
ورزش همیشه بخش جذابی برای سرمایهگذاری بوده و حالا نوبت به عربستان سعودی رسیده تا در بخشهای مختلف آن سرمایهگذاری کند. البته حضور سعودیها در دنیای ورزش، واکنشهایی هم به همراه داشته اما ظاهراً عربستان نمیخواهد دست از اهداف بلندپروازانهاش در دنیای ورزش بکشد.
تابستان امسال برای اهالی ورزش و تمامی ورزشدوستها با شگفتیهای بسیاری همراه بود. در دنیای تنیس، کارلوس آلکاراز توانست سلطه سهگانه نواک جوکوویچ، راجر فدرر و رافائل نادال را بشکند و خودش به قهرمانی دست پیدا کند. در گلف هم شاهد پیروزیهایی بودیم که انتظارش کمتر از 1 درصد بود. در فوتبال زنان هم شگفتیهای بسیاری را دیدیم. با این همه، بزرگترین شگفتی در دنیای ورزش را عربستان سعودی رقم زده است. این کشور میلیاردرها دلار نفتیاش را روانه دنیای ورزش کرده و صنعت ورزش را در اختیار خودش گرفته است.
محمد بن سلمان، شاهزاده سعودیها سعی دارد دلارهای نفتی را صرف اموری کند که چهره عربستان سعودی را در جهان بهبود ببخشد. حالا ورزش به میدانی برای رخنمایی تبدیل شده است. این حکمران 37 ساله سعودی، بیش از 10 میلیارد دلار صرف بازیکنهای مختلف ورزشی و تیمهای متنوع کرده است. بسیاری از طرفداران غربیِ تیمها و بازیکنها و همچنین برخی از سیاستمداران از این رویه مایوس شدهاند چرا که در مباحث بشردوستانه، مشکلاتی با عربستان سعودی دارند.
واقعیت این است که احتمالاً جنجالهای رسانهای بر سر این موضوع، کمی اغراقشده است. همین حالا غرب در حال معامله با عربستان سعودی است و در این معاملات، هیچ مسئله حقوق بشری در نظر گرفته نمیشود. بهعلاوه، چنین معاملاتی، عملاً نقض قوانین حقوق بشری نیست. بهعلاوه، نمیتوان ادعا کرد که این کشور به تنهایی، انحصار در دنیای ورزش را در اختیار بگیرد. این همان مسئلهای است که برخی از هواداران ورزشیِ غربی نسبت به آن ابراز نگرانی کردهاند. بسیاری از هواداران فقط به غرور و افتخار در مورد تیم یا بازیکن محبوبشان فکر میکنند؛ در حالیکه ورزش در نوع خود نوعی کسبوکار است و به عنوان صنعتی که متحول شده، به سرمایهگذاریهای قدرتمند نیاز دارد.
محلی برای سرمایهگذاری
ورزش همیشه محل مناسبی برای سرمایهگذاری بوده و هر کسی در آن سرمایهگذاری کرده است. زمانی نه چندان دور، ورزش محل سرمایهگذاری الیگارشهای روس بود. عربستان سعودی هم نمیخواهد در این بازی عقب بماند، به همین دلیل روی بازیکنهای بزرگ و مطرحی نظیر کریم بنزما سرمایهگذاری کرده است. بهعلاوه، سعودیها سعی دارند وارد بخشهای غیر فوتبالی ورزش هم بشوند. به همین خاطر است که اخیراً شاهد سرمایهگذاری عربستان سعودی در لیگهایی نظیر گلف بودهایم.
نکته مهم در مورد اقدامات اخیر عربستان سعودی این است که همهچیز به شکل نظاممند و با پشتیبانی دولت پیش میرود. حاکمیت فعلی در عربستان که همان نظام پادشاهی است، سرمایهگذاری در ورزش را نوعی سرمایهگذاریِ مجدد درآمدهای نفتی میبیند که میتواند تنوع را برای اقتصاد نفتی این کشور به ارمغان آورد. در واقع، سرمایهگذاری در ورزش میتواند به عنوان کاتالیزور عمل کند و صنعت گردشگری و همچنین خدمات را در عربستان بهبود ببخشد. تمامی این اقدامات به نوعی اصلاحات اقتصادی است که عربستان سالهاست دنبال میکند.
آمریکا و اروپا طی سالهای گذشته نشان دادهاند که سرمایهگذاری در ورزش و ایجاد برندهای ورزشی، میتواند در اقتصاد موثر باشد و سود بسیاری به همراه دارد. سرمایهگذاران جدید از عربستان سعودی هم به دنبال همین سود اقتصادی هستند و میخواهند از شکلهای سنتی سرمایهگذاری در کشورشان خارج شوند. میزبانی قطر در جام جهانی هم باعث شد عربستان سعودی بیشتر برای سرمایهگذاری در صنعت ورزش، وسوسه شود و در زمینه آن اقدام کند.
بسیاری از هواداران از تغییرات میترسند و تصور میکنند با تغییراتی نظیر تغییر در سرمایهگذاران، کیفیت بازیها عوض میشود و بازیکن محبوبشان از دست میرود. اما واقعیت این است که ورزش محل رقابت است و هر کسی به آن وارد میشود به نوعی در حال رقابت است، از بازیکنها گرفته تا مخاطبان و حتی سرمایهگذاران. چنین برهمزنندگیهایی در عرصه سرمایهگذاری، از نگاه هواداران ترسناک است، اما واقعیت این است که حتی میتواند به بهبود کیفیت این صنعت هم کمک کند.
شاید بزرگترین دلیل مخالفت با عربستان سعودی، ماجرای جمال خاشقچی بود که هنوز مسائل و حواشی حقوق بشری در مورد آن مطرح است. بسیاری از هواداران ورزشی میگویند عربستان باید ابتدا پاسخگوی این مسائل حقوق بشری باشد و بعد به سراغ ورزش بیاید. با این حال، عربستان سعودی اهداف بلندپراوازنهای برای خود در صنعت ورزش در نظر گرفته و دست به دامان هر چیزی از شبکههای اجتماعی گرفته تا شرکتهای مختلف، میشود تا بتواند به هدفش دست پیدا کند.
منبع: آیندهنگر / اکونومیست