
شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین به یکی از مهمترین چهرههای سیاسی در جهان امروز تبدیل شده است. روابط او با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه برای غرب نگرانکننده به نظر میرسد. اکونومیست در این گزارش به همین مقوله پرداخته است.
دو سال پیش بود که شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین اعلام کرد کشورش برای ارتباط با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه «هیچ محدودیتی» ندارد. رهبران دو کشور دیدارهایی مرتب با یکدیگر دارند و هر بار که این دو غول با هم دیدار میکنند، توجه جهانیان کاملاً معطوف به آنها است. هر بار جهان در این فکر است که چین چه رویکردی نسبت به روسیه در پیش خواهد گرفت. این رویکرد برای جهان غرب چندان زیبا و دلچسب نیست. این مسئله روی وضعیت شرکتهای چینی هم اثر گذاشته است. آنها هزینه دیدارهای شی با پوتین را میپردازند. در واقع چین در حال تهیه سلاح برای پوتین است و این مسئله غرب را نگران و ناراضیتر از گذشته کرده است.
رئیسجمهوری چین بسیار آرام به نظر میرسد. او مانند پوتین، روحیهای جنگطلب ندارد، با این حال چالشی بزرگ برای جهانیان و به طور ویژه غرب، به شمار میآید. او نظم جدیدی به جهان بخشیده و تلاش میکند هر چیزی را مطابق میل چین طراحی کند. حمایت بیدریغی که او از پوتین داشته، منجر به بروز تفرقه در میان سران کشورهای غربی هم شده است. البته همه تلاش میکنند جلوی زد و خورد مستقیم را بگیرند، با این حال چالش و مشکل به صورت پررنگ دیده میشود.
چین تاکتیکهایی متفاوت از پوتین در پیش گرفته، بهویژه درباره جنوب دریای چین و تایوان، رویهای کاملاً مخصوص به خودش را در نظر گرفته است و تصور میکند این رویه، جلوی ورود این کشور را به جنگ میگیرد. غربیها بارها اعلام کردهاند که چین باید کمکرسانی به روسیه را قطع کند. مقامات آمریکایی میگویند اگر به خاطر کمکهای چین نبود، روسیه نمیتواند تا این اندازه در جنگ پیش برود. با این حال مقامات چینی در این زمینه سکوت اختیار کردهاند و سعی میکنند خودشان را بیتفاوت نشان دهند. از نگاه چینیها، روسیه یکی از شرکای تجاری و سیاسی اصلیشان است که ارزش حفظ کردن را دارد. به همین دلیل است که پیوندهای تجاری و نظامی خود را با این کشور تقویت کردهاند.
*همان همیشگی!
آمریکا در مقابل به دنبال ابزار همیشگیاش است: تحریم. مقامات آمریکایی در تلاش هستند از مسیر تحریمهای سنگین علیه روسیه و شرکتها و بانکهای چینی و همچنین از طریق اعمال تعرفههای سنگین، شی جینپینگ را تحت فشار سنگین قرار دهند. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا و سایر مقامات این کشور اعلام کردهاند که نگرانی اصلی آنها ورود تجهیزات و ماشینآلات چینی به خاک روسیه است. در واقع از نگاه آنها، چین از مسیر کمکهای نظامی به روسیه، به اوکراین در جنگ است.
همین چند وقت پیش بود که بلینکن گفت اگر چین از روسیه حمایت نمیکرد، روسیه برای ادامه این جنگ در اوکراین دچار چالش شده بود. چین عضوی از این بحران و درگیری نیست و خودش را در هیچ نقطهای، درگیر نمیبیند. با این حال، تداوم یک جنگ در طولانیمدت میتواند به ضرر همه از جمله چین تمام شود. بهعلاوه، اندک حس اتحاد تجاری را که میان چین و آمریکا وجود دارد، از بین خواهد برد.
دریای جنوب چین در حال حاضر عملاً در اختیار کامل چینیها قرار دارد و این مسئله به منشا نگرانی برای آمریکاییها تبدیل شده است. هم فیلیپین و هم تایوان، در خطر هستند و آمریکا هم نسبت به این مسئله آگاهی کامل دارد. چین به عنوان یک ابرقدرت بالای سر دو کشور حاضر است و موقعیت جغرافیایی هم اجازه نمیدهد سایر کشورها به کمک این دو کشور بیایند.
چین فضا را بین صلح و جنگ، به شکلی مهآلود نگه داشته است. چینیها از این مسیر تلاش دارند نظم جدیدی به جهان ببخشند. آنها میخواهند کشورشان را به نقطهای برسانند که هیچ کشور خارجی نتواند قدرتشان را به چالش بکشد. واضح است که آمریکا اصرار دارد در کنار متحدان خود قرار بگیرد و حمایتش را از آنها به چین نشان دهد. به هر حال رهبر چین قرار نیست پوتین را در این بحران رها کند پس آمریکا هم نمیخواهد اوکراین و سایر متحدان خود را تنها بگذارد. یک پرسش وجود دارد: آیا چین درست محاسبه کرده است؟ آیا واقعاً درگیر جنگ نخواهد شد؟ شاید اگر همه چیز واقعاً به نفع چین تمام شود و آمریکا احساس کند بازنده میدان است، آنوقت معادلات را هم عوض کند. شاید لازم باشد همه وارد منطقه خاکستری شوند تا جلوی بروز بحرانهای جدی را در آینده بگیرند.
منبع: اکونومیست / ترجمه: آیندهنگر