
اصولا وقتی دو ابرقدرت با یکدیگر وارد چالش میشوند باید بر سر میز مذاکره بنشینند و با یکدیگر حرف بزنند. اما به نظر میرسد که چین و آمریکا تمایلی به گفتوگو و حل چالشها با یکدیگر ندارند. این مسئله میتواند به ضرر اقتصاد جهان تمام شود.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
زمانیکه شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین و جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا به بالی در اندونزی سفر کردند این پرسش مطرح بود که آیا آنها در هوایی گرم، گفتوگویی سرد خواهند داشت یا خیر. بایدن از زمانی که وارد کاخ ریاستجمهوری در آمریکا شده، با همتای چینی خود دیدار نکردهاست. نکته اینجاست که این روزها رابطه چین و آمریکا به عنوان دو ابرقدرت بزرگ و مهم، با چالشهای بسیاری مواجه شده و ظاهرا برای حل چالشها، چارهای جز گفتوگو نیست. به هر حال، قدرتهای بزرگ سعی دارند مدام برای اثبات برتری خود، با یکدیگر شاخوشانه بکشند. به همین خاطر است که گفتوگو میان چین و آمریکا از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بایدن از زمانیکه قدم به کاخ ریاستجمهوری آمریکا گذاشته، کشورش را در رقابتی سخت و نفسگیر با رقیبی پرخاشگر و خشن یافتهاست: چین! رئیسجمهوری چین سعی دارد با قراردادهای مختلف در نقاط متفاوت جهان، سروشکلی جدید به نظم جهانی بدهد و قدرت چین را در جهان به نوعی برای همگان تعریف کند. میتوان گفت که شی جینپینگ به این باور رسیده که آمریکا در حال سقوط است و برای اینکه به پرتگاه نیفتد، چارهای ندارد جز اینکه با چین متحد شود. حالا به نظر میرسد دو کشور وارد دوران تاریکی از روابط خود با یکدیگر شدهاند و به نوعی سرگرم جنگ سرد هستند. در واقع وضعیتی که در آن قرار دارند شبیه به جنگ سرد است. همیشه راههای گفتوگو میان دو کشور چین و آمریکا بسیار کم و اندک بوده اما تجربه ثابت کرده که هر گاه کشورها وارد دورههای پرتنش میشوند، راهی نیست جز اینکه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. چین و آمریکا هم اکنون در این وضعیت قرار دارند و باید با یکدیگر گفتوگو کنند.
برخی کارشناسان میگویند بایدن اشتیاق زیادی دارد که با چینیها گفتوگو کند. البته او به صورت کلی رویکرد سختگیرانهای نسبت به چین دارد. او سعی دارد در بسیاری از موارد چینیها را محدود کند و از این طریق جلوی پیشرفت بیشتر آنها را بگیرد. تایوان هم یکی دیگر از ابزارهایی است که آمریکا سعی دارد از طریق آن، چین را تحت فشار قرار دهد. این جزیره به شکلی مستقل اداره میشود اما چین ادعا میکند که این کشور بخشی از سرزمین مادر یعنی چین بودهاست. البته فعلا دغدغههای مشترک نظیر تغییرات اقلیمی باعث شده دو کشور کمی به یکدیگر نزدیک شوند.
*رابطهای که قفل شدهاست
جمهوریخواهان در صورت پیروزی در هر سطحی از کنگره گرفته تا ریاستجمهوری، میتوانند ترمز رابطه میان چین و آمریکا را بکشند و به نوعی مانع ارتباط میان دو کشور شوند. در واقع آنها هر پیشرفتی در رابطه با چین را دشوار میکنند و اجازه آن را نمیدهند. برای مثال جمهوریخواهان با در اختیار داشتن کنترل مجلس نمایندگان، میتوانند تحقیقاتی را در رابطه با چین آغاز کنند. حتی پیروزی کوین مککارتی به عنوان سخنگوی مجلس نمایندگان میتواند بحرانساز باشد چرا که او گفته در نخستین اقدامات به تایوان سفر خواهد کرد و سفر به تایوان به نوعی میتواند رابطه میان چین و آمریکا را خراب کند. چین بارها تاکید کرده که دخالت آمریکا در زمینه تایوان میتواند با واکنشهای نظامیاش همراه شود.
طرف چینی هم چالشهایی دارد که وضعیتش را سخت و پیچیده میکند. برای مثال شیوه تثبیت قدرت از طرف شی جینپینگ بسیار بحثبرانگیز شدهاست. میتوان گفت شی جینپینگ هم باید راهی برای گفتوگو با بایدن پیدا کند. البته او در خانه، سیاست ضد آمریکایی را به راه انداخته و مدام از آمریکاییها بد میگوید. برخی از مقامات چینی، مواضع متفاوتی دارند. اما به هر حال اکنون باید با رئیسجمهوری خود همراه شوند. اخیرا شی جینپینگ به مقامات کشورش گفته باید منتظر وزش باد در دنیای سیاس باشند. این یعنی قرار است اتفاقات بزرگ و مهمی در رابطه با چین و آمریکا رخ دهد.
بعید است چین سیاستهای خود را در ارتباط با آمریکا تغییر دهد. بایدن هم احتمالا به مسیر خود ادامه میدهد. به این ترتیب، شاید شخصی که بعد از بایدن میآید، شکل رابطه با چین را برای آمریکاییها عوض کند. مسلما دو کشور اکنون راهی جز صحبت کردن با یکدیگر ندارند با این حال راهکار کودکانهای را انتخاب کردهاند: حرف نزدن و قهر کردن! مردم جهان هم باید در این شرایط، فقط امیدوار باشند که روی دو ابرقدرت جهان با هم آشتی خواهند کرد.