
رقابت و همکاری هر دو جزو عناصر لازم برای شرکتها هستند تا پیشرفت کنند. اما ایجاد تعادل میان این دو بخش، کار سادهای نیست. اکونومیست در این گزارش توضیح داده که مدیران چطور میتوانند تعادل را حفظ کنند تا به نتیجه مطلوب دست یابند.
شرکتهای مدرن و امروزی میتوانند به رقابت و همکاری به صورت همزمان، تعالی ببخشند. رقابت مفهومی است که به بازارها معنا میبخشد. کارکنان درون همه سازمانها برای دستیابی به منابع محدود با یکدیگر رقابت میکنند. گاهی، این رقابتها کاملا روشن و واضح هستند. برای مثال زمانیکه عملکرد به صورت شفاف مورد ارزیابی قرار میگیرد و رتبهبندی انجام میشود یا زمانیکه برای دستیابی به یک موقعیت شغلی مشخص، مسابقه شکل میگیرد، میتوان فضای رقابتی را درون سازمانها و شرکتهای مختلف مشاهده کرد. برخی اوقات این فضا، کاملا مبهم و نامشخص است و کسی درباره آن سخنی نمیگوید. برای مثال به صورت مخفیانه، ارتقای شغلی صورت میگیرد یا فرد پاداش دریافت میکند. به هر حال، رقابت همیشه حضور دارد، شفاف یا غیر شفاف، فرقی نمیکند.
دلیل اینکه شرکتها وجود دارند، این است که همکاری درون آنها صورت میگیرد. افراد مختلف در جایگاههای متفاوت در یک شرکت، برای دستیابی به اهداف مشترک تلاش میکنند. از دپارتمانها و تیمهای مختلف درون یک سازمان انتظار میرود که با همدیگر همکاری کنند. رفتار مشارکتی معمولا امری است که مورد استقبال واقع میشود. شرکتها گاهی برای کارکنانی که با هم مشارکت و همکاری میکنند، پاداش در نظر میگیرند تا این رفتار را تشویق کنند.
رقابت و کار تیمی میتواند به صورت همزمان در یک شرکت پیش برود. نتیجه مطالعهای که در سال 2022 از دانشگاه یوتاه منتشر شد، به این مقوله پرداخت. طبق این مطالعات، کسانیکه میخواهند مدیران خود را تحت تاثیر قرار دهند باید موفقیتهایشان را بزرگتر از حد معمول جلوه دهند. یکی از روشها برای انجام چنین کاری، این است که تایید و تحسین دیگر کارکنان را جلب کنند. به این ترتیب، میتوانند وقتی یکی از همکارانشان مشکلی دارد، به آنها کمک کنند و در نهایت از اعتبار آنها هم برخوردار شوند.
ایجاد فضایی که در آن تعادل و توازن میان رقابت و همکاری برقرار است، برای مدیران کار سادهای نیست. رقابت میتواند به تلاش بیشتر در میان کارکنان یک شرکت یا سازمان ختم شود اما الزاما بدون عوارض و عواقب نیست. اغلب اوقات باید در انتظار عواقب ناشی از رقابت در شرکت باشید. مدیریت کردنِ این مسئله برای روسای شرکتها به هیچ عنوان کار سادهای نیست و لازم است در این زمینه آموزش دیده باشند.
*سرکوبگرِ خلاقیت
رتبهبندی امری است که مدیران در شرکتهایشان انجام میدهند. برای مثال، وقتی میخواهند خلاقیت را در میان کارکنان خود ارزیابی کنند، چارهای جز رتبهبندی آنها ندارند. برای مثال اگر ده نفر در شرکتشان کار میکنند، باید حداقل یک نفر به عنوان نفر اول و برتر انتخاب شود. این رویکرد اگر عیان شود قطعا به کارکنان اضطراب وارد میکند. چرا که همیشه قرار است کسی به عنوان نفر دهم و آخر انتخاب شود. اضطراب ممکن است حتی جلوی خلاقیت نیروها را بگیرد و بهرهوری آنها را هم کاهش دهد. پس شاید بهتر باشد که این رتبهبندیها به صورت مخفیانه صورت بگیرد تا جلوی پیشرفت کارکنان را هم نگیرد.
معمولا در فضای رقابتی، اگر افراد احساس کنند که از طرف دیگری تهدید میشوند، عقبنشینی میکنند. اما اگر تهدید و خطری در رقابت وجود نداشته باشد، مثلا اگر فقط با پاداش همراه باشد، احتمالا به نتیجه مطلوبتری دست پیدا خواهید کرد. بررسیها نشان میدهد وقتی به نیروها، وعده پاداش داده میشود، سختکوشتر میشوند و در کارشان دقت بیشتری هم به خرج میدهند. حتی مواردی بوده که کارکنان به یکدیگر کمک کردهاند و به این ترتیب میزان همکاری هم افزایش یافته است. به این ترتیب میتوان فضای رقابتی را به صورت مثبت ایجاد کرد.
رقابت اگر به صورت سالم تعریف شود، بیتردید انگیزهبخش است و باعث میشود نیروها با انگیزه و اشتیاق بیشتری به کارشان ادامه دهند. به همین دلیل است که باید رقابت سالم را در شرکتها میان کارکنان تشویق کرد. در عین حال، باید تعادل میان رقابت و همکاری حفظ شود. کارکنان نباید احساس تهدید و خطر کنند. آنها باید به صورت بیطرف، برای هدفی مشترک قدم بردارند و به این ترتیب به بهبود وضعیت کسبوکار یا شرکت هم کمک کنند. قطعا قدری رقابت میتواند نقش سوختی را داشته باشد که موتور را به حرکت در میآورد اما باید به اندازه باشد و از حدش، تجاوز نکند. طبیعتا اگر همهجا بنزین بپاشید، اقدامی بیهوده کردهاید! باید بنزین را فقط به قدر کافی، به خودرو بزنید تا به حرکت درآید. این همان کاری است که باید در شرکت انجام دهید.
منبع: اکونومیست / آیندهنگر