
زمانی که کسب وکاری را کلید می زنید، اینکه بدانید باید چه موضوعی را در اولویت بگذارید، دشوارتر از همیشه است. کارها روی هم تلنبار می شود، وظایف متعدد تعریف می شود و گرفتاری ها یکی و دوتا نیست. در روزها، ماه ها و یک سال نخست هر کسب وکاری، شنیدنی در این باره کم نیست. صاحبان کسب وکارها از اولین روزهای دشوار کار می گویند و یک نکته اصلی در همه این خاطرات، طاقت فرسا بودن اولویت بندی است.
آینده نگر
گراهام کوخرین از جمله افرادی است که این روزها را تجربه کرده و کتابی با عنوان «چطور از چیزی که بلدید، پول در بیاورید» نوشته است. او امروز به عنوان مربی کسب وکار به بیش از 2800 مشتری در سراسر جهان مشاوره می دهد. او می گوید دشواری اولویت بندی از مشکلات جاری در تاسیس کسب وکارهاست و استراتژی های وجود دارد که به مردم کمک می کند این اشتباه ها را تکرار نکنند. کوخرین می گوید «ماموریت من این است که به مردم یاد بدهم چطور از آنچه درباره آن هیجان و ذوقی دارند، پول در بیاورند. کاری که من انجام داده ام این است که زندگی ام را از کسی که با کوپن غذا می خرید و می خورد به کسی تبدیل کردم که امروز دو کسب وکار آنلاین را مدیریت می کند».
کوخرین امروز یک بلاگ فعال در زمینه موسیقی به اسم The Recording Revolution دارد. او هم چنین یک شرکت آموزشی در زمینه کارآفرینی را مدیریت می کند. اما به گفته خودش تنها پنج ساعت در هفته را در دفتر کارش به انجام این امور اختصاص می دهد و درآمد او در ماه به 160 هزار دلار می رسد. این جوان 39 ساله برای یک ماه نخست تاسیس هر کسب وکار ارزش دیگری قائل است. او به 3 هزار مشتری اش و هر علاقمندی به کارآفرینی توصیه کرده 30 روز راه اندازی کسب وکار را جدی بگیرد و به این نکات در این یک ماه توجه کند:
*اول؛ درباره اینکه می خواهی زمانت را چطور بگذراندی تصمیم بگیر
بیشتر صاحبان کسب وکاری که می بینیم در وهله اول به این فکر می کنند که می خواهند چقدر پول در بیاورند. این نه تنها بد نیست بلکه می توان گفت نقطه شروعی عالی برای یک کسب وکار است. اما مشکل این است که فکر کردن به پول برای شروع، کافی نیست. کسب وکار شما به زندگی شما خدمت کند، و هیچ انتظار دیگری جز این نباید از آن داشت. بدترین حالت این است که شما زندگی تان را برای خدمت به کسب وکار صرف کنید. بنابراین باید مطمئن شوید که کسب وکارشما با امیدها، رویاها و اهدافی که دارید در سازگاری است. برای اینکه بدانید به سازگاری زندگی و کسب وکارتان محقق می شود، این 3 پرسش را از خود بپرسید:
1.یک روز عالی برای شما چه شکلی است؟
برای پاسخ به این پرسش فقط به این فکر نکنید که چه کارهایی را به طور معمول انجام می دهید. مهم است که کارهای دیگر را در پاسخ در نظر بگیرید. برای مثال فعالیت های ورزشی که در طول روز انجام می دهید، یا دید و بازدید با خانواده و دوستان را هم در پاسخ ببینید.
2.می خواهید در یک هفته چند ساعت کار کنید؟
برای میزان کار در هفته یک استاندارد در جهان تعریف شده که در کشورهای مختلف با چند ساعت تغییر اندک توسط کارفرمایان برای کارکنان اجرا می شود. به طور معمول هر کارفرما از کارکنانش انتظار دارد در هفته دست کم 40 ساعت از زمان خود را به کار اختصاص دهند. زمانی که قرار است خودتان کسب وکاری راه بیندازند، لزومی ندارد از این استانداردها پیروی کنید. اما مهم است که بدانید تصمیم دارید چند ساعت در هفته کار کنید. باید بدانید چند ساعت کار در هفته برای کمک به انجام بهتر وظایف و اولویت بندی کارها به شما کمک می کند.
3.چند ساعت استراحت لازم است؟
بعضی به اندازه ای به کارشان عشق می ورزند که به استراحت توجهی ندارند. در مقابل، دیگرانی را می توان یافت که بیش از کار کردن به استراحت توجه دارند. برای این افراد مهم است که به درآمدی برسند که در زمان استراحت زندگی آن ها را تامین کند. منبع درآمدی که از فعالیت نشات نگیرد.
*دوم، مدل کسب وکار خود را ساده کنید
زمانی که موسسه آموزش موسیقی را راه انداختم، مردم به من می گفتند باید نت هایی که برای فروش آماده کرده ای را در مهمانی بنوازی، مهمانی راه بیندازی و تبلیغ کنی تا رشد کنی. من به جای اینکه خودم را با انجام این کارها که به نتیجه بخش بودن آن ایمان نداشتم خسته کنم، مشغول کنم، تصمیم گرفتم همه چیز را ساده تر از آنچه می گفتند اجرا کنم. برای همین تنها بر انجام سه کار تمرکز کردم. نخست، برای وبلاگ و کانالم در یوتیوب محتوای هفتگی آماده کردم. فهرست مخاطبانم در ایمیل را بالا بردم و تلاش کردم محصولاتی که در ازای عرضه آن پول دریافت می کردم را تبلیغ کنم. این سه کار برای کسانی که در مراحل اولیه کسب وکارشان قرار دارند، بسیار مهم است. اگر تازه شروع کرده اید، تلاش کنیم محتوایی تولید کنید و مخاطبان آن محتوا را بیشتر کنید. لزومی ندارید این محتوا کامل و بی نقص تهیه شود. می توانید در عین انجام دیگر کارها تبلیغ کنید و تبلیغ ها را تکرار کنید. زمانی که از مخاطبانتان بازخورد بگیرید، می توانید محصولات تازه ای تولید کنید. محصولاتی که براساس خواسته های مخاطبان شماست.
*سوم؛ بعضی وظیفه ها را هر روز انجام می دهید، اما لزومی ندارد؛ آن ها را کنار بگذارید
از دیگر نکاتی که باید درباره آن با خودتان به نتیجه برسید، تشخیص این است که انجام کدام کارها به درآمدزایی بیشتر کسب وکارتان کمک می کند. بله! ما در اینجا از لزوم توجه به خانواده و استراحت می گوییم اما هدف دادن وقت کاری است که به عنوان صاحب یک کسب وکار باید از آن اجتناب کنید. هم چنین نباید فراموش کنید که عدم فرسودگی شما در فرایند راه اندازی کسب وکار به اندازه هدر ندادن وقت اهمیت دارد. وظایفی که اهمیت ندارد را کنار بگذارید. البته منظور من فقط وظایفی نیست که خارج از فضای کسب وکار برای خودتان تعریف می کنید. بسیاری از آدم ها در روزهای نخست درگیرند که هر کدام از برچسب ها در وب سایتشان چه رنگی داشته باشد. در آن روزها رسیدن به اهداف هرچند کوچک برای تقویت روحیه اهمیت پیدا می کند، به همین دلیل صاحبان کسب وکارها فکر می کنند با به نتیجه رسیدن درباره رنگ برچسب ها کاری از پیش برده اند. اما زمانی که از خودتان بپرسید این تغییر و تحول ها چه کمکی به درآمد بیشتر می کند، مشخص می شود که وقتتان را تلف کرده اید یا نه؟ درواقع هیچ کدام از این کارها به پول درآوردن کمکی نمی کند. پیش از انجام هر وظیفه این سه پرسش را از خودتان بپرسید:
1.این کار قرار است به نتیجه ای برسد. نتیجه ای که از آن انتظار دارم چیست؟ آیا انجام این وظایف یعنی رسیدن به پول بیشتر؟
2.می توانم بین انجام این وظایف و رسیدن به درآمد بیشتر ارتباط مستقیمی برقرار کنم؟
3.هزینه انجام ندادن این کار و یا انجام این کار به جای کار دیگر در کسب وکار من چقدر است؟
*چهارم؛ لذت بردن از کار را در اولویت بگذار
تشخیص اینکه کاری را با عشق انجام می دهید یا نه برای دیگران سخت نیست. در واقع مردم بهترین داور در این زمینه اند. آن ها می توانند به آسانی تشخیص بدهند صاحب یک کسب وکار کارهایش را در قبال آن ها براساس عشق و علاقه انجام می دهند و یا صرفا به دنبال پول بیشتر است. اگر علاقه را با کار مخلوط کنید، ارتباط عمیق تری با مخاطبان و مشتریانتان برقرار می کنید. ارتباطی عمیق و البته طولانی مدت. فرسودگی نتیجه صرف وقت برای انجام کارهایی است که برای شما معنایی ندارد. و این چیزی نیست که شما از راه اندازی کسب وکار دنبال می کنید. یکی از نکاتی که همیشه به شاگردانم می گویم، همین چارچوبی است که هر کارآفرینی در روزهای نخست سفر کارآفرینی اش باید به آن توجه کند. کسب وکاری را کلید بزن، آن هم درباره چیزی که به انجام آن علاقه داری و برای 10 سال آینده، از انجام آن لذت ببر.