آنچه اقتصاد ایران را متزلزل کرده بیش از آنکه دلار باشد، افزایش بی‌رویه نقدینگی است

لنگر اسمی دلار

تاریخ 1402/05/02 ساعت 14:28

نوسان کاهشی نرخ ارز یک بازی کاملاً دولتی است. تمام دولتمردان ما فارغ از اصول و جناحی که دارند، اگر پول داشته باشند و شرایط برایشان مناسب باشد، تا حدی که بتوانند نرخ ارز را برای دریاف مقبولیت، سرکوب می‌کنند

پوریا بختیاری/ اقتصاددان

در اقتصاد ایران مغالطه‌ای وجود دارد و مردم فکر می‌کنند علت افزایش قیمت همه چیز دلار است؛ به عقیده مردم اگر دلار ارزان شود، کالاها باید ارزان شوند؛ اگر دلار گران شود، کالاها هم باید گران شوند و یا اگر قیمت دلار ثابت ماند، قیمت کالاها باید ثابت بماند. در صورتی که این‌طور نیست. علت اصلی افزایش قیمت‌ها رشد نقدینگی است. البته تنها عامل نیست ولی مهم‌ترین عامل است و اکثر اقتصاددانان بر این نکنه اتفاق نظر دارند که تورم یک پدیده پولی بوده و علت اصلی آن رشد نقدینگی است. قیمت دلار افزایش می‌یابد چون نقدینگی زیاد شده و افزایش قیمت دلار خود معلول گرانی است نه علت آن.

دلار صرفاً یک لنگر اسمی در اقتصاد ایران است؛ بدان معنا که افزایش نرخ ارز به فعالان کسب و کار و عموم مردم سیگنال می‌دهد که با افزایش قیمت دلار احتمال افزایش قیمت سایر کالاها نیز وجود دارد. دلار کالای قابل تجارتی است که ارزش آن در تمام دنیا یکسان است و از همین رو یک لنگر اسمی ایجاد می‌کند؛ تنها عاملی که قیمت دلار در آن تاثیر دارد، همین است. وقتی افزایش نرخ ارز را می‌بینیم و سپس به دنبال آن افزایش قیمت سایر کالاها را می‌بینیم، صرفاً هیجان است. جهش‌های قیمت دلار و افزایش ناگهانی قیمت سایر کالاها و... نیز از همین هیجان نشات می‌گیرد. بنابراین افزایش قیمت دلار معلول است و نه علت و از طرفی دیگر دلار لنگر اسمی در اقتصاد ماست. این امر مهم‌ترین نکته‌ای است که باید بدانیم. 

اما آیا کسب و کارها از نوسان قیمت دلار آسیب می‌بینند؟ پاسخ این سوال به خود کسب و کار بستگی دارد. نمی‌توان یک نسخه کلی برای همه کسب و کارها پیچید. برای تولیدکنندگان داخلی که رقیب خارجی دارند، کاهش نرخ ارز موضوع خوشایندی نیست. زیرا سبب می‌شود در مقابل رقبای خارجی کم بیاورند. فرض کنید فردی تولیدکننده پوشاک و با تورم بالای ایران کار می‌کند. دولت پول دارد، دلار دارد و قیمت ارز را سرکوب می‌کند. در آن صورت تولیدکننده داخلی برای مثال باید برای تولید یک شلوار ۱۰دلار هزینه کند. اما وقتی همان کالا با کالای خارجی مقایسه می‌شود که ۸دلار وارد شده است، خب طبیعی است که مردم کالای خارجی را ترجیح دهند. بنابراین برای کالاهایی که رقیب خارجی دارند و احتمال واردات وجود دارد، سرکوب قیمت دلار و دستوری نگه داشتن نرخ ارز چه مقطعی چه بلندمدت، آسیب بسیار زیادی وارد خواهد کرد. چنانچه می‌بینیم که بسیاری از صنایع و کارخانجات ما در دهه ۹۰ و ۸۰ ورشکست شدند چون نتوانستند با رقبای خارجی رقابت کنند.

انتظارات تورمی با کاهش نرخ ارز کاهش خواهد یافت. زیرا دلار لنگر اسمی اقتصاد ایران بوده و قیمت‌ها از دلار سیگنال می‌گیرند، انتظارات تورمی هم با کاهش یا افزایش نرخ ارز تغییر خواهد داشت. وقتی یک موج راه می‌افتد، بازارهای دیگر از آن تاثیر خواهند گرفت. پس انتظارات تورمی با کاهش واقعی قیمت دلار کاهش پیدا می‌کند. 

کاهش نرخ ارز کاملاً بازی دولت‌هاست و تمام دولتمردان ما فارغ از اصول و جناحی که دارند، اگر پول داشته باشند و شرایط مناسب باشد، تا حدی که بتوانند نرخ ارز را سرکوب می‌کنند. نمونه بارز آن خصوصاً در دهه۹۰ مشاهده شد. دیدیم که چند دوره جهش ارز بسیار جدی اتفاق افتاد. دولت تا جایی که امکان داشت قیمت ارز را سرکوب کرده بود و جایی که دیگر ذخیره ارزی نداشت و تحریم‌ها فشار آورد، دیدیم که جهش شدیدتری اتفاق افتاد و همه عوامل تاثیرگذار هستند. نرخ ارز در صورتی پایین می‌اید و کنترل می‌شود که ریال در مقابل دلار تقویت شود؛ آن هم به صورت واقعی و با ساختار اقتصادی درست؛ نه با دستکاری‌کردن اعداد و به‌زور پایین نگه‌داشتن نرخ ارز.

در مورد اینکه آیا باید با توافق با عربستان منتظر کاهش نرخ ارز باشیم یا خیر باید بگویم در این سال‌ها تحلیل‌های این‌چنینی آسیب زیادی به ما زده است. چرا که همه چیز را لحظه‌ای تحلیل کردیم و اتفاقات را لحظه‌ای دیدیم. یعنی براساس یک خبر، شایعه، توافق اولیه و... تحلیل ارائه‌شده و تنها چیزی که در این میان اتفاق افتاد، یک نوسان‌گیری بسیار شدید بود. واقعاً قیمت دلار در ایران فارغ از پارامتر اقتصادی، یک پارامتر سیاسی است و به هیچ عنوان قابل تحلیل به صورت لحظه‌ای نیست. تفکر سیاسی در ایران بر تفکر اقتصادی غالب است و این امر اجازه نمی‌دهد که قیمت‌ها به صورت دقیق و اقتصادی قابل پیش‌بینی باشند مگر اینکه رمال و پیشگو باشیم. حداقل بازه‌ای که باید برای پیش‌بینی نرخ ارز داشته باشیم، بازه یک ساله است. یعنی حداقل باید دیدگاه یک ساله داشته باشیم که برای دلار چشم‌انداز تعیین کنیم. تحلیل کوتاه مدت در ذهن هیچ تحلیل‌گری نمی‌گنجد؛ اما در بازه بلندمدت قطعاً سیر دلار صعودی است؛ حتی اگر توافق شود. نمونه بارز آن سال ۹۵ و بعد از برجام بود که ما کمترین تورم را در سال‌های پس از انقلاب داشتیم. تورم تک رقمی شد و قیمت دلار هم افت خوبی داشت. ولی وقتی دوباره برجام از بین رفت و انتظار تورمی بازگشت، قیمت‌ها افزایش بسیار زیادی داشتند. نکته اینجاست که در بلندمدت قیمت دلار قطعاً صعودی خواهد بود. 

در اقتصادی‌ها یکی از راحت‌ترین راه‌ها برای محاسبه قیمت دلار، که البته نمی‌گویم خیلی دقیق است، بدین صورت بوده که یک سال پایه را در نظر می‌گیرند و از آن سال پایه تورم و رشد اقتصادی دو کشور ایران امریکا را حساب می‌کنند و رشد اقتصادی و تورم ایران امریکا را از هم کم می‌کنند و در نهایت به عددی می‌رسند. برای مثال می‌بینند اختلاف ۴۷ درصد است؛ پس قیمت دلار را هم ۴۷ درصد افزایش می‌دهند. اما نکته مهم در این محاسبه آن است که ما عموماً تورم بالاتری نسبت به امریکا داریم. حتی در امریکا تورم ۹درصدی کنترل شد و ما در بهترین حالت هم تورم ۹درصدی را نمی‌بینیم. بنابراین انتظار موج دلار بسیار منطقی است.