
تحریمهای بینالمللی و داخلی با اقتصاد ایران چه کرده است؟ پاسخ این پزسش را در مقاله پیش روی بخوانید.
احسان شمس تحلیلگر سیاست خارجی/آینده نگر
تحریمهای خارجی موضوعی قدیمی در این سرزمین است. دراینباره میتوان از تحریم مربوط به روم نام برد که به خاطر جنگهای طولانی ایران و روم، و با هدف تضعیف اقتصادی ایران، راه ابریشم (شاهراه تبادلات تجاری آن زمان) توسط رومیها تحریم و بسته شد و مسیر چین - هندوکش - بلخ - خراسان - آذربایجان به روم از رونق افتاد و تجار مسیر چین - سیلان - عدن – مکه - روم را جانشین کردند. این موضوع حساسیت حکومت ساسانی را برانگیخت، تا به همین علت یمن را نیز به خاک خود ضمیمه کنند. اما این اقدام آنقدر دیر بود و اعراب مکه آنقدر قدرت گرفتند که دو ابرقدرت جهانی آن روز یعنی ایران و روم را به چالش بکشند. واقعهای دیگر تحریم طلا از سوی دولت عثمانی علیه ایران صفوی به جرم عدم قبول خلافت باب عالی است که شاهعباس آگاه -برخلاف شاهان ساسانی- با زمانشناسی درست اتحاد با اروپاییان، ملی سازی ابریشم در شمال و توجه به خلیجفارس (ازجمله آزادسازی هرمز و بندر مهم گمبرون که بعداً به افتخارش بندرعباس نامیده شد) را راه مقابله با تحریم قرار داد و در خنثیسازی آن کاملاً موفق بود؛ هر چند اخلاف او هوش پدر را نداشته و حرمسراداری را به مملکتداری ترجیح دادند. تاریخ ایران نوین بعد از انقلاب 1357 هم از روز اشغال سفارت آمریکا تاکنون با انواع و اقسام تحریمهای خارجی دستبهگریبان است. تحریمها علیه ایران را میتوان در دو گروه بینالمللی و داخلی تقسیم کرد:
الف: تحریمهای بینالمللی
تحریمهایی که توسط سازمان ملل متحد یا ارکان آن سازمان و یا دیگر اتحادیهها یا نهادهای بینالمللی صورت گرفتهاند:
برنامه هستهای ایران همیشه برای غرب حساسیتزا بوده است. مضافاً بعد از گزارشهایی که سازمان مجاهدین خلق در مورد برخی از برنامههای هستهای ایران به دستگاههای امنیتی غربی دادند این حساسیت دو چندان شد. با ورود آژانس به قضیه، ایران تلاش کرد تا مسائل را از طریق مجاری دیپلماتیک حل و فصل کند که در نهایت منجر به توافق سعدآباد شد. توافق سعدآباد با بدعهدی ترویکای اروپایی و کارشکنی داخلی به بن بست رسید و در ایران دولتی رادیکال به سرکار آمد و همزمان رشد قیمت جهانی نفت، نوخاستگان قدرت را به بدمستی کشاند. برنامه هستهای به سرعت پیش رفت و آژانس با همکاری اوباما- مدودوف موضوع ایران را به عنوان تهدید صلح جهانی به شورای امنیت ارسال کرد. قطع نامههای شورای ذیل فصل ششم و هفتم یکی بعد از دیگری صادر میشد و پاسخ دیپلماتیک تهران تنها این بود: «آنقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامهدانتان پاره شود». غافل از اینکه عربستان قیمت نفت را به پایین میکشد و جامعه جهانی از تبادلات مالی با ایران خودداری میکنند. یکشبه دلار هزار تومانی، سه هزار تومان شد. دولت به جای کنترل سیاسی اوضاع در دوبی دلارپاشی میکرد. دعوای دیرهنگام لاریجانی- احمدینژاد هم تنها خوراک خوبی برای روزنامههای داخلی بود و هیچگونه ارزش ملی نداشت. با آمدن دولت روحانی پرونده هستهای به دستگاه دیپلماسی کشور سپرده شد و در نهایت با امضای برجام قطعنامههای سازمان ملل به موجب قطعنامه 2231 برچیده شد.
خروج ترامپ از برجام طرف ایرانی را مجاب به توسعه دوباره برنامه هستهای خود کرد و در مقابل نیز اسراییل دست به خرابکاری گسترده و ترور در ایران زد. هردو طرف ماجرا بدون توجه به عواقب کار، ترمزبریده به سمتی مخالف تعهدات پادمانی و برجامی در حال حرکتاند و در نهایت سومین قطعنامه آژانس نیز در محکومیت عدم همکاری پادمانی ایران و مشکلات مربوط به سه نقطه اعلامنشده برنامه هستهای صادر شد و با این روند دیر نیست که دوباره موضوع به شورای امنیت ارجاع شود. ارجاع ایران به شورای امنیت یعنی دوباره کارت بازی بودن ایران برای روسها که هماکنون در باتلاق جنگ اوکراین و تحریم گرفتارند.
تحریمهای اکثراً اقتصادی با اهداف اتمی و حقوق بشری که اتحادیه اروپایی با رهبری فرانسه و آلمان علیه ایران اعمال مینماید. این تحریمها خصوصاً بعد از 2007 و همچنین قضایای اسدالله اسدی در بلژیک سرعت بیشتری گرفت و عموماً افراد داخل در حاکمیت را مد نظر دارد.
کارگروه اقدام مالی مشترک، ایران را در لیست سیاه ویژه خود در کنار کره شمالی قرار داده است که به موجب آن نه تنها تهران از امتیازات مربوط به کارگروه ازجمله دسترسی به بازارهای مالی – بانکی و بیمهای و از همه مهمتر سوییفت محروم است بلکه کشورهای عضو به مقابله حقوقی با ایران تشویق میشوند. برای رهایی از این تحریمهای خود خواسته راهی جز پذیرش قواعد آن مربوط به پولشویی و تأمین مالی تروریسم وجود ندارد.
ب: تحریمهای داخلی
تحریمهایی که کشورهای شمال به موجب قوانین داخلی خود به بهانههای حقوق بشری یا هستهای علیه اقتصاد ایران اعمال مینمایند:
ابزار استفاده از تحریمهای اقتصادی برای فلج کردن کشورهای متخاصم مورد علاقه ویژه آمریکاییهاست. آنان با کمترین هزینه بیشترین دستاورد سیاسی را از راه تحریمها به دست آورده و میآورند. خصوصاً آنکه به تجربه دریافتهاند در کنار تحریمها، بالا بردن هزینههای امنیتی در کشور متخاصم نیز بهترین زوج مخرب خواهد بود. جنگ ستارگان کاتالیزور فروپاشی شوروی در کنار تحریمهای مالی و علمی بود. در مورد ایران بعد از 1357، اشغال سفارتخانه خیابان طالقانی بهانه کافی برای قطع روابط دیپلماتیک و شروع تحریمها در دوره کارتر را داد. این تحریمها و وضعیت اضطرای هر سال علیه ایران تمدید شده و هر بار تحریمی جدید بر آن افزوده میشود. تحریمهای ایالات متحده دو گروه است: اول تحریمهای دولت که در زمان کارتر آغاز شده و در دوره کلینتون (1997) نفت و گاز ایران هم به آن افزوده شد. در دوره بوش ادامه یافت و در دوره اوباما با سیاست قدرت هوشمند به اوج خود رسید. خصوصیات تحریمها آن است که در قالب فرمان اجرایی است و با دستور رئیس جمهور وضع و لغو میشود. این تحریمها با برجام معلق شد و با حضور ترامپ در کاخ سفید تحت عنوان سیاست فشار حداکثری با شدت بی سابقهای از سر گرفته شد. اهداف این تحریمها شامل موضوعات: علمی و فناوری، نظامی، کشتیرانی، اقتصادی، نفت، بیمه و تجارت بینالمللی است. دوم تحریمهای کنگره که بموجب قانون ایلسا (که بعداً با خروج لیبی به ایسا تغییر نام داد) در سال 1996 توسط سناتور داماتو مطرح و تصویب شد و علاوه بر آن قانون کاتسا نیز در سال 2017 به آن فزوده شد و کشورهای همکار با ایران را مشمول جرائم سنگین مالی قرار داد. خصوصیت این تحریمها ان است که تنها به موجب قانون کنگره برچیده میشوند از همین رو قسمت عمده مذاکرات برجامی را به خود اختصاص دادند.
کانادا بعد از قتل زهرا کاظمی روابط خود را با تهران قطع کرد و هر روز با اهداف حقوق بشری و بخصوص بعد از قطعنامه 1737 علیه ارگانها و افراد بسیاری تحریم وضع نموده است، تا جایی که میتوان گفت اکنون هیچ نهاد دولتی - امنیتی - اقتصادی در ایران نیست که مشمول تحریمهای کانادا قرار نگرفته باشد. بریتانیا نیز از سال 2007 این تحریمها را تشدید کرده و افراد و نهادهای خاص را مورد تحریم قرار داده است.
سایر کشورها نیز با توجه به وجود عمده سرمایه جهانی در کشورهای پیش گفته، از همکاری بخصوص اقتصاد و خرید نفت ایران خودداری مینمایند. پرونده بانکها بسیاری که به خاطر همکاری با ایران مشمول جرائم سنگین قرار گرفتهاند در پیش روی فعالان اقتصادی دنیا قرار دارد. این موضوع منجر به عدم سرمایهپذیری ایران شده است. علاوه بر این شرایط اقتصادی – اجتماعی ایران نیز منجر به خروج سرمایههای موجود در کشور شده است. همه اینها کاهش کیک اقتصادی کشور را به دنبال داشته که در نهایت مشکلات اجتماعی و امنیتی خواهد داشت؛ آنچه مطلوب تحریمکنندگان است.