برای اقتصاد ایران چه باید کرد؟

تقدم اصلاح نظام گزینش شایستگان در اصلاحات نهادی

تاریخ 1401/11/08 ساعت 11:45

اگر می‌خواهید درباره دلایل مشکلات مزمن اقتصادی ایران و راه رهایی بدانید، این مقاله را بخوانید.

سهراب دل‌انگیزان دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی کرمانشاه/آینده نگر

1.مدخل

آبستنی فرایندی است که از زمان کاشت نطفه تا زمان زایش پنهان مانده و پس از زایش است که نوزاد جدید وارد عرصه زندگی می‌شود. پس از آن، این نوزاد است که با استفاده از حمایت مادر و رشد خود، رفته‌رفته می‌تواند بزرگ شده و در مراحل بعدی رشد روی پای خودش بایستد و از موجودیت خود محافظت کند. سپس که دوران رشد را طی کرده و به بلوغ کامل رسید، دوران باردهی و اقدام و نتیجه‌بخشی او فرامی‌رسد. بر این اساس می‌توان در اقتصاد نیز این‌گونه تصور کرد که برخی اتفاقات یا تصمیمات، نطفه پدیده ویژه‌ای را در رحم اقتصاد می‌گذارند و سپس این نطفه با اخذ مواد غذایی از بند ناف متصل‌شده به خلق‌کنندگان پدیده، تغذیه شده و بعد از طی دوران آبستنی، زایش صورت می‌گیرد. بعد از زایش هرچند پدیده نوزاد متولد شده است، ولی به علت عدم توانایی اثرگذاری و منشأ اثر بودن آن، همچنان جامعه نمی‌تواند در مثبت یا منفی بودن اثر آن چیزی را مشاهده کند. تنها پس از طی کردن دوران رشد و رسیدن به بلوغ است که پدیده وارد دوران اثرگذاری و محافظت از خود و تغییر فرایندهای پیرامونی خواهد شد.

 

  1. بحث

2-1. علل بنیادی

از مهم‌ترین مشکلات علّیِ اقتصادی این است که پدیده‌های ناراست نهادی در سپهر اقتصادی یک کشور، مانند قطع رابطه نظام اقتصادی کشور با اقتصاد بین‌الملل (تحریم)، نظام گزینش و غربالگری کارکنان و مدیران و نمایندگان، وابستگی شدید به نفت، جریان‌ها و چرخه‌های انحصاری و انحصارزایی، فساد اداری گسترده، رانت و رانت‌جویی گسترده، عدم شفافیت، حضور ناشایستگان در مصدر تصمیمات اقتصادی و ملی، گروه مجریان نابلد و ناتوان حوزه‌های اقتصادی، ردیف‌های رانتی و ناراست هزینه‌ای و درآمدی در بودجه‌های سالیانه، وجود احکام و سیاست‌های اقتصادی - محیط زیستی بالادستی متناقض و ویران کننده، نظام اداری ناکارآمد، نظام قضایی ناکارآمد، نظام بانکداری مرکزی و تجاری ناکارآمد، و... عواملی هستند که نطفه آنها از سال‌ها قبل بنیان نهاده شده و امروز که هریک جوانی رشید و جنگاور در حوزه فعالیت خود هستند، نمی‌توان به سادگی با آنها مبارزه کرد و آنها را از میان برداشت. هریک از این حوزه‌ها در شرایط کنونی برای خود دستگاه و سازمان و فرایندهایی نهادسازی‌شده و گاه قانونی دارند و چنان در حیطه اثرگذاری و نفوذ خود گسترده و محکم شده و برای معرفی خود رنگ و لعاب و تبلیغاتی اغواکننده ارائه می‌دهند، که حتی برای متخصصان و کارشناسان باتجربه نیز بیم فریفته شدن هست.

2-2. معلول‌های شکل‌گرفته در سطح یک که خود علت‌های قدرتمندی برای انحرافات بعدی در اقتصاد و سبک زندگی هستند

در شرایط کنونی کشور که این‌گونه به بار نشسته است، محصولات فرایندهای علّی و پدیده‌های معلولی چون تورم مزمن و مزمن، رشد نقدینگی ویران‌کننده، فقر گسترش یافته و نهادی شده در سبک زندگی، کوچک شدن طبقه متوسط، سبک زندگی اجتماعی سازگارشده با فساد زمینه‌ای (شامل تمایل و استفاده بالا از پارتی‌بازی برای اشتغال، وام، دنبال دلال گشتن در حوزه پرونده‌های قضایی و یا تمایل به پرداختن رشوه برای گرفتن مجوزهای فعالیت)، بودجه سالیانه‌ای ناکارآمد و با منابع و مصارفی دارای انحراف جدی که سرچشمه جوشانی برای این انحرافات رفتاری و غیر عقلانی در تخصیص منابع است، بازار ارزی که مانند یک لنگر غلتان هربار اقتصاد ایران را درگیر مسیری جدید می‌کند و با هر جریان زیر سطحی، انتظارات و هزینه‌های تولید را با خود به سمت گردابی عمیق‌تر و سخت‌تر می‌برد و ناخدا یا خواب است، یا سکان‌داری بلد نیست و یا او را توان سکان‌داری و سکان‌گیری این کشتیِ ازکف‌رفته نیست.

 

2-3. بی رحمی فراگیر، نتیجه مخربی که در پایین‌ترین سطح رفتار همه فعالان اقتصادی و اجتماعی قابل مشاهده است

در شرایط کنونی که نه تنها فعالان دلالی و احتکار و تقلب در حوزه تولید و فروش محصولات مصرفی و غذایی و دارو برای جان مردم هیچ ارزشی قائل نیستند، و یا بخش‌های اداری در انجام کارهای مورد درخواست و قانونی ارباب رجوع آنها را به سمت و سوی تأخیر و آشکارسازی تمایل به پرداخت هدایت می‌کنند، بلکه افراد زیادی در بخش درمان و پزشکی به پدیده پول‌پرستی افراطی و معاوضه جان در مقابل پول روی آورده‌اند، مشاهده جدی روزهای اخیر نشان می‌دهد که حاکمیت در برخورد با معترضان خیابانی نیز به جای گفت‌وگوی سازنده مدنی، خشونت داغ را در مقابل معترضان به راحتی ترجیح داده و بی رحمی افراطی در مقابله با جامعه را همراه خشونت عریان کرده است. مشاهده می‌شود که نهادهای رفتاری گروه‌های مختلف پرورش‌یافته در اکوسیستم فساد، زیر سیستم‌های اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته هم فاسد هستند و هم بی‌رحم و خشن و هیچ فرق ندارد با چه گروهی مواجه هستید، هر گروهی که در مقابل شما باشد به خونتان تشنه و برای مرگ شما آماده است، و...

نکته اساسی این است که همه این فرایندها و نهادهای فاسد و خطرناکی که هم‌اکنون در حال فعالیت و نابودسازی جامعه مدنی هستند، هریک دورانی از کاشت نطفه، آبستنی، رحمی که آنها را پرورش داده تا به دنیا آورده است، مادری که آنها را بزرگ کرده و مدرسه‌هایی که آنها را آماده ساخته‌اند تا به امروز برسند بوده‌اند. هیچ‌کدام به صورت یکباره و انفجاری به وجود نیامده‌اند. لذا موضوع چیستی آنها بازگشت به نحوه شکل‌گیری و رشد و بلوغ آنها از یک سو و عملکرد و تسلط کامل آنها بر همه ارکان کشور از سوی دیگر است.

 

  1. چه می‌توان کرد؟

سؤال اینجاست که آیا نظریه‌ای علمی می‌تواند شرایط و رفتار اقتصاد ایران را به گونه‌ای تبیین و تشریح کند که بتوانیم از دل این تشریح درست به شناسایی بازیگران واقعی، تعریف متغیرهای اصلی بازی، روابط دقیق و درست بین متغیرها و مدل‌هایی جهت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اصلاح و ترمیم این محیط دست یابیم؟ آیا می‌توان مسیر اصلاح و تغییر به سمت بهبود ساختاری و نهادی را شروع کرد؟

پاسخ به این سؤال حتماً بسیار پیچیده است. ولی همواره زمانی می‌توان به مسیر امیدوار بود که در دو حوزه اساسی حرکت به سمت بهبود درونی شده و به یک اراده جمعی و اساسی برای اصلاح و بهبود تبدیل گردد. ابتدا از مسیر بالا به پایین اقتصاد است و همه نهادهای رسمی و غیر رسمی بالادستی اقتصاد را در بر می‌گیرد که باید اراده و اقدام لازم و کافی را در این حوزه داشته باشند و دوم از مسیر پایین به بالا است که باید از پایین‌ترین لایه‌های اجتماعی این درخوست به صورت منطقی نطفه ببندد و فریاد زده شود. هرچند می‌توان گفت که ساختارهای فاسد و ناراست همواره دارای قدرت‌هایی ماورایی و بزرگ هستند که همه این اراده‌ها و فریادها را از درون سترون و نازا می‌سازند، ولی خوب نباید که ناامید ماند و همیشه باید این امید را داشت که از نو شروع کرد و یا قابلیت شروع کردن را مهیا ساخت.

 

3-1. تجارب بین‌المللی

تجارب کشورهای جهان در حوزه اصلاحات بنیادی و نهادی و فسادزدایی و رانت‌زدایی بنیادی از اقتصاد نشان می‌دهند که این امکان وجود دارد. تجارب کشورهایی چون سنگاپور و گرجستان در بین کشورهای جهان از بهترین‌ها است. هرچند تجارب کشور-شهری چون دوبی و یا کلاً کشور امارت متحده عربی نیز در این حوزه قابل توجه و الگوگیری است.

ابتدای هر فرآیند اصلاحی این است که ساختارهای غلط در ابتدا شناخته‌شده و کنار گذارده شوند. این ساختارهای غلط همواره از ساختار تعریف و انتخاب شایستگان شروع می‌شود. چراکه این شایستگان حقیقی هستند که می‌توانند راست را از ناراست و درست را از نادرست تشخیص داده و ساختارها و فرایندهای ناراست و نادرست فسادزا را کشف و کنار بگذارند. ذاتاً یک ساختار و فرایند ناراست و نادرست نمی‌تواند فرزندی درست و صالح تحویل دهد. اینجاست که اصلاحات نمایشی و در حد تغییرات در بزک سیاست‌ها و پست‌های مدیریتی نمی‌توانند نتایج قابل‌قبول به دست دهند و باید که با اصلاح ساختارهای ناراست شروع کرد. اولین و اصلی‌ترین ساختار البته که ساختار تعریف و انتخاب نماینگان، مدیران و شایستگان و نظام گزینش کارکنان است و این ممکن نیست مگر این که سازماندهی مجددی از این حوزه شروع شود. همین بخش است که بالاترین تنش‌ها و تضادها را در بر خواهد داشت ولی بدون این اصلاح نهادی هیچ تغییر مفیدی امکان ندارد. اصلاح شاخصه‌های تعریف شایسته از شاخص‌های دارای قابلیت ریاکاری به سمت شاخص‌های حقیقی و صریح کارآمدی الزام اولیه است.

 

3-2. نتیجه

لذا با این توضیح و تبیینی که از موضوع صورت گرفت، هر نوع اصلاح ساختاری و نهادی و فرایندی که در آن قصد داشته باشیم وارد یک مسیر ایمن برای فسادزدایی، رانت‌زدایی، انحراف‌زدایی، ناراست‌زدایی، نادرست‌زدایی و پستی و پلشتی‌زدایی از ساختار یک اقتصاد گردیم، که در نتیجه آن بیماری‌هایی از جنس تورم مزمن و بیکاری و فقر درمان‌پذیر شوند، اولاً از مسیر نظام تعریف و انتخاب و به‌کارگیری شایستگان واقعی گذر خواهد کرد و ثانیاً این مسیر، سریع و زودهنگام نخواهد بود و باید در آن مسیر منتظر رفتارهای خطرناک نهادهای فاسد و رانت‌جو در مقابل خود باشیم.

نکته: درصورتی‌که یک سیستم فاسد و رانتی از درون به سمت اصلاح نهادی و ساختاری هدایت نشود، این ظرفیت را دارد که خود از درون خود را نابود سازد و انتظارات و منافع متناقض گروه‌های ذی‌نفع، آن‌ها را نه به یک هم‌سفرگی، بلکه به سمت یک جنگ بنیادبرانداز هدایت خواهد کرد.