دانشگاه‌ها رشد اقتصادی حاصل نمی‌کنند

ثروت بهتر از علم است!

تاریخ 1403/01/25 ساعت 15:22

در گذشته دانشگاه رفتن امری الزامی به شمار می‌آمد و همه تصور می‌کردند پول فقط از مسیر تحصیلات عالیه به دست می‌آید. حالا اما به نظر می‌رسد شرکت‌ها فقط به دنبال استخدام افراد با سابقه هستند و دیگر از علم، ثروت به دست نمی‌آید.

طی دهه‌های اخیر دانشگاه‌ها کاملاً رشد کرده‌اند و شکوفا شده‌اند. نهادها و موسسه‌هایی که در زمینه ارتقای تحصیل فعالیت دارند، بیش از 15 میلیون نفر را در سرتاسر جهان در زمینه امور پژوهشی به استخدام خود درآورده‌اند. این در حالی است که در سال 1980 تعداد آن‌ها کمتر از 4 میلیون نفر بود. این افزایش، قابل ملاحظه است. این کارمندان هر سال تعداد زیادی مقاله و پژوهش به چاپ می‌رساند و منتشر می‌کنند. دولت‌ها هم هزینه‌های این بخش را افزایش داده‌اند. در این بین، فرض بر این بوده که این پیشرفت‌های علمی به پیشبرد اقتصاد و رشد آن هم کمک می‌کند. در واقع تصور بر این بوده که اصول اقتصادی هم توسعه می‌یابند. دانشگاه‌ها کارشان این است که بستری برای شکوفایی علمی فراهم آورند و افرادی را پرورش دهند که در زمینه‌های مختلف حضوری موثر داشته باشند. مثلاً بتوانند به فردی موثر در دولت تبدیل شوند. به این ترتیب با دانشگاه‌ها، قرار بر این است که بهره‌وری افزایش پیدا کند. اما آیا چنین اتفاقی در عمل رخ می‌دهد؟

در عمل، شاهد این هستیم که دانشگاه‌ها صرفاً به افزایش میزان تحصیلات انسان‌ها کمک کرده‌اند و لطف دیگری برای دانشجویان نداشته‌اند. واقعیت این است که بهره‌وری با آن‌ها افزایش قابل توجهی نیافته است. حتی موج اخیر نوآوری هم نتوانسته تحولی واقعی و چشمگیر در این زمینه ایجاد کند. همچنان رشد بهره‌وری ضعیف و ناچیز است. به این ترتیب شاهد مسئله‌ای بزرگ در ارتباط با دانشگاه‌ها و اثربخشی آن‌ها در سطح جامعه هستیم.

برای یافتن پاسخ اینکه چرا دانشگاه‌ها دیگر موثر نیستند، کافی است نگاهی تاریخی به ماجرا داشته باشیم. بعد از جنگ جهانی، بهترین روش برای دست یافتن به نوآوری، رجوع به تحصیل در دانشگاه‌ها بود. کسب‌وکارها نمی‌توانستند مسیری علمی فراهم آورند. دانشگاه‌ها امور تحقیقاتی را پیش می‌بردند و کسب‌وکارها هم از آن‌ها استفاده می‌کردند. علم و ثروت پا به پای هم پیش می‌رفتند. حتی جوایزی مثل جایزه نوبل هم از همین دوران محبوب شدند و در میان مردم رواج پیدا کردند.

شرکت‌های بزرگ، آزمایشگاه‌هایی راه‌اندازی کردند و افرادی را به عنوان پژوهشگر به کار گرفتند. البته چالش‌هایی حقوقی و قانونی هم در این زمینه داشتند اما سعی می‌کردند مسیری میان‌بر برای نوآوری پیدا کنند و کسب‌وکار خود را هم از این طریق توسعه دهند. در واقع آن‌ها به دنبال ایده‌های جدید بودند. با این حال، این عصر طلایی بالاخره به پایان رسید. رقابت در بخش کسب‌وکار شدیدتر شد. دیگر هزینه کردن برای پژوهشگران منفعت چشمگیری نداشت.

*ثروت از مسیر علم؟

این روزها شرکت‌ها صرفاً به دنبال تحلیل هستند. آن‌ها بر این کار نیازی به دانش به دست آمده از دانشگاه ندارند. همان آزمایشگاه‌های درون شرکت‌ها، کارشان را راه می‌اندازد. واقعیت این است که از مسیر آزمایشگاه‌های شرکت‌ها، گاهی مقاله‌هایی به دست می‌آید که درخشان‌تر از مقالات دانشگاهی است. دلیلش این است که نویسندگان این مقالات، کاملاً با کسب‌وکار در ارتباط هستند و با چالش‌های آن آشنایی دارند. آن‌ها می‌توانند به سادگی مسیر زندگی را تغییر دهند و مقالاتی بنویسند که در نگاه همه بدرخشد، با این حال، برای به دست آوردن این مقالات، نیازی به دانشِ به دست آمده از مسیر دانشگاه هم نبوده است. در واقع بهره‌وری از مسیری دیگر حاصل شده است.

شرکت‌ها مانند گذشته نیازی به ایده‌های به دست آمده از دانشگاه‌ها ندارند. در واقع، پاسخ را از آزمایشگاه‌های خود به دست می‌آورند و به نتیجه می‌رسند در نتیجه نیازی نیست روی بحث دانشگاه هزینه کنند. یکی دیگر از نکات جالب این است که مدیران شرکت‌های بزرگ می‌گویند اگر شخص ایکس باهوش است و در دانشگاه می‌تواند پول دربیاورد، پس دیگر نیازی نسبت به شرکت آن‌ها بپیوندد. در واقع آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که از مسیر دانشگاه‌ها واقعاً پولی حاصل نمی‌شود و یک دانشگاهی هم با تفکر علمی و دانشجویی، نمی‌تواند برای آن‌ها پول‌زایی کند. به همین دلیل است که نسبت به استخدام چنین افرادی بی‌میل شده‌اند و ترجیح می‌دهند به‌جای دانشگاه، از نیروهای باسابقه شرکتی بهره بگیرند. همه این‌ها باعث شده که حمایت از دانشگاه‌ها کم شود.

منبع: اکونومیست/ ترجمه: آینده‌نگر