نخستین طرح توسعه همه‌جانبه منابع طبیعی خوزستان

توسعه به سبک آمریکایی

تاریخ 1402/08/29 ساعت 11:03

مسیر توسعه در استان خوزستان چگونه طراحی شد؛ چه کسانی این مسیر را طراحی کردند و نتیجه آن چه شد؟ پاسخ این پرسش‌ها را در مقاله پیش ‌رو بخوانید.

 دیوید یی. لیلیانتال/ مترجم: عباس امام (دانشگاه شهید چمران اهواز):

دهه 1330 به‌جز شهرهای خوزستانی مسجدسلیمان، آبادان، خرمشهر، اهواز، و اندیمشک که ازلحاظ شاخص‌های توسعه شهری درمجموع در وضع نسبتاً مطلوبی قرار داشتند (حتی آبادان، خرمشهر، و مسجدسلیمان از جنبه‌هایی برای دیگر شهرهای کشور رشک‌برانگیز)، اما دیگر شهرها، بخش‌ها و روستاهای خوزستان در شرایط زیستی نامطلوبی به سر می‌بردند. شهرها و روستاهای دزفول، شوشتر، بهبهان، رامهرمز، سوسنگرد، شوش، ایذه، شادگان، هندیجان با فقر، بی‌سوادی، کشاورزی دیم، بیماری‌های گوناگون، نبود آب و برق پایدار و همیشگی، عدم وجود امکانات و تسهیلات زندگی آبرومند و شایسته مدرگیر بودند. برای همین شاه به فکر ایجاد تغییراتی در استان افتاد. آن روزها، نام و آوازه یک شرکت خصوصی مشاور توسعه در آمریکا و جهان پیچیده بود: «شرکت عمران و منابع» ((Development and Resources Corporation که طرح‌های توسعه‌ای کلانی در آمریکا و جهان اجرا کرده و مشغول طرح‌هایی دیگر نیز بود. مدیران ارشد و اصلی این شرکت به نامهای دیوید یی. لیلیانتال ((David E. Lilienthal و گوردون کلاپ ((Gordon Clapp بودند که به تازگی یک ابرپروژه موفق شناخته شده جهانی را در آمریکا با عنوان «طرح عمران دره تنسی» در قالب تشکیلاتی با نام «سازمان دره تنسی» (Tennessee Valley Authority) یا به اختصار TVA به انجام رسانده بودند. شاه به توصیه ابوالحسن ابتهاج (رئیس سازمان برنامه که پیشاپیش با موفقیت‌های آن دوآشنا بود) از لیلیانتال وکلاپ دعوت کرد تا برای توسعه خوزستان برنامه‌ای پیشنهاد کنند. آن دو مدیر توانا و کارآزموده نیز پس از بازدید میدانی از خوزستان در سال 1334، طرحی به قیاس TVA برای استان خوزستان ارائه دادند و شرکتی به نام «موسسه عمران خوزستان» (Khuzestan Development Service) را مسئول این کار می‌کنند؛ موسسه‌ای مرکب از مدیرانی آمریکایی، شهروندانی ازملیت های دیگر وایرانی. طرح لیلیانتال-کلاپ باعنوان «توسعه همه‌جانبه منابع طبیعی منطقه خوزستان» ((Unified Development of Natural Resources of Khuzestan Region درواقع «نخستین طرح توسعه همه‌جانبه» تاریخ خوزستان محسوب می‌شود. آن دو توسعه‌شناس برجسته، افزون بر تسلیم رسمی طرح جامع خود به دولت وقت ایران هر کدام مقاله‌ای علمی-پژوهشی دانشگاهی نیز در این زمینه منتشر می‌کنند. ترجمه مقاله گوردون کلاپ با عنوان «طرح عمران دره تنفسی برای آبادی خوزستان» اجرا می‌شود.

1- امور سیاسی انسان‌ها و ملت‌ها، همواره تحت تأثیر آب قرار گرفته‌اند. این نکته به‌ویژه درباره رودخانه‌های بزرگی صدق می‌کند که از منابع کوهستانی سرچشمه گرفته، دشت‌هایی وسیع را زیر پا می‌گذارند تا به بلندی‌های واقع در شمال خلیج‌فارس برسند و در آن ناپدید شوند.

پنج هزار سال پیش، بهره‌برداری ماهرانه از همین رودخانه‌های بزرگ منطقه‌ای در جنوب غرب ایران -که امروزه خوزستان می‌نامیم - باعث شکل‌گیری بخش عمده قدرت نظامی و مهارت‌هایی سیاسی شد که به‌نوبه خود دو تحول را رقم زد؛ نخست، پیدایش حکومت ایلامیان (که خوانندگان عهد عتیق با آن آشنا هستند)، و سپس، پیدایش امپراتوری/شاهنشاهی ایران، یعنی نخستین حکومت جهان‌شمول تاریخ بشر. ازآنجاکه این حکومت باعث تقویت مراکز حکومتی خود ونیز رونق مرکز تأمین غلات امپراتوری گسترده‌ای گردید که زمانی جهان متمدن آن روزگار (از یونان گرفته تا هند) را تحت سیطره خویش داشت، درنتیجه رودخانه‌های خوزستان از آن زمان تاکنون همواره رویدادها و اندیشه‌های سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند. افزون بر این، میراث برجای‌مانده از همین رودخانه‌ها تا امروز در انواع هنرها، ارزش‌های انسان‌گرایانه، زبان و هنر سفالگری سرتاسر جهان غرب بازتاب یافته است.

شاهنشاهی باستانی ایران دچار فروپاشی تدریجی گردید و درنتیجه یورش‌های اقوام دیگر یا بی‌توجهی، سیستم گسترده تأمین آب منطقه خوزستان نیز از کار افتاد و نابود شد. به‌این‌ترتیب، دشت‌های سرسبز و ارتفاعات پوشیده از دارودرخت خوزستان که زمانی مرکز رونق اقتصادی و قدرت سیاسی-نظامی بود به سرزمینی تبدیل شد که سیاستمدار و مورخ نامدار بریتانیایی لرد کرزن ((Lord Curzon در توصیف آن نوشت «بیابانی است که تا چشم کار می‌کند، خشک است و لم‌یزرع». با از بین رفتن سیستم‌های گسترده وعظیم باستانی آبیاری منطقه خوزستان، آب‌های فراوان رودهای منطقه به‌گونه‌ای مهارناپذیر و عمدتاً بلااستفاده به دریا می‌ریختند؛ سیلاب‌های ادواری دشت‌های وسیعی را درهم می‌نوردید و با نمک‌زایی خود باعث آلودگی هرچه بیشتر پهنه‌های گسترده اراضی به سم نمکی می‌شد. این گونه بود که خوزستان دستخوش فقر، بیماری، و نومیدی گردید.

سپس درپی قرن‌ها گمنامی، خوزستان یک‌بار دیگر در آغازین سال‌های قرن بیستم به‌عنوان یکی از غنی‌ترین منابع نفت‌خیز جهان و از تأمین‌کنندگان اصلی نفت خام اروپا سر برآورد. اما، این ثروت‌های معدنی نتوانست باعث احیای آن اقتدار سیاسی راهبردی کشور گردد. علت این امر ناشی از آن بود که آن رودها همچنان بلااستفاده به دریا می‌ریخت و زمین‌ها همچنان خشک و لم‌یزرع بود؛ به‌رغم وجود منابع عظیم نفتی، شرایط زیست اکثریت خوزستانی‌ها، به‌جز درصدی اندک، همچنان در حد بس پست قرن‌ها پیش باقی‌مانده بود.

اینک اما، یکی از اهداف والای ایران امروز بازگرداندن خوزستان سرسبز و پررونق است، آن‌هم با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مهار آب و اصلاح اراضی کشاورزی. سه سال و نیم پیش از این، به ابتکار رهبری سیاسی ایران یک برنامه عملیاتی در راستای دستیابی به این گذار خوزستان آغاز شد؛ برنامه‌ای که ویژگی بارز آن سرعت عمل و تمرکز محض بر این هدف منحصربه‌فرد بود. اکنون، گام‌های آغازین این تلاش‌ها در جریان است و ایجاد تغییرات عینی محیطی در پیش رو. سرآغاز فرآیند توسعه بنیادین استان، ازجمله تصمیم غیرمعمول واگذاری مسئولیت‌های گسترده اجرای طرح به یک شرکت خصوصی آمریکایی، ریشه در دوراندیشی، وظیفه‌شناسی تاریخی و قدرت قضاوت بجا و صحیح رهبری ایران امروز دارد. بیان شفاف این نکته در سخنرانی مورخ 2 ژوئیه 1958/مرداد 1337 شاه دیده می‌شود که در باشگاه ملی مطبوعات در واشنگتن اظهار داشت:

.... ازجمله اهداف اصلی ما دست‌کاری در مسیر حرکت آب، تأمین آب برای مناطق فاقد آب و مهار آب مناطقی است که هم‌اکنون آبشان به هدر می‌رود. چه‌بسا کشف و بازیابی آب در رشد آینده ایران، نقشی بس مهم‌تر از سفر به فضای بیکران ایفا کند... . عمران و توسعه استان حاصلخیز خوزستان (بزرگ‌ترین دره حاصلخیز ایران)... که از طریق رود کارون و شاخه‌های آن‌که به خلیج‌فارس می‌پیوندند، آبیاری می‌شود مهم‌ترین اولویت فعلی ماست. این طرح، دربرگیرنده چندین سد و تأسیسات مهار و کنترل آب خواهد بود و کلیت آن بر اساس بهره‌برداری هماهنگ تمامی منابع منطقه بر مبنای اصول همکاری میان گروه‌های خصوصی و عمومی و نهادهای دیگر هست؛ سیاستی در راستای کارکردهای شرکت عمران دره تنسی. این بسته توسعه‌ای، درواقع نماد سرآغاز شروع یک دوران نوین و نیز گسترش منحصربه‌فرد توسعه صنعتی در خاورمیانه خواهد بود.

در فوریه 1956/اسفند 1336، دولت شاهنشاهی ایران از آقای گوردون ر. کلاپ و بنده به‌عنوان مدیران ارشد «شرکت عمران و منابع» (Development and Resources Corporation) درخواست کرد تا ظرفیت‌ها و توانمندی‌های منطقه خوزستان را مورد ارزیابی قرار دهیم 1. ما پس از بررسی داده‌های موجود، به همراه گروهی از مسئولان ایرانی و کارشناسان سازمان ملل یک بازرسی دقیق میدانی از منطقه به عمل آوردیم. سپس، نتایج حاصله را به آقای ابوالحسن ابتهاج (مدیرعامل وقت «سازمان برنامه» ایران) تسلیم نمودیم. این را نیز یادآور شوم که «سازمان برنامه» یک بنگاه دولتی است که مسئول توسعه اقتصادی کل کشور در قالب برنامه‌ای موسوم به «برنامه هفت‌ساله» است و بودجه و اعتبارات آن از طریق درآمدهای نفتی تأمین می‌شود. 2. دیدگاه‌های ما درباره امکان‌سنجی بازسازی اقتصادی و توسعه آن استان به‌عنوان یکی از سرمایه‌های عمده اقتصادی کل کشور، درمجموع با دیدگاه‌های مسئولان ایرانی همخوانی داشت. ما بر این باور بودیم و هستیم که منابع طبیعی استان خوزستان مانند رودخانه‌های بزرگ، دشت‌ها و دره‌های گسترده، شرایط جوی فوق‌العاده مساعد رشد گیاهان، راه‌آهن، جاده‌های مواصلاتی و بندرگاه‌ها، و حجم گسترده گاز و نفت خام می‌تواند زمینه بسیار مساعدی برای ایجاد نوعی توسعه اقتصادی عمده در منطقه تلقی شود، آن‌هم با محوریت نقش مهار و بهره‌برداری از منابع آب به‌عنوان ستون فقرات این طرح.

پس از درخواست «سازمان برنامه»، «شرکت عمران و منابع» براساس قراردادی پذیرفت تا مسئولیت تهیه یک برنامه راهبردی جهت بازسازی اقتصاد خوزستان و توسعه همه‌جانبه منابع طبیعی استان را بر عهده گیرد؛ ما همچنین متعهد شدیم تا کل مسئولیت اجرای این طرح را نیز متقبل شویم.

 

2- از آنجا که این روزها توسعه اقتصادی به یکی از مسائل محوری روابط بین‌الملل تبدیل‌شده است، بیان چندین نکته مرتبط با روش‌های اجرای طرح، مدیریت، و کل فلسفه اجرای آن می‌تواند برای علاقه‌مندان مفید باشد:

نکته مهم نخست، ابعاد مسئولیت‌های محوله از یک دولت به یک شرکت خصوصی آمریکایی است؛ شرکتی که نه هیچ‌گونه وابستگی سازمانی - مالی به دولت ایالات‌متحده دارد و نه به سازمان ملل. درعین‌حال، نه صاحبان آمریکایی شرکت و نه پیمانکارهای طرف قرارداد آن، در برابر توسعه منابع طبیعی موردنظر ادعای هیچ‌گونه «امتیاز» یا حقوق ویژه و یا منافع مالی ندارند، و تنها ادعای ما فقط و فقط محدود به دریافت حق‌الزحمه خدمات مدیریتی یا فنی انجام‌شده است. متن قرارداد، چارچوب مسئولیت‌های طرفین را به شکلی کاملاً شفاف بیان کرده است. طرف ایرانی قرارداد یعنی «سازمان برنامه» موظف است تا قبل از اقدام عملی شرکت عمران و منابع جهت مثلاً برپایی یک سد یا کارخانه توسعه کشت نیشکر، طرح را بازبینی کرده و نظر مثبت یا منفی خود را در هر مورد به‌صورت مشخص بیان کند. اما، پس از صدور موافقت سازمان برنامه با اجرای هر طرح معین، شرکت حق دارد طرح را به تشخیص خود، با استفاده از کارکنان خود یا شرکت‌های پیمانکار برگزیده خود به مرحله اجرا درآورد. در این چارچوب، شرکت آمریکایی طبعاً فقط در مقام نماینده ایران عمل می‌کند، اما شرکت این حق را قانوناً داراست تا با پیمانکاران، شرکت‌های ساختمانی، سازندگان ابزار و امکانات موردنیاز، و یا شرکت‌های خدماتی مدنظر خود مستقیماً قرارداد بسته و عملکرد هریک را زیر نظر داشته باشد. همچنین، سازمان برنامه موظف است هر شش ماه یک‌بار پیشاپیش وجوه مالی موردنیاز برای پرداخت حق‌الزحمه پیمانکاران خدماتی یا ابزاری را در اختیار شرکت قرار دهد. نیز، سازمان برنامه حق دارد سالی دو بار این برنامه/بودجه را بازبینی، تأیید مجدد و یا اصلاح کند. حساب‌های شرکت، توسط یک موسسه مستقل حسابرسی ممیزی خواهد شد و گزارش‌های مالی موسسه هر شش ماه باید به سازمان برنامه تحویل داده شود. نکته پایانی اینکه طرفین حق‌دارند بااطلاع قبلی کل قرارداد را لغو کنند.

دلیل اصلی ایران برای ارائه چنین قرارداد غیرمتعارفی، اراده انجام هرچه سریع‌تر طرح‌ها بود. درنتیجه، سرعت پیشرفت فیزیکی و مدیریتی فعلی عمدتاً ناشی از تمرکز مسئولیت‌ها و امکان جرح‌وتعدیل‌های موردی خاصی است که در قرارداد پیش‌بینی‌شده‌اند. نکته مهم دوم درباره این طرح این است که یک جنبه مبنایی سیاست ما در این زمینه این بوده است که مجموعه‌ای از چندین شرکت «بین‌المللی/چندملیتی» را گرد هم آورده‌ایم تا به ما کمک کنند کار را انجام دهیم، هرچند مسئولیت اصلی و کلی کار برعهده ماست. شمار این گونه شرکت‌های مهم بین‌المللی یا گروه‌های مشاوره‌ای مستقل طرف قرارداد ما در حال حاضر حدود 40 مورد است. به همین دلیل است که یک شرکت ایتالیایی ساخت یک شبکه عمده انتقال برق را به انجام رسانده؛ یک شرکت ایتالیایی دیگر تأسیسات توزیع برق شهر اهواز را بازسازی نموده؛ یک شرکت آمریکایی یک جاده-تونل از دهانه ورودی دره محل احداث سد دز تا نقطه برپاسازی دیواره احداث آن نموده؛ یک شرکت هلندی دارای سوابق گسترده و توسعه اراضی کشاورزی، مسئولیت مطالعه دقیق میدانی انجام نخستین طرح آبیاری را متقبل شده و قراراست امکانات فیزیکی محل را نیز طراحی کند؛ چندین کارشناس سازمان کشاورزی و خواروبار سازمان ملل در حال حاضر دست‌اندرکار مطالعات حاصلخیزی خاک و دیگر تحقیقات ذی‌ربط هستند؛ یک‌ نهاد آمریکایی مشغول آموزش روستاییان برای چگونگی استفاده از کودهای شیمیایی است؛ طراحی منازل برخی شهرک‌های جدید نیز طبق قراردادی به یک شرکت آمریکایی بسیار باتجربه واگذار شد. برای طراحی نخستین سد مهار آب به نام سد دز، از یک کارشناس بسیار برجسته ایتالیایی طراحی سدهای قوسی بلند دعوت کردیم؛ یک شرکت ایتالیایی مستقر در میلان، با نظارت مجموعه‌ای از مهندسان مشاور چندملیتی، طرح کامل سد را آماده کرد و پاره‌ای آزمایش‌های مدل سد در یکی از دانشگاه‌های جنوب ایالات‌متحده انجام گرفت؛ دستگاه‌های برقی اساسی و اولیه سد دز در حال حاضر در کشورهای آلمان غربی، ژاپن، و کانادا در حال تولید می‌باشند؛ نقشه‌برداری هوایی خوزستان توسط یک شرکت بریتانیایی، تحت نظارت کلی ما، صورت گرفت؛ همچنین، با نظارت ما مسئولیت یک واحد کشت نیشکر نیز به‌صورت مشترک به یک شرکت مهندسی از لوس‌آنجلس و یک شرکت نیشکر از هاوایی واگذار گردید؛ اکنون تأسیسات و ماشین‌آلات واحد تصفیه نیشکر هم در حال ساخت توسط یک شرکت هلندی می‌باشند؛ همچنان که طراحی و توسعه بازاریابی پتروشیمی برای مواد پلاستیکی به یک شرکت طراز اول شیمیایی از ایتالیا محول شده است.

هرچند فهرست بالا، فهرست کاملی نیست اما به‌خوبی بیانگر آن است که این طرح تا چه حد به‌راستی بین‌المللی‌سازی شده است. البته، خود ایرانی‌ها نیز در تمام زمینه‌های انجام کار مشارکت دارند؛ از مشاغل فنی و مدیریتی گرفته تا بهره‌برداری از خودروهای سنگین؛ درعین‌حال، کارکنان سازمان برنامه و برخی وزرای ایرانی نیز در زمینه‌های گوناگون انجام طرح حضوری پررنگ دارند.

سومین ویژگی برجسته این برنامه این است که هم طرح ذهنی وهم انجام عملی آن نه براساس کار مجموعه ناهمگونی از طرح‌های گسسته از یکدیگر، بلکه بر پایه یکایک اجزای طرح با همدیگر است. هدف دعوت از آمریکایی‌های مرتبط با «طرح عمران دره تنسی» (TVA) برای بر عهده گرفتن توسعه منطقه خوزستان این بود تا مفهوم محوری TVA یعنی «توسعه همه‌جانبه منابع طبیعی منطقه» برای توسعه ایران نیز به کار گرفته شود؛ به همین دلیل بوده که نکته کلیدی فرا راه ما در تهیه و تدارک برنامه و مدیریت مسئولیت‌های اجرایی، چیزی جز تمرکز بر همین نکته محوری نبوده است.

هدف راهبردی ایران در اجرای این برنامه در خوزستان، دستیابی به اهدافی است که برای آینده کل کشور نقشی بنیادین دارد. هدف اصلی ایران این نبوده تا بخواهد آمریکایی‌ها یا هر نظام شرقی یا غربی دنیا را متقاعد سازد که هدف این طرح حفظ و ارتقای منافع سیاسی، نظامی و یا بازرگانی است. درعین‌حال، تداوم اجرای این کلان طرح توسعه در خوزستان آن را برای تمامی علاقه‌مندان امور بین‌المللی، شایسته اهمیت می‌کند. ایران امروز از جایگاهی منحصربه‌فرد برخورداراست؛ کشوری با روابط تنگاتنگ جغرافیایی و مذهبی با کشورهای عرب، هرچند خود عرب نیست؛ کشوری با روابط تنگاتنگ اقتصادی، فرهنگی و نظامی با غرب، اما درعین‌حال بخشی جدایی‌ناپذیر از خاورمیانه؛ کشوری با منابع سرشار نفت که اروپا تا حد زیادی وابسته به آن است؛ کشوری با بندرگاه‌هایی در آب‌های گرم خلیج‌فارس که روسیه از زمان پطر کبیر چشم بدان دوخته؛ کشوری دارای مرزهای مشترک طولانی با شوروی، عراق و افغانستان. این ویژگی‌ها، در کنار سایر شرایط، ایران را به یکی از مهم‌ترین مناطق جهان امروز تبدیل کرده است. ازاین‌روست که شکست یا پیروزی این طرح توسعه ایران، دارای اهمیت بس بسیاری است.

3- اما، اجزا و عناصر اصلی سازنده این برنامه همبسته توسعه کدام‌اند؟ نکته اصلی بهره‌برداری از منابع طبیعی خوزستان همان است که درگذشته‌های دور بود: بهره‌برداری از منابع آب.

فناوری‌های جدید، بازسازی سازه‌های طبیعی و تجدید ساختار بنیادین چگونگی برنامه مصرف آب خوزستان را امکان‌پذیر ساخته‌اند. اکنون نخستین گام در راستای ایجاد این دگرگونی بنیادین آغازشده است؛ مراحل آغازین ساخت سد روی رودخانه دز، به‌عنوان مهم‌ترین شاخه رود کارون شروع شده. طراحی سد دز، به‌عنوان نخستین سد از 14 سازه چندمنظوره مهار آب پنج رود اصلی منطقه، صورت گرفته که همگی باهم همبسته هستند. شاید برای تکمیل ساخت و بهره‌برداری از این 14 سد به بیش از یک نسل نیاز داشته باشیم، اما در هر صورت کار ساخت سد دز شروع‌شده و ادامه دارد. هم‌اینک، چندین هزار ایرانی، آمریکایی، هلندی، و ایتالیایی درگیر ساخت سد دز هستند تا بعد شبکه آبیاری توانمند آن را برپا سازند و از اواخر سال 1962/1342 نیز از برق حاصل از ریزش غرشی آب آن بهره‌برداری شود.

محل ساخت سد دز، یک دره بسیار تنگ است که از کف آبگذری با دیواره‌ای تقریباً عمودی (به ارتفاع بیش از 1300 فوت) ساخته می‌شود. این سد بتنی با 620 فوت/203 متر ارتفاع، قرار است نهایتاً به‌اندازه تقریباً حداکثر آب ذخیره‌شده در سیستم TVA را پشت خود مهار کند؛ یعنی به‌اندازه حجم بزرگ‌ترین شاخه آب جاری در منطقه دره تنسی به نام دریاچه نوریس (Norris Lake). در منطقه دز، با 159 روستا و 130000 نفر جمعیت (اکثراً، کشاورزان باتجربه) این حجم آب ذخیره می‌تواند این امکان را فراهم کند تا در تمام طول سال روی 375000 جریب/125 هزار هکتار زمین کشاورزی مناسب اقدام به کشاورزی کرد و حداقل چهار برابر بیش از میزان فعلی، محصولات گوناگون کشاورزی برداشت کرد. این سد، همچنین تا حدود بسیار زیادی از سیلاب‌های تهدیدکننده مناطق پایین‌دست رودهای دز و کرخه نیز پیشگیری کرده، و شرایط ناوبری در دو طرف کارون علیا و شط العرب/اروندرود (از حوالی پالایشگاه آبادان تا دریا) را نیز بهبود خواهد بخشید.

قرار است با حفر کانال‌هایی نسبتاً کم‌عرض، آب ذخیره دریاچه سد دز وارد رودخانه کرخه در همین حوالی شود تا به‌این‌ترتیب مایه آسایش زندگی مردم منطقه دشت میشان واقع در مرز ایران و عراق گردد. در شرایط فعلی، در منطقه دشت میشان آب چنان اندک است که زمین‌ها عملاً چیزی نیست جز بیابان، به‌گونه‌ای که در تابستان در آن مناطق حتی آب آشامیدنی نیز یافت نمی‌شود. انتقال آب دز به کرخه برای تأمین نیازهای کشاورزی و آشامیدنی مردم دشت میشان، در حال حاضر اولویت درجه‌یک مقامات حکومتی ایران است.

افزون بر این، سد دز باعث تولید مقدار بسیار هنگفتی برق خواهد شد که در این منطقه فوق‌العاده کمیاب است. به دلیل ماهیت ساختار استثنایی دره تنگ محل احداث سد دز، هزینه تولید برق بسیار ارزان تمام خواهد شد. قراراست طی چند مرحله، برق حاصله از طریق خطوط انتقال نیرو ابتدا به شهرهای اصلی خوزستان و سپس به مناطق روستایی رسانده شود.

برای تأمین بخشی از نیاز فوری منطقه، خطوط انتقال برق فشارقوی راه‌اندازی شده و این امر نخستین بار است که در کشور صورت می‌گیرد. این شبکه که در حال حاضر از آبادان تا اهواز امتداد دارد (به طول 72 مایل) برق حاصل از یک توربین بخار ناتمام پالایشگاه آبادان را به اهواز منتقل می‌کند. هم‌زمان، شبکه توزیع برق اهواز نیز در حال بازسازی است تا بالاخره پس از گذشت این‌همه زمان، نیازهای فزاینده جامعه به برق را برآورده کند. این فعالیت‌ها توسط سازمان برق خوزستان انجام می‌شود که مدیران آن ‌همگی ایرانی هستند، هرچند در حال حاضر مدیریت بهره‌برداری در دست شرکت آمریکایی است تا در آینده‌ای نزدیک ایرانی‌هایی که دارند آموزش می‌بینند، خود راسا بتوانند مسئولیت کامل امور را بر عهده گیرند.

کل مجموعه سدهای پیش‌بینی‌شده در این برنامه درازمدت، روی‌هم‌رفته قادر به تولید شش میلیون کیلووات برق خواهند شد که این رقم چهار برابر بیش از طرح توسعه منطقه سن لارنس (St. Lawrence) آمریکا خواهد بود، و به‌این‌ترتیب خواهد توانست 2500000 جریب زمین‌های مناسب و حاصلخیز منطقه خوزستان را آبیاری سازد. در آن صورت، خوزستان قار خواهد بود به دیگر مناطق کشور برق صادر کند و عملاً به «نیروگاه برق» ایران نوین تبدیل شود؛ درعین‌حال، افزایش راندمان محصولات کشاورزی استان تأثیر عمده‌ای نیز بر تأمین مواد غذایی کل کشور خواهد گذاشت.

در حال حاضر، کار ساخت جاده تأسیساتی منتهی به دهانه دره محل ساخت سد، شهرک کارکنان ارشد سد و جاده تونلی (از قسمت فوقانی دره تا دیواره تقریباً عمودی بستر آبگذر قسمت تحتانی دیواره سد) به پایان رسیده‌اند. قرار است براساس برنامه زمان‌بندی‌شده، ساخت سد تا سال 1962/1342 به پایان برسد، و برآوردها حاکی از آن است که ساخت شبکه اولیه انتقال و تأسیسات برق محل هزینه‌ای برابر با 58 میلیون دلار را به خود اختصاص خواهد داد.

الزامات بودجه‌ای این کلان طرح خوزستان در حد بسیار هنگفت است، و این در حالی است که این فقط یک بخش از برنامه‌های ملی سازمان برنامه است. اما، پول و اعتبار مالی موردنیاز برای یک طرح توسعه با این ابعاد بزرگ ملی (آن‌هم بااین‌همه نیازهای روزمره) به چه ترتیب و از کجا تأمین می‌شود؟

در مقایسه با بسیاری کشورهای کمتر توسعه‌یافته، ایران برخوردار از سرمایه کلانی است، به‌ویژه درآمدهای حاصل از فروش نفت. اما، نیازهای جاری کشور بسیار فراتر از بودجه و اعتبارات فعلی است. به همین دلیل، ایران امروز هم مانند آمریکای دیروز دوران اولیه توسعه امکانات و کمبود سرمایه، به وام‌گیری خارجی روی آورده تا بتواند بخشی از شکاف میان درآمد فعلی و این نیازهای سرمایه‌ای را پر کند. یک نمونه آن، توافق دریافت وامی است در سال 1959/1338 از بانک جهانی به مبلغ 72 میلیون دلار برای انجام یک برنامه جاده‌سازی؛ نمونه‌های دیگر تقاضای وام ایران عبارت‌اند از وام‌هایی برای توسعه بندر و وامی برای طرح اجرای آبیاری دز که در حال حاضر شرایط دریافت این دو بانک تحت بررسی بانک جهانی است؛ صندوق وام توسعه ایالات‌متحده نیز در همین سال 1959/1338 قول اعطای چند اعتبار مالی به ایران داده است. طبیعی است به‌این‌ترتیب، ایران تا یکی دو دهه دچار کمبود مالی خواهد شد تا زمانی که افزایش بهره‌وری ناشی از سرمایه‌گذاری‌های عمومی و خصوصی شکاف میان تأمین نیازهای فوری و منابع سرمایه‌ای خود را پر کند.

4 - قرن‌ها پیش، خوزستان به‌عنوان «سرزمین نیشکر» شناخته می‌شد، ولی در حال حاضر در آن دیار نشانی از کاشت نیشکر به چشم نمی‌خورد. اما، بازگرداندن آنچه زمانی نشان شکوه باستانی ایران تلقی می‌شد، امروزه آشکارا از اهمیت نمادین بسیار بالایی برخوردار گشته و به لحاظ اقتصادی و فرهنگی شدیداً مدنظر قرار گرفته است. به همین دلیل، در سال‌های اخیر کارشناسان ایرانی درگیر آزمایش چندین گونه مختلف نیشکر بوده‌اند. روشن است که احیای کشت نیشکر-که آب خور بسیار بالایی دارد-یکی از اهداف طرح همبسته و جامع‌الاطراف ماست. چندی است اجرای طرح آزمایشی کشت نیشکر در سطح 25 هزارجریب آغازشده، مزارع کاشت آماده‌سازی گشته، و قراردادی نیز برای برپایی کارخانه برش و تصفیه شکر منعقد گردیده، و قرار است تا سال 1961/1341 نخستین برداشت نیشکر گونه جدید و تولید شکر محقق گردد.

بدیهی است کسب حداکثر بهره از طرح جدید و گسترده تأمین آب از رودهای خوزستان، به‌صورت هم‌زمان نیازمند بهره‌گیری گسترده از کودهای شیمیایی است که در حال حاضر کمتر کشاورزی در ایران با این پدیده آشنایی دارد. اکنون یکی از وظایف شرکت ما، تعیین و اعلام انواع گوناگون کودهای شیمیایی و معدنی و نیز چگونگی استفاده متناسب با نوع خاک منطقه و هدف موردنظر است. به همین دلیل، چندی است آزمایش انواع کودها و چگونگی به‌کارگیری آن‌ها توسط کشاورزان روی 20 هزار قطعه زمین کشاورزی در چارچوب کشاورزی سنتی رایج فعلی در حال انجام است. تاکنون، افزایش بهره‌وری و کیفیت حاصله بسیار دور از انتظارات حتی خوش‌بینانه‌ترین کارشناسان بوده است. این، تنها جلوه‌ای است از برنامه احیای توسعه خوزستان که هر کشاورز یا صاحب زمینی می‌تواند به چشم خود دیده و مورد ارزیابی قرار دهد.

رهبری سیاسی مسئولیت‌پذیر ایران به‌خوبی این نکته را درک کرده که این تحولات گسترده آب‌رسانی منطقه خوزستان نیازمند وجود یک تشکیلات و سازمان ایرانی (مانند منطقه‌بندی‌های استانی آبیاری) دارای اختیارات کافی است تا ذی‌نفعان را به خاطر این افزایش شدید سطح آب‌رسانی وادار به پرداخت هزینه کند؛ برای آموزش کشاورزان امکان فراگیری تحصیلات هرچه جدیدتر و هرچه بیشتر را فراهم سازد؛ رابطه میان زمین‌دار و کشاورز در شرایط جدید را به‌گونه‌ای اصلاح کند تا عامل افزایش بهره‌وری اخیر نیز مدنظر قرار گیرد. بی‌تردید، اجرایی ساختن این اهداف کار ساده‌ای نیست اما امکان‌پذیر است، به‌ویژه وقتی با روشنگری به‌موقع و به‌جا ذهنیت مردم درباره این تحولات گسترده و عمیق باز شود، و اهمیت این اهداف راهبردی سازمانی، اقتصادی، و آموزشی به‌خوبی برای همگان تشریح گردد. فراموش نکنیم که به باور کارشناسان مردم‌شناسی، پنج هزار سال پیش در دامنه همین کوه و دره‌های زاگرس خوزستان بود که انسان برای نخستین بار موفق به راه‌اندازی نخستین تشکیلات موفق تولید مواد غذایی گردید.

افزون بر آبی که در خوزستان هدر می‌رود، یکی دیگر از منابع طبیعی عمده که در این استان بلااستفاده می‌ماند گاز طبیعی است که در جریان استخراج نفت می‌سوزد. پدیده «گازسوزی» (Flaring) اکنون پنجاه سال است که ادامه دارد. این در حالی است که گاز طبیعی نه‌تنها یک حامل انرژی بلکه منبع بس ارزشمندتری است به‌عنوان ماده خام تولید محصولات پتروشیمی؛ مانند انواع کودهای شیمیایی و انواع پلاستیک. خوشبختانه، در حال حاضر یکی دیگر از اهداف عمده ایران بهره‌گیری از همین گازهای هدر رونده برای راه‌اندازی صنعت بسیار بزرگ پتروشیمی است. ما برای نخستین گام توصیه کرده‌ایم تا اقدام به تولید پلاستیک، پی. وی. سی. (Poly vinyl chloride) شود تا به‌این‌ترتیب بتوان خوراک شرکت‌های خصوصی فعلی پلاستیک‌سازی ایرانی و بازار مصرف روبه رشد کشور را تأمین نمود. گام بعدی (که هم‌اینک در جریان است) عبارت است از تشویق شرکت‌های خصوصی ایرانی و سرمایه‌گذاران و مدیران خارجی برای بهره‌گیری از دانش مهندسی صنایع که خوشبختانه چندی است این امر در زمینه توسعه بازار و بازاریابی در حال انجام است. در صورت موفقیت در انجام این سیاست، بی‌تردید راه برای شکل‌گیری کلان صنعت پتروشیمی بازخواهد شد؛ صنعتی که در آن تولید کود حاصل از گازهای هدر رونده فعلی از اهمیت خاصی برخوردار خواهد شد.

در هر یک از طرح‌های جانبی برنامه فراگیر توسعه همه‌جانبه منطقه خوزستان، آموزش نیروی انسانی دارای ارزش بسیار بالایی است. شرکت آمریکایی ما (شرکت عمران و منابع) بر این باور است که معیار موفقیت یا شکست طرح ما تا حدود زیادی درگرو آن است که با چه سرعتی بتوانیم مسئولیت‌های خود را به‌طور کامل به ایرانی‌ها واگذار کنیم. درنتیجه، ما فرآیند آموزش و تشویق نیروی انسانی ایرانی در تمام زمینه‌ها را در اولویت اول خود قرار داده‌ایم، هرچند می‌دانیم که با توجه به کمبود وقت، تحقق عینی این هدف و مسئولیت کار دشواری است.

5. مسئله توسعه اقتصادی کشورهای کمتر توسعه‌یافته (که امروزه در سیاست خارجی بیشتر کشورهای جهان از اهمیتی حیاتی برخوردار است)، برخلاف باور همگانی، مسئله‌ای نیست که صرفاً در گرو داشتن سرمایه مالی باشد. در این زمینه، «روش‌های مدیریتی انجام کار» (چه در قالب شرکت‌های دولتی و چه خصوصی) دست کم به همان اندازه ابعاد و زوایای مالی اهمیت دارد تا از آن طریق بتوان کارها را نه با حرف که با عمل به‌پیش برد.

البته، تردیدی نیست که ایجاد توسعه اقتصادی به یک شیوه یکسان امری است محال. اینکه برای هر منطقه معینی کدام روش توسعه اثرگذارتر هست در گرو عوامل چندی است ازجمله منابع طبیعی، سنت‌های قومی و ملی، اندیشه‌های سیاسی خاص مکان موردنظر، و نیز توانمندی‌های مدیریتی هر منطقه و کشور. تا آنجا که من اطلاع دارم روش‌های توسعه زایی خاص مورداستفاده ما در خوزستان ذاتاً از کیفیتی «تجربی» برخوردارند و تاکنون درجایی مورداستفاده قرار نگرفته‌اند.

این‌که آیا این روش‌های توسعه‌ای ما در مورد جوامع دیگر نیز قابل انطباق و اجرا هستند یا خیر بر ما روشن نیست، اما بی‌تردید روش‌های خاص مورد بهره‌برداری ما در استان خوزستان می‌توانند به‌عنوان نمونه‌هایی اصولی و قانونمند (در چارچوب استفاده از اصول و مبانی توسعه اقتصادی) در کشورهای کمتر توسعه‌یافته موردتوجه قرار گیرند؛ به‌ویژه از این دیدگاه که چگونه برنامه‌های مطلوب کشورهای درحال‌توسعه را براساس زمان‌بندی مورد انتظار آنان به انجام رسانیم.

منبع: آینده‌نگر