
فناوریهای جدید این امکان را فراهم خواهند کرد که شما در صورت تیر خوردن در یک بازی، احساس درد کنید. البته این فناوری کاربردهای روزمرهتر و عمومیتری هم خواهد داشت: از واقعیت مجازی تا گوشیهای همراه و خودروها.
آینده نگر
آلدوس هاکسلی در رمان مشهور خود، «دنیای شجاع جدید» از چیزی به اسم «حسکنها» صحبت میکند. این کتاب در سال 1932 چاپ شد، یعنی زمانی که فیلمهای سینمایی درحال تبدیل شدن به «حرفزنها» بودند. حسکنها به نوعی امتداد منطقی، ولو چندشآور، همان حرفزنها به حساب میآمدند.
حسکنها هنوز از راه نرسیدهاند، اما افرادی مشغول کار کردن روی آن هستند. در بازیهای کامپیوتری و واقعیت مجازی، متخصصان به دنبال اضافه کردن حس لامسه به حسهای بینایی و شنوایی هستند تا بتوانند حس غرق شدن در دنیای مجازی را بیشتر کنند. این گروه امیدوار هستند که در آیند اگر دست خود را در واقعیت مجازی دراز میکنید تا یک سیب را بچینید، دستتان از تصویر سیب عبور نمیکند و واقعا آن را لمس میکنید، حالا شاید واقعا نتوانید آن را بخورید. حالا اگر به جای این سیب و درخت، یک آدم بد به شما شلیک کند هم قاعدتا باید ضربه گلوله را احساس کنید.
به منظور ایجاد این حس، لباسهایی با فناوری پیچیده باید تولید شوند که روی لامسه شما تاثیر میگذارند. برای مال دستکشهای طراحی شدهاند که در هارمونی با واقعیت مجازی، میتوانند حس لامسه را به دست شما منتقل کنند. این نوع از «پوشیدنیها» اشکال مختلفی دارند و میتوانند احساسات مختلف را به صورت لامسه به بدن انسان برسانند.
*حتی گوشی و لپتاپ جدید
واقعیت مجازی و بازیهای کامپیوتری حالت نهایی توسعه این ابزار هستند. با اینحال، راههای بهبود بازخورد این شکل از لامسه در دنیای غیرمجازی هم مهم است. گوشیهای هوشمند، کامپیوترها و صفحات تاچ در حال حاضر در خودروها، فستفودها و چیزهایی از این قبیل به شدت استفاده میشوند. این اقلام هم میتوانند از توسعه این نوع فناوری سود زیادی کنند.
بنگاه هلندی آیتو، امیدوار است که بتواند دقیقا همین امکان را فراهم کند. این شرکت قصد دارد سیستمهای لمسی را برای لپتاپها و دیگر ابزار دیجیتال تولید کند. این سیستمها با استفاده از مواد پیزوالکتریک، که با توجه به ولتاژ منبسط یا منقبض میشوند، میتوانند حرکت اندکی را تولید کنند. البته این فرایند را میتوان به شکل معکوس هم به کار انداخت. یک کریستال پیزوالکتریک در صورت فشرده شدن، جریان الکتریکی تولید میکند. یعنی مواد پیزو میتوانند هم به عنوان حسگر عمل کنند، هم فعالساز.
با معرفی وسایل قابل حملی که دارای صفحات تاشونده هستند، میتوان از بخش پایینی این صفحات به عنوان یک کیبورد لمسی استفاده کرد. میتوان نوعی پوشش به گوشیهای تاشو اضافه کرد که بخشی از آنها در حالتی دقیقا مانند یک کیبورد عمل کنند. برای مثال اگر فشار بیشتری بیاورید یک حرف به صورت بزرگ نوشته میشود و دیگر نیازی به استفاده از دکمه شیفت نیست.
این مسئله باعث خواهد شد وسایل هوشمند نازکتر و سبکتر هم شوند. از سوی دیگر چنین ماشینی را میتوان بدون دستکاری کردن سختافزاری در نقاط مختلف به فروش رساند. دلیل این مسئله این است که کیبوردهای لمسی را میتوان به شکلی برنامهریزی کرد که هر نوع کاراکتری را تولید کنند که متناسب با زبان مورد استفاده است.
بعضی از این ویژگیها هم به دنیای خودروها پا خواهند گذاشت. به طور ویژه میتوان به سوییچهایی اشاره کرد که روی فضای داشبورد ماشینها قرار دارند و قرار است بیش از پیش به صورت آیکونهایی روی یک نمایشگر دربیایند. نکته مهم اینجاست که چنین نمایشگرهایی با ایجاد حس مکانیکی به شما میفهمانند که آیا واقعا آن دکمه را روی نمایشگر زدهاید یا نه، بدون اینکه چشم خود را از جاده بردارید.
البته یک کاربرد بالقوه بزرگ دیگر هم برای این فناوری لمسی وجود دارد. افرادی که از راه دور با هم در تماس هستند، شاید بتوانند شکلی از کنار هم بودن را تجربه کنند که اندکی از دلتنگی آنها کم کند. این مسئله برای بسیاری از خانوادهها و دوستانی مهم است که در جهان امروز، هر لحظه ممکن است فاصله جغرافیایی زیادی از هم پیدا کنند. به طور کل میتوان گفت آلدوس هاکسی در کتاب خود آنقدرها هم پیشبینی غلطی از حسکنها نکردهبود.