اِنگُزی اُکنجو، از بازسازی نیجریه تا نجات تجارت جهانی

زنان قدرتمند

تاریخ 1401/12/16 ساعت 08:25

سال 2020 بود که یکی دیگر از زنان موفق دنیای اقتصاد، کریستالینا جرجیوا، مدیر صندوق بین‌المللی پول، اکنجو را به عنوان مشاور گروه مخصوص چالش‌های سیاست اقتصادی انتخاب کرد.

آینده نگر

 طی دهه‌های اخیر زنان موفق زیادی بر مسندهای سطح بالای اقتصادی تکیه زده‌اند. چه در عرصه ملی، چه بین‌المللی، زنان جایگاه قابل توجهی در زمینه مدیریت اقتصادی پیدا کرده‌اند. یکی از این زنان اِنگُزی اُکنجو-ایوآلا است. اُکنجو، اقتصاددانی نیجریه‌ای است که پس از سال‌های فعالیت در سطوح بالای مدیریت اقتصادی، از سال 2021 به عنوان مدیر کل سازمان تجارت جهانی، یکی از برجسته‌ترین کرسی‌های اقتصاد جهانی را در اختیار دارد.

اکنجو اولین زنی است که این سمت را بر عهده دارد و جدای از آن در هیئت مدیره چندین نهاد و بنیاد اقتصادی و مالی جهان هم حضور دارد. البته به غیر از مسئله زن بودن، تاکید بر این مسئله هم اهمیت دارد که اکنجو اولین اقتصاددان، در معنای دقیق کلمه، است که این سمت را بر عهده گرفته‌است. پیش از اکنجو، مدیریت کل سازمان تجارت جهانی عمدتاً بر عهده افرادی بود که در سابقه کاری خود مدیریت کسب و کار و روابط بین‌الملل را داشتند.

اکنجو پیش از رسیدن به مقام مدیریت سازمان تجارت جهانی، به مدت چهار سال، از سال 2011 تا 2015، وزیر دارایی نیجریه، بزرگ‌ترین اقتصاد آفریقا، بود. پیش از آن هم دوره کوتاهی را به عنوان وزیر امور خارجه این کشور فعالیت می‌کرد. با این‌حال، یکی از برجسته‌ترین فعالیت‌های علمی و مدیریتی او، سابقه حضوری 25ساله در بانک جهانی به عنوان اقتصاددان توسعه بود که در نهایت به مدیریت عملیات طی سال‌های 2007 تا 2011 ختم شد. البته او یک دوره دیگر هم در سال‌های 2003 تا 2006، وزیر دارایی نیجریه بود. نشریه انگلیسی یورومانی در سال 2005 او را به عنوان وزیر دارایی جهانی سال انتخاب کرد.

*یک چهره اثربخش

اکنجو در سال 1954 در ایالت دلتای نیجریه به دنیا آمد. خانواده او در نظام نسبتاً قبیله‌ای آن زمان نیجریه، یک خانواده اشرافی به حساب می‌آمد. او در سال 1973 به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و به عنوان دانشجوی ممتاز رشته اقتصاد فارغ‌التحصیل شد. پس از آن به دانشگاه اِم آی تی رفت و در رشته‌های برنامه‌ریزی شهری و توسعه اقتصاد منطقه‌ای کارشناسی ارشد و دکتری خود را دریافت کرد.

زمانی که پس از سال‌ها همکاری با بانک جهانی، به سمت مدیریت عملیات این نهاد رسید، یکی از وظایف او مدیریت سبد عملیاتی 81 میلیارد دلاری این نهاد در آفریقا، آسیای جنوبی، اروپا و آسیای مرکزی بود. یکی از برجسته‌ترین کارهای او طی آن دوران، طراحی و اجرای ابتکارهای اقتصادی گوناگونی در بانک جهانی بود که به کشورهای فقیر در دوران بحران مالی و بحران مواد غذایی در سال‌هایی 2008 به بعد کمک کرد. او یکی از اعضای اصلی کمیسیونی بود که همکاری‌های توسعه اقتصادی را بین کشورهای اروپایی نظیر هلند و کشورهای آفریقایی در سال 2008، آغاز کرد.

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، اکنجو دو بار به عنوان وزیر دارایی نیجریه انتخاب شده‌است. اولین دوره مربوط به سال‌های 2003 تا 2006 و در زمان ریاست جمهوری اُباسانجو بود. اکنجو در این دوره مذاکراتی را با باشگاه یا همان کلوپ پاریس آغاز کرد که منجر به از میان برداشتن 30 میلیارد دلار بدهی نیجریه شد. از دیگر اقدامات او در این دوره می‌توان به بازسازی مدیریت اقتصاد کلان نیجریه اشاره کرد که شامل ایجاد قانونی مالی مبتنی بر قیمت نفت بود. طبق این قاعده، درآمدهای ناشی از سطح بالاتری از یک قیمت مرجع نفت، در حسابی ویژه ذخیره می‌شدند که «حساب مازاد خام» نام داشت و به کاهش نوسان‌های کلان اقتصادی کمک می‌کرد. شفافیت مالی دولت نیجریه هم در دوره او بیشتر شد.

اکنجو برای دومین دوره در سال 2011 به وزارت دارایی نیجریه بازگشت. در این دوره فعالیت‌های شفاف‌سازی اقتصادی اکنجو ادامه پیدا کرد و مبارزه ساختاری با فساد، مخصوصاً در دل خود نهادهای دولتی، با شکلی منظم ادامه پیدا کرد. این رویکرد باعث شد دولت نیجریه که سابقه فساد زیادی در دهه‌های پیشین داشت، بتواند در دوره‌ای نسبتاً کوتاه 1.25 میلیارد دلار پولی را نجات دهد که به جیب‌های مشکوک می‌رفت.

میراث اکنجو در وزارت دارایی، تقویت نظام مالی عمومی این کشور و بازسازی بخش مسکن اقتصاد نیجریه بود. اداره ملی آمار نیجریه هم در دوران او پس از 24 سال مبنای محاسبات تولید ناخالص داخلی خود را اصلاح کرد که این مسئله منجر به درک یک واقعیت بسیار مهم برای دولتمردان نیجریه شد: نیجریه بزرگ‌ترین اقتصاد آفریقا است. زنان و جوانان هم در کانون توجه او بودند و با ایجاد طرح‌های حمایتی بسیار دقیق و ویژه، هزاران شغل و فرصت کارآفرینی برای این گروه اجتماعی عظیم در کشوری ایجاد شد که یکی از جوان‌ترین ترکیب‌های جمعیتی دنیا را دارد. البته مخالفان او که به صورت سنتی از یک نظام اقتصادی فاسد بهره می‌بردند، دائماً او را تهدید می‌کردند و حتی در مقطعی مادر او را ربودند.

اکنجو در سال 2012 نامزد ریاست بانک جهانی هم شد، که در صورت انتخاب شدن می‌توانست به اولین زنی بدل شود که این جایگاه را از آن خود می‌کند. البته نرفتن او به بانک جهانی برای مردم نیجریه بهتر تمام شد، زیرا عمده اقدامات مفید اقتصادی او طی همین سال‌ها رقم خوردند.

 *رقابت بر سر تجارت

پس از سال 2015، اکنجو به جایگاه‌های بین‌المللی برگشت. او ابتدا عضو کمیسیون جهانی تامین مالی برای فرصت‌های آموزشی بود و پس از آن به گروه مدیریت مالی جهانی که از سوی جی20 تاسیس شده‌بود رفت.

در سال 2019، اکنجو به یونسکو رفت و در کمیسیون آینده آموزش مشغول به کار شد. سال 2020 بود که یکی دیگر از زنان موفق دنیای اقتصاد، کریستالینا جرجیوا، مدیر صندوق بین‌المللی پول، اکنجو را به عنوان مشاور گروه مخصوص چالش‌های سیاست اقتصادی انتخاب کرد. در همین دوران او از سوی اتحادیه آفریقا به عنوان نماینده‌ای انتخاب شد که وظیفه‌اش جذب حمایت بین‌المللی برای مقابله با تاثیر اقتصادی همه‌گیری کووید-19 بود.

بوهاری، رییس جمهوری نیجریه، در ژوئن 2020، اکنجو را به عنوان کاندیدای این کشور برای مدیریت سازمان تجارت جهانی معرفی کرد. او توانست به دور آخر انتخابات برسد و مقابل یو میونگ-هی قرار بگیرد. در همین دوره بود که اتحادیه اروپا از او حمایت کرد اما در ماه اکتبر، دولت آمریکا اعلام کرد که از او حمایت نمی‌کند. در نهایت این رقیب او بود که با «مشورتی که با ایالات متحده داشت» اعلام کرد از این رقابت خارج خواهد شد. پس از این بود که دولت بایدن از مدیریت اکنجو حمایت کرد. البته اکنجو هم در سال 2019 شهروندی آمریکا را کسب کرده‌بود و این مسئله در دوران جنگ تجاری آمریکا و چین، اندکی چینی‌ها را ناخشنود کرد. دلیل این ناخشنودی هم این بود که اطلاعات مربوط به شهروندی اکنجو، پس از پیشرفت او در رقابت برای رسیدن به مدیریت سازمان تجارت جهانی افشا شد.

همسر اکنجو، یک جراح مشهور است. او چهار فرزند دارد که در بین آن‌ها اوزودینما ایوالا، نویسنده جوان نیجریه‌ای، برجسته‌ترین چهره است. اوزودینما طی چند سال اخیر با انتشار چند کتاب داستان، توجه بین‌المللی فراوانی را در عرصه‌های ادبی به خود جذب کرده‌است.

*درس‌های واقعی از زندگی‌های واقعی

 زنان و رهبری

همان‌طور که از عنوان فرعی این کتاب قابل مشاهده است، جولیا گیلارد و انگزی اکنجو، با استفاده از زندگی و کارنامه زنانی که رهبری نهادهای بزرگی را در اختیار دارند، زنان دنیا را به عرصه کلان مدیریت دعوت کرده‌اند. گیلارد رهبر حزب کارگر استرالیاست که پیش‌تر به عنوان نخست وزیر این کشور مشغول به کار بود. افراد دیگری هم در این کتاب حضور دارند که از بین آن‌ها می‌توان به نام‌هایی چون هیلاری کلینتون، ترزا می، جاسیندرا آردرن، جویس باندا، کریستین لاگارد، الن سرلیف، میشل باشله و ارنا سالبرگ اشاره کرد. این کتاب از زنان و کل جهان دعوت می‌کند که رهبری دنیا را با برابری جنسیتی بیشتری در دست بگیرند. در حال حاضر زنان سهمی کمتر از 10 درصدی در بین رهبران ملی جهان دارند. در ورای این آمار عجیب، الگویی از نابرابری در دسترسی به قدرت وجود دارد. این کتاب در گفت‌وگو با زنان برجسته‌ای که بالاتر از آن‌ها نام برده شد، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا زنان بیشتری در سطوح بالای مدیریتی حضور ندارند. قطعاً خواندن این کتاب برای تمامی زنان، در هر گروه سنی، بسیار مفید است، اما مردانی هم که به ساختارهای نامرئی نابرابری‌ساز وقوف ندارند، از مطالعه آن بهره فراوانی می‌برند.