
اعطای کمک و بخشش پول در هیچ نقطهای از دنیا کار سادهای نیست. افرادی که بخش زیادی از سرمایه و پول خود را صرف امور خیریهای میکنند، میدانند که این مسئله، با دشواریهای بسیاری همراه است، بهویژه در آمریکا. اما به تازگی تحولاتی در این زمینه صورت گرفته است.
بیتردید پول درآوردن کاری سخت و دشوار است. اما آیا پول بخشیدن هم الزاما دشوار است؟ تا چند دهه پیش، عمده نگرانیها این بود که کمکها هدر بروند یا مورد استفاده نادرست قرار بگیرند. برای مثال اندرو کارنگی به عنوان متخصص در سال 1889 نوشته بود که از هر هزار دلاری که به عنوان کمک به خیریهها بخشیده میشود، 950 دلارش «به شکل غیر خردمندانه» خرج میشود. بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت و یکی از فعالان در زمینه کمکهای بشردوستانه از اوایل سال 2000 تلاش کرد به کمک دادهها و همچنین مرور قوانین، راهی برای متوقف کردنِ هدررفتِ کمکهای خیریهای پیدا کند. اهداکنندگان فرایندهایی طولانی طی میکنند و بودجهای مناسب در اختیار خیریهها قرار میدهند تا نیازهای مورد نیاز آنها برطرف شود. اکونومیست در سال 2006 گزارشی در این زمینه داشت با عنوان «سرمایهداریِ کمکهای بشردوستانه».
دو دهه از نخستین تلاشها و اقدامات بیل گیتس برای ارائه کمکهای خیریهای گذشته است. حالا همه میدانند که قوانین و کاغذبازیها صرفا نقش سرعتگیری را ایفا میکند که ترمز کمکها را میکشد. طبق دادههای به دست آمده از فوربز، در مجموع 400 نفر از ثروتمندترین افراد در آمریکا فقط 6 درصد از داراییهای خود را بخشیدهاند. آخرین شمارشی که در سال 2022 صورت گرفته نشان میدهد دست کم 1.2 تریلیون دلار سرمایه در قالب کمک روی میزهای بررسی نشسته تا تکلیف قوانین روشن شود. پول زیادی وجود دارد که میتواند صرف کمکهای بشردوستانه و خیریهای شود اما کاغذبازیها باعث شده که بشردوستان هم قید این کمکها را بزنند.
*نسل جدید خَیِرها
خوشبختانه یک اتفاق خوب رخ داده، نسل جدیدی از اهداکنندگان کمکها به میدان آمدهاند. آنها میخواهند دنیای بشردوستی را متحول کنند. بحران همهگیری کرونا از یکسو، جنگ روسیه و اوکراین و به دنبال آن جنگ در خاورمیانه از سوی دیگر، باعث شده که سیلی از اهداکنندگان کمکهای بشردوستانه به جریان افتد. این افراد میخواهند به نیازمندترینها کمک کنند.
مکنزی اسکات رهبری این جریان تازه را بر عهده گرفته است. اسکات سال 2019 از جف بزوس، مدیرعامل شرکت آمازون جدا شد. پس ازاین جدایی، تصمیم گرفت بخش زیادی از داراییاش را ببخشد. نکته اینجاست که به جای اینکه خودش همه کارها را دنبال کند، به سادگی تصمیم گرفته از مشاوران و دستیارانش کمک بگیرد و کارش را برونسپاری کند. او از طریق کمک گرفتن از بقیه، کل مسیر را برای خودش ساده و هموار کرده است. هر کسی که میخواهد کمکها را دریافت کند، باید از طریق مشاوران و دستیاران اسکات وارد شود.
واقعیت این است که خیرها نیاز نیست همه کارها را خودشان انجام دهند. افرادی نظیر اسکات، خیرهای بزرگی هستند که رقمهای کلانی را برای کمک کردن به دیگران اختصاص میدهند. این افراد نیاز نیست حتما برای خودشان بنیاد و نهادی طراحی کنند تا بتوانند به امور خیریهایشان برسند. طی سالهای اخیر، افرادی به عنوان مشاور و متخصص اهدای پول وارد میدان شدهاند که میگویند استراتژیهای مناسبی برای بخششِ پول و سرمایه دارند. افراد ثروتمند میتوانند از چنین کارشناسانی بهره بگیرند و گروهی تشکیل دهند که در این زمینه تخصص دارد.
افرادی که به عنوان کارشناس در زمینه امور خیریه فعالیت دارند، گزارشهایی را در اختیار افراد ثروتمند قرار میدهند تا آنها براساس همان گزارشها تصمیمگیری کنند. ثروتمندانِ خیر کافی است گزارشها را بخوانند و سپس براساس آن، تصمیم بگیرند و چک را امضا کنند. خانم اسکات از کارشناسانش خواسته تا هر روز گزارشهایی را برایش ارسال کنند تا اطمینان حاصل کند که پولش در مسیر درستی به جریان افتاده است.
به این ترتیب، افراد خیر نیاز نیست همه تصمیمها را خودشان بگیرند. آنها به سادگی میتوانند امور خیریه را برونسپاری کنند و در نهایت باید به کارشناسان اعتماد داشته باشند. در واقع، اهدای پول بدون محدودیت انجام میشود و در نهایت کارشناسان تصمیم میگیرند که پول در مسیری قرار بگیرد. این اقدامی هوشمندانه است که بخشش را برای افراد خیر تسهیل میکند و باعث میشود سرمایهها و بودجههای این بخش هم خیلی زود به دست نیازمندان برسد و لابهلای کاغذبازیها، گم نشود.
اکونومیست: اکونومیست / آیندهنگر