
در سال 2017، بخش خصوصی 40 درصد در اقتصاد عربستان سهم داشت و بن سلمان میخواست این سهم تا سال 2030 به 65 درصد برسد. با اینحال طبق آخرین دادهها که در ماه نوامبر سال 2022 منتشر شدند، سهم بخش خصوصی تنها 43 درصد از تولید ناخالص داخلی عربستان است.
آینده نگر
محمد بن سلمان آل سعود، شاهزاده سعودی و ولیعهد عربستان است. او که هفتمین پسر ملک سلمان است، از سال 2017 به عنوان ولیعهد این کشور جای پسرعموی خود محمد بن نایف را گرفت و از آن زمان تا کنون به عنوان نخست وزیر عربستان هم مشغول به فعالیت است. بن سلمان طی این مدت بسیاری از سمتهای سطح بالای عربستان را هم در اختیار خود گرفتهاست و عملا رهبر عربستان به حساب میآید. در بین سمتهای او میتوان به ریاست شورای امور اقتصادی و توسعه و وزارت دفاع بین سالهای 2015 و 2022 اشاره کرد.
کارنامه بن سلمان در زمینههای مختلف میتواند مورد بررسی قرار بگیرد. از تغییر سیاستهای داخلی که اصطلاحا اصلاحات بن سلمانی نامیده میشوند تا تغییر روابط با کشورهای مختلف جهان و منطقه، نوشتههای زیادی در مدح و نقد بن سلمان منتشر شدهاست. جدای از این اقدامات، اتفاقات نظیر کشته شدن جمال خاشقچی و استعفای ناگهانی سعد حریری از ریاست دولت لبنان هم تنها نمونههای از حواشی ولیعهدی بن سلمان هستند. البته نمیتوان چگونگی به قدرت رسیدن او و درگیری داخلی در آل سعود را نادیده گرفت. با اینحال، بحثی که در اینجا بیشتر ارزش مطرح کردن دارد، سیاستهای اقتصادی او یا همان «چشمانداز 2030» و وضعیت اقتصادی عربستان سعودی است. در ادامه بخشهایی از تحلیل منتشر شده در وبسایت «کنترل ریسکس» را با هم میخوانیم.
تاریک و روشن اقتصادی
بن سلمان به صورت رسمی رهبری بازسازی اقتصادی عربستان را با اعلام کردن «چشمانداز 2030» در ماه آوریل سال 2016، به دست گرفت. این برنامه یک بار هم در سال 2017 مورد بازبینی قرار گرفت. «چشمانداز 2030» بن سلمان اهداف بسیار بلندپروازانهای را در دل خود جا دادهاست. برای مثال، قرار است درآمد غیرنفتی عربستان طی این مدت 6 برابر و سرمایهگذاری خارجی هم دو برابر شود. در همان زمان بسیاری از تحلیلگران این اهداف را بیش از حد بلندپروازانه میدانستند، اما با گذشت چند سال مشخص شد که دولت عربستان سعودی واقعا چنین اهدافی را سرمشق سیاستگذاریهای خود کردهاست. اگر بخواهیم وضعیت ابتدایی، کنونی و هدف اقتصادی عربستان در پنج زمینه مختلف را بررسی کنیم، آمار و ارقام اطلاعات مفیدی به ما میدهند.
در سال 2017، نرخ بیکاری عربستان 11.6 درصد بود و طبق طرح، این شاخص تا سال 2030 باید به 7 درصد میرسید. آخرین داده به دست آمده در مورد نرخ بیکاری مربوط به فصل دوم سال 2022 است که طی آن نرخ بیکاری به 9.7 درصد رسیدهاست، یعنی عربستان روندی نسبتا معقول را طی 5 سال ابتدایی طرح خود طی کردهاست.
مسئله بعدی میزان مشارکت زنان در نیروی کار است. در سال 2017، این شاخص 22 درصد بود و بن سلمان هدفگذاری را تا سال 2030 روی 30 درصد قرار داد. آخرین دادههای مربوط به مشارکت اقتصادی زنان که مربوط به فصل دوم سال 2022 است ما را شگفتزده خواهد کرد، زیرا میزان مشارکت زنان در این تاریخ به 35.6 درصد رسیدهاست. این اعداد و ارقام نشان میدهد که دولت عربستان در زمینه فعالسازی اقتصادی زنان حتی از برنامه خود هم پیشی گرفتهاست. این مسئله بیش از هرجا در شهرهای بزرگی مانند ریاض به چشم میخورد. صنایعی مانند مهمانداری و توریسم توانستهاند زنان زیادی را به خود جلب کنند، اما بیشترین تاثیر را در این زمینه، مشاغل دولتی داشتهاند. در حال حاضر مردان جوان عربستان خود را در رقابتی فزاینده با زنان بر سر مشاغل پردرآمد دولتی میبینند.
شاخص بعدی که تقریبا یکی از مهمترین نقاط تمرکز بن سلمان بود، سهم بخش خصوصی از تولید ناخالص داخلی عربستان بود. در سال 2017، بخش خصوصی 40 درصد در اقتصاد عربستان سهم داشت و بن سلمان میخواست این سهم تا سال 2030 به 65 درصد برسد. با اینحال طبق آخرین دادهها که در ماه نوامبر سال 2022 منتشر شدند، سهم بخش خصوصی تنها 43 درصد از تولید ناخالص داخلی عربستان است. گرچه نه برای این شاخص، نه برای شاخصهای دیگر نباید یک روند رشد خطی را متصور شد، اما با قاطعیت زیادی میتوان گفت عربستان در این زمینه بسیار از برنامه خود عقب ماندهاست.
یکی دیگر از شاخصهای بسیار مهم، نسبت سرمایهگذاری مستقیم خارجی به تولید ناخالص داخلی است. این شاخص در سال 2017 تقریبا 3.8 درصد بود و بن سلمان میخواست تا سال 2030 به 5.7 درصد برسد. آخرین دادههایی که در ماه ژوئن 2022 منتشر شدند، درباره این شاخص ما را شوکه میکنند. طی تقریبا 5 سال، سهم سرمایهگذاری مستقیم خارجی در عربستان نه تنها افزایش پیدا نکرده، بلکه با کاهشی چشمگیر به 0.7 درصد رسیدهاست. این تغییر نشان میدهد دولت عربستان مسیری معکوس برنامه خود را طی 5 سال ابتدایی طرح طی کردهاست. گرچه امکان چرخش در هر شاخصی وجود دارد، اما 5 سال هم زمان کمی در دل یک برنامه 13ساله نیست و عربستان به منظور تحقق هدف خود در این زمینه نیازمند نوعی معجزه اقتصادی است.
یکی دیگر از مسائل مهم برای بن سلمان، افزایش درآمد غیرنفتی دولت بود. این شاخص در سال 2017 تقریبا 163 میلیارد ریال سعودی بود و طبق «چشمانداز» باید تا سال 2030 به 1000 میلیارد ریال سعودی میرسید. طی چهار سال ابتدایی این برنامه، روندی قابل قبول طی شدهاست و دولت عربستان سال 2021 را در حالی به پایان رساند که 403 میلیارد ریال سعودی درآمد غیرنفتی داشت. طبق دادههای منتشر شده از سوی وزارت اقتصاد عربستان، عامل اصلی رشد درآمد غیرنفتی دولت، مالیات بر کالاها و خدمات بودهاست.
یک جامعه پرشتاب
یکی از مسائل بسیار جالب درباره «چشمانداز 2030» رابطهای صریح است که بین توسعه بخشهای تفریحی و ارتقای کیفیت زندگی خود مردم سعودی در نظر گرفته شدهاست. به همین منظور، یکی از اهداف این برنامه، افزایش سهم هزینه تفریحی خانوارهای سعودی از 2.9 درصد به 6 درصد است. به همین منظور پروژههایی مانند شهربازیهای بزرگ و دیگر فضاهایی که فعالیتهای تفریحی را ارتقا میدهند، در نظر گرفته شدهاست. این شکل از تغییرات، سبکی از زندگی و نگاهی به تفریح را در بین جوانان سعودی ایجاد کردهاست، که پیش از این در عربستان موجود نبود. جدای از آن این فعالیتها، محل درآمدی برای کسبوکارهای گوناگون و دولت هم به حساب میآیند.
عزم راسخ عربستان برای تحقق چنین برنامهای را میتوان در بودجه سال 2023 این کشور مشاهده کرد. برای مثال هزینه خدمات شهری، که فراتر از خدمات عمومی و نگهداری شهر، شامل توسعه مراکز تفریحی در شهرهای بزرگ هم میشود، رشدی 25 درصدی کردهاست. بخش توسعه اجتماعی و سلامت هم که شامل فعالیتهای فرهنگی و برنامههای ورزشی میشود، 37 درصد بودجه بیشتری به خود اختصاص دادهاست. این هزینهها برای عربستان بسیار لازم بود، زیرا زیرساخت تفریحاتی محدودی در این کشور ثروتمند وجود داشت. دولت بن سلمان، با این اقدام خود، مردم عربستان را تشویق میکند که بیشتر پولهای تفریحی خود را در خاک این کشور هزینه کنند و نیاز نباشد به کشورهای دیگر برای تفریح بروند.
به طور کل برنامههای اقتصادی بن سلمان تغییرات اجتماعی زیادی را هم به همراه خواهد داشت. این تغییرات از همین حالا هم قابل مشاهده هستند. برای مثال قیمت اجاره خانه در شهرهای بزرگی مانند ریاض در حال افزایش است و افراد کمتر از قبل به دنبال پیدا کردن شغل در صنعت نفت هستند. از سوی دیگر به دلیل بالا رفتن نسبی هزینههای زندگی، افراد در سنین بالاتری ازدواج میکنند و نرخ زاد و ولد در عربستان رو به کاهش است. همه این مسائل روی هم رفته هم فاصله نسلی را به لحاظ سنی زیادی میکند، هم فرهنگی. دولت بن سلمان هم آغوش بازی برای مطرح شدن بحث راجع به این شکافها نشان ندادهاست و اینطور که به نظر میرسد تمام تمرکز خود را تنها بر روی اجرای برنامه چشمانداز گذاشتهاست. البته همانطور که از وضعیت چشمانداز مشخص بود، سرمایهگذاری خارجی عاملی سرنوشتساز برای موفقیت یا عدم موفقیت بن سلمان است. حالا باید دید او که جهتگیری سنتی عربستان سعودی در سطح بینالمللی را تا حد زیادی تغییر دادهاست، طی مدت پیش رو، این تغییر را به چه سمتی از جهان میکشاند.
موفقیت غیراقتصادی
MBS
این کتاب علیرغم عنوان فرعی خود یعنی «به قدرت رسیدن محمد بن سلمان»، بخش عمدهای از نکات مفید خود را در دل «چگونگی قدرت ورزیدن بن سلمان» مطرح میکند. با مطالعه این کتاب متوجه میشویم چطور تمام اصلاحات داخلی بن سلمان، تغییر روابط عربستان با جهان و بازسازی اقتصادی عربستان، پیوندی عمیق با درگیریهای درونی آل سعود دارد. اساسا «به قدرت رسیدن بن سلمان» ربطی اساسی به نقشی دارد که او میخواهد برای داخل عربستان و روابط خارجی این کشور بازی کند. این تغییرات با رویه سنتی ملکهای سعودی شدنی نبود و بن سلمان چهره جدیدی برای ایجاد تغییرات در عربستان به حساب میآید. حال این تغییرات به نفع مردم عربستان و منطقه هست یا نیست، مسئلهای جداگانه برای بحث به حساب میآید، اما قطعا با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که بن سلمان سیاستمداری برای تغییر است.