
اروپا هنوز هم راه قانونی قابل توجهی برای جذب نیروی کار مهاجر مطرح نکردهاست و اساساً در حال مبارزه با مهاجرت غیرقانونی به خود است. از سوی دیگر این قاره نیازمند نیروی کاری است که بهتر از هرجا در بین مهاجران میتواند آن را پیدا کند. اروپا چه کار باید بکند تا به وضعیتی بهتر، مانند استرالیا و کانادا، برسد؟
قایقهایی در حال ورود به ساحل جنوبی اروپا هستند و همراه خود مهاجرانی را آوردهاند که برای کار کردن، در زمینههایی با سطح مهارت کمتر مانند کارگر ساختمانی و پرستاری از سالمندان، آماده هستند. از سوی دیگر با اخباری روبهرو هستیم که طبق آنها اروپا با کمبود نیروی کار مواجه است، مخصوصاً در همین زمینهها. از نظر افراد بسیاری، ورود این مهاجران یک راه حل ساده برای این مشکل اروپا به حساب میآید.
با اینحال، مهاجرت مشمول چنین شکلی از استدلال نمیشود. کشورها اساساً به همین دلیل مرز دارند و نیازهای اقتصادی معمولاً زیردسته فرعی ملاحظات سیاسی قرار میگیرند. در نهایت نتیجه این میشود که اروپا همزمان با کشیدن سیم خاردار در مرزها، بنرهای «به نیروی کار نیاز داریم» را هم نصب میکند.
همین دوسویه متناقض باعث میشود که مهاجرت باز هم به سرتیتر خبرها و مسائل اتحادیه اروپا تبدیل شود. این بلوک در سال جاری با چیزی در حدود 1 میلیون پناهجو روبهرو میشود که از اوج سال 16-2015 بیشترین عدد تا کنون به حساب میآید. در آن دوره که اوج بحران افغانستان و سوریه بود، حس و حال کلی اروپا نسبتاً مثبت بود: آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، در ابتدای ورود عظیم مهاجران اعلام کرد «ما از پس این مسئله بر میآییم.» اکنون اما حس و حال اروپا فرق دارد. فرق ندارد لیبرال باشید یا محافظهکار، شمالی یا جنوبی، ظرف حس پذیرش اروپاییها پر شدهاست. میلیونها اوکراینی که از جنگ به این قاره گریختهاند، منابع -و حس انساندوستی- را به محدوده نهایی خود رساندهاند.
از سوی دیگر، کشورهایی که در سال 2015 مهاجران زیادی را به خود راه دادند، نتیجه خیلی خوبی نگرفتند. برای مثال سوئد از ارتش خود درخواست کردهاست که در زمینه مبارزه با خشونت سازمانیافته و گنگستری به کمک دولت این کشور بیاید. پوپولیستهای متنفر از مهاجران هم در سوئد و هم در آلمان هر روز محبوبتر از روز قبل میشوند.
این مسئله تناقضآمیز چیزی نیست که با یک سخنرانی سیاستمدارانی که قصد جلب رای دارند، یا در دل یک تز دو سه جملهای به سر بیاید. مسئله مهاجرت امروزه تبدیل به یکی از مسائل تمدنساز جهان هم شدهاست.
*کارگران جهان، مهاجرت کنید
شاید روی کاغذ این مسئله طبیعی به نظر نرسد که کمبود نیروی کار در اروپا منجر به سود بردن قاچاقچیانی شود که حاضر هستند مهاجران را به این قاره برسانند. با اینحال این وضعیت وجود دارد و قطعاً میتوان به راه حل بهتری هم رسید. به نظر بعضی از تحلیلگران، اروپا همین حالا هم در میانه نبردی جهانی بر سر نیروی کار است که هر لحظه شدت بیشتری پیدا میکند. آمریکا به عنوان یکی از رقبای اصلی اروپا در این زمینه، دست کم یک سیستم لاتاری گرین کارد دارد که از طریق آن 50 هزار نفر به صورت سالانه میتوانند وارد این کشور شوند و به کار قانونی بپردازند. همین که میلیونها نفر در این لاتاری شرکت میکنند، باعث میشود تعداد زیادی از افراد دست از اقدام مهاجرت غیرقانونی به آمریکا بردارند. باز کردن کانال قانونی مشابهی در اروپا دست کم باعث میشود نرخ مهاجرت غیرقانونی به این کشور به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند.
اگر اروپا هم تنها اندکی به همین شکل خودخواهانه سخاوت به خرج بدهد، میتواند تحولی شگرف را در وضعیت و هویت خود ایجاد کند: تبدیل شدن از یک قاره مهاجرستیز به یک قاره مهاجرپذیر و اخلاقگرا. با اینحال، وضعیت مهاجرت در تمام دنیا به شکلی بحرانی تبدیل شدهاست و چشمانداز زیادی برای بهبود آن هم قابل مشاهده نیست.
تا این نقطه از سال جاری، تقریباً 2500 نفر در مسیر عبور از دریای مدیترانه یا مردهاند یا مفقود شدهاند. این مسئله قطعاً لکه ننگی در کارنامه قارهای به حساب خواهد آمد که میخواهد خود را نیرویی نیک در جهان به حساب بیاورد. در نبرد علیه مهاجرت غیرقانونی، اروپا نباید یک مسئله روشن را فراموش کند: شاید فردا افرادی را با احترام تمام به خود دعوت کند که امروز در راه رسیدن به آن غرق میشوند.
منبع: اکونومیست/ آیندهنگر