیمز قلب تجاری شهر بود و اولین اسکله‌ها برای پذیرش کشتی‌ها و محموله‌هایشان در انگلیس در همین بندر لندن ساخته شد. در قرون هفده و هیجده میلادی که امپراتوری بریتانیا و کمپانی هند شرقی بیشترین قدرت تجاری را در جهان داشتند، بندر لندن به یکی از بزرگ‌ترین و شلوغ‌ترین بنادر جهان تبدیل شد و تجارت کالاهای مهم آن دوران از جمله شکر، تنباکو و البسه و منسوجات از طریق آن صورت می‌گرفت.

در این دوران، کاشفان و بازرگانان از طریق بندر لندن به سوی سرزمین‌های دوردست می‌رفتند و اهداف استعماری امپراتوری بریتانیا از همین طریق گسترش یافت. یک دلیل مهم برای اینکه لندن به مرکز مالی مهمی در جهان تبدیل شد، این بود که تامین هزینه کشتی‌ها و محموله‌ها به مقاصد دوردست در همان جا صورت می‌گرفت و این سنت در طول قرون ادامه یافت.

در قرن نوزدهم، بندر لندن گسترش یافت و اسکله‌های بزرگ و مدرن و جدیدی برایش ساخته شد که نحوه مدیریت محموله‌ها را به کل دگرگون کردند و روش‌های بهینه برای حمل و نقل کالا از کشتی‌ها به انبارها و سپس به قطار یا سایر وسایل نقلیه در همین زمان در بندر لندن پا گرفت. احداث این اسکله‌ها هزاران فرصت شغلی جدید نیز در بندر لندن ایجاد کرد و صنایع زیادی را با خود به بندر لندن آورد. در همین حال، استفاده از انرژی بخار به تحول عظیمی در صنعت کشتیرانی و تجارت منتهی شد چون تناژ کشتی‌ها را بالا می‌بُرد.

در قرن بیستم، لندن همچنان اهمیت خود را حفظ کرد. در طول جنگ جهانی اول، بندر لندن در تامین غذا، مهمات و سایر اقلام ضروری ارتش انگلیس اهمیت زیادی داشت و بسیاری از کارکنان بندر در نهایت در جنگ مشارکت کردند. اما این بندر در طول جنگ جهانی دوم و به خصوص در سال ۱۹۳۹ میلادی در معرض حملات زیادی از سوی آلمان‌ها قرار گرفت و آسیب شدیدی به خصوص از لحاظ زیرساختی و اسکله‌ای دید و بعد از جنگ، بازسازی‌های گسترده‌ای در آن انجام شد. در دهه‌های بعد از جنگ، بندر لندن هم مثل سایر بندر قدیمی‌تر با چالش‌های جدیدی مواجه شد چون کانتینری‌شدنِ بنادر به شدت دنبال می‌شد و استفاده از برخی اسکله‌های قدیمی بنادر دیگر لزومی نداشت.

بندر لندن درواقع در نیمه دوم قرن بیستم در هیاهوی خودکار شدنِ امور بندری و تمرکز روی کانتینرها قرار گرفت و همچنین رقابت شدیدی از سوی بنادر دیگر در اروپا و نقاط دیگر جهان را تجربه کرد و درواقع مجبور به پذیرش رقبای جدید شد. امروز بندر لندن همچنان یکی از مهم‌ترین بنادر انگلیس و اروپاست و سالانه میلیون‌ها تن محموله از این بندر می‌گذرد. بندر کنونی لندن فضایی برابر با ۹۵ کیلومتر را در کرانه رود تیمز اشغال کرده است.

اقتصاد انگلیس در گذر زمان

در طول قرون، انگلیس ثروت زیادی را از بابت استعمار سرزمین‌های مختلف مثل شبه قاره هند، استرالیا، آفریقای جنوبی، جزایر کارائیب، کانادا و نقاط دیگر به دست آورد که برخی از ارقام مربوط به آن حیرت‌آور است. بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها ثروتی که انگلیس توانست فقط از مستعمره‌اش هند به دست بیاورد، با ارقام امروزی برابر ۴۵ تریلیون دلار می‌شد. این فقط شامل منابع هند نبود بلکه شامل تجارت کالاهای خاص مثل منسوجات با هند می‌شد.

یک علت بزرگ موفقیت انگلیس در استعمار سرزمین‌های دوردست این بود که انگلیس نیروی دریایی بزرگ و قدرتمندی داشت. این نیروی دریایی به دلیل رقابت با قدرت‌های اروپایی استعمارگر دیگر مثل اسپانیا، پرتغال و هلند شکل گرفته بود. انگلیس حتی در اوایل قرن هفدهم، استعمار بخش‌هایی از آمریکای امروزی را هم با موفقیت به پیش می‌برد؛ هرچند که در قرن هیجدهم، شورش‌های متعدد علیه استعمارگران انگلیسی در آمریکا صورت گرفت و درنهایت انگلیس مستعمره‌اش در آمریکای امروزی (به خصوص ایالت ویرجینیا) را از دست داد. به همین دلیل بود که انگلیس تمرکزش را از آن پس روی مستعمره‌های ثروتمند در آسیا قرار داد و با تاسیس کمپانی هند شرقی توانست از ثروت و موقعیت بازرگانی در هند، اندونزی و بخش‌های متعدد از آسیای جنوب شرقی استفاده کند و بعد راهش را در آفریقا هم باز کند.

اقتصاد انگلیس در طول زمان از منابع انرژی نسبتاً زیاد خود از جمله نفت، گاز طبیعی و زغال سنگ بهره زیادی برده است. به رغم کاهش شدید تولید زغال سنگ، هنوز هم نیروگاه‌ها در انگلیس مشتری اصلی آن هستند.

انگلیس از زمان کشف نفت و منابع گاز طبیعی فراساحلی در دریای شمال به مرحله خودکفایی و صادرات نفت و گاز هم رسیده است. همچنین انگلیس در زمینه تولید برق با سوخت هسته‌ای پیشرفت‌هایی داشته است و نیروگاه‌های برق‌آبی‌اش هم که بیشتر در اسکاتلند هستند در تولید برق نقش دارند.

در همین حال، بخش تولید در انگلیس دچار چالش‌هایی بوده و از نظر سهم‌آفرینی در تولید ناخالص داخلی و همین طور از نظر ایجاد اشتغال برای عموم، دچار کاستی‌هایی بوده است. مهم‌ترین صنایع تولیدی انگلیس را باید غذا و نوشیدنی، تنباکو، مواد شیمیایی، کاغذ و امور انتشار و چاپ، فلزات و مواد معدنی، منسوجات و پوشاک، چرم و کفش عنوان کرد. همچنین این کشور در بخش مهندسی حمل و نقل، تولید دارو و صنایع شیمیایی، تولید تجهیزات موتوری و تجهیزات هوا و فضا و همین طور تولید محصولات برقی رشد زیادی داشته است.

بخش کشاورزی در انگلیس افت زیادی را در دهه‌های اخیر تجربه کرده و بخش بسیار اندکی از جمعیت این کشور (دو درصد) در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. سیاست‌هایی که برای ایجاد اشتغال برای کشاورزان روستایی در حوزه‌های دیگر در پیش گرفته شده هم موفقیت‌آمیز نبوده است.

در بخش شیلات، انگلیس صنعت پیشرفته‌ای در اروپا دارد اما این بخش هم در دهه‌های اخیر دچار افول شده است؛ به خصوص با توجه به اینکه قوانین اتحادیه اروپا در این زمینه هم با منافع انگلیس در تضاد بوده است و یکی از عواملی بود که رای مردم این کشور به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) را رقم زد.

انگلیس در بخش مالی شهرت زیادی دارد و به خصوص لندن به صورت سنتی به عنوان مرکز مالی مهم در جهان شناخته می‌شده است. در پایان قرن بیستم میلادی بیش از یک میلیون نفر در بخش خدمات مالی در انگلیس کار می‌کردند و این بخش، یک‌دوازدهم از تولید ناخالص داخلی انگلیس را تشکیل می‌داد.

با وجود آن‌که شهرهای دیگر مثل لیدز و ادینبورو هم در صنعت مالی انگلیس پیشرفت زیادی کرده‌اند، لندن همچنان در این زمینه حرف اول را می‌زند. البته بعد از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، زمزمه‌های زیادی وجود داشت که احتمال شکست‌خوردن لندن از سایر مراکز مالی اروپا از جمله فرانکفورت را مطرح می‌کرد اما هنوز نشانه متقنی در این خصوص وجود ندارد.

فرهنگ تجاری انگلیس

ادب و نزاکت، نظم و وقت‌شناسی از ارزش‌های مورد احترام در فرهنگ تجاری انگلیس به حساب می‌آیند. همزمان شوخ‌طبعی انگلیسی‌ها ممکن است به نظرتان تند و گاهی طعنه‌آمیز بیاید اما فراموش نکنید که این شیوه شوخ‌طبعی خاص آنهاست و طرفداران زیادی در دنیا دارد. 

سلسله‌مراتب به شیوه انگلیسی

فرهنگ تجاری در انگلیس در مقایسه با کشورهای اروپایی کمتر سلسله‌مراتبی است و مدیران سعی می‌کنند فاصله‌ای را با زیردستان خود حفظ کنند و به طور مستقیم به آنها دستور ندهند. با این حال در نهایت روند تصمیم‌گیری در شرکت‌های انگلیسی از بالا به پایین است و مدیران ارشد تصمیمات کلیدی را می‌گیرند اگر چه آن را نه به عنوان دستور لازم‌الاجرا که به عنوان خط مشی ارائه می‌دهند. روند تصمیم‌گیری‌های تجاری در انگلیس زمان‌بر است و بخصوص مدیران رده‌بالا موقع بررسی پیشنهادات و قراردادها بودجه سالانه شرکتتان را در نظر دارند. این یعنی آنها مثلاً در مقایسه با مدیران آمریکایی کمتر ریسک می‌کنند.

بلندمدت، کوتاه‌مدت

روابط شخصی میان شرکای تجاری در انگلستان به اندازه کشورهای مدیترانه اهمیت ندارد و این روند حتی در بین نسل‌های جوان‌تر مدیران تشدید شده است. با این همه انگلیسی‌ها کار کردن با افراد آشنا را ترجیح می‌دهند و بهتر است یک آشنای مشترک پیدا کنید تا شما را به طرف انگلیسی معرفی کند. شبکه‌سازی کلید موفقیت بلندمدت در تجارت با انگلیسی‌هاست و آنها ترجیح می‌دهند با شرکای خود رابطه‌ای بلندمدت داشته باشند. اگر طرف انگلیسی بداند که قصدتان آغاز رابطه‌ای بلندمدت نیست زیاد شما را جدی نخواهد گرفت. سعی کنید اولین دیدار شما با طرف انگلیسی با حضور آشنای مشترک و در رستوران یا کافه‌ای راحت باشد.

آداب ایمیل

اگر نتوانستید با طرف انگلیسی آشنای مشترک پیدا کنید بهتر است به او ایمیل بزنید. سعی کنید ایمیل را مستقیماً به شخصی بزنید که می‌خواهید با او صحبت کنید - و نه به آدرس ایمیل اصلی شرکت - و باید ایمیل لحنی رسمی داشته باشد. طرف انگلیسی ترجیح می‌دهد که با همین ایمیل اول شما را بشناسد و بداند که دقیقاً چرا درخواست ملاقات کرده‌اید. پس سعی کنید شفاف و کوتاه بنویسید که درخواست ملاقات با مسئول کدام بخش را دارید و هدفتان از این ملاقات چیست. بعد از این ایمیل است که طرف انگلیسی ممکن است به شما تلفن کند یا قرار ملاقات بگذارد.

در اهمیت وقت‌شناسی

وقت‌شناسی و مدیریت زمان به شدت در انگلیس اهمیت دارد. پس سعی کنید سر وقت یا حتی کمی زودتر سر قرار برسید. تاخیر در جلسات نشانه مثبتی نخواهد بود و به وجهه حرفه‌ای شما آسیب می‌زند. اگر به هر دلیلی دچار تاخیر شدید حتماً از قبل ماجرا را به طرف مقابل توضیح دهید و از او عذر بخواهید. جلسات مذاکره در انگلیس با زمان‌بندی مشخص و موضوعات تعیین‌شده پیش می‌رود و آنها اصولاً به این زمانبندی پایبند خواهند ماند. البته اگر موضوعی غیرمنتظره در بحث مطرح شود و به مذاکره گذاشته شود طرف مقابل احتمالاً زمان جلسه را افزایش خواهد داد.

مدیریت جلسات مذاکره

اصولاً مذاکرات با گپ و گفتی غیررسمی شروع می‌شود تا یخ طرفین بشکند. در این مواقع بهتر است در مورد موضوعات خصوصی حرف نزنید چون انگلیسی‌ها در مورد حریم خصوصی‌شان حساسند.

اگر ادعایی را در مورد قابلیت‌های شرکتتان یا وضعیت بازار مطرح می‌کنید حتماً سعی کنید با نمودار یا آمار ادعایتان را ثابت کنید. از ادعاهای غلوآمیز پرهیز کنید چرا که باعث بی‌اعتمادی طرف مقابل می‌شود. اصولاً پیشنهادتان باید یک سناریوی دو سر بُرد برای شما و طرف مقابل باشد اما سعی نکنید دستتان را همان اول کاملاً برای آنها رو کنید چرا که انگلیسی‌ها عادت دارند در مورد پیشنهاد نهایی‌شان همان اول حرف نزنند.

اگر پیشنهادتان را مطرح کردید و طرف مقابل از آن استقبال نکرد دلسرد نشوید چرا که انگلیسی‌ها عموماً محتاطانه واکنش نشان می‌دهند و سعی می‌کنند خیلی سریع به چیزی متعهد نشوند. پس انتظار نداشته باشید که در جلسات اولیه بتوانید قرارداد امضا کنید. با این همه سعی کنید فعالانه مذاکره کنید و سوال‌های جهت‌دار از طرف مقابل بپرسید تا طرف انگلیسی را به سمت دلخواهتان حرکت دهید.

اگر چه فرهنگ تجاری انگلیسی‌ها رسمی محسوب می‌شود اما آنها اصولاً رویکردی «ریلکس» در مورد کسب و کار دارند و بهتر است سعی کنید شما هم با آرامش مذاکره کنید تا نشان دهید که همه چیز تحت کنترل است.

اگر طرف مقابل به پیشنهاد شما علاقمند شود عموماً درخواست جلسه دوم را می‌کند یا از شما می‌خواهد همراهش ناهار یا شام بخورید. اما اگر در جریان مذاکره پیشنهاد شما را جالب (interesting) توصیف کنند و در مورد ادامه مذاکرات با ابهام حرف بزنند به احتمال زیاد پیشنهادتان نتوانسته توجهشان را جلب کند.

در جریان مذاکرات بهتر است طوری حرف نزنید که خیال کنند جملاتتان را از قبل تمرین کرده‌اید چون به صداقت شما مشکوک می‌شوند. البته مودب ماندن طی مباحثات به شدت برای طرف انگلیسی مهم است، تا آنجا که سعی می‌کنند موقع پاسخ منفی به پیشنهاد شما یا ارائه آماری متاقض با آمار شما، به شیوه غیرمستقیم و گنگ حرف بزنند یا به شوخی روی آورند. انگلیسی‌ها استاد استفاده از کلمات ملایم در موقعیت‌های ناخوشاید هستند و بهتر است برای درک بهتر مواظع طرف مقابل حتماً انگلیسی‌تان را تقویت کنید و روی ظرافت‌های کلامی انگلیسی‌ها کار کنید وگرنه به آسانی می‌توانید حرفشان را اشتباه بفهمید. شما هم بهتر است طی مباحثه به شیوه خودشان با ظرافت عمل کنید تا بی‌ادب یا گستاخ به نظر نرسید. 

من را با نام فامیلم صدا بزن

انگلیسی‌ها موقع سلام و احوال‌پرسی دست طرف مقابل را می‌فشارند. اگر کسی خود را در اولین دیدار با نام فامیلش معرفی کرد بهتر است تا زمانی که خودش از شما نخواسته او را آقا یا خانم فلانی صدا بزنید. او احتمالاً بعد از آشنایی بیشتر به شما خواهد گفت که او را با نام کوچکش صدا بزنید. ماجرای نسل جوان البته فرق می‌کند و ممکن است طرف مقابل در اولین دیدار خود را با نام کوچک معرفی کند و انتظار داشته باشد که شما را به هم با نام کوچکتان صدا بزند.  

انگلیسی‌ها اصولاً در جلسات مذاکره لباس رسمی می‌پوشند - کت و شلوار تیره - و از شما همین انتظار را دارند. (در استارت‌آپ‌های مدرن‌تر یا شرکت‌های رسانه‌ای و هنری این روند کمرنگ‌تر است.)

برخلاف کشورهای آسیایی، در انگلیس در مورد کارت ویزیت آداب خاصی وجود ندارد. کافی است در اولین دیدار کارتتان را که به انگلیسی ترجمه شده به طرف مقابل بدهید و زمانی که او کارتش را به شما داد آن را بخوانید و در کیف مخصوص یا روی میز بگذارید.

مرز هدیه و رشوه در انگلیس

هدیه دادن لزوماً بخشی از فرهنگ تجاری انگلیسی نیست. بخصوص که تعدادی از شرکت‌های انگلیسی برای آنکه بعداً دچار مشکلات حقوقی نشوند خط مشی عدم دریافت هدیه را در پیش گرفته‌اند. اگر خواستید به طرف انگلیسی هدیه بدهید حواستان باشد که هدیه نه آنقدر گران‌قیمت نباشد که شائبه رشوه پیش بیاید و نه آنقدر ارزان باشد که توهین‌آمیز به نظر برسد. در انگلیس می‌توانید به شریک خود کارت پستال، قلم، کتاب یا سوغاتی از کشورتان هدیه بدهید. گاهی این رسم وجود دارد که در لحظه‌ای که قرارداد بسته شد طرفین هدایای کوچکی رد و بدل می‌کنند و هدیه را همان لحظه باز می‌کنند. اصولاً اگر از طرف انگلیسی هدیه‌ای دریافت کردید سعی کنید لطف او را جبران کنید. 

رسوم شام و ناهار تجاری

تجار انگلیسی علاقه خاصی به خوردن شام یا ناهار با شرکای خود دارند و به همین خاطر ممکن است شما را به رستوران، کافه و ... دعوت کنند. در چنین مواردی مذاکره به شیوه‌ای غیررسمی دنبال می‌شود اما بهتر است اول درباره غذا یا مسائل دیگر حرف بزنید و اجازه بدهید که طرف مقابل بحث را به تجارت بکشاند. صورت‌حساب را معمولاً کسی پرداخت می‌کند که پیشنهاد غذا را داده اما ممکن است رده افراد هم روی این مسئله تاثیر بگذارد. انگلیسی‌ها عموماً شرکای خود را به خانه دعوت نمی‌کنند.

منبع: آینده‌نگر