
جهان رمزارزها پر است از اطلاعات تقریباً اشتباه، کاملاً اشتباه و عامدانه اشتباه. این بهخصوص درباره بیتکوین صدق میکند که پادشاه رمزارزهاست. نکته جالب اینجاست که بخش بزرگی از این اطلاعات اشتباه یا متناقض را همان رسانههای جریان غالب پخش میکنند و خواننده عادی نمیداند برای پیدا کردن اصل ماجرا به کجا رجوع کند. جهان کریپتو به هر حال جهان بیدروپیکری است که در هر گوشهی آن کلاهبرداری کمین کرده و این کار سرمایهگذار سنتی را سخت میکند. چه کار باید کرد؟
جهان رمزارزها پر است از اطلاعات تقریباً اشتباه، کاملاً اشتباه و عامدانه اشتباه. این بهخصوص درباره بیتکوین صدق میکند که پادشاه رمزارزهاست. نکته جالب اینجاست که بخش بزرگی از این اطلاعات اشتباه یا متناقض را همان رسانههای جریان غالب پخش میکنند و خواننده عادی نمیداند برای پیدا کردن اصل ماجرا به کجا رجوع کند. جهان کریپتو به هر حال جهان بیدروپیکری است که در هر گوشهی آن کلاهبرداری کمین کرده و این کار سرمایهگذار سنتی را سخت میکند. چه کار باید کرد؟ آیا باید با حداکثر سرعت از جهان کریپتو دور شوید تا کلاهتان برداشته نشود؟ نه. بهخصوص در این روزها که کمکم وارد چرخهی جدید بازار کریپتو میشویم و احتمال سرمایهگذاری پرسود بالاتر میرود، نیاز داریم بدانیم کدام عقاید درباره بیتکوین درست است و کدام غلط.
این گزارش را بخوانید تا با بزرگترین اشتباهات رایج درباره بیتکوین آشنا شوید و بدانید کدام انتقادها از این رمزارز درست است و کدام غلط.
منبع بخش عمده این مطلب، گزارشی است با عنوان Revisiting Persistent Bitcoin Criticisms که در نوامبر ۲۰۲۳ توسط شرکت فیدلیتی منتشر شده. فیدلیتی یکی از بزرگترین شرکتهای مدیریت سرمایه در سراسر دنیاست که میزان سرمایههای تحت مدیریت آنها حدود ۴.۳ تریلیون دلار برآورد میشود. پس خواندن نظرات آنها درباره بیتکوین باید جالب باشد.
گزارش فیدیلتی با توضیحی درباره علت انتشار این گزارش شروع میشود. ماجرا این بوده که تیم فیدلیتی از نوامبر ۲۰۲۰ تا امروز با افراد فوق ثروتمند و همچنین سرمایهگذاران شرکتی درباره بیتکوین صحبت کرده و طی این سالها فیدلیتی متوجه شد هرگاه اسم بیتکوین را جلوی این سرمایهگذاران آورده، آنها انتقادات مشابهی را مطرح کردهاند و نسبت به خرید این رمزارز بیمیلی نشان دادهاند. فیدلیتی این انتقادات را به دو بخش تقسیم کرده است: پنج انتقاد را «برداشت اشتباه» توصیف کرده و چهار تا را بالقوه موجه دانسته است.
پنج انتقاد اشتباه از بیتکوین از دید فیدلیتی اینهاست:
۱- بیتکوین بیش از اندازه پرنوسان است که بتوان به آن به عنوان ابزار ذخیرهکنندهی ارزش (مثل طلا) نگاه کرد.
۲- بیتکوین به عنوان ابزار پرداخت شکست خورده است.
۳- استخراج بیتکوین برای محیط زیست ضرر دارد.
۴- بالاخره یک رقیب جایگزین بیتکوین میشود.
۵- بیتکوین هیچ پشتوانهای ندارد.
اگر این انتقادات آشنا به نظر میرسد به این خاطر است که بارها و بارها آنها را در رسانههای جریان غالب - روزنامهها و تلویزیونها - میبینید. و احتمالش بالاست که سرمایهگذاران سنتی هم اطلاعات خود درباره بیتکوین را از همین رسانهها دریافت میکنند.
چهار انتقاد باقیمانده که از دید فیدلیتی بالقوه موجهاند کدامها هستند؟
۶- اشکال نرمافزاری در بیتکوین میتواند آن را ناگهان بیارزش کند.
۷- سختگیری دولتها روند پذیرش بیتکوین را کُند میکند.
۸- علاقهی مردم به بیتکوین میتواند از بین برود.
۹- در مسیر تحول کریپتو میتواند مشکلی پیش بیاید که هیچکس انتظارش را ندارد.
البته از دید فیدلیتی احتمال رخدادن هر کدام از این چهار احتمال «بسیار کم» است اما آنقدر احتمالش هست که این انتقادات را بتوان تاحدی توجیهپذیر دانست. مهمتر اینکه اگر به این انتقادات پاسخی منطقی داده نشود سرمایهگذاران بزرگ شرکتی برای ورود به بازار کریپتو احساس راحتی نخواهند کرد.
حالا نوبت درک این ۹ انتقاد و پاسخدادن به آنهاست.
۱- نوسان زیاد بیتکوین جلوی تبدیل شدن آن به طلای دیجیتال را میگیرد
مهمترین ویژگی طلا چیست؟ طلا قرنهاست که یکی از مهمترین ابزارهای ذخیرهکنندهی ارزش (store of value) است. این یعنی چه؟ ذخیرهکننده ارزش هر جنس یا داراییای است که طی زمان قدرت خرید خود را حفظ میکند، میتوان آن را نگاه داشت، و میشود آن را بعداً با پول نقد معاوضه کرد.
منتقدان بیتکوین میگویند قیمتش آنچنان نوسان قیمتی دارد که نمیتوان به آن به عنوان ذخیرهکنندهی ارزش نگاه کرد.
نویسندگان گزارش توضیح میدهند که بیتکوین پرنوسان است چرا که «بدون دخالت معامله میشود.» نکته اینجاست که بازارهای سنتی مالی - از طلا گرفته تا بورس و فارکس - به هر حال تحت نظارت دولتها قرار دارند و آنها جلوی نوسانات شدید را میگیرند تا هم خودشان ضرر نکنند و هم مردم (سرمایهگذاران کوچک) هراسان نشوند.
به علاوه اگر به صورت بلندمدت نگاه کنیم طی سالهای اخیر با افزایش پذیرش بیتکوین در دنیا، نواسانات قیمتی آن کاهش یافته است. سایت کوینتلگراف پیشبینی کرده اگر روند پذیرش بیتکوین با همین روند ادامه پیدا کند طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده میزان نوسان قیمت آن به اندازه دلار آمریکا کاهش خواهد یافت.
در حال حاضر بیتکوین پرنوسانتر از اکثر داراییهای موجود است اما همانطور که در نمودار ۱ میبینید میزان این نوسانها طی دههی اخیر کاهش جدی داشته است.
نویسندگان گزارش میگویند وقتی مردم بیشتری متوجه شباهت بیتکوین و طلا شوند و به آن روی بیاورند نوسانات بیتکوین کاهش خواهد یافت. مسئله اینجاست که مردم همچنان نمیدانند بیتکوین دقیقاً چیست و چطور باید ارزشش را تخمین زد. بیتکوین از یک طرف یک سرمایه کمیاب دیجیتال است. از طرف دیگر بیتکوین به لحاظ تکنیکی امنترین شبکه پرداخت در روی زمین است. اگر بخواهیم به صورت فلسفی هم به قضیه نگاه کنیم بیتکوین آمده تا پول را از کنترل بانکهای مرکزی و دولتها خارج کند و به مردم بسپارد. واقعاً کسی نمیداند که چنین سرمایهای با چنین قابلیتهایی چقدر میارزد. ضمناً فقط درصد کوچکی از کل بیتکوینهای دنیا قابل معامله هستند این باعث نوسان بیشتر قیمتش شده است.
درست است که بیتکوین از دیگر داراییها پرنوسانتر است اما نمیتوانیم نوسانات بقیه را ندید بگیریم. از دلار گرفته تا یورو و طلا، طی ماههای اخیر شاهد نوسانات فراوان آنها بودهایم. احتمالاً باور نمیکنید که ین ژاپن طی دو سال اخیر ۳۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار آمریکا از دست داده است.
۲- بیتکوین ابزار پرداخت مناسبی نیست
در شبکه بیتکوین در حال حاضر ۷ تراکنش در ثانیه انجام میشود. این را مقایسه کنید با ۴۰ هزار تراکنش در ثانیه در سیستم بانکی VISA. منتقدان میگویند این نشانهی شکست بیتکوین به عنوان ابزار پرداخت است. مسئله اینجاست که بیتکوین عامدانه جلوی سرعت را گرفته تا امنیت و همچنین غیرمتمرکز بودنش حفظ شود. (هر تراکنش بیتکوین باید توسط ۵۱ درصد کامپیوترهای شبکه تایید شود تا انتقال انجام گیرد.)
به علاوه مقایسه با شبکه بیتکوین با ویزا یک اشکال دیگر هم دارد: وقتی شما از طریق شبکهی بیتکوین پولی را برای کسی میفرستید پول همان لحظه وارد حساب او میشود اما هزاران تراکنش در شبکه ویزا ساعتها و حتی روزها بعد در حساب طرف مقابل مینشیند.
ضمناً در سال ۲۰۲۲ در شبکه بیتکوین ۳.۱ تریلیون دلار پول جابجا شد که ۴۰ درصد پول جابجا شده از طریق سیستم پرداخت Mastercard بود. اینکه سیستم مستقلی مثل بیتکوین توانسته چنین رقابتی با غولی مثل مسترکارت بکند نشانهی چیست؟ این یعنی از بیتکوین میتوان در حوالهی پولهای بزرگ استفاده کرد.
به نظر میرسد نویسندگان گزارش فیدلیتی همین را پیشنهاد میدهند: اینکه شبکهی بیتکوین برای انجام تراکنشهای کوچک مناسب نیست و ساخته شده تا از آن برای تراکنشهای بزرگ استفاده کرد. البته نویسندگان گزارش یک مسئله را نادیده گرفتهاند و آن توسعهی یک لایهی دوم روی شبکهی بیتکوین است که برای انجام تراکنشهای بیشتر و سریعتر برنامهریزی شده. این لایه که هنوز در مراحل اولیهاش قرار دارد باعث استفادهی بیشتر از بیتکوین به عنوان ابزار پرداخت شده است.
مشکل دیگری که بر سر راه استفاده از بیتکوین به عنوان ابزار پرداخت وجود دارد مسئلهی مالیات است. بیتکوین در آمریکا و تعداد زیادی از کشورها دارایی به حساب میآید و دارندگان آن باید مالیات بدهند.
در کل فراموش نکنید که اگر ما بیتکوین را «ذخیرهکنندهی ارزش» میدانیم باید آن را ذخیره کنیم نه اینکه با آن چیز بخریم. برخورد ما با بیتکوین باید شبیه طلا باشد، اما طلایی که ذخیره و انتقالش بهشدت آسانتر است.
۳- بیتکوین برای محیط زیست بد است
این انتقاد طبیعتاً به مسئلهی استخراج بیتکوین برمیگردد. منتقدان میگویند استخراج بیتکوین به کامپیوترهای قوی و در نتیجه الکتریسیتهی فراوان نیاز دارد و این باعث هدررفت منابع میشود.
نویسندگان گزارش میگویند در طول سالهای اخیر بیشتر انرژی مورد نیاز برای استخراج بیتکوین از منابع تجدیدپذیر به دست آمده و این روند در آینده تقویت خواهد شد. این گزارش مسئله استفاده زیاد شبکهی بیتکوین از انرژی را انکار نمیکنند اما این سوال را میپرسند که آیا انرژی مصرفشده در این شبکه ارزشش را دارد یا نه؟ پاسخ قاطعی به این سوال وجود ندارد و متخصصان مختلف پاسخهای متفاوتی به این سوال میدهند. اگر جزو کسانی هستید که به «آزادی مالی» اعتقاد دارید و امکان حوالهی آزاد پول به سراسر دنیا برایتان مهم است، پس این مصرف انرژی ارزشش را دارد. اما اگر اینها برایتان مهم نیست، به این سوال باید جواب بدهید که آیا هدررفت انرژی در سیستم کنونی بانکی دنیا ارزشش را دارد یا نه؟ فراموش نکنید که طبق برآوردهای جدید، میزان مصرف سیستم بانکی دنیا از انرژی ۵۶ برابر شبکهی بیتکوین است. (در این برآورد انرژی مصرف شده در بانکها، مراکز دیتا، عابربانکها، رفت و آمد شهروندان به بانکها و دیگر عوامل حساب شده است.) یک تخمین دیگر نشان داده که میزان تولید گازهایی گلخانهای توسط خشکشوییهای جهان بیشتر از استخراج بیتکوین است.
به علاوه اخیراً شاهد نوآوریهایی در حوزه استخراج بیتکوین بودهایم که کاملاً به سود محیط زیست بوده است؛ احتمالاً با «مشعلسوزی» آشنا هستید: به پدیدهی سوزاندن گازهای اضافه در مکانهای استخراج نفت و گاز «مشعلسوزی» میگویند و این طبیعتاً باعث هدررفت انرژی و ارسال گازهای گلخانهای به سمت جو زمین میشود. اخیراً شرکتهایی توانستهاند با استفاده از این گازهای اضافه دست به استخراج بیتکوین بزنند و جلوی مشعلسوزی را بگیرند.
یک تفاوت بنیادین دیگر میان بیتکوین و سیستم مالی کنونی دنیا مسئله تورم است. از آنجا که تعداد بیتکوینهای دنیا تا ابد ثابت است (۲۱ میلیون بیتکوین) بیتکوین خاصیت ضدتورمی دارد، برخلاف تمام واحدهای پولی دنیا که پیوسته ارزش خود را از دست میدهند و تورمیاند. اصولاً سیستمهای ضدتورمی، پسانداز را ترویج میکنند و سیستمهای تورمی، خرجکردن را. (چون اگر پولتان را خرج نکنید از ارزشش کاسته میشود.) همین خرجکردنهای بیاندازه و بیحاصل در سیستم سرمایهداری مصرفی کنونی است که باعث هدررفت منابع طبیعی و ضربه به محیطزیست میشود.
اگر جهان به استفاده از واحد پولی ضدتورمی - مثل بیتکوین - روی آورد روند کنونی مصرفگرایی دچار بحران جدی خواهد شد و این به سود محیط زیست خواهد بود.
ضمناً یک علت اینکه ثروتمندان و دولتها از تورم استقبال میکنند این است که همه آنها به شدت به بانکها بدهکارند و در جهان تورمی، هر روز که میگذرد از ارزش بدهی آنها کاسته میشود. تورم به نفع قدرتمندان است. شاید یکی از علتهای مخالفت دولتها و شرکتهای بزرگ با بیتکوین همین مسئله باشد.
۴- بیتکوین جای خود را به یک رقیب میدهد
احتمالاً میدانید بیتکوین یک نرمافزار است، یعنی گروهی از برنامهنویسها با زبان برنامهنویسی C++ کد آن را نوشتهاند. این کد چیزی مخفی نیست و میتوانید در اینترنت آن را پیدا کنید و اگر برنامهنویسی بلد باشد آن را به شیوهی خودتان عوض کنید.
این یعنی چه؟ یعنی هر کس میتواند پروژهی بیتکوین خود را به کمک این کد آغاز کند. نکته اینجاست که بیتکوین فقط این برنامه نیست: بیتکوین حالا یک اکوسیستم متشکل از میلیونها نفر است که به این پروژه باور دارند و مسیری سخت و طولانی را طی کردهاند. نویسندگان گزارش فیدلیتی میگویند امکان ندارد که کسی یا گروهی بتواند با کد بیتکوین شبکهای بسازد که همان تاثیر شبکهای و همان اکوسیستم را داشته باشد. تاکنون دهها پروژهی کریپتو که خود را بیتکوین بعدی نامیدهاند آمدهاند و رفتهاند. علت اصلیاش هم این بوده که اکثرا نتوانستهاند آن ویژگیهایی را که بیتکوین را ارزشمند کرده داشته باشند.
به علاوه فراموش نکنید که بیتکوین بالای ۵۰ درصد ارزش بازار (market cap) کل کریپتو را در اختیار خود دارد و به جز اتریوم تا حالا هیچ رمزارزی توان رقابت با آن را نداشته است. اما حتی اتریوم هم توان رقابت با بیتکوین را در حوزه «ذخیرهکنندگی ارزش» ندارد.
۵- بیتکوین یک پول بدون پشتوانه است
در قدیم پشتوانهی واحدهای پولی طلا بود و در دوران مدرن پشتوانهی آنها اعتبار کشور صادرکننده آن پول. اما بیتکوین چه؟ هر بیتکوین نمایندهی چه چیز پرارزشی است؟ این انتقادی است که بهخصوص در رسانههای نزدیک به وال استریت مطرح میشود.
اما بیتکوین پشتوانهای دارد: پشتوانهی بیتکوین، آن کد تغییرناپذیر کامپیوتری و حاضران در اکوسیستم بیتکوین هستند: این شامل کاربرانی که در شبکه بیتکوین تراکنش انجام میدهند، استخراجکنندگان بیتکوین که در اصل وظیفه انجام این تراکنشها را برعهده دارند، سرشبکهها که سابقهی تمام حوالهها را نگهداری میکنند، برنامهنویسها که کد بیتکوین را آپدیت میکنند و بالاخره آن مردم عادی که بیتکوین ذخیره میکنند. در اصل این اکوسیستم عظیم است که پشتوانهی بیتکوین به حساب میآید. به همین خاطر هر برنامهنویس، استخراجکننده، حوالهکننده و پساندازکنندهای که به شبکه بیتکوین اضافه میشود باعث تقویت این پشتوانه میشود.
دیگر تحلیلگران میگویند یک پشتوانهی دیگر بیتکوین آن انرژیای است که با آن امنیت شبکهی بیتکوین تامین میشود. انرژی فراوانی که شبکهی بیتکوین مصرف میکند نشان میدهد که بیتکوین بیش از اکثریت داراییها پشتیبانی میشود.
نویسندگان گزارش یک واقعیت مهم را از قلم انداختهاند. دلار آمریکا امروز در ذات خود هیچ ارزشی ندارد و پشتوانهاش طلا نیست. دولت آمریکا میگوید دلار ارزشمند است و مردم معتقدند دلار ارزشمند است. به همین ترتیب، بیتکوین ارزشمند است چون مردمی اعتقاد دارند که بیتکوین ارزشمند است. در نهایت همین است که اهمیت دارد. در سالهای اولی که بیتکوین به وجود آمده بود عدهی کمی به ارزش آن باور داشتند و به همین خاطر بیتکوین ارزان بود. حالا تعداد افراد معتقد به شدت بالا رفته، همینطور ارزش بیتکوین چند صد برابر شده است.
روزی را تصور کنید که همه مردم جهان تصمیم بگیرند که طلا بیارزش است. به نظرتان چه رخ خواهد داد؟ طلا به کمک نیروی درونیاش ارزش خود را حفظ خواهد کرد؟ نه! ارزش طلا به صفر نزدیک میشود.
حالا متوجه شدهاید که چرا نهادهای مالی کشورها از اینکه اعتبارشان کاسته شوند وحشت دارند و چرا آنقدر با سیستمهای پولی رقیب، مثل ارزهای خارجی و رمزارزها مشکل دارند: آنها میترسند در این جنگ بر سر اعتبار ببازند و واحد پولیشان که هیچچیز جز اعتماد مردم پشتوانهاش نیست فروبپاشد.
۶- اشکال نرمافزاری میتواند بیتکوین را نابود کند
نویسندگان گزارش میگویند چنین چیزی امکانپذیر است. فراموش نکنید که ما با یک شبکه عظیم جهانی از استخراجکنندگان و سرشبکهها طرفیم و ممکن است یک اشکال کوچک نرمافزاری (باگ) یا حتی ویروس یکشبه بیتکوین را به نابودی بکشاند.
در تاریخ بیتکوین هم دو رویداد معروف وجود دارد که در آنها شبکهی بیتکوین دچار اشکال شد. اولی در سال ۲۰۱۰ رخ داد: یک نفر توانست با سوءاستفاده از یک ایراد امنیتی شبکه، ۱۸۴ میلیارد بیتکوین تولید کند. خوشبختانه در آن زمان ساتوشی ناکاموتو، خالق بیتکوین هنوز از نظرها پنهان نشده بود و سریعاً مشکل را حل کرد.
رویداد دوم اما خطرناکتر بود. در سال ۲۰۱۳ بعد از یک آپدیت، شبکه بیتکوین ناگهان دو تکه شد و برنامهنویسها مجبور شدند کل شبکه را ۶ ساعت خاموش کنند. خوشبختانه برنامهنویسها و استخراجکنندگان توانستند به سرعت به راهحلی برسند که شبکه را به لحظهی قبل از دو تکهشدن برگردانند اما این باعث سقوط ۲۳ درصدی ارزش بیتکوین شد و قیمتش به ۳۷ دلار رسید.
اما از سال ۲۰۱۳ به این طرف بیتکوین هیچ مشکل تکنیکی نداشته و زمان آنلاین بودن شبکه از سال ۲۰۰۹ تا حالا ۹۹.۹ درصد بوده است. یعنی ما تقریباً شاهد آفلاین شدن این شبکه نبودهایم.
البته به لحاظ تئوری امکانش هست که در آینده بعد از یک آپدیت شاهد مشکل جدی تکنیکی شویم و این میتواند باعث سقوط آزاد قیمت بیتکوین شود.
نویسندگان گزارش یک نکتهی مهم را در این حوزه از قلم انداختهاند و آن رایانش کوانتمی است. خیلیها میگویند کامپیوترهای قدرتمند کوانتومی که دنیا دارد به سمتشان حرکت میکند مهمترین تهدید علیه شبکهی بیتکوین به حساب میآیند.
به لحاظ تئوریک، کامپیوترهای کوانتومی میتوانند کد رمزنگاریشدهی شبکهی بیتکوین را بشکنند و شبکه را به نابودی بکشانند. اگر چه اگر قدرت کامپیوتر کوانتومی دست افراد تبهکار بیفتد احتمالاً آنها قبل از آنکه بیتکوین را هدف قرار دهند به زیرساختهای آسیبپذیرتر مثل بانکها حمله خواهند کرد.
این احتمال هم وجود دارد که دولتها وقتی ببینند بیتکوین تبدیل به یک تهدید جدی شده، از کامپیوترهای کوانتمی برای نابودی بیتکوین استفاده کنند.. نکته اینجاست که برنامهنویسان و توسعهدهندگان بیتکوین هم طبیعتاً از این ریسک آگاهند و برای آن آماده میشوند. همین حالا هم پروژههایی Iota در حال توسعه است که در آن دانشمندان حوزه رمزنگاری توانستهاند شبکه بلاکچینی بسازند که به گفته توسعهدهندگانش در برابر کامپیوترهای کوانتومی مقاوم است.
به هر حال کامپیوترهای کوانتومی کنونی هنوز در اول راهاند، کارایی بسیار محدودی دارند و احتمالاً هنوز زود است نگرانشان باشیم.
۷- دولتها میتوانند بیتکوین را محدود کنند
آیا سختگیری دولتها و وضع قوانین سختگیرانه میتواند روند پذیرش بیتکوین را کُند کند؟
نویسندگان گزارش معتقدند وقتی دولتها علیه بیتکوین سختگیری میکنند سیگنالی مثبت به بازارها میفرستند. چرا؟ چون تایید میکنند که بیتکوین آنقدر مهم و قوی شده که باید جلویش را بگیریم. اما نکته اینجاست که این سختگیریها میتواند بیش از حد شود و دست و پای بازار بیتکوین را ببنندد. ماجرای دو بانک سیگنچر و سیلورگیت نمونهی همین روند هستند: این دو بانک که رابطه نزدیکی با بازار کریپتو داشتند و به پروژههای کریپو وام میدادند تحت فشار شدید دولت آمریکا مجبور به تعطیلی شدند. خیلیها کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا را بزرگترین و قدرتمندترین دشمن کریپتو در جهان میدانند.
البته فیدلیتی اینجا عامدانه یک نکته مهم را نادیده میگیرد و آن قدرت عجیب غولهای بانکی و شرکتهای مدیریت سرمایه در این حوزه است. در اصل در آمریکا این غولها هستند که روی روند تصویب قوانین مالی و سختگیریهای دولتی تاثیر جدی میگذارند. در اصل حالا که این غولهای مالی - مثل بلکراک یا خود فیدلیتی - به فکر ورود به دنیای کریپتو افتادهاند در حال لابیکردن با کمیسیون بورس و اوراق بهادار هستند تا با تغییر قوانین به آنها اجازه بدهد صندوقهای سرمایهگذاری بیتکوین خود را روانه بازار بورس کنند. (دقیقاً همین فشارها باعث شده که احتمال پذیرش اولین «صندوق قابل معامله» ETF بیتکوین افزایش یابد و همین سیگنال باعث رشد جدی قیمت بیتکوین در بازار طی هفتههای گذشته شده است.)
در هر حال اینجا جنگ میان شرکتهای مدیریت سرمایه و غولهای بانکی است: در یک طرف شرکتهای مدیریت سرمایه را داریم به دنبال پول بیشترند و بازار کریپتو را جای مناسبی برای سرمایهگذاریهای تازه میبینند، و در طرف دیگر بانکهای سنتی که با هرگونه سیستم رقیبی مبارزه میکنند. هنوز مشخص نیست که شرکتهای مدیریت سرمایه در نهایت بازی را میبرند یا غولهای بانکی، اما تحولات اخیر نشان میدهد که اوضاع شرکتهای مدریت سرمایه وضع بهتری دارند. اگر چنین برآوردی درست باشد، احتمالاً در طول سالهای آینده شاهد قوانین منطقیتر دولت آمریکا در حوزه کریپتو خواهیم بود. به علاوه هر چه غولهای مدیریت سرمایه در جهان کریپتو پول بیشتری دربیاورند پول بیشتری را برای لابیکردن در حوزه قوانین کریپتو کنار میگذارند و قوانین سهلگیرانهتر خواهد شد.
۸- مردم میتوانند به بیتکوین بیعلاقه شوند
نویسندگان گزارش فیدلیتی معتقدند اگر بانکهای مرکزی دنیا شروع به انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) کنند احتمال دارد مردم به بیتکوین بیعلاقه شوند. چرا؟ از این رمزارزهای ملی استفاده خواهند کرد و دیگر به بیتکوین نیاز نخواهند داشت.
این تحلیل فیدلیتی عجیب به نظر میرسد چرا که بیتکوین و این رمزارزهای ملی دقیقاً دو ایده متضاد هستند. بیتکوین به دنبال آزادی مالی کاربرانش است و رمزارزهای ملی قصد دارند روی زندگی مالی شهروندان کنترل کامل داشته باشند. چرا؟ وقتی شما یک رمزارز ملی را خرج میکنید برای دولت کاملاً مشخص خواهد شد با پولتان چه خریدهاید و چه کردهاید. حتی دولت میتواند این رمزارزها را برنامهریزی کند تا نگذارد در فلان روز با پولتان گوجه یا خیار بخرید. ضمناً دولتها میتوانند این رمزارزهای ملی را طوری برنامهریزی کنند که اصلاً نتوانید بیشتر از یک سقف خاص در روز خرج یا پسانداز کنید.
به همین خاطر است که مقایسه بیتکوین و رمزارزهای ملی کاملاً اشتباه است. جالب اینجاست که لری فینک، مدیرعامل غول مدیریت سرمایه بلکراک هم گفته که با ورود رمزارزهای ملی به زندگی مردم، به احتمال زیاد در سراسر دنیا شاهد روی آوردن مردم دنیا به رمزارزهای غیردولتی خواهیم بود.
نویسندگان گزارش البته فرض را بر این گذاشتهاند که رمزارزهای ملی کشورها قرار نیست این خصوصیات به شدت منفی را داشته باشد و تعداد زیادی از مردم عادی اصلاً به آزادی مالی فکر نمیکنند.
نویسندگان گزارش دلیل دیگری برای احتمال علاقهشدن مردم به بیتکوین نمیآورند و حتی نموداری که در این بخش منتشر کردهاند اثبات روند رشد پذیرش بیتکوین است. نمودار شماره ۲ بررسی تعداد افرادی است که از سال ۲۰۱۱ تا امروز در کیف پول دیجیتالشان بیتکوین ذخیره کردهاند: بر این اساس تعداد کیف پولهایی که در آنها کمتر ۱۰ بیتکوین ذخیره شده (سرمایهگذاران خُرد) طی دهه اخیر رشدی انفجاری داشته است. این هم به معنای پذیرش بیشتر بیتکوین است و هم به معنای پخش شدن بیتکوین در بین تعداد بیشتری از مردم.
برگردیم به احتمال کمشدن علاقه مردم به بیتکوین. در جهانی که دولتها و بانکهای مرکزی به دنبال کنترل بیشتر زندگی شهروندان هستند، بیتکوینی که به تودهها امکان خودمختاری مالی میدهد جذابیت خود را از دست نخواهد داد، مگر اینکه رسانههای مستقل کاملاً سانسور شوند و پروپاگاندای دولتی ضدکریپتو جایگزین آنها شود.
۹- مشکلی که هیچکس انتظارش را ندارد
اینیکی که در بین فعالان بازار به «ناشناختهی ناشناخته» معروف شده، مشکلی است که امروز حتی نمیتوانیم شکل آن را پیشبینی کنیم. این انتقاد از بیتکوین انتقاد موجهی است. در نظر داشته باشید که احتمال بروز اشکال در نرمافزار بیتکوین یک «ناشناختهی شناختهشده» است، اما میدانیم ممکن است اتفاق بیفتد، اما نمیدانیم در چه زمانی و به چه شکلی.
نویسندگان گزارش میگویند یک «ناشناختهی شناختهشده» دیگر که میتواند بازار بیتکوین را به هم بریزد ظاهر شدن دوبارهی ساتوشی ناکاموتو خالق بیتکوین است. جالب اینجاست که صرافی کوینبیس هم بازگشت ساتوشی را جزو یکی مهمترین ریسکها در جهان کریپتو قلمداد کرده است. گفته میشود ساتوشی حدود ۱ میلیون بیتکوین در اختیار دارد. تصور کنید اگر او (یا آنها) تصمیم به فروش بیتکوین بگیرند چه بر سر بازار میآید.
اگر اینها را کنار بگذاریم باید اعتراف کنیم تعداد ناشناختههای ناشناختهای که میتوانند بر سر راه بیتکوین قرار بگیرند اصلاً کم نخواهد بود چرا که ما هنوز در مراحل اولیه پذیرش جهانی کریپتو قرار داریم و درصد بسیار کوچکی از مردم دنیا بیتکوین دارند. هر چه پذیرش بیتکوین گسترش بیشتری پیدا کند این دنیا بزرگتر خواهد شد و ریسکهای بیشتری شکل خواهد گرفت.
به همین خاطر نویسندگان گزارش میگویند باید حتماً برای این مشکل که هیچ کس انتظارش را ندارد آماده باشید. چطور؟ با متنوعکردن سبد سرمایهگذاریتان. بیتکوین و کریپتو هرچقدر هم جذاب باشند نباید کل سبد شما را شامل بشوند.
و حالا میرسیم به جملهای که در پاراگراف اول گزارش خواندید. اینکه رسانههای جریان غالب عموماً اطلاعات اشتباه یا متناقضی را درباره کریپتو منتشر میکنند. نکته اینجاست که این روند قرار است کمکم تغییر کند. چطور؟ ماجرا به همان رقابت غولهای بانکی با غولهای مدیریت سرمایه برمیگردد. تا امروز این غولهای بانکی بودند که روی صفحات اقتصادی روزنامههای آمریکایی بیشترین تاثیر را میگذاشتند اما به نظر میرسد شرکتهای مدیریت سرمایه مثل بلکراک دارند در این حوزه هم توازن را برهم میزنند. به همین خاطر است که این روزها بیشتر و بیشتر در رسانههایی مثل بلومبرگ شاهد اخبار منطقیتری درباره کریپتو هستیم. اگر این تحلیل درست باشد یعنی کمکم هراسافکنی رسانهای علیه بیتکوین کاهش خواهد یافت اگرچه قرار است در نهایت این اخبار به نفع همین شرکتهای مدیریت سرمایه تمام شود نه مردم عادی. سرمایهگذاران عادی این وسط باید چه کنند؟ برای ورود به دنیای کریپتو خودشان را آموزش دهند. ما هنوز در ابتدای راهیم و هنوز بزرگترین سودها تقسیم نشده است.
منبع: آیندهنگر