
اکثر کشورهای جهان در دنیای امروز با بحران فرزندآوری و کاهش نرخ باروری مواجه هستند. بسیاری از دولتها تصور میکنند با مداخله، میتوانند این مسئله را تحت کنترل خود درآورند. اکونومیست معتقد است مداخله باید به شکلی هدفمند صورت بگیرد وگرنه محکوم به شکست خواهد بود.
پول برای بچه
نرخ باروری سقوط کرده و همین مسئله باعث شده سیاستمداران به دنبال سیاستهایی باشند که زنان را به فرزندآوری تشویق کند. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری پیشین آمریکا و نامزد فعلی جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری این کشور، قول داده اگر رای بیاورد و به کاخ سفید بازگردد، به زنان در این زمینه پاداش بدهد. در فرانسه، همین حالا هم دولت سالانه 3.5 تا 4 درصد از تولید ناخالص داخلی را به سیاستهای فرزندآوری اختصاص داده است، باز هم دولت امانوئل مکرون به دنبال بهبود وضعیت جمعیتی در این کشور است و در نتیجه قصد دارد سیاستهای جدیدی را وضع کند که به بودجه هم نیاز دارد. در کره جنوبی صحبت از پاداش 70 هزار دلاری برای فرزندآوری به میان آمده است. با این حال، تجربه نشان داده که احتمالاً همه این اقدامات به شکست ختم میشوند به این دلیل که براساس واقعبینی طراحی نشدهاند.
نگرانیهای دولتها در زمینه فرزندآوری کاملاً قابل درک است. نرخ باروری تقریباً در همه کشورهای جهان کاهش پیدا کرده و کشورهای ثروتمند بیش از هر جایی با کمبود فرزند مواجه هستند. اکثر کشورهای توسعهیافته اگر به سیاستهای مهاجرتی خود ادامه ندهند، با کاهش شدید جمعیت مواجه خواهند شد. طی یک دهه اخیر، روند نزولی بسیار شدید بوده و کاملاً برخلاف انتظارات پیش رفته است.
برخی افراد مثل ایلان ماسک بر این باورند که تمدن بشر در خطر است و به نوعی نسبت به این جریان بدبین هستند. تعداد افراد مسن در کشورهای ثروتمند به شدت افزایش پیدا کرده و در مقابل خبری از فرزندآوری نیست. تصمیم به فرزندآوری، امری کاملاً شخصی به شمار میآید و همچنان هم باید شخصی بماند. اما دولتها هم باید نسبت به مسائل جمعیتشناختی توجه داشته باشند. پیر شدن و کاهش جمعیت بیتردید روی قدرت نظامی و سیاسی کشورها اثر میگذارد و به نوعی دینامیک قدرت را تغییر میدهد. بهعلاوه، اقتصاد بیش از هر بخشی متاثر خواهد شد.
*مداخله باید حسابشده باشد
بسیاری از برنامههای دوستدار و مدافع فرزندآوری، به این صورت پیش میروند که به خانوادهها کمک میکنند تا بتوانند در جهت فرزندآوری فعالیت کنند. با این حال، اگر دولتها فکر میکنند مقوله فرزندآوری چیزی است که میتوانند به صورت تمام و کمال از طریق پول دادن و بودجهرسانی، در اختیار خود درآورند، سخت در اشتباه هستند. اتفاقاً مداخله آنها در مقوله فرزندآوری میتواند حتی بحرانساز هم بشود.
یکی از فرضیههای رایج درباره فرزندآوری این است که ماجرا به زنان مربوط میشود. در نتیجه اگر بتوانید بار را از روی دوش زنان بردارید، امکان دارد آنها در زمینه فرزندآوری قانع شوند. در واقع زنان نباید به انتخاب میان خانواده و شغلشان وادار شوند. این مسئله در دنیای امروز، قطعاً به انتخاب مسیر حرفهای و کاری ختم میشود. این قضیه، اصل ماجرای فرزندآوری و مشکلاتش برای دولتها را در دنیای امروز تشکیل میدهد.
زنان تحصیلکرده عمدتاً یا تمایلی به فرزندآوری ندارند، یا ترجیح میدهند در سنین بالا اقدام به فرزندآوری کنند. به همین دلیل است که سن فرزندآوری هم افزایش پیدا کرده است. اندازه خانوادهها هم نسبت به گذشته کوچک شده است یعنی آنها کمتر از گذشته فرزند به دنیا میآورند. یکی از مطالعات نتیجه جالبی دارد و نشان میدهد حتی زنانی که ترک تحصیل کردهاند هم نسبت به گذشته، دیرتر اقدام به فرزندآوری میکنند.
پرسش اینجاست که دولتها باید چه کار کنند؟ فعلاً سیاستهای مهاجرتی به ابزاری کارآمد در این زمینه برای کشورهای توسعهیافته تبدیل شده است. در واقع آنها از مسیر جذب مهاجر، تا حدودی این مشکل را مدیریت میکنند. سیاستهای فرزندآوری بسیار هزینهبر هستند، در نتیجه دولتها نباید دستودلبازانه و بدون بررسی شرایط هر فرد، در این زمینه دست به کار شوند. لازم است هزینه در این زمینه با بررسی موردی، صورت بگیرد. در واقع، اگر دولتها میخواهند خرج کنند، باید بسیار بیشتر از اکنون هزینه کنند، اما در عین حال این هزینه باید به صورت هدفمند و در مسیری مشخص باشد تا به نتیجه برسد. برای مثال باید وضعیت زنان در هر خانواده به صورت دقیق و جداگانه مورد ارزیابی قرار بگیرد. در این شرایط، شاید هزینهها ظاهراً افزایش پیدا کنند، اما نتیجه این خواهد بود که زنان بیشتری اقدام به فرزندآوری خواهند و سیاست دولت در زمینه تشویق زنان و خانوادهها به فرزندآوری هم محکوم به شکست نمیشود. لازم است که اشتباهات گذشته در این زمینه، دیگر تکرار نشود.
منبع: اکونومیست / ترجمه: آیندهنگر