
حمله حوثیها در دریای سرخ به کشتیها باعث شده که بسیاری از آنها به جای عبور از تنگه بابالمندب و کانال سوئز، به دنبال دور زدنِ قاره آفریقا باشند. این یعنی هزینههای کشتیرانی از جمله بیمه و سوخت، به هزینهها اضافه میشود و این مسئله میتواند تورمزا باشد.
تنگنا در عالم اقتصاد میتواند به شرایطی اطلاق شود که در آن موانعی پیش روی زنجیره تولید و تامین قرار میگیرد. اقتصاد جهان هم در حال حاضر دقیقا در چنین وضعیتی قرار گرفته است. اوضاع مثل این است که کسی راه کانال سوئز را بسته باشد. در حالت عادی کانال سوئز و پاناما به ترتیب محل عبور 10 درصد و 5 درصد از تجارت جهانی در دریاها هستند. در حال حاضر کانال پاناما به دلیل کاهش سطح آب با بحران مواجه شده و تعداد کشتیهایی که میتوانند از آن عبور کنند هم کاهش یافته است. مسئله مهمتر در رابطه با کانال سوئز، بحران در دریای سیاه است. با حمله حوثیهای یمنی، تعداد کشتیهایی که میتوانند بدون خسارت از تنگه بابالمندب عبور کنند بسیار کم شده و بسیاری از آنها ترجیح میدهند به جای عبور از این تنگه، برای طی مسیر از اقیانوس هند به سمت اروپا، کل قاره آفریقا را دور بزنند. این مسئله امنیت آنها را تا حدود زیادی تامین خواهد کرد اما هزینه سوخت کشتی و بیمه را به هزینههای دیگر اضافه میکند و در نتیجه منجر به افزایش هزینهها میشود.
همه میدانند که کشورهای ثروتمند و توسعهیافته در سال گذشته با مشکل تورم دستوپنجه نرم میکردند. آنها سیاستهای بانک مرکزی خود را هم تغییر داده بودند تا بتوانند تورم را مهار کنند. حالا با افزایش هزینههای کشتیرانی، قیمت کالاهایی که درون این کشتیها حمل میشوند هم گران میشود. این یعنی قرار است موج جدیدی از تورم وارد اروپا و آمریکا شود. بررسیها نشان میدهد بلافاصله بعد از حمله حوثیها قیمت کشتیرانی بیش از 93 درصد افزایش پیدا کرده است. پرسش اینجاست که آیا این افزایش هزینهها دائمی خواهد بود؟
برخی از تحلیلگران میگویند تکرار تورم مشابه آنچه در زمان همهگیری کرونا رخ داد، قدری بعید است. بحرانی که در زمینه کشتیرانی در حال حاضر ایجاد شده اصلا به بزرگی و پیچیدگی بحرانی نیست که در زمان همهگیری کرونا شکل گرفته بود. در حال حاضر فقط منطقه دریای سرخ درگیر ماجرا شده و احتمالا به زودی مشکلات حل میشود. این در حالی است که در دوران همهگیری کرونا، کارگران در خانه مانده بودند و هیچ کشتیای در دریاها حرف نمیکرد. به این ترتیب شکل و ابعاد این بحران به هیچ عنوان قابل مقایسه با دوران همهگیری نیست و بعید است بتواند تورمی به آن بزرگی را ایجاد کند.
*آشفتگی در دنیای کشتیرانی
مطالعات دیگری درباره آینده صورت گرفته که نگرانیهایی را نشان میدهد. برای مثال عمده نقلوانتقالات از طریق کشتیها در ماه مارس صورت میگیرد. با این حساب، اگر درگیریها چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، باید در انتظار بحران و آشفتگیهای بسیار در ماههای پیش رو باشیم. به این ترتیب تاجران امید دارند که شرایط بهمرور تغییر کند و بهبود یابد.
به این ترتیب میتوان گفت هرچند بحرانی که در حال حاضر در کانال سوئز و پاناما شاهد آن هستیم، شبیه به اتفاقی است که همین چند وقت پیش در دوران همهگیری کرونا رخ داد. اما در نهایت، ماهیت این اتفاقات متفاوت است و در نتیجه نمیتوان در انتظار نتایج مشابه بود. در حال حاضر، سیاستگذاران به دنبال افزایش نرخ بهره و سایر سیاستهای پولی و مالی برای مهار تورم نیستند. آنها میدانند که باید امنیت را در آبها تامین کنند تا دوباره کشتیها به مسیر معمولی خودشان بازگردند و قیمتها هم به حالت اولیهاش بازگردد. اقتصاد جهان هم نیاز نمیبیند خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد. به این ترتیب، مشکلی در زمینه عرضه و تقاضا به صورت کلی پیش نمیآید و در نهایت تورم هم بعد از حل این مسئله سیاسی، برطرف خواهد شد.
سیاستمداران میدانند که در حال حاضر مشکلی برای عرضه و تقاضای کالاهای اساسی در جهان پیش نیامده و به محض اینکه مشکل ارتباطی برطرف شود، همه به کالاهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا میکنند. به همین دلیل است که کسی احساس نگرانی ندارد. هرچند تورم میتواند برای مدتی حاکم شود و دوباره مردم را اذیت کند، اما بیتردید امری پایدار نیست و دوباره شرایط به سمت ثبات و آرامش پیش میرود. پس دلیل واقعی و قانعکنندهای برای نگرانی درباره تورم وجود ندارد.
منبع: اکونومیست / آیندهنگر